تا ثریا، بلندترین گام سیما به سمت پورنوکراسی
برنامه سازان و مسئولین سیما و بسیاری از مردم در جواب به چنین نقدهایی همیشه می گویند: "اینها مشکلات جامعه است و باید نشان داده شود و نقد شود". آیا واقعاً مشکل کسانی که این حرف را می زنند، یک مشکل نظری است؟ آیا اختلاف ما با آنها، بر سر شیوه تربیت است؟ آیا این حرف ساده که "برای نقد یک زشتی، آن را عیان نمی کنند" حرفی است که درک آن نیاز به فکر زیادی داشته باشد؟ آیا اینکه "نشان دادن زشتی، ولو با نقد کردن آن، سبب ریختن قبحش می شود" واقعاً حرفی است که یک انسان بالغ متوجه نمی شود؟... ممکن است برخی بگویند که اتفاقاً نشان دادن چنین صحنه هایی، منجر به حل مشکل بالا رفتن سن ازدواج می شود. در پاسخ می گوییم ...
سرویس فرهنگی نقد رسانه 598/ یکی
از اساتید گاهی به طنز می گفت من برخی برنامه ها را که در تلویزیون می
بینم، می خواهم زنگ بزنم 110 و سوال کنم: آقا هنوز جمهوری اسلامی برقرار
است؟!! تبدیل شدن نقد به طنز از دو حال خارج نیست: یا اصولاً مسأله ی مورد
نقد، مسأله ای خیلی جدی نیست و با یک مزاح و لبخند، می توان آن را به
خطاکار منتقل کرد.
اما نوعی دیگر از تبدیل شدن نقد به طنز وجود دارد که اتفاقاً در مورد مسائل فوق العاده جدی اتفاق می افتد؛ مسائلی که بنیان ها را بر می کنند و جامعه را ویران می کنند. مسائلی که انسان به محض مواجهه با آنها، تمام وجودش را خشم می گیرد و یک لحظه واقعاً یأس را احساس می کند. آنگاه اگر بخواهد واقعاً حق نقد را ادا کند، می بیند غیر از مجازات سنگین خاطی، کاری نیست که بتواند وافی باشد و چون این کار میسر نیست، به نوعی جنون مبتلا می گردد و جدی ترین حرف ها را به حالت تمسخر مطرح می کند.
اما نوعی دیگر از تبدیل شدن نقد به طنز وجود دارد که اتفاقاً در مورد مسائل فوق العاده جدی اتفاق می افتد؛ مسائلی که بنیان ها را بر می کنند و جامعه را ویران می کنند. مسائلی که انسان به محض مواجهه با آنها، تمام وجودش را خشم می گیرد و یک لحظه واقعاً یأس را احساس می کند. آنگاه اگر بخواهد واقعاً حق نقد را ادا کند، می بیند غیر از مجازات سنگین خاطی، کاری نیست که بتواند وافی باشد و چون این کار میسر نیست، به نوعی جنون مبتلا می گردد و جدی ترین حرف ها را به حالت تمسخر مطرح می کند.
به راستی ما با این همه رنج کشیده ایم و فشار و تحریم ها متحمل شده ایم که تلویزیونمان بعد از سی سال، بیاید دوباره همان مطالب مبتذل تلویزیون شاهنشاهی را نشان دهد؟ اصلاً مشکل اصلی ما با آمریکا که بخاطرش این همه فشار تحمل می کنیم چیست؟ جز دین و فرهنگمان؟ شبکه من و تو در برنامه کارشناسی اش سبک ازدواج سنتی را می گوبد، صدا و سیمای ما پیشی گرفته و در سریالش چشم چرانی و نگاه بازی دو نوجوان 17-16 ساله به جنس مخالفشان را نشان می دهد.
برنامه سازان و مسئولین سیما و بسیاری از مردم در جواب به چنین نقدهایی همیشه می گویند: "اینها مشکلات جامعه است و باید نشان داده شود و نقد شود". آیا واقعاً مشکل کسانی که این حرف را می زنند، یک مشکل نظری است؟ آیا اختلاف ما با آنها، بر سر شیوه تربیت است؟ آیا این حرف ساده که "برای نقد یک زشتی، آن را عیان نمی کنند" حرفی است که درک آن نیاز به فکر زیادی داشته باشد؟ آیا اینکه "نشان دادن زشتی، ولو با نقد کردن آن، سبب ریختن قبحش می شود" واقعاً حرفی است که یک انسان بالغ متوجه نمی شود؟
خودتان را جای نوجوان 15 – 20 ساله جامعه ما (خصوصاً غیر تهرانی و خصوصاً شهرستان های مذهبی که شبکه ملی جمهوری اسلامی را تماشا می کنند) قرار دهید. ما الآن که در تاکسی می نشینیم و آهنگ مبتذلی می شنویم، از ترس آنکه نشنویم "رادیوست!" یا "مجوز وزارت ارشاد داره!" جرأت نمی کنیم تذکر دهیم که با این سوال مواجه نشویم که "جمهوری اسلامیتان اسلامی نیست که به اینها مجوز می دهد یا شما متحجر و تند رو هستید؟". حال آیا دیگر می توانیم به نوجوان 15 ساله مان بگوییم دختربازی بد است؟ اصلاً می توانیم به او نگاه چپ کنیم که چرا می روی سراغ دختر مردم؟ اگر گفت "این را در تلویزیون جمهوری اسلامی نشان داده"، چه بگویم؟ بگوییم آخرش بد شد؟ خب می گوید مال من بد نمی شود آخرش. بگویم تلویزیونم تابع اسلام نیست، می گوید این چه نظامی است که بعد از سی سال، هنوز تلویزیون دولتی اش را هم نتوانسته جمع کند؟ آیا نوجوان پاک مذهبی جامعه ما، با دیدن صحنه ذوق زدگی خواهر و برادران آن دختر، احساس نوعی عقب ماندگی در خود نمی کند؟

ممکن است برخی بگویند که اتفاقاً نشان دادن چنین صحنه هایی، منجر به حل مشکل بالا رفتن سن ازدواج می شود. در پاسخ می گوییم اولاً سبک صحیح و حکیمانه ی ازدواج سنتی ما بر این است که یا پدر و مادر برای فرزند خود به دنبال همسر می گردند و یا او از دور کسی را می پسندد و باز هم از پدر و مادرش تقاضا می کند پا پیش بگذارند، نه اینکه خودش برود با او صحبت کند که درگیر هیجان زدگی ارتباط با جنس مخالف شود و آن را عشق بپندارد. ثانیاً پایین آوردن سن ازدواج به چه قیمتی؟ بالا رفتن سن ازدواج، عللی دارد که اگر ما می خواهیم مشکل حل شود، آن علل را باید سامان دهیم. اینکه ما سریعاً جوان ها و نوجوان ها را کنار هم بگذاریم تا هیجان زده شوند و ازدواج کنند و بلافصله هم طلاق بگیرند، مشکلی را حل نمی کند. ثالثاً ما توجه نداریم که با این کار، برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف در سنین کم را مباح کردیم، اما هیچ الزامی نگذاشتیم که حتماً این لذت به ازدواج باید منجر شود. به عبارتی، نوجوان ما وقتی این صحنه را می بیند، وقتی لذت و هیجان را در چشمان شهوت آلود آن نوجوان مشاهده می کند، از طرفی به خود اجازه دوست دختر پیدا کردن می دهد، ولی از طرف دیگر دلیلی نمی بیند که خود را در دردسر ازدواج بیندازد. به راستی به این تصویر نگاه کنید؛ آیا اثر سوء آن برای جوان 15 ساله مسلمان شیعه، از اثر عکس های پورنو بیشتر نیست؟ (تأمل کنید)
اما کمی از آن خروش دینی بکاهیم و با همان زبان جنون آمیزِ طنز، چند جمله ای با فیلم سازان عزیز صحبت کنیم. آقایان (و احیاناً خانم ها)! جای خرسندی است که افراد دلسوزی نسبت به وضعیت فرهنگی جنسی جامعه پیدا شدند و به فکر درمان آن معضلات اند. و بسی جای شکر که به روش این کار هم دست یافته اند: نشان دادن کار بد و نشان دادن اینکه آخر سر اینکار سرنوشت خوبی در پی نخواهد داشت (و البته عدم ارائه حتی یک دلیل که از کجا معلوم هر کسی این کار بد را بکند، همین سرنوشت را پیدا کند؟ مثلاً در فاصله ها، از شانس بد پسر قضیه، عدم توجه او به پدرش، سبب این شد که اسیر دختری شیاد شود؛ اما آیا همیشه اینگونه است؟ چه دلیلی وجود دارد که هرگاه من دنبال دختربازی رفتم، هرگاه به حرف پدرم گوش ندادم، اسیر دختری شیاد شوم؟ آیا در 99 درصد موارد، غیر از این نیست؟) خب توصیه می کنم سریعتر، تا همه ی مردم فاسد نشدند، این روش را تعمیم دهیم و تمام مشکلات فرهنگی جامعه را با آن حل کنیم. برای این منظور، چند ایده ی جدید برای فیلم سازی در اختیار شما قرار می دهیم، انشاءالله که ما هم در اجر آن فیلم ها شریک شویم:
1- برای حل مشکل ترافیک، از داداش سیا الگو بگیرید! چندین موتور و ماشین که در خیابان با ویراژ (یا ویراج) دادن، بوق زدن، آهنگ بلند کردن، تک چرخ زدن و... و لذت آن را هم قشنگ و ملموس نشان دهید (جلوه های ویژه فراموش نشود) و آخرش اینها را دستگیر و یا مجروح کنید (سعی کنید تا حد ممکن مرگ در کار نباشد؛ چون دل مردم می گیرد)
2- برای حل مشکل دروغگویی، و یا بی ادبی، آدم دروغگو و بی ادبی را نشان دهید که دروغگویی اش و بی ادبی هایش، باعث خنده مخاطب و جلب توجه او می شود (و اصلاً نترسید که نکند یک وقت مخاطبی که عاشق جلب توجه است، از این کار الگو بگیرد) و البته نشان دهید که این دروغگویی و بی ادبی، گاهی هم سبب شرمندگی آن فرد می شود.
3- برای حل مشکل دزدی، در سریالی چندین دزدیِ موفق نشان دهید که آخر کار، منجر به دستگیری دزدان می شود.
4- برای حل مشکل رشوه خواری، چندین رشوه خوار را که زندگی مرفهی با رشوه بدست آوردند و راه های رشوه گیری آنها را نشان دهید و آخر سر آنها را دستگیر کنید.
5- برای حل مشکل اعتیاد، به طور مفصل در سریالی راه های بدست آوردن مواد، مکان های آن، انواع آن، طرز استفاده از آن و لذت ناشی از آن را نشان دهید، و البته در کنار آن مشکلات اندکش را هم نشان دهید که مردم یک وقت هوس نکنند برای چشیدن آن لذات، این بدبختی ها را به جان بخرند. آخرش هم البته بلایی سر آن معتاد بیاورید.
6- و نهایتاً برای حل مشکلات جنسی جامعه، در سریالی به طور مفصل، به توضیح راه های پیدا کردن دوست دختر یا دوست پسر، انواع روابطی که بین آنها شکل می گیرد، نحوه پنهان کردن از والدین و خلاصه همه شیرینی هایش را همراه با موسیقی لذت بخش نشان دهید. اتفاقاً توصیه می کنم با مسئولین صحبت کنید تا مرزها را بردارند و بگذارند شما تا جای ممکن پیش روید. برای توجیه آنها، بگویید آخر فیلم قرار است اینها بدبخت شوند.
(پورنوکراسی به معنای اصالت دادن به شهوت پرستی است؛ یعنی در جامعه ببینیم شهوت ها چه چیز را می طلبند، همان را اساس کارمان قرار دهیم)
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



این سریال توهین واقعی است به همه اعتقادات مسلمانی ما!!!
اینکه سر خانم ثریا چادر کرده اند که نشد مسلمانی !!!
واي به حال ما اگر افرادي مثل شما بخواهند در مسايل فرهنگي نظر بدهند
پرتوگرافي !!!!!
چرا خود را گول میزنید؟؟چرا چشم هایتان را باز نمیکنید؟آیا اینکه دو دانشجو در دوره ی تحصیل با هم آشنا شوند را گناه کبیره میدانید که آقایان تفکیک جنسیتی میکنند؟
چرا صورت مسله را پاک میکنید!اگر بتوانید جوان هارا صحیح تربیت کنید و به جای ظواهر دین مفهوم دین راآموزش بدهید آیا آن موقع هم باید از کنار هم گذشتن دو جوان در پیاده رو نگران بود؟؟
آیا اینکه واقعا یک نفر خودش به دنبال همسر آینده اش بگردد ولو با سن وسال نه چندان زیاد را گناه میدانید؟؟کجای این اسلام است؟؟
آن از برنامه ها فیلمها سریالها حتی نمایشهای رادیو فرهنگش
آن از نرده های بیرونی صدا و سیمای استان مرکزی و استان خوزستانش بقیه استانها را ممن ندیده ام
اما نرده های بیرونی صدا و سیمای این دو استان تکرار مثلث دجال با چشم جهانبین آن است
ما باید برعلیه همه این ستمهایی که بعد از انقلاب در حف خون شهیدانمان میشود نیز باید فریاد بزنیم
من با شما موافقم
جالبه وقتی که از تهیه کنندگان این جور برنامه می پرسیم چرا ساختی پاسخ میدهند که مردم پسند است.
بدون اینکه توجه کنند رسالت اونها چیه
اصلا من میگم یه کار کنند
رسانه ملی را خصوصی کنند و بدندش دست مردم و همون مردم هنرمند توش فیلم های دو نفره(:D) پخش کنند باور کنید اونقدر مخاطب جذب میشه، نه دیگه کسی میره دختر بازی و پاساژ گردی تازه به قدمی موثر در کاهش ترافیک هم انجام شده از همه مهمتر اشتغال زائی هم میشه و کلی بازیگر خوب به دنیای هنر معرفی میشند
..............
آقا یا خانم رسانه ملی وظیفه تو تقویت ذائفه رسانه ای بصری و شنیداری مخاطبت است
بابا یه کمی برید از وضعیت سفید یاد بگیرد
بحث دوم من اینه که اصلاً مگه کسی این فیلم رو میبینه ، من در حال تحقیق روی این سریال خوب ساخته ی سیروس مقدم هستم تا حالا از هر 10 نفر که مصاحبه کردم 8 نفر این سریال رو نمیبینن و اون دو نفر هم کسایی بودن که ماهواره نداشتن و همگی سریال عشق ممنوع شبکه ی جم کلاسیک رو بر این سریال ترجیح میدن . اونوقت شما اندر خم یک کوچه موندید و دارید فکر میکنید که دیگه کسی تلویزیون ایران رو نگا میکنه . امیدوارم که ملت ما به این شعور فرهنگی برسن یک روزی که یک کار خوب رو بی دلیل زیر سوال نبرن . جامعه شناسی درد برای همین روزاست . موفق و سربلند باشید
البته تلفن همراه هم برای نوجوانها یک معضله
سخن نویسنده منطقی به نظر میاد
مشکلات اجتماعی ما باید حل بشه
دوره تحصیل باید کوتاه تر بشه و مهارتهای کاربردی به اونها آموزش داده بشه تا جوونها زودتر استقلال مالی پیداکنند و سرکار بروند و بتونند ازدواج کنند تا در این دوران پر التهاب جوانی دستشون برای ارضای مشروع خواسته های جنسی شون باز باشه و دوست مخالف نگیرند و فریب جلوه های ظاهری دوستی افراد با جنس مخالف رو نخورن
به عبارتی سن ازدواج باید پایین بیاد
در ثانی باید کارتون هایی ساخته بشه و در اون .........های مختلف ایجاد روابط دختر و پسر و عواقب اون با در نظر گرفتن همه ابعاد در اونها به تصویر کشیده بشه و در اختیار جوانها قرار بگیره
ثالثا باید به خانواده ها مشورت داده بشه تا با شرایطی که جوانها در اون هستند آشنا بشن و اقتضای زمان را در باره شرایط آنها بدونند و با جوانها بیشتر همکاری کنند
باید نهادهایی برای امر ازدواج در کشور شکل بگیره که در همسر یابی و دادن مشورت به خانواده ها و راضی کردن آنها و دادن مشورت به خودجوانها و حمایت از آنها و نیز حتی در اختیار گذاشتن فضا برای صحبتهای بعد از ازدواج فعال باشن
عیان زشتی به بهانه نقد آن کاری نامطلوب است لیکن بولتن با قرار دادن تصویری که خود هم به تاثیر آن اقرار دارد خلاف عقیده بیان شده اش عمل کرده است !
و اما سخنی با جناب دکتر مجد ؛ از متن چنین بر می آید که مغرضانه نیست و انتظار می رود که فرد منصف و معقولی باشید
الف) من ادعای " اهلیت " ندارم بلکه بر اساس عقل و دانسته هایم نظر می دهم تا بینندگان منصفانه بیاندیشند و آنچه برداشتنی است بردارند
ب)رسماَ دخترو پسرهایی هستند که در سلک آنانی که طبقه بندی کردید نیستند بلکه حتی تمایلی به این ارتباط - با آن معنایی که درذهن مخاطب آگاه است -ندارند همانطور که شما با بیان همگانی این اتفاق _که بناچار خودتان هم باید دراین مجموعه باشید تا نقض قول نشود - من هم به نمایندگی از مجموعه مقابل که وصفش رفت ابراز وجود می کنم وامیدوارم دیگر دوستان همراهم با تایید این بخش از سخنانم به شما نمایان سازند که نه تنها این مجموعه رسماَ وجود دارد بلکه کم شمار هم نیست . برای من علتش این است ،دختری که براحتی در اختیار من قرار بگیرد با عنوان " دوستی " - ونه ارتباط با هدف شناخت به قصد ازدواج- چندان قابل اعتماد نبوده و احتمالا مولفه های یک مادر آگاه و عالم پرور(مانند مادر پروفسور حسابی) برای تربیت فرزندم را نخواهد داشت.
ج)یک اشکال فلسفی دارم! شما می گویید اگر همه ی یک اجتماع _احتمالاَ درست تر "اکثر" است نه " همه"_چیزی بخواهند و قانون یا شرع (همان قانون خدا ) از این نیاز و خواسته ممانعت کنندمشکل ازآن اجتماع و خواسته شان نیست بلکه از قانون یا شرع است . نمی دانم مسلک ومرام شما چیست و اصولهایی که اندیشه تان بر آن بنا شده چه می باشد تابراساس آنها با شما بحث کنم ولی می دانم که اکثر مخاطبان این نظر مسلمانند و آگاه به مسائل تاریخ اسلام لذا چند نمونه تاریخی بیان می کنم و نتیجه گیری را برعهده آنان می گذارم ، هرچند که امکان نقد این نظر از دیدگاه عقلی و نیز تجربه های روزگار کنونی و سوء استفاده از دموکراسی هم وجود دارد .بعد از رحلت پیامبر (ص) مگر اکثر مردم جانشینی ابوبکر را نخواستند و آیا مگرشرع (قانون خدا ، سفارش پیامبر و آیات قرآن ) با این خواسته اکثر مردم مخالف نبود ؟ در کربلا جمع کثیر چیزی می خواستند در حالیکه شرع و قانون با خواسته آنان موافق نبود آیا می توان گفت که قانون مشکل دارد و باید با جمعیت مطابق شود ؟ از این نمونه ها زیاد است در عصر کنونی در روز 9دی 88 دیدید چه جمعیت کثیری خواهان اعدام سران فتنه شدند اما رهبر معظم انقلاب فرمودند نباید از قانون تجاوز کرد و بدون ادله قضایی با کسی برخورد کرد آیا در اینجا هم می توانید بگویید باید قانون را به نفع اجتماع تغیر داد؟ شاید بگویید : نظر من یک " نیاز" اجتماعی است نه یک "خواسته" اجتماعی که بررسی این مطلب در بند دیگرست .
د) در این متن بین " نیاز" و " خواسته " تفاوتی قایل شده ام و آن این است که "نیاز"عمیق تر و گسترده تراست از "خواسته " در حقیقت "نیاز" همان خواسته فطرت انسان است .نظر من چنین است ؛ اگر نیاز جامعه ای با قوانین آن جامعه _ دقت کنید قوانین و نه شرع- در تضاد بود بایستی قوانین را به نفع نیاز تغیر داد. ولی مطلبی که جناب دکتر مجد به عنوان " نیاز بزرگ" جامعه ما نام بردند آیا واقعاَ همان ندای فطری ماست ؟من تفسیر دیگری از این ماجرا دارم ؛ " نیاز" جامعه ما امر ازدواج است و این همان خواسته فطری ماست که در شرع هم آمده ولی چه شده که ارتباط دختر و پسر و اختلاط آنها به عنوان نیاز معرفی شده ؟ همانطور که بولتن گفته بر سر راه ارضای این ندای فطری مشکلات فراوانی قرار داده اند ، مسیر این جوی جاری بسته شد هرچند تلاشی برای باز کردن شده لیکن تلاش مضاعفی برای ایجاد یک راه میانبر می شود ؛ ارتباط و دوستی به جای ازدواج . آنقدر تبلیغ این مسیر را کردند که اجتماع تن به این " خواسته " به جای آن "نیاز " داد. اما در این مسیر هم با برخورد به قانون و شرع بسته شد اما این بار دیگر مسیر تغییر نخواهد کرد بلکه اصرار بر برداشتن مانع _ قانون و شرع - است . همانطور که می بینید ارتباط مطلوب دکتر مجد یک "نیاز" نیست بلکه "خواسته "ایی است که با بوق و کرنا لباس نیاز برآ ن پوشانیده و اکنون به پشتوانه اجتماع کذایی خواستار تغییر شرع اند؟
بقیه ریزه کاریها با شما
نمشه همشه يه خاطر يه عده آدم چيزي نگفت كاري نكرد كه ممكنه به راه خلاف كشيده شوند
با اون سریالهای مزخرفش
چه به به و چه چهی هم راه انداختن وچه تقدیر وتشکری که نمیکنن ازش
آفرین به غیرت و شعور سازندگان فیلم
شایدم به در گفتن دیوار بشنوه
حتما دوست دارن ناموسشون از این فیلمشون الگو بگیره.
خدا آخروعاقبت همه رو ختم به خیر کنه.
اعصابش خورد میشه
هیچی هم غیر از اینا گیر آدم نمیاد