کد خبر: ۶۹۸۹۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
اسلام علیک یا ابا عبد ا..

اربعین و اشکهای داغدار کربلا

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی جواب نخواهد ماند.عاشورا زمانه خون و ایثار و اربعین بهانه تبلیغ و پیمان است ، عاشورا روزى است که امام حسین(ع) با تاریخ سخن گفت و اربعین روزى که تاریخ ،پاى درس امام حسین (ع) مى نشیند...
چهل روز گذشت. نه اشک‎ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‎ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاکهای بیابان می‎دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟تشنگی را باید از ریگ‎های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‎ارزد؟


هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‎های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‎های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‎اند، غریبه‎اند با برادران خویش! حرف‎ها فاسد شده‎اند پشت میله‎های زندان سینه‎ها. دستی بیرون نمی‎آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‎اند. اراده ها را چپاول کرده‎اند. دست‎ها را بریده‎اند. به آدم‎ها یاد داده‎اند خم و راست شوند. کسی نمی‎داند شجاعت چیست و جوان مردی را با کدام قلم می‎نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‎هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‎هایمان را چهل روز است که نشسته‎ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‎ایم. زنجیر بر دست‎هایمان نهادند و در میدان‎های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‎برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‎مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال هاست می‎شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‎السلام آموخته‎ایم.
 

 

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‎مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی نیاز از این گرد و خاک کردن‎هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‎ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‎پاید، سکوت است.

قلب‎ها را نتوانستند باز دارند از اندوه .

مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‎های زین العابدین علیه‎السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‎ها را لرزاند، ریسمان‎ها را گسیخت و قلب‎ها را گشود؛



اری کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است.این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاخته‎اند بر پیکر صبر آنان .بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیده‎اند به نقطه‎ای از آغاز؛ به نگاه‎های در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت .

کاروانِ اربعین، با خطبه‎های گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزنده‎ترین بیان قاب می‎شود و در سوزنده‎ترین بیابان .

بغل بغل شعله ریخته می‎شود در صحرا .

دوبیتی‎های پر لهیب، سطح مصیبت زده دشت را گلگون‎تر می‎کند. اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است. قافله‎ای زخم خورده، وارد سرزمین چهلمین روز می‎شود.
اینان اربعین را با خود آورده‎اند؛ با نقل خاطرات قطعه قطعه شده. دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است که به پای سربلندی شان بریزد.


سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما! سلام بر آن گام‎های شکیب‎تان که جاده‎های دراز شام را خسته کرد!
هر سال، چشمان غمبار اربعین که می‎آید، اطراف ما پر می‎شود از هیئت‎های مذهبی التماس و دسته دسته گل‎های اشک.
هر سال اربعین، از لابه لای واژه‎های مذاب مداحان، دل‎های آسمانی شما دیده می‎شود و علم‎های ما از هوش می‎روند.

لباس‎های مشکی تقویم، بوی قتلگاه می‎گیرند.

اربعین! به یاد روشنیِ شما شمع گونه می‎سوزیم و گریه سر می‎دهیم برای فاصله‎های خود و زجرهای شما.

خوشا زندگی در این گریستن و مردن‎های پیاپی!

خوشا گریستن برای داغ‎های زینب علیهاالسلام، برای مصیبت‎های سجاد علیه‎السلام، برای بی تابی بچه‎های آسمان!

سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه می‎اندازد!

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
محمد روزبهاني
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
0
0
ثبت نام براي عمليات استشهادي ضد اسرائيل

با تشكر از همكاران بولتن.

لطفاً اطلاع رساني شود.

http://irhezbollah.blogfa.com/post-135.aspx
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین