کد خبر: ۶۹۶۴۴۸
تعداد نظرات: ۴۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۴
پسران آدم(ع) از جمله داستان های معروف در نزد پیروان ادیان الهی است. این داستان در تورات و قرآن کریم ذکر شده است که هر کدام قسمت هایی...

گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت:خداوند در سورۀ مائده می فرماید: «لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» سبب این درگیری بین دو فرزند حضرت آدم(ع) چه بوده است؟ در برخی از تفاسیر اهل سنت آمده است که این درگیری به خاطر زن بوده، آیا صحت دارد؟

داستان هابیل و قابیل؛

به گزارش بولتن نیوز،پسران آدم(ع) از جمله داستان های معروف در نزد پیروان ادیان الهی است. این داستان در تورات و قرآن کریم ذکر شده است که هر کدام قسمت هایی از این داستان را نقل کرده اند.
آنچه را که از آیات قرآن در سبب قتل هابیل توسط برادرش به دست می آید، این است که منشأ آن حسد بوده است. حال در این که چه قضایایی سبب به وجود آوردن این حسد بوده است، مواردی ذکر شده است که یکی از آن، به یقین قضیه قبول شدن قربانی بوده که در قرآن نیز ذکر شده است.

در کتاب مقدس بیشتر قسمت های قبل از کشته شدن و بعد از آن را مورد توضیح خود قرار می دهد و جزئیات بسیاری از این وقایع را ذکر می کند و کمتر به واقعه کشته شدن می پردازد. اما قرآن نیز این داستان را مورد توجه و اهمیت قرار داده با این تفاوت که قرآن کریم بیشتر ماجرای قربانی کردن این دو برای خداوند و گفت و گویی که بین دو برادر واقع شده است را بیان کرده است.

از جمله آیاتی که به داستان این دو برادر پرداخته این چنین است: «هنگامى که هر دو نفر با انجام کار نیکى به پروردگار تقرّب جستند، پس از یکى پذیرفته شد، و از دیگرى پذیرفته نشد.
برادرى که عملش پذیرفته نشد از روى حسد و خودخواهى به برادرش‏ گفت: بى‏تردید تو را مى‏کشم.
او گفت: خدا فقط از پرهیزکاران مى‏پذیرد.
مسلماً اگر تو براى کشتن من دستت را دراز کنى، من براى کشتن تو دستم را دراز نمى‏کنم زیرا از خدا پروردگار جهانیان مى‏ترسم» (۱)
از آن جا که این داستان درسها و عبرت های بسیاری دارد؛
لذا مورد اهمیت بسیار قرار گرفته است و ما تعدادی از  نکات پیرامون آیه را بررسی می کنیم:

آنچه در قرآن آمده این است که آن دو برای خداوند قربانی کردند، اما در این که این قربانی ها چه بوده و آنها از کجا فهمیده اند که قربانی شان مورد قبول خداوند قرا گرفته یا نه، قرآن کریم چیزی در این باره نمی گوید. ولی در روایات این مسئله بیان شده است:
«همانا حضرت آدم(ع) به هابیل و قابیل (فرزندانش) دستور داد (دستوری که از جانب خداوند بود) که برای خداوند قربانی کنند. از آن جا که هابیل چوپان و صاحب گوسفند بود و قابیل صاحب زراعت، پس هابیل یکی از بهترین گوسفندانش را قربانی کرد و قابیل قسمتی از زراعت نامرغوبش را برای تقرب به خداوند اختصاص داد. در نهایت قربانی هابیل قبول شد و قربانی قابیل قبول نشد و این همان کلام الهی است که فرمود:
وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِ‏...
قربانی که مورد قبول خداوند قرار گرفت، آن چیزی بود که آتش آن را در بر گرفت...
سپس ابلیس به قابیل گفت: قربانی هابیل قبول شد و قربانی تو قبول نشد و اگر تو او را رها کنی؛ از او نسلی به وجود خواهد بود که بر جدشان هابیل افتخار می کنند و می گویند ما فرزندان کسی هستیم که قربانی او قبول شد. پس او را بکش»(۲) شبیه به این داستان با جزئیات مشابه در کتاب مقدس نیز آمده است.(۳)

از آیات قرآن می توان علت برادر کشی قابیل را به دست آورد. از تأکیدی که آیات بر قضیه قربانی کردن می کند و این که بعد از قربانی کردن، ماجرای قتل را بیان می دارد، نشان می دهد که

«سرچشمه نخستین اختلافات و قتل و تعدى و تجاوز در جهان انسانیت مسئله حسد بوده»(۴)
و اصل آنچه سبب قتل یکی از این دو شده است؛ همین حسد بوده است.
حال در این که چه قضایایی سبب به وجود آوردن این حسد بوده است، موارد متعددی ذکر شده است. یکی از موارد به وجود آمدن حسد به یقین قضیه قبول شدن قربانی بودن است که در قرآن ذکر شده است.
علاوه بر این، ماجرای دیگری نیز معروف است که آن ازدواج این دو است؛ به این که خواهر زیبا به عقد هابیل در آورده شد و خواهر نه چندان خوش رو به عقد قابیل در آمد.(۵)
که البته در کتاب مقدس نیز این قضیه وجود دارد. اما در روایتی از امام جعفرصادق علیه السلام این قضیه به شدت مورد انکار واقع شده و امام آن را رد می کند و می گوید قضیه ازدواج این دو برادر با دو خواهر خود، دروغی است که بر آنان بسته شده است.(۶)
البته در این که این دو با خواهر خود ازدواج کرده اند، روایات و اقوال مختلفی وجود دارد که در این مقاله فرصت بحث پیرامون آن نیست.
اما به نظر، اگر ازدواج این دو با خواهران خود را بپذیریم، می توان این ازدواج را در شکل گیری حسادت بین آن دو مؤثر دانست و اگر این قول را نپذیریم، طبیعی است که نمی توان علت ازدواج را در شکل گیری حسادت دخیل دانست.
در نهایت باید گفت حسادت، علت اصلی این ستیز و قتل بوده است. حال چه در شکل گیری این حسادت قضیه ازدواج دخیل بوده باشد یا نباشد.

زهر حسادت

زهر حسادت ابتدا کام شخص حسود را تلخ می کند، وی را از درون دچار سوز حقارت، عقده و خشم می کند، آنگاه دامن اجتماع را می گیرد.
کثیری از رفتارهای نابهنجار و خطرساز اجتماعی همچون تخریب، آدم ربایی، اهانت،  قتل و ... از آبشخور حسادت سرچشمه می گیرد.
 
حسد در قرآن کریم

از حسد، چند مرتبه در قرآن کریم یاد شده است:
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان به کفر برگردانند به سبب رشک و حسدی که در نفس خود بر ایمان شما برند بعد از آنکه حق بر آنها آشکار گردید، پس (اگر ستمی از آنها به شما رسید) در گذرید (و مدارا کنید) تا هنگامی که فرمان خدا برسد، که البته خدا بر هر چیز قادر و تواناست.(۷)

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۖ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا
بلکه حسد می‌ورزند با مردم (یعنی پیامبر و مسلمین) چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود. که البته ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم.(۸)
 
حسد در حدیث

بر پایه آموزه‌های دین اسلام، حسادت، تکرار داستان رشک ورزی قابیل و برادران یوسف و بیماری روحی و ریشه کفر است. ابتلا به ویژگی قابیل و برادران یوسف، بیانگر ایستایی در تکامل، آن هم در کنار ولیّ خدا است. گویا هنوز کسی در آغازین راه آفرینش و در کنار پیامبر خدا، خود را در ورطه قُوّه، آلوده کرده و ایستاده و در راه انسانی پیشتر نمی‌آید. هر چند به گواهی نگاه ژرف، باطن حسود از ایمان تُهی است، ولی در ظاهر، او بی ایمان نیست و همواره از باورمندی دم می‌زند. اگر تنها به ظاهر بنگریم و بدان حکم کنیم، باید گفت حسود، باوری سطحی و آفت زده دارد. او حتی موجود ملکوتی را تنزّل می‌دهد، حسود و تربیت نشده معرفی می‌کند و آنها را حسود می‌انگارد یا از این راه حسادت خود را بر فراز می‌برد و قُدسی می‌نماید و تحسین هم جنسان خود را بر می انگیزاند.
مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که از حسادت دیگران زمین گیر شده بود فرماید: (روزی) نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از رشک ورزی کسی که بر من حسادت می‌کرد، گلایه کردم. آن حضرت فرمود: آیا خوشنود نمی‌شوی من و تو از نخستین کسانی باشیم که به بهشت وارد می‌شویم....

همانا حسد بُرد بر حالشان
زمـانـه تبــه کـرد احوالشان
حسد برد بر حـال او روزگار
شدش لقمه عافیت، ناگوار

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «إسْتَعینُوا عَلی اُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فَإنَّ کُلَّ ذِی نِعْمَةٍ مَحْسُودٌ؛ بر امور زندگی خود از کتمان یاری بجویید که هر صاحب نعمتی در معرض حسادت (افراد بد طینتِ تنگ نظر) است»(٩)

انسان حسود که در خیرخواهی بی استعداد و نصیحت ناپذیر است، برای نشان دادن گران چشمی خود و رسیدن به هدف، هر ناروایی را روا می‌شمرد و به هر چه پیش آید، دست می‌برد و چنگ می‌زند. تنها برای اینکه مورد حسادت به سود دیگری تحقق نیابد، با هوچی گری، هزاران حیله می‌کند. غیبت، تهمت، جادوگری، خرافات گرایی، دعانویسی و آبروریزی شخص رشک برده شده، بهره جویی از فامیل، دوست، آشنا، بیگانه و به کار گرفتن شخصیت‌های حقوقی برای دشمن تراشی، گردآوری نیرو و لشکرسازی را در این راه مجاز می‌انگارد و عجیب، در فهم آبرو، کُندذهن می‌نماید. او برای تحقق نیّت پلیدش، خدا و ارزش‌های فرازین را چونان گُرز آهنین در دست می‌گیرد و با سوگندهای دروغ به خدا و به قیمت تنزّل دادن و گِل مالی کردن ارزش‌های متعالی و وجود ملکوتی، بر آن است تا به خواسته‌های خود برسد. آبرو، خون و جان و مال و هیچ ارزشی در برابر شتردلی و تنگ چشمی او، ارج و قیمت ندارد. به راستی، هر کس دیواره باورش کوتاه است، هماره ته مانده ایمان او در معرض یغمای فرومایگی‌های اخلاقی قرار دارد.

حسد را نیز دزدی قوی دان
که دارد همچو شیطان، قصد ایمان

 برای مثال، پنجره بنایی را خوش ندارد، ولی از در آن بد می‌گوید. از دیوار، کف، سقف، گچ، رنگ، نور، متراژ و وسعت خانه و کُلّ ساختمان چنان بد می‌گوید که گویی این خانه بر گُسل بنا شده است. واقعیت این است که قوّه درک او دچار مشکل شده است؛ مانند کسی که قوّه بویایی و چشایی او به هم خورده و نسبت به مزّه تلخ و شور و شیرین یا بوی خوش و تعفن، تشخیص خود را از دست داده است. از این رو، به جای علاج این بیماری، بر بیماری جان خود و وخامت اوضاع می‌افزاید.

هر که ز کینه و حسد، آتش خشم برفروخت
او ز تنور آتشی سوی تنور می‌رود

او شاید برای توجیه حالت بیمارگونه و رفتار حسودانه خود، دیگران را مقصّر بداند و بخواند. مثلاً اگر از او پرسیده شود: چرا به همسایه خود حسد می‌کنی؟ در پاسخ بگوید: تقصیر اوست، چرا ساختمان بزرگ‌تری را بنا کرده است که من بر او رشک برم؟

رنجور حسد چاره‌ای از خبث ندارد
بیمار، نهفتن نتواند هزیان را

دین و باور حسود، گزند دیده است و در بزرگ‌ترین تور اهریمن گرفتار شده و بدترین گونه بیماری دل، به جانش افتاده است. حسد، ریشه بدی‌ها، مرکب درماندگی، زندان روان، درد بی درمان و تیره ترین زندگانی به شمار می‌آید. رشک ورزی، بیماری دوستی و از بین برنده آن است که دل آدمی را به داشته‌های دیگران مشغول می‌دارد. حسود با مقدّرات خدایی و قسمت هم نوعان در ستیزه است. وی از شادی دیگران، غمناک می‌شود و پیوسته در دل، آه و اندوه دارد و کینه کسی را در دل می‌پروراند که بی گناه است.
 
هر که از داغ حسد بر دل او مُهری هست
محضر ریختن خون برادر دارد

حسد، مادر و پروراننده کینه توزی شدید است و به جسم و جان آسیب می‌رساند. حسادت چنان که آتش، هیزم را ببلعد، خورنده نیکی‌هاست و فرجامش، بدبختی دنیا و آخرت است. آنکه دلی پارسا دارد، خیالش در معرکه حسادت و جرگه حسودان پای نمی‌گذارد.
 
دور گردیدم از این قوم حسود
عاشق حق را جز این چاره چه بود؟

حسد، پوست قلب را می‌کند (و باور و ایمانِ زندگی بخش را از جان انسان می‌مکد)، چنان که کَنه پوست را می دراند و خون را می‌مکد.

بنگـــر حسادت در نهـــادش چـــون نهاده
بــر دیـدگانـش کاسـه‌ای از خون نهاده
بیچـــاره‌اش کـــرده، ز دیـــن بیـرون نهاده
ترسـم بمیــرد از تبــش، ناکرده درمان
آن کــس کــه سوزد خویش را درگیر کرده
از شعـلــه‌اش هم عده‌ای را پیر کرده
شاید تنــور جــان خــود را سـیـــر کـرده!
اما کــجــا خواهــد بَرد حــال پریشان؟
ای کاش این تــب از حرارت سرد می‌شد
آزادْ جــانِ هــر زن و هــر مرد می‌شد
واکسینه جان‌ها جمله از این درد می‌شد
و آن گـه ببین از این گذر، دنیا گلستان
چــون در حسادت مــانده، افساری ندارد
خود را در آن سوزانده، هشیاری ندارد
از آنچــه گفتم خـــوانــده را کـــاری ندارد
امیــدوارم بـــازگــــردد حـــــال ایمـان

امام جعفرصادق علیه السلام می فرماید:
«إیّاکَ اَنْ تُخْبِرَ النّاسَ به کل حالِکَ فَتَهُونَ عَلَیْهِمْ.» هرگز سختی‌ها و بیچارگی‌های خود را برای مردم بازگو نکن؛ زیرا اولین نتیجه‌اش این است که تو در نظر آنها، در زندگی، شکست خورده جلوه می‌کنی و در نگاه‌ها، حقیر می‌شوی و شخصیتت از میان خواهد رفت.(١٠)

حسود نادان است

حسود، یک انسانِ گزنددیده سطحی نگر و هول انگیز است، نه یک انسانِ بی گزندِ خودساخته و امنیت بخش. چیزی که برای برخی از مردم هیچ مفهوم ندارد، خودسازی است؛ یعنی حاضرند تنگ چشم و شتردل یا مانند علف هرز زندگی بگذرانند، ولی با همه قابلیت‌ها و ظرفیت‌های انسانی، به بار ننشینند و از بود و وجودشان، گل و میوه انسانیت برنیاید. شاید این اندازه را هم نفهمند.
«اَعُوذُ بِاللّهِ اَنْ اَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ؛
به خدا پناه می‌برم از اینکه از گروه نادان باشم»(١١)
می‌بایست با پاکسازی دل از حسادت نسبت به دوست، آشنا، همکار، دور و نزدیک، در محل کار، درس، خانه و جامعه، پیِ ناباوری و کفر را ویران ساخت و شرف حضور مطهّر و معطّر به بارگاه قُدسی پروردگار را سزاوار شد.
مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «الْحَسُودُ لَا یَسُودُ »
حسود در دنیای فرودین، سیادت ندارد و سود نمی‌برد، چه رسد به عالَم فرازین. رشک ورزی، ژرف اندیشیِ نگاه انسان را در کیش، به کُندی می‌کشاند و خود پی ریز بازمانده شدن از دریافت‌هایی است که به دل و جان آدمی، تازگی و شُکوه می‌بخشد. حسود، نمی‌تواند حاملان و حقیقت‌های فراسویی را ببیند و دست به نور آسمان ببرد و از خوشه‌های درخشان آن قَبَسی برگیرد؟
جان حسود کجا و دریافت‌های متعالی کجا؟

ره نیابد بر دری از آسمان، دنیاپرست  
در نه بگشایند بر وی، گر چه درها واستی
 
سه راهکار در برابر حسود

در صورت دست یافتن به نعمتی، سه کار شایسته و بایسته است:

١- کتمان؛
یعنی پنهان نگاه داشتن دارایی مادّی و معنوی از نظر تنگ نظران تا از خطر گرسنه دلی آنان ایمن بماند. می‌بایست راز دل و به ویژه امروزه امور مربوط به خانه و خانواده و برنامه‌های مادّی و معنوی را از دید افراد شتردل و شرور پوشیده داشت که کتمان، بهتر و راحت‌تر از علاج و جبران است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «إسْتَعینُوا عَلی اُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فَإنَّ کُلَّ ذِی نِعْمَةٍ مَحْسُودٌ؛ بر امور زندگی خود از کتمان یاری بجویید که هر صاحب نعمتی در معرض حسادت (افراد بد طینتِ تنگ نظر) است»
نگذاریم کسی یا ناکسی در زندگی‌مان آتش افکند که این، زحمتش کمتر از زحمتِ فرو نشاندن شعله‌های آن است:
«یایی‌ها الَّذینَ امَنُوا قُوا اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُها النّاسُ وَ الْحِجارَةُ؛
ای اهل ایمان، خود و خانواده‌تان را از آتش دور نگه دارید، چنان آتشی که مردم و سنگ خارا، آتش افروز آنند» (١٢)
نیازی نیست که از برنامه‌ها و خواسته‌ها و تصمیم هامان نزد افراد تنگ نظر و بدخواه و بداندیش، سخنی بگوییم.
بازگفتن تصمیم بر کاری با هر کس و ناکس، پس از اندیشیدن در آن و مشورت با اهل، در صد احتمال ناکامی و خرابی را بالا می‌برد. از یاد نبریم که در جوار هر پیروزی، غروری از درون و حسادتی از بیرون در کمین پیروزِ ناهوشیار است. پس همواره به احتیاط بگذرانیم و به بدخواهان و بداندیشانِ نااهل، اعتماد نکنیم و مشکلات و تصمیم‌های خود را با آنها در میان نگذاریم.

نصیحت تو به من، همه از آن بابت است
که عاجزی ‌ای حسود، بلند چون من پری

٢- در صورت برملا شدن دارایی و توانمندی و فضیلت و سر برآوردن حسادت دیگران می‌بایست از شرّ بداندیشی و بدخواهی آنان به پروردگار پناه برد،

چنانکه در سوره فلق فرموده است.
«قل»؛ امر خدایی است. در مبارزه با حسود، خدا به میدان می‌آید.
«اعوذ»؛ پناه بردن که سختی مبارزه انسانی با پدیده حسادت را می‌رساند.
«ربّ»؛ ذکر واژه «ربّ» در قرآن کریم ناظر به تربیتی بودن مسئله است. در این شرایط به پروردگار سپیده دم پناه ببر که عهده دار تربیت توست.
«فلق»؛ سپیده دم.
«مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ»؛ خطر حسادت پس از پدیدار شدن آن است.

٣- نیکی و بخشش:
مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود: «رشک بران خویش را با احسان به آنان شکنجه کن»؛
زیرا به فرموده آن حضرت: «اَلْحَسُودُ لا شِفاءَ لَهُ»؛ حسود بهبود ندارد. امیدی نیز به بهبودی او نیست و او جز با نابودی دارایی دیگری، درمان نشود:

«اَلْحاسِدُ لا یَشْفیهِ اِلّا زَوالُ النِّعْمَةِ». رشک ورزی در حق دیگری، عذاب خدایی است:
«اَلْحَسَدُ اَحَدُ الْعَذابَیْنِ». اگر در دنیا دو شکنجه باشد، حسادت یکی از آن دو است. همچنین باید دانست در توان کسی نیست تا عذاب خدا را برطرف سازد جز خود آن حضرت:
«اِلّا ما رَحِمَ رَبّی».

هلاک مردم در سه چیز است

امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:
 هَلَاکُ النَّاسِ فِی ثَلَاثٍ
١- فَالْکِبْرُ هَلَاکُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ…
هلاک مردم در سه چیز است ؛ (١٣)
١- کبر موجب نابودى دین است و بواسطه کبر شیطان ملعون شد…

جعفر بن خضر بن یحیی جناجی حلّی نجفی، ملقب به کاشف الغطاء از مراجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم قمری بود. آل کاشف الغطاء، از خاندان‌های علمی شیعی قرن ۱۳ و ۱۴ق، به وی منسوب‌اند.
نسب آل کاشف الغطاء به مالک اشتر می‌رسد. پدر او خضر، از عالمان و زاهدان روزگار خود شمرده می‌شد، از جناجیه در اطراف شهر حله به قصد تحصیل به نجف رفت و در همان شهر ماند و در سال ۱۱۸۱ق درگذشت.
شیخ جعفر هم در نجف زاده شد.(١۴)

حضرت آیه الله شیخ  جعفر کاشف الغطا از علمای بزرگ است.
شب که فرا مى رسید، هنگام خوابیدن به محاسبه نفس خویش مى پرداخت و گاهى خطاب به خویشتن مى گفت: در کوچکى ترا
جعیفر (جعفر کوچولو) مى گفتند، سپس جعفر شدى، و پس از آن حضرت شیخ جعفر، و سپس شیخ الاسلام، پس تا کى خدا را معصیت مى کنى و این نعمت را سپاس نمى گویى؟
نمی گذاشت ذره ای تکبر و خودبرتر بینی پیدا کند.(١۵)

امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:
 هَلَاکُ النَّاسِ فِی ثَلَاثٍ
٢- وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ  وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ…
هلاک مردم در سه چیز است ؛
٢- حرص دشمن جان است و بواسطه حرص آدم از بهشت خارج گردید.

ابو وائل گفت: در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتیم.
هنگام غذا سلمان گفت: اگر رسول خدا(ص)
از تکلف نهى نکرده بود براى شما چیزى ‏تهیه مى‏کردم، پس از آن مقدارى نان و نمک آورد.
ابوذر گفت: اگربا این نمک نعنا همراه مى‏شد خیلى بهتر بود.
سلمان آفتابه خود را به گرو گذاشت و مقدارى نعنا تهیه نمود. پس از آن که خوردیم ابوذر گفت:
سپاس خدایى را که ما را قانع ساخت.
سلمان گفت: اگر قانع بودید آفتابه من به گرو نمى‏رفت.(١۶)

امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:
 هَلَاکُ النَّاسِ فِی ثَلَاثٍ
٣- وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیل
هلاک مردم در سه چیز است ؛
٣- حسد رهنماى بدیهاست.
بواسطه حسد بود که قابیل هابیل را کشت
یکی از مهمترین دلایلی که بسیاری از افراد مهم؛ عاقبت به شر میشوند؛ حسادت است
در انقلاب اسلامی نیز بسیاری از افراد سرشناس به خاطر حسادت؛ در مقابل نظام اسلامی ایستادند...

حضرت هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود به سهم خواهی موسوی خوئینی‌ها از حضرت
آیه الله امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) اشاره می‌کند که ذکر این خاطره خالی از لطف نیست.
 ۳۰مرداد۱۳۶۸:
آقای موسوی خویینی ها آمد…
از مقام معظم رهبری رنجیده بود، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوه قضائیه نکرده است.
گفتم: حضرت آیت‌ الله خامنه‌ای مایلند در دفتر خودشان کاری به ایشان واگذار نمایند؛ نپذیرفت.
و گفت بنا دارد با انتخابات میان دوره ای به مجلس برود. پیشنهاد همکاری با نهاد ریاست جمهوری را هم دادم. گفت اگر بنا باشد کاری را بپذیرد، این را می‌پذیرد.(١٧)
همه بدبختی های انسانها از حسادت است

منابع:
١- سوره مائده، آیه ٢٧ – ٢٧ .
٢- کلینى، الکافی، ج ‏٨، ص ١١٣، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ١٣۶۵ ش.
٣- پیدایش، باب ۴.
۴- مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ٣۴٩، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ١٣٧۴ ش.
۵- طبرسى، ابو منصور احمد بن على، الإحتجاج، ج ٢، ص ٣١۴، نشر مرتضى، مشهد، ١۴٠٣ ق.
۶- شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ١، ص ١٨، انتشارات مکتبة الداورى، قم، بی تا.
۷- سوره بقره آیه ۱۰۹.
۸- سوره نساء آیه ۵۴.
٩- بحار الأنوار ج٧۴ ص١۵١.
١٠- الوافي ج ١٠ ص ۴٣١.
١١- سوره بقره آیه ۶٧.
١٢- سوره تحریم آیه ۶.
١٣- بحار الأنوار جلد ‏۷۵ صفحه ۱۱۱.
١۴- معلم حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، ج ۳، ص۸۵۲؛ آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه، ص۲۴۹.
١۵- اعیان الشیعه،جلد ۴،صفحه ۱۰۱.
١۶- کشکول بحرانى، ج‏۲، ص‏۱۳۷.
١٧- کارنامه و خاطرات، هاشمی رفسنجانی، بازسازی وسازندگی(۱۳۶۸)، ص ۲۸۰

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۴۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱۸
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۰۷
0
0
حسادت بنى امیه نسبت به امام حسین(ع)،
از زبان زینب(س)،
زینب(س) در خطبه شام خطاب به سران بنى امیه مى گوید، “أحَسَدْتُمُونَا”. شما به ما حسد بردید. زینب(س) از جمله ادله مشخص حادثه کربلا و شهادت امام حسین(ع) را حسادت و حسودى یزید و یزدیان با او مى داند.

“بِسْمِ اللهِ الْرحمنِ الرحیْم، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ، مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ، وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ، وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ”. به نام خداوند رحمتگر مهربان، بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده دم، از شر آنچه آفریده، و از شر تاریکى چون فراگیرد، و از شر دمندگان افسون در گره ‏ها، و از شر [هر] حسود آنگاه که حسد ورزد..
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۲۲
0
0
سعدی در حکایت پنجم از باب اول گلستان می‌گوید، سرهنگ زاده‌ای در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فِراستی زاید‌الوصف داشت هم از عهد خُردی آثار بزرگی در ناصیه او پیدا،

بالای سرش زهــوشمندی

مى‌تــافت ستــاره بلندی

فی‌الجمله مقبول نظر سلطان آمد که جمال صورت و معنی داشت و خردمندان گفته‌اند، “توانگری به هنر است، نه به مال، و بزرگی به عقل است، نه به سال”. ابنای جنس او بر منصب او حسد بردند و به خیانتی متهم کردند و در کشتن او سعی بی ‌فایده نمودند. دشمن چه زند، چو مهربان باشد دوست!؟ ملک پرسید که موجب خصمی اینان در حق تو چیست؟ گفت، در سایه دولت خداوندی دام مُلکه، همگنان را راضی کردم، مگر حسود را که راضی نمی‌شود، الاّ به زوال دولت من و اقبال و دولت خداوند باد!

شـور بختـان به آرزو خـواهند
مقبلان را زوال نعمت و جاه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۳۳
0
0
سلام مفید و عالی بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۳۴
0
0
من حسادت می‌کنم حتی به تنها بودنت

من به فرد رو به رویی، لحظه خندیدنت


من به بارانی که با لذت نگاهش می‌کنی

یا نسیمی که رها می‌چرخد اطراف تنت


من حسادت می‌کنم حتی به دست گرم آن

شال خوشرنگی که می‌پیچد به دور گردنت


وقتی انگشتان تو در گیسوانت می‌دود

من به رد مانده از این جور سامان دادنت


اینکه چیزی نیست، گاهی دل حسادت کرده به

عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت


هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت

من حسادت می‌کنم حتی به قلب دشمنت


کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه

پلک‌هایش روی هم می‌رفت وقت دیدنت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۴۱
0
0
دلیلش حسادت قابیل به هابیل بود استاد
مثل حسادت شلمغانی به حسین ابن روح که همیشه سرکلاس می فرمودین
خیلی ها هم به شما استاد گرامی حسادت میکنن
به خدا از صمیم قلب گفتم


در زمان غیبت صُغری یکی از شیعیان با فضیلت و مورد احترام مردم «شلمغانی» بود. وی به علت خودخواهی و مقام طلبی انتظار داشت که پس از محمد بن عثمان، سومین نایب خاص امام زمان (عج) شود؛ ولی علی رغم این انتظار، حسین ابن روح به مقام نیابت خاصه از طرف امام زمان تعیین شد.

شلمغانی به جای این که متوجه نقص خود شود، بر حسین ابن روح حسادت ورزید، و از راه راست منحرف شد. و روز به روز بر شقاوت خود افزود، و عدّه ای را به دور خود جمع کرد و واجب بودن عبادت ها را منکر شده و ازدواج با محارم را جایز دانست. مردم بسیاری را گمراه کرد و خود نیز گمراه شد. تا این که لعنت نامه ای از ناحیه امام زمان (عج) علیه او صادر گردید و در دنیا و آخرت رسوا شد و سرانجام سلطان وقت او را در شهر بغداد به دار آویخت. لازم به ذکر است که او از جانب حسین ابن روح در میان مردم واسطه و نماینده بود و نیازهای آنها را به حسین بن روح می رساند. با وجود این در نتیجه حسادت از حسین ابن روح خواست تا با وی مباهله کند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۴۸
0
0
آیت الله مجتهدی :

تا زنده ای و دستت می رسد کاری بکن, به فکر خودت باش و یک کاری برای آخرتت انجام بده که مبادا دست خالی از دنیا بروی!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۵۰
0
0
حسادت احساسی است که بسیاری از ما را می خورد. این یک ویژگی ناسالم برای یک شخص است ، از حرکت به جلو مانع ما می شود ، زیرا نگاه ما را به موفقیت دیگران متمرکز می کند ، و نه به آنچه می خواهیم روی آن کار کنیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۵۱
0
0
چون موی شدم ز رشک پیراهن تو

وز رشک گریبان تو و دامن تو


کاین بوسه همی دهد قدم‌های تو را

وآن را شب و روز دست در گردن تو
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۵۳
0
0
حرف آدم حسود یا حسرت کش در مورد کسی که به مقصود خود رسیده و دق می کند اما خود از مثل آن محروم است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۵۴
0
0
حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کن
خوی بدو اندیشه تو دیگرگون کن
انکار زیان تست زو کمتر گیر
اقرار ترا سود دهد افزون کن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۷:۵۸
0
0
حسود نباش حسادت
مثل آتیش می مونه
تمام خوبیات ُ
حسادت می سوزونه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۸:۱۳
0
0
﮼صلي‌الله‌عليک‌ياسيدنا‌المظلوم‌يا‌اباعبدالله‌
﮼الحسين
﮼سلام‌
﮼نثارارواح‌طیبه‌انبیاء،ائمه‌اطهار،شهدا،‌امام‌شهدا‌و‌جمیع‌رفتگان‌رحم‌الله‌من‌قرء‌الفاتحة‌قبله‌الصلوات
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۹:۰۳
0
0
بسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی بغیروا ما بانفسهم

و خداوند سرنوشت هیچ قومی(هیچ کسی)را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را کا در حودشان است را تغییر دهند

( سوره رعد آیه۱۱)

سلام
روزتون زیبا وبی نظیر
وسرشار از مهربانی خــــدا
امیدوارم امروز پر از خیر و
برکت باشہ براتون
دلتون
به پاکی صبح
افکار بلندتون سبز
زندگیتون
سرشار از زیبایے
وروزتون سرشار از
رحمت الهـے باشه..

حضرت علے (ع)

اِذا ظَهَرَتِ الجِناياتُ ارتَفَعَتِ البَرَكاتُ

هرگاہ گناهان آشكار شوند،
بركت‏ها از ميان مےرود
تصنیف غررالحڪم
صادق زاده علی
     ۹۹/۰۹/۱۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۱۹:۰۶
0
0
سلام شب تون بخیر
ضمن تشکر از حاج آقای گرامی و مسولین عزیز بولتن نیوز
بحث حسد و حسادت عالی بود
من برادران و خواهران خانواده ای سراغ دارم که از حسادت زیرآب همدیگر را می زنن و می گن چرا فلانی ثروتمند شده یا علم پیدا کرده باید از بین برود
یاحسین

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: لایَجتَمِعُ الحَسَدُ وَ الایمانُ فی قَلبِ امْرِیءٍ. حسد و ایمان (هرگز) در دل یک نفر با هم جمع نمی‌شوند. (مستدرک، ج ١٢، ص١٨)
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۳۱
0
0
هفت چيز بدونِ هـفت چيز ديگہ مسخره است:

1-كسى كھ بھ زبان استغفار كنھ
و در دل پشيمان نباشھ،خود را مسخره كردھ؛

2-كسى كھ توفيق از خدا بخواهد و ڪوشش نكنھ،خود را مسخره كردھ؛

3-كسی كھ بھـشت خواهد و بر
سختي ھاصبر ننمايد،خود را مسخره كردھ؛

4- كسی كھ از آتش بھ خدا پناه برد و
از لذت دنيا دست نڪشد،خود را مسخره كردھ؛

5-كسی كھ مرگ را ياد كنھ و آماده آن
نشھ،خود را مسخره كردھ؛

6-كسی كھ خدا را ياد ڪنھ و مشتاق ديدار او
نباشھ،خود را مسخره كردھ؛

7- كسی كھ در گناه اصرار ورزد و بدونِ
توبھ از خدا طلب عفو و بخشش كند،خود را مسخره كردھ؛
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۳۶
0
0
در زمان خلافت «موسی هادی»، برادر هارون‌الرشید، مرد حسودی در همسایگی مرد ثروتمند و نیکوکاری زندگی می‌کرد که نمی‌توانست او را در رفاه و آسایش ببیند. مرد حسود در این اندیشه بود که او را از ارزش و اعتبار انداخته و نزد مردم بی اعتبار سازد.

سرانجام، غلامی خرید و او را مطابق میل خود تربیت کرد. یک روز مرد حسود به غلام گفت: «من کار مهمی دارم و از تو می‌خواهم در عوض آن همه محبت که بر حق تو کردم، در انجام آن کوتاهی نکنی.»

غلام گفت: «هر چه بفرمایی، اطاعت می‌کنم.»

مرد حسود گفت: «من با این همسایه ثروتمندم میانه خوبی ندارم و سخت او را دشمن می‌دارم، تا جایی که می‌خواهم او را نابود کنم.»

غلام گفت: «بفرما تا همین حالا او را به قتل برسانم.»

گفت: «نه، اگر او را به قتل برسانی، مرا قاتل او خواهند دانست و نتیجه مطلوب به دست نمی‌آید. به جای این کار خود مرا گردن بزن، و بدن مرا به پشت بام او بینداز، تا وی متهم به قتل شود و حکومت او را به این جرم به قتل برساند!» غلام نپذیرفت.

مرد حسود گفت: «نافرمانی نکن، من نمی‌توانم همسایه خود را در ناز و نعمت و شهرت و قدرت ببینم. اکنون از تو راضی نمی‌شوم مگر این که آنچه می‌گویم، اطاعت کنی.»

هنگامی که شب فرا رسید مرد حسود، غلام را با کاردی به پشت بام برد و رو به قبله خوابید و به غلام گفت: «زود مرا راحت کن!» اندکی بعد تن بی جان مرد حسود و سر بریده‌اش، هر کدام به کناری افتاد. غلام از پشت بام به زیر آمد و به رختخواب رفت.

مأموران، موضوع را به داروغه و داروغه، ماجرا را به «موسی هادی» خلیفه وقت، گزارش داد. همسایه نیکوکار و غلام قاتل دستگیر شدند. غلام ماجرا را به خلیفه عرضه داشت.

خلیفه گفت: «هر چند قتل نفس کرده ای ولی چون جوانمردی نموده ای و بی گناهی را از مرگ نجات داده ای، تو را آزاد می‌کنم» سپس او را آزاد نمود.
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۳۸
0
0
«هرکس بخل ورزید و از روی جهل و غرور، خود را از لطف خدا بی نیاز دانست و نیکویی را تکذیب کرد، پس به زودی کار او را (در دو عالم) دشوار می‌کنیم.» (سوره لیل: آیه 8 تا 10)

«کم آسایش ترین انسان‌ها، بخیل است؛ و از همه بخیل‌تر کسی است که به آنچه خداوند واجب کرده، بخل ورزد.» (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له)

«بخیل همیشه بهانه جویی می‌کند و عذر می‌آورد.» (امام علی علیه‌السلام)

«انسان بخیل، کسی است که در سلام کردن بخل ورزد.» (امام صادق علیه‌السلام)
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۴۲
0
0
سلام و عرض ادب و ارادت
خدمت همه عزیزان
ممنون از مطلب فوق
اما چاره چیه
الان زمونه ای شده
که در بین مسئولین که فراوان
ودر بین خانواده هام مخصوصا خواهر و برادر
خیلی دیده میشه
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۴۷
0
0
روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد.
یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. سطل را تمیز کرد، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد.
وقتی همسایه صدای در زدن او راشنید خوشحال شد وپیش خود فکر کرداین بار دیگر برای دعوا آمده است.
وقتی در را بازکرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت : " هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت میکند که از آن بیشتر دارد ....."
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۴۸
0
0
پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که خانه ی غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند.
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۵۱
0
0
به زندگی دیگران حسادت نکنید
زندگی ها ازبیرون زیبا دیده
میشودهمه به اندازه
خودشان مشکل دارن
این ماهستیم که مشکلات
رابزرگ وکوچک میکنیم
کمی گذشت اکثر
مشکلات را رفع میکند
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۵۲
0
0
برای ڪسانی ڪہ بہ شما
حسادت میڪنند اینگونه دعا ڪنید:
پــروردگارا ....
اگر در این جهان ڪسی هست ، ڪہ
تاب دیدن خوشبختی مرا ندارد
آنقـدر خوشبختش ڪن
ڪہ خوشبختی مرا از یاد ببرد...
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۵۳
0
0
خوشبخت ترین آدمها کسانی هستند
که به خوشبختی دیگران حسادت نمی کنند
و زندگی خودشان را با هیچ کس مقایسه نمی کنند.
رحمانی از مشهد مقدس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۵۵
0
0
بسم رب الشهدا و الصدیقین

باز پنجشنبه و‌یاد شهدا ، امام الشهدا
با صلوات.....

پیامکی از بهشت: دانشمند شهید
دکتر محسن فخری زاده :

بنده به فیزیک به مثابه عاملی
برای عرفان خدا نگاه می کنم....
و زمانی که در ذرات بنیادین غور
می کنم ، احساس ذلت در برابر
شکوه خدا می کنم.

مقام شهادت گوارای وجود گمنامت

رهروانت راهت را ادامه خواهند داد
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۱:۵۹
0
0
آیت الله بهجت میفرمایند:

اهل بیت بندگانی هستند که عِلم و صوابشان(راستی و درستی) فراگیر
است. یعنی با داشتنِ مقام عصمت، نه خطا میکنند و نه گناه. امام زمان، عین الله الناظره (چشم بینای خدا) و اذنه السامعه (گوش شنوای حق) و لسانه الناطق(زبان گویای خدا) و یده الباسطه(دست توانای خداوند) است و از گفتارمان، کارهایمان، افکار و نیّات ما اطلاع دارد. ما امام زمان را حاظر و ناظر نمیدانیم... و به کلی از آن حضرت غافل هستیم. [با اندکی تصرّف در جمله بندی]

کتاب در محضر بهجت ش ۲۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۲:۲۵
0
0
حسادت خواهر و برادرم

این موضوع رو برایتون تعریف می کنم شاید برای شما و خوانندگان محترم تون مفید فایده باشد

با سلام و خسته نباشید و تشکر از اینکه چنین محیطی هست برای افرادی مثل من که در شهرهای کوچک زندگی می کنن و امکان مشاوره حضوری ندارند.با توجه به اینکه همسرم فرد سرشناسی می باشد نمیتوانم به مراکز مشاوره رجوع کنم.
من در تاریخ 12/10/94 ازدواج کردم بعد از ازدواجم باعث حسادت خواهر و برادرم قرار گرفتم به طوری که خواهرم برای اینکه مرا از چشم اطرافیان بندازه برای کل فامیل از من بدگویی کرد و باهام قطع رابطه کرد و برادرم با همسرم دعوا خیلی بدی کرد و باعث قطعی رابطه شد.
همسرم واقعا مرد خوبیست ولی متاسفانه خیلی تحت تاثیر مادر و خواهرکوچکترش می باشد.
من متولد 64 و همسرم متولد 60 و خواهرش متولد 65 می باشد که با شخصی که باهاش مخالف بوده ازدواج کرده و هیچگونه رابطه عاطفی با همسرش نداره.
و از اینکه من و همسرم هر روز باهمیم با من رفتار خوبی نداره.
همسرم هم میخواد کمبود زندگی خواهرش رو با اجازه دادن بهش با دخالت در زندگی ما جبران کنه.
اوایل یا دخالت نمی کردند یا من متوجه نبودم ولی جدیدا خیلی دخالت میکنن.
من و همسرم خیلی وقتا سر موضوعی به توافق کامل میرسیم ولی وقتی میره خونه مطرح میکنه دقیقا مخالف ما نظر میدن و نظر همسرم 100 درصد عوض میشد و این موضوع باعث بحث و دعوا میشه و جدیدا تا من نظری میدم با مخالفت شدید و دعوای همسرم مواجه می شم.
و جالب اینجاست که وقتی متوجه میشن ما باهم بحث کردیم بیشتر به شوهرم نزدیک میشن و بیشتر بهش محبت می کنن و شوهرم اصلا متوجه این قضیه نیست وقتی همسرم با منه رفتارشون یک طوریه و وقتی تنها میشم منو مورد حمله قرار میدن با انواع کنایه ها و متلک ها.
وقتی به همسرم میگم باورش نمیشه میگه تو خیلی بدبینی اونا تورو خیلی دوست دارن.
چند بار هم بهش گفتم که درست نیست مسایل زندگی خصوصی جای عمومی مطرح بشه دوست ندارم
بحثمون رو به کسی بگی ولی متاسفانه به من میگه نمیگم ولی مطمینم که می گه و رفتار دوستانش و خانوادش برخلاف این موضوع هست.
اگر همسرم هم نخواهد چیزی بگه اینقدر ازش سوال میپرسم سوالاتی مثل: کجا رفتی؟
با زنت بودی؟
چقدر بیرون میرید؟
خونه مادرخانمت چی می خوری؟
اونجا که میری کجا میشینی و از اونجا که متوجه نیست این سوالات برای دخالته به این سوالات جواب میده.
همسر من در حال ساخت خونه هست توقع دارن که وقتی میخوایم مثلا سرامیک بخریم حتما باید با نظر اون باشه یا حداقل چیزایی که توی خونه ما به کار میره مثل خونه خواهرش باشه که یک وقت احساس نشه سلیقه من بهتر بوده یا باید مثل اون باشه یا پایین تر.
با توجه به اینکه در خانداوه 7 نفره همسرم این خواهرش که فرزند چهارم هست برای همه تصمیم میگیره و همه گونه دخالتی داره.
و من نیز ادم کاملا مستقلی بودم در تمام مراحل زندگیم.
واقعا از این موضوع خسته شدم و جدیدا خیلی باعث بحث بینمون شده تا جایی که بهم میگه تو چی هستی دیگه؟
یا میگه برو به سلامت.
از این میترسم که باعث خوشحالی افراد بشم که برای ازدواجم خیلی سنگ اندازی کردن از جمله خواهر و برادرم.
ازدواج ما تقریبا سنتی بوده و با موافقت کامل خانواده هامون بوده و الان در زمان عقد می باشیم

لطفا مواظب حسادت خواهر و برادرتون باشید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۲:۵۷
0
0
به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید!!!
زیرا انها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۲:۵۹
0
0
می دونی واسه چی میگن :
از آدم حسود فاصله بگیرید؟
چون آدم حسود وقتی نتونه ضربه بزنه
، تهمت میزنه …
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۰۰
0
0
آدم هاى حسود رو اذیت نکنین
اونا به اندازه کافى عذاب می کشن
فوقش براشون دلسوزی کنید …
رسولی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۰۲
0
0
رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله) :

صدقه حرارت قبرها را از بين مي‌برد.

ميزان الحکمه ح 10342
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۰۴
0
0
جناب دکترتوحیدلو گرانقدر احسنتم مرحبا

به داستان واقعی حسادت من هم توجه بفرماید؛

روزی و روزگاری درسرزمینی، زنى بود بسیار حسود، همسایه اى داشت به نام خواجه سلمان که مردى ثروتمند و بسیار شریف و محترم بود، زن بر خواجه رشک مى برد و مى کوشید که اندکى از نعمت هاى آن مرد شریف را کم کند و نیک نامى او را از میان ببرد؛ ولى کارى از پیش نمى برد و خواجه به حال خود باقى بود. عاقبت روزى تصمیم گرفت، که خواجه را مسموم کند: حلوایى پخت و در آن زهرى بسیار ریخت و صبحگاهان بر سر راه خواجه ایستاد؛ هنگامى که خواجه از خانه خارج شد، حلوا را در نانى نهاده، نزد خواجه آورد و گفت: خیراتى است. خواجه، حلوا را بستاند و چون عجله داشت، از آن نخورده به راه افتاد و به سوى مقصدى از شهر خارج شد. در راه به دو جوان برخورد که خسته و مانده و گرسنه بودند. خواجه را بر آن دو، شفقت آمد. نان وحلوا را بدیشان داد؛ آن دو آن را با خشنودى فراوان، از خواجه گرفتند و خوردند و فى الحال در جا مردند. خبر به حاکم شهر رسید، و خواجه را دستگیر کرد، هنگامى که از وى بازجویى شد، خواجه داستان را گفت. حاکم کسى را به سراغ زن فرستاد، زن را حاضر کردند، چون چشم زن به آن دو جنازه افتاد، شیون و زارى آغاز کرد و فریاد و فغان راه انداخت؛ معلوم شد که آن دو تن، یکى فرزند او، و دیگرى برادر او بوده است. خود آن زن هم از شدت تأثر و جزع پس از یکى دو روز مرد. آرى خودم کردم که لعنت بر خودم باد. این حسود بدبخت، گور خود را با دست خود کند و دو جوان رعنایش را فداى حسد خویش کرد؛ تا زنده بود، پیوسته در عذاب بود و سرانجام جان خود را در راه حسد از دست داد و در جهان دیگر به آتش غضب الهى خواهد سوخت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۰۴
0
0
خدایا شفا بده… بنده های سالمت را شفا بده! کسانی را شفا بده که خیال میکنند هنوز دنیا بدون آنها نمیچرخد! کسانی را شفا بده که خیال می کنند مریض نخواهند شد هرگز! کسانی را که روحشان خیلی مریض است!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۱۵
0
0
ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ
نیما
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۱۸
0
0
سلام شبتان پر از آرامش الهی
به نظر من کمترین
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻱ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ
ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۳ - ۲۳:۳۶
0
0
امام علی علیه السلام می فرمایند:
البخیل مذموم، الحسود مغموم
انسان بخیل نکوهیده است،
آدم حسود اندوهگین است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۰:۱۴
0
0
مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد.

یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد.

در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت…

یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را بنشانه مخالفت تکان میداد.

پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.

کشاورز گفت:

خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق میکردم.

کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟

کشاورز گفت:

آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه
jalaly
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۰:۲۵
0
0
سلام علیکم مثل همیشه زیبا و آموزنده بود ...
خیلی برام جالب بود دلیل حسادت هابیل و قابیل نمیدونستم ممنون از مطالب بسیار خوبتون .
خدا خیر دنیا و آخرت نصیبتان کند ...
سپاس فراوان
التماس دعا
ناشناس
|
United States
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۰:۵۸
0
0
اغلب روان‌شناسان توافق دارند که حسادت یکی از شایع‌ترین هیجانات انسانی است که مستقیماً به روابط بین افراد مربوط می‌شود. برخی از روان‌شناسان حتی ادعا کرده‌اند که اگر کسی اصلاً احساس حسادت نداشته باشد، در تعهد خود نسبت به رابطه با دیگران دچار کمبود خواهد بود...
ناشناس
|
United States
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۱:۰۰
0
0
درمردها یه حسی هست ک اسمشو میذارن "غیرت"
به همون حس درخانوم ها میگن"حسادت"
اما من به هردوش میگم"عشق"
تاعاشق نباشی نه غیرتی میشی نه حسود...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۱:۴۴
0
0
رحیم پور ازغدی گفته: «حجاب هم به ظاهر کار دارد هم به باطن؛ باطن حجاب حیا و اخلاق ‏جنسی است و ظاهر حجاب هم پوشش است.‏
پوشش بدن کافی نیست، لباس پسری را نگاه می‌کنیم و تصور می‌کنیم نماز‌شب‌خوان است اما باطنش را ‏می‌بینیم، الدنگ است. ‏

در همین فضای مجازی، دختر و پسرها با هم قرار می گذارند؛ آن‌ها که مذهبی نیستند ‏مثلا می‌گویند ساعت فلان در جردن.
اما آن‌ها که مذهبی‌اند، قرار می گذارند در بین الحرمین: خواهر! برادر! قرار ما بین‌‏الحرمین. هردوی آن‌ها یک کار می‌کنند. یکی نوع مذهبی‌اش و دیگری غیرمذهبی.‏

دخترها عکس‌شان را با آرایش و نیمه‌برهنه می‌گذارند و نوع مذهبی‌اش هم عکس‌اش را با چادر اما نزدیک و شفاف می‌گذارد و پسر هم زیرش می نویسد: ما رایت الا جمیلا. با خودش گفته یک ‏عبارت عربی بگوییم که اسلامی باشد؛ دختربازی اسلامی.»
ناشناس
|
United States
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۰۵:۴۵
0
0
حسادت به معنی آرزو کردن زوال نعمت از کسی است که آن را به دست آورده است.
شخص حسود کسی است که از وجود نعمت ، شادکامی ، موفقیت و پیشرفت دیگران در حیطه های مالی، تحصیلی و شغلی ، مورد توجه واقع شدن دیگران توسط فرد یا افراد دیگر ، مطرح شدن سایرین در حیطه های مختلف اجتماع ناراضی است و دوست ندارد که دیگری از نعمت یا آسایش برخوردار باشد.

حسادت در نهایت تبدیل به ناتوانی و احساس کمبود در شخص حسود شده و او را دچار حقارت می کند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۹/۱۴ - ۱۱:۳۸
0
0
با سلام و خدا قوت
اون روایتی که از امام صادق (ع) فرمودید منبعش رو میفرمایید
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین