ابهام زمان بهرهبرداری لایه نفتی پارس جنوبی
به گزارش فارس، اخیرا موسی سوری مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس که مدیریت توسعه میدان فوق عظیم پارس جنوبی را بر عهده دارد در گفتوگو با یکی از رسانههای رسمی کشور از بهرهبرداری از لایه نفتی پارس جنوبی تا اردیبهشت سال آینده خبر داده است.
مصاحبه سوری به جز این مساله که به دقت به آن خواهیم پرداخت، نکات مهم دیگری را نیز در بر دارد که توجه به آنها نیز بی راه نخواهد بود.
۱- ادعای بهرهبرداری از لایه نفتی A2 (که در مصاحبه سوری، کیوان یا C1 معرفی شده است) در اردیبهشت ماه ۹۰ در حالی مشروط به خرید کشتی FPSO دانسته شده است که تقریبا همه فعالان صنعت نفت میدانند از زمان سفارش برای ساخت کشتی مذکور لااقل به دو سال زمان برای تحویل گرفتن آن مورد نیاز است. این در حالی است که وزیر نفت در مهرماه سال جاری دستور تامین منابع مالی برای سفارش خرید شناور چند منظوره FPSO را صادر کرده است و حتی در صورتی که پس از فراز و نشیب فراوان همزمان با دستور وزیر نفت منابع مالی تامین و با شرکت چینی به عنوان تنها پیشنهاد دهنده ساخت این کشتی قرارداد بسته شده باشد، قطعا این کشتی تا اردیبهشت ماه سال آینده آماده نخواهد شد. اگرچه پیگیریهای فارس حاکی است چنین اقدامی صورت نگرفته است.
۲- برای توسعه میادین نفت و گاز به خصوص میادین مشترک به جای دادن وعدههای پیاپی و بستن قراردادهای مکرر برای توسعه یک میدان، بهتر آن است که فرآیند تصمیمگیری درباره توسعه میادین اصلاح شود تا مانند لایه نفتی پارس جنوبی بهرهبرداری از آن با تاخیر ۷ ساله مواجه نشود و صنعت نفت مجبور نباشد هزینه های ناشی از این وعدهها و تاخیرها را به صورت دو چندان تحمل کند. به عنوان نمونه در حالی در مصاحبه اخیر سوری هزینه خرید کشتی FPSO قریب به ۸۰۰ میلیون دلار اعلام شده است که پیش از این هزینه خرید این کشتی در مقاطع مختلف در اظهارنظرهای رسمی و غیر رسمی مسئولان نفتی ۲۰۰، ۲۵۰ و یا حداکثر در سال جاری ۳۰۰ میلیون دلار اعلام شده بود. قابل توجه است که مبلغ اولیه قرارداد شرکت پترو ایران برای کل فرآیند توسعه لایه نفتی پارس جنوبی ۷ سال پیش ۲۲۵ میلیون دلار اعلام شده است.
۳- نکته مهم دیگر در این باره مساله به فعالیتهای انجام شده و در دست انجام این پروژه باز میگردد. سوری به درستی گفته است که ۶ حلقه چاه با ۱۰ حفره برای بهرهبرداری از این میدان نفتی حفر شده است و سکوی آن نیز در حال ساخت در یارد بندرعباس است . به اینها نصب جکت این میدان را نیز میتوان افزود،اما واقعیت آن است که در دو سال گذشته هیچ پرداختی از سوی نیکو به عنوان تامینکننده مالی پروژه به پیمانکار آن یعنی پترو ایران انجام نشده است و به همین دلیل ساخت سکو در بندرعباس متوقف شده و خرید کالای مورد نیاز پروژه نیز مدتهاست که قطع شده است.
بر این اساس چاههای حفر شده نیز با توجه به گذشت زمان و بلا استفاده ماندن نیاز به تعمیر دارند و بدون انجام تعمیرات هزینهبر و زمانبر امکان بهرهبرداری از این چاهها وجود ندارد،بنابر این وعده بهرهبرداری از لایه نفتی پارس جنوبی در اردیبهشت ماه سال آینده فارغ از موضوع خرید کشتی چند منظوره نیز چندان عملی به نظر نمیرسد.
۴- اما در مصاحبه سوری نکته امیدوارکننده ای نیز وجود دارد. وی هدف از بهرهبرداری از این میدان را تولید ۲۵ هزار بشکه نفت مدیوم(نه سبک و نه سنگین) اعلام کرده است. فارغ از کیفیت اعلام شده برای نفت که جای بحث جدی دارد و در صورتی که احتمال اشتباه درباره اعلام هدفگذاری ۲۵ هزار بشکهای تولید نفت را چه از سوی سوری و چه از سوی رسانه رد کنیم، این هدفگذاری جدید نوید دهنده برخورد واقعگرایانهتری لااقل با بخش A ۲ لایه نفتی پارس جنوبی است.
واقعیت آن است که در ابتدای بسته شدن قرارداد توسعه این لایه، برای تولید آن هدفگذاری ۳۵ هزار بشکهای در نظر گرفته شده بود اما حفاری چاههای اکتشافی و توسعهای توسط پیمانکار نشان داده MDP اولیه چندان دقیق و مطابق با واقعیت مخزن نیست و MDP جدیدی توسط پیمانکار برای این لایه تهیه شد،اما این MDP جدید مورد تایید شرکت ملی نفت قرار نگرفت، چنانکه از دو سال پیش تا کنون به دلیل این عدم تایید هیچ پرداختی به پیمانکار توسعه لایه نفتی پارس جنوبی انجام نشده است. این در حالی است که بر خلاف برآوردهای خوشبینانه اولیه حتی شرکت خارجی شلمبرژه که نخستین کاندیدای توسعه این میدان محسوب میشد، حاضر به پذیرفتن تعهد تولید این میزان نفت از لایه مزبور نشد. اعلام رقم جدید تولید نفت از بخش A2 نوید دهنده آن است که احتمالا MDP جدید میدان لااقل در نفت و گاز پارس به عنوان شرکت کارفرما پذیرفته شده است و بر این مبنا خروج توسعه لایه نفتی از بنبست تصمیمگیری در نفت واقعیتر به نظر میرسد.
۵- استفاده بهینه از منابع، فرصتها و زمان یک اصل اولیه مدیریتی محسوب میشود اما ساختار ناکارآمد و ضعیف تصمیمگیری در شرکت ملی نفت ایران باعث شده است بهرهبرداری ۲۵ هزار یا ۳۵ هزار بشکهای از میدان مشترکی که شریک ایران با در اختیار داشتن ۹۰ درصد از مساحت میدان، ۴۵۰ هزار بشکه در روز از آن نفت تولید میکند تا کنون ۷ سال طول کشیده و در خوشبینانهترین حالت تا پایان لااقل ۹ سال زمان ببرد.
۶- در دی ماه سال جاری قراردادی به ارزش ۱۸۰ میلیون دلار برای حفاری دو حلقه چاه توصیفی و تولیدی در لایه نفتی پارس جنوبی با یک شرکت داخلی با هدف شناخت دقیقتر وضعیت این لایه و احتمالا تهیه MDP جدید آن بسته شد. فارغ از اینکه قطعا شناخت مخزن در عملیات توسعه و بهرهبرداری نقشی بیبدیل و بسیار تعیینکننده دارد، باید به این پرسش نیز پاسخ داد که آیا حفر ۱۰ حفره در قالب ۶ حلقه چاه در بخش A2 به شناخت مخزن کمکی نمیکند که باعث نادیده گرفته شدن MDP جدید میدان شده است؟ البته این واقعیت غیر قابل انکار است که در تصمیمگیری اولیه به جای تعریف پروژه در بخش C که به مرز مشترک با قطر نزدیکتر است و تروایی نفت بیشتری نیز دارد، پروژه توسعه در بخش A2 که بیشترین فاصله را با مرز مشترک داشته و نفت آن نیز کمترین تراوایی را در میان بخشهای ۴ گانه دارد تعریف شده است و اکتشاف و تولید از این بخشها نیز باید در دستور کار قرار بگیرد. در عین حال با توجه به مشکلات مالی صنعت نفت و همچنین پروژه در دست اجرای بخش A2 ، اولویت بندی اختصاص منابع مالی نیز نکته مهمی است که ظاهرا توجه چندانی به آن نمیشود.
بر این اساس دادن وعده بهرهبرداری از میادین نفت و گاز و حتی بستن قراردادهای جدید بدون داشتن برنامه و یک ساختار معنیدار و مشخص تصمیم گیری تنها باعث بیاعتمادی مردم و مسئولان به صنعت نفت خواهد شد. به تازگی احمد قلعه بانی مدیر عامل شرکت ملی نفت نیز از پیشرفت ۵۰ درصدی فازهای جدید میدان گازی پارس جنوبی خبر داده است.
با توجه به اینکه چاهی در این فازهای جدید انجام نشده، بسیاری از کالاهای مورد نیاز این فازها به دلایل مختلف تامین نشده و تامین مالی این پروژهها نیز با مشکلاتی مواجه است، به نظر نمیرسد رقم ذکر شده توسط قلعهبانی چندان به واقعیت نزدیک باشد. به همین دلیل توجه دادن به مسئولان نفتی درباره اینکه اعلام میزان پیشرفت واقعی و زمان دقیق بهرهبرداری از میادین قطعا بیش از اعلامهای مکرر و غیر دقیق باعث اعتمادسازی خواهد شد بی وجه نیست
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


