كشف گاز در خزر به معجزه شبيه بود

مطالعات و بررسيهاي گسترده زمينشناسي درباره آن صورت گرفته، اما همواره برآوردهاي اوليه حاكي از آن بوده كه درياي خزر منابع هيدروكربوري (نفت و گاز) ندارد يا قابل توجه نيست، اما اصرار و ادامه فعاليت ايران در اين حوزه آبي در دو دهه اخير سرانجام به ظهور مولودي انجاميد كه خط بطلاني بر مطالعات آژانسهاي انرژي غربي كشيد.
كشف مخزن گازي اخير با ذخيره 1.4 تريليون مترمكعب در درياي خزر مورد توجه محافل رسانهاي و نفتي خارجي قرار گرفت، اما در داخل آن طور كه شايسته بود انعكاسي نيافت.
علي اصولي، مديرعامل شركت نفت خزر كه مديريت اكتشافات و توسعه نفت و گاز درياي خزر را بر عهده دارد، از تلاشهاي شبانهروزي متخصصان داخلي در شرايط دشوار تحريم و فشارهاي بينالمللي و نداشتن دانش كافي حفاري و فعاليت در آبهاي عميق سخن ميگويد و از پيامهاي منفي و نااميدانه بعضي افراد در داخل گله دارد.
او ميگويد: كشف گاز در خزر در شرايطي كه همگان در داخل و حتي برخي متخصصان برجسته خارجي درباره نبود ذخاير هيدروكربور در آن اصرار داشتند معجزه الهي است و در سايه توكل به خدا و توسل به ائمه اين رخداد بزرگ صورت گرفته است.
گفتوگوي ما با وي چند ساعت به طول انجاميد، اما برخي حواشي اين گفتوگو بيش از متن آن جالب و جذاب است كه برخي از آنها قابليت انتشار ندارد.
يكي از مهمترين نكات مورد توجه در اين ماجرا آن است كه تمام منابع و مآخذ مورد مطالعه در حوزه زمينشناسي خزر، روسي است و هيچگونه مطالعه ايراني در اين زمينه صورت نگرفته است. در حالي كه پتانسيل مناسبي براي مطالعات دانشگاهي و تخصصي دارد، اما مورد غفلت واقع شده است.
اصولي از آنجا كه تحت فشارهاي مختلفي از سوي بسياري افراد حتي برخي مديران ارشد براي رها كردن پروژه قرار داشته، نذر امام رضا(ع) كرده و در شب عاشورا مطالعات اوليه كارشناسان هنگام حفاري نشان داده كه نشانههايي از رسيدن به گاز بروز كرده است و دو روز بعد فشار گاز به اوج خود رسيده و وي با همان خوشحالي و شور ، موضوع را تلفني به وزير نفت اطلاع ميدهد و وزير نفت نيز در اولين فرصت اين كشف بزرگ را اعلام عمومي ميكند.
كشف ذخاير هيدروكربوري گسترده در درياي خزر فرمولهاي جديد اقتصادي را در اين منطقه ايجاد خواهد كرد و برخي الگوهاي سنتي اقتصادي منطقه شمال را تحت تاثير قرار خواهد داد. آنچه در پي ميآيد، حاصل اين گفتوگوست.
چه شد كه پس از سالها تلاش و فعاليت به ذخاير هيدروكربوري در خزر دست يافتيد؟
موضوع كشف منابع هيدروكربوري در خزر از جنبههاي مختلف مورد تحليل و بررسي قرار ميگيرد. يك جنبه آن نفت و فعاليتهاي ذاتي است كه شركت نفت خزر به عنوان يكي از پنج شركت بالادستي آن را مورد توجه قرار داده است. يكي از وظايف ذاتي شركت ملي نفت ايران اين است كه هر جا پتانسيل منابع هيدروكربوري وجود دارد آن را كشف كند. درياي خزر و استانهاي شمالي نيز از ديرباز در اين زمره قرار داشتند. اگر به سابقه آنها توجه كنيم، ميبينيم از 50 سال گذشته بعد از اين كه قرارداد دارسي بسته شد، دارسي هم بعد از هفت سال موفق به كشف اولين ميدان نفتي در مسجدسليمان شده است. بعد از آن دولت انگلستان متوجه ميشود كه ايران داراي پتانسيلهاي نفتي مختلف است. در آن شرايط خاص قراردادي را منعقد ميكند كه طي آن قرارداد تمام كشور بجز پنج استان تحت سيطره شركت نفت انگليس قرار ميگيرد تا در آنجا فعاليتهاي اكتشافي صورت دهد. آن موقع در مورد اين پنج استان بحثهايي بين روسيه و انگليس وجود داشته و روسها هم ادعاي تسلط سياسي داشتند.
بعد از آن روسها فعاليتهايي را در اين استانها انجام ميدهند، اما موفقيت چنداني كسب نميكنند از آن طرف انگليسيها در خوزستان، كرمانشاه، ايلام و بوشهر توفيقاتي داشتند. بعدها به استان مركزي آمدند كه موفق شدند.
بعد از اينكه تسلط سياسي روسها از سال 1345 به بعد كم ميشود، رژيم وقت تصميم ميگيرد در آنجا فعاليتهاي مجددي داشته باشد. در آنجا محدوديتي وجود نداشت كه شركتهاي اروپايي حضور داشته باشند. شركتهاي فرانسوي و آلماني آمدند اقداماتي را انجام دادند. براساس نشانههايي (مثل چالههاي نفتي، مردابهاي نفتي، گلفشان كه در شمال كشور هم كم نيست) فعاليتهايي انجام شد. حتي چاههاي اكتشافي را حفر كردند كه عمدتا منجر به نتيجه نشد. بيشتر فعاليتها توسط شركت نفت ايران قبل از انقلاب در گرگان (اطراف استان گلستان فعلي) بوده كه در آنجا پتانسيلهاي گازي مورد توجه قرار گرفت. لرزهنگاريهايي انجام دادند و حدود 12 چاه حفاري شد.
بعضي چاهها به گاز رسيد، اما گاز مناسبي تشخيص داده نشد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مجدد يكسري فعاليتها در جهت تداوم مطالعات اكتشافي صورت گرفت. بعد از جنگ تحميلي هم ادامه پيدا كرد. بخصوص بعد از فروپاشي شوروي و حضور و سلطه شركتهاي آمريكايي و اروپايي در درياي خزر اين موضوع شدت يافت. از سالهاي 71 ـ 70 اقداماتي در جدار ساحل جنوبي ايران انجام شد كه در مطالعات، منجر به حفر سه حلقه چاه اكتشافي شد. دو چاه در مجاورت استان مازندران (نور) و ديگري در بندر انزلي حفاري شد.
براي حفاري اين چاهها با توجه به بسته بودن درياي خزر بسترهايي مانند حوضچه، موجشكن و يك سازه دريايي (جكآپ) بعلاوه دو شناور ايران كسماء و ايران بهشهر در آن مقطع توسط سازندگان داخلي در سواحل بهشهر و نكا ساخته شد و تمام اين اقدامات مقدمهاي براي حفاري سه حلقه چاه اكتشافي شد.
حفر يكي از اين چاهها 700 روز طول كشيد و با اين كه در ساحل بودند و مشكلي نداشتند، نتيجه زيادي به دست نيامد. ضمن اينكه حفاري مذكور، اقتصادي تشخيص داده نشد.
موج بعدي كه منجر به فعاليتهاي ايران در حوزه خزر و ساحل خزر ميشود، مربوط به سال 1376 به بعد است. از اين سال به بعد، حجم گسترده فراخوان توسط جمهوري آذربايجان، تركمنستان و شركتهاي بينالمللي صورت گرفت. از سوي افكار عمومي مردم ما مطالباتي هم وجود داشت كه ميگفتند بعد از فروپاشي شوروي بايد در آبهاي خزر نقشآفريني اصلي داشته باشيم. به همين دليل يكي از گامهاي تحكيم و تثبيت ميتوانست استفاده از منابع بستر درياي خزر باشد. با همين نگاه مطالعات عميقتري با توجه به تكنولوژي و فناوريهاي روز انجام شد. در سال 77 شركت نفت خزر به صورت مستقيم تاسيس و معاونت نفت و گاز خزر در وزارت نفت به طور ويژه تشكيل شد. دولت به طور ويژه حمايت كرد و سرمايهگذاريهاي ويژه نيز اختصاص يافت و مطالعات به صورت عميق در آنجا صورت گرفت. اين مطالعات در اوايل سال 81 باعث شد پتانسيلهاي قابل توجهي در درياي خزر مورد استناد قرار گرفته و به آن تكيه شود و اينها همه پتانسيلهايي بودند كه در اعماق بين 500 تا 800 متري درياي خزر قرار داشتند. 46 ساختار كوچك و بزرگ حاصل مطالعات مختلف ژئوفيزيك، ژئوشيميايي، زمينشناسي و برداشت و دادههاي سطح درياست كه حاصل شكاف گسلهاي مخازن احتمالي است.
با اين جمعبندي متوجه شدند اگر اين پتانسيلها وجود داشته باشد، در همان اعماق 500 تا 800 متري دريا قرار دارد. بعد كه لرزهنگاري سهبعدي صورت گرفت و اطلاعات لرزهنگاري كشورهاي ديگر خريداري شد و اطلاعات خزر جنوبي تا ساحل و خشكي ادامه پيدا كرد، متوجه اين موضوع شديم كه فرضيه قبلي نهتنها اثباتشدني است، بلكه 8 تا از اين ساختارهاي 46 گانه با پتانسيل ارزيابي شد.
در اين مطالعات با كشورهاي حوزه خزر همكاري مشترك هم داشتيد؟
خير، فقط خريد مطالعات بود. ما متوجه شديم كه بايد بسترها و زيرساختهاي لازم را براي تكميل مطالعات اكتشافي فراهم كنيم و در اين زمينه با مشكلات عديده دريا و جغرافياي دريا مواجه شديم. چون بحث آبهاي كمعمق و خشكي ديگر اينجا وجود نداشت، بلكه ما با آبهاي عميق مواجه بوديم كه تكنولوژي و دانش خاص خود را دارد.
حفاري در عمق بيش از 300 متر دانش جديد و سازههاي دريايي متناسب نياز دارد. در آن مقطع بنا به دلايل متعدد تصميم بر اين گرفته شد كه اين زيرساختها و سازههاي دريايي توسط پيمانكاران داخلي در جمهوري اسلامي ايران آماده شود. سكوي نيمهشناور ايران ـ اميركبير و دو تا از كاسپينهاي يك و دو با 14 هزار اسب بخار قدرت به علاوه حوضچه فراگير، موجشكن مناسب، اسكله مناسب، ايجاد پايگاه پشتيباني و ديگر بسترهايي كه مورد نياز بود، نتيجه همين تصميمي بود كه در سال 81 گرفته شد.
به محدوديتهاي دريايي اشاره كرديد. توضيح ميدهيد كه منظور آن چيست؟
درياي خزر يك درياي بسته است كه به ساير آبها راه ندارد و راه ورود به درياي خزر از كانال ولگادن بود كه اين كانال نيز محدوديتهاي فيزيكي و طبيعي خودش را داشت و همچنين ميتوانست براي ما هم دردسرساز شود كه فقط چهار ماه از سال باز است و نه بيشتر. ضمنا بايد به دولت روسيه گمركي نيز داده شود. اين كانال طوري نبود كه بتوانيم سكوي نيمهشناور را در آنجا وارد كنيم. بايد اينها را كاملا از هم جدا ميكرديم كه نياز به زمان طولاني داشت.
به همين دليل تصميم گرفتيم اين سازه دريايي توسط پيمانكاران داخلي اجرا شود. اين اولين تجربه پيمانكاران داخلي بود و ليسانس (دانش فني) و امكانات آن را نداشتند. طرح با فراز و نشيبهاي مختلف روبهرو بود و نهايتا اواخر 87 يا اوايل 88 اين سكو آماده عمليات شد.
تستهاي اوليه چاه آزمايشي چه زماني صورت گرفت؟
اولين تست اين چاه آزمايشي در دي 88 با سكوي ساخت داخل زده شد. آزمايشهاي اوليه انجام شد و پيمانكار حفاري در سال 84 قرارداد بسته بود كه حفاري را انجام دهد. در آنجا اعلام آمادگي كرد ميتواند راهبري سكو را داشته باشد و عمليات حفاري را هم انجام دهد. در بهمن 88 اين كار شروع و چاه آزمايشي حفاري شد. بعد از آن اقدام به حفر چاه اصلي كرديم، اما نتيجه نگرفتيم و با مشكلات ديگر دريا مواجه شديم. با توجه به ناشناختگي دريا، اعماق دريا، زير بستر دريا و زمينشناسي آن و عدم تجربه پرسنل، محدوديتهايي كه از لحاظ تكنولوژيكي و تحريمهاي بينالمللي براي ما ايجاد كرده بودند پيشبيني هم كرده بوديم كه با مشكل مواجه خواهيم شد. به هر حال 4،3 چاه آزمايشي و سه چاه اصلي زده شد. آخرين چاه را با حداكثر توان و حداقل پشتيبانيهاي لازم حفر كرديم. با پشتكار و همت و تلاش متخصصان نفت خزر توانستيم اين چاه اكتشافي را حفر كنيم، البته با لحاظ مسائل ايمني و محدوديت انرژي و اما و اگرهاي وجود هيدروكربور. به اولين نشانههاي هيدروكربور دست يافتيم (پيشبيني ما براساس گاز بود). خوشبختانه موفق شديم وارد مخزن شويم. براساس پيشبينيها و مطالعات نظري ما مخزن پتانسيل لازم را داشت و بر آن اساس هم منجر به اعلام عمومي شد.
حجم ذخاير مخزن چقدر است؟ چرا آمار دقيقي ارائه نشد؟
حجمي كه اعلام شده منبعث از مطالعات و دادههاي نظري است. ما دادههاي ژئوفيزيكي داشتيم، تجزيه و تحليل كرديم و با مسائل ديگر علمي مقايسه كرديم و براي آن برآوردي در نظر گرفتيم كه اگر اين مخزن گازي باشد 50 تريليون فوت مكعب يا 1.4 تريليون مترمكعب گاز دارد. اگر نفت داشته باشد براساس همان دادههاي نظري حدود 7 ميليارد ذخيره احتمالي اين ميدان خواهد بود. اينها موقعي اثبات ميشود كه ما كارمان را ادامه دهيم، نمونهگيريهاي مختلف داشته باشيم، لايههاي مختلف چاه را نمودارگيري كنيم و با اجراي فرآيندهاي مختلف دادههاي ما مورد تاييد قرار گرفته و تكميل ميشود. الان هنوز اين مطالعات انجام نشده، ولي دادهها دريافت شده كه اميدواريم تا پايان سال به نتيجه برسد.
اين فقط يك نقطه از خزر است و مطالعات مربوط به مخزن اوليه است؟
بله، مربوط به يك ساختار است. وقتي ذخاير هيدروكربوري پتانسيل هستند به آنها ساختار گفته ميشود و در صورت كشف مخزن نام دارد. الان اين به نظر ما يك مخزن است، ولي درياي خزر 45 ساختار ديگر دارد كه ميتواند قابليت تبديل شدن به مخزن را داشته باشد.
چقدر زمان ميبرد كه اين ساختارها كشف و مخازن جديد به دست آيند؟
سياست ما اين است كه حفاري اين چاه را ادامه دهيم، فعاليتهاي اكتشافي را تمام كنيم بعد از آن اگر لازم باشد بايد چاه توصيفي بزنيم، اگر ديديم دادههايمان به اطلاعات جامعي از مخزن، حجم و نوع مخزن و ديگر اطلاعاتي ـ كه براي ادامه كار مورد نياز است ـ نرسيد، مجبوريم چاه توصيفي بزنيم و بعد از آن وارد مرحله توسعه و توليد ميشويم كه اين كار هزينه و سرمايه زيادي را ميطلبد.
برآورد سرمايه براي طرح توسعه مخزن درياي خزر چقدر است؟
چون عمليات در آبهاي عميق است حدود 15 برابر برآوردهايي است كه حفاري در خشكي صورت ميگيرد.
كارشناسان ميگويند حدود 10 ميليارد دلار سرمايهگذاري لازم دارد. درست است؟
بله. تا مرحله توليد كامل 10 ميليارد دلار نياز دارد. تا الان از منابع داخلي نفت ايران هزينه كرديم. سكوي نيمهشناور ما در گرانبهايي است و فقط ما آن را در خزر داريم كه ميتواند تا عمق 1000 متر دريا و شش هزار متر از زيربستر دريا را حفاري كند.
آيا امكان نزديك شدن ساير كشورهاي همسايه به اين منابع وجود دارد؟
اين مخزن در آبهاي متعلق به جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و ايران نيز به طور قطعي 20 درصد سهم از درياي خزر دارد و اكتشاف صورت گرفته براساس آن حداقل سهم بوده است. درست است كه هنوز رژيم حقوقي درياي خزر منجر به قرارداد نشده ولي تمام ساختارهاي (ذخاير هيدروكربوري) ما در همان محدوده 20 درصد آبهاي خزر قرار دارد. اين مخزن كاملا در آبهاي جمهوري اسلامي است و در مرز قرار ندارد. تا زماني كه تعيين حقوقي درياي خزر صورت نگرفته مرز موضوعيت ندارد، هيچكس هم نميتواند اين ادعا را داشته باشد. در آينده هم نميتواند مورد ادعاي ديگر كشورها قرار بگيرد.
بازخورد اين اكتشاف جديد در كشورهاي همسايه خزر چه بوده است؟
تا جايي كه ما بررسي كرديم، عمده بازخوردها بسيار مثبت بوده؛ هم از سوي خبرگزاريهاي اقتصادي و نفتي بينالمللي و هم از سوي كشورهاي منطقه با واكنش مثبت روبهرو بوده، چراكه باور نميكردند جمهوري اسلامي ايران در شرايطي كه تحت فشار و محدوديت همهجانبه بينالمللي قرار دارد و در شرايطي كه هيچ تجربهاي از آبهاي عميق ندارد و درياي خزر نيز محدوديتهاي فيزيكي و جغرافيايي خودش را اضافه بر محدوديتهاي سياسي، تكنولوژي و امنيتي به رخ كشيده بود ايران بتواند به اين مهم دست يابد.
بعضي از بازتابهاي مثبت كه از شركتهاي فناوري آب عميق ملاحظه كرديم بسيار پوياتر و شفافتر و اميدبخشتر از بعضي پيامهاي داخل كشور بود.
با توجه به اين كه تجربه فعاليت در آبهاي عميق را در حوزه نفتي نداشتيم براي اقدامات بعدي توسعه اين مخزن برنامهاي داريد؟ آيا از سرمايهگذاريهاي داخلي استفاده ميكنيد يا خارجي؟
اصولي: كشف مخزن جديد گازي در درياي خزر در شرايطي صورت گرفت كه متخصصان داخلي و خارجي همگي بر ادامه ندادن فعاليت اكتشافي در آن اصرار داشتند
شركتهاي مختلف با توجه به كشف اين ميدان عظيم گازي اعلام آمادگي كردند كه وارد اين حوزه شوند. ما به سازههاي زيردريايي زيادي احتياج خواهيم داشت. خوشبختانه در چند سال گذشته انجمن دريايي ايران فعال شدند و حدود 300 تا 350 شركت فعال در حوزه ساحل و فراساحل داريم و پيامهاي بسيار مثبتي را به ما دادهاند كه ميتوانند در اين زمينه وارد شده و در ادامه راه كمك كنند. البته نكته مهم اين است كه در راهبري اين سكو در دو سال گذشته تجربيات بسيار خوبي را به دست آوريم.
در مرحله حفاري كه كار بسيار سختي بود تقريبا لايهها را شناختيم. ما در ارتباط با زمينشناسي خزر جز منابع و ماخذ روسي هيچ چيز نداشتيم. كتابهايي در ارتباط با زمينشناسي خزر وجود دارد كه عمدتا ترجمه است.
الان با نمونهگيريهايي كه انجام شده براي اولين بار با يافتهها و تجربياتي كه در رابطه با زمينشناسي خزر جنوبي به دست آورديم ميتوانيم ادعاهاي جديد و حرفهاي درست و منطقياي داشته باشيم. در حفاري هم همينطور به لايههاي پرفشار و كمفشار مختلفي برخورد كرديم و البته با بنبستهاي عجيبي نيز مواجه شديم. كشف اين مخزن فقط معجزه الهي و توسل به ائمه بويژه امام رضا(ع) بود كه در مسير فعاليت بسيار بنبستشكني بود و كمك كرد تا بتوانيم اين موفقيت را به دست آوريم و اين در حالي است كه بسياري از متخصصان و مديران در داخل به ما ميگفتند اين كار را رها كنيد و نتيجهاي نخواهد داشت و در اين زمينه دهها نمونه اظهارنظر وجود دارد و اين عنايات الهي در حالي شامل حال ما شد كه عقل و علم همكاران ما و بعضي مشاوران خارجي درباره وجود هيدروكربور در خزر به بنبست كامل رسيده بود.اگر اين پنجرههاي معنوي كه نشات گرفته از عنايت خداوند و توكل بر اوست وجود نداشت ما به نقطه فعلي نميرسيديم.
اين سكو در درياي بسته خزر براي ما ارزش فراواني دارد، شناورها هم همين طور. دانش و تجربهاي كه كسب كرديم، استفاده از ابزارهاي خاص درياي عميق و راهاندازي تامين تجهيزات به ما كمك زيادي كرد و در ادامه راه هم ميتواند كمك كند. به همين دليل در حال حاضر مشغول برنامهريزي هستيم. اگر شركتهايي به طور موازي آمدند و خواستار سرمايهگذاري شدند از آن استقبال خواهيم كرد.
آيا در انتخاب شركتها محدوديتهايي وجود دارد؟
بله. در انتخاب شركتها محدوديت داريم. بايد شركتهايي حضور پيدا كنند كه صاحبسبك، تكنولوژي و سرمايه زياد در آبهاي عميق هستند.
البته ما منتظر اعلام آمادگي اينها و فعاليتهايشان نخواهيم شد. با توجه به سياستهاي كلياي كه ايران، وزير نفت و آقاي رئيسجمهور در بهشهر به ما اعلام كردند مكلف و موظف به ادامه مسير هستيم و به دنبال اين هستيم كه با تكيه بر توانمندي و منابع مالي داخلي اين مسير طي شود.
آيا از بخش خصوصي بهره ميگيريد؟
در حال حاضر خيلي زود است كه بخش خصوصي وارد اين فضا شود چون اين كار هزينه بالايي دارد و ميدانهاي ديگري با هزينه كمتر آماده هستند كه طرح توسعه آن توسط بخش خصوصي دنبال شود.
با توجه به اين كه ميادين مشترك زيادي داريم كه بايد توسعه پيدا كنند، آيا به نظر شما از نظر زماني ضرورتي دارد كه طرح توسعه مخزن گازي خزر به فوريت در دستور كار قرار گيرد؟
اين پروژه براي ما يك پروژه ملي است نه منطقهاي و محلي. نياز تداوم عمليات اكتشافي و رفتن به مسير فعاليتهاي توسعه و توليدي نيز از سوي مسوولان عاليرتبه نظام به ما اعلام ميشود و اين در حالي است كه اولويتهاي ميادين مشترك در آنجا هست. بنا به دلايل متعدد و تثبيت حاكميتي جمهوري اسلامي ايران در درياي خزر و پاسخگويي به مطالبات افكار عمومي كشور به نظر ميرسد بايد اين مسير را ادامه دهيم ضمن اين كه اگر مسير را ادامه دهيم فضاي شمال كشور را از يك فضاي توريستي صرف خارج ميكند و دريچه فضاي اشتغالزايي در عرصههاي صنعتي را باز خواهد كرد.
آيا مطالعاتي در زمينه ابعاد اقتصادي طرح صورت گرفته است؟
ما مطالعات كاملي را از زواياي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي انجام داده و براي آن افق 25 ساله در نظر گرفتيم و الان بايد مسير راهبردي را با توجه به دادههاي جديد و شرايط روز هماهنگ كنيم.
آيا اين كشفيات در ارتقاي جايگاه ايران در تامين انرژي و افزايش قدرت چانهزني، در منطقه نيز موثر خواهد بود؟
بله. قطعا در شرايط منطقه تاثير دارد. جدولهايي كه از سوي مراكز آماري مانند شركت نفتي انگليس (BP) و موسسه مطالعات انرژي وابسته به آمريكا درباره ميزان ذخاير نفت و گاز درياي خزر و ميزان برداشت انجام شده وقتي به ايران ميرسيدند Not avilable (غيرقابل دسترس) را اعلام ميكردند يعني معتقد بودند كه ذخاير هيدروكربوري در ايران هنوز مورد دسترسي قرار نگرفته است. البته در ارتباط با روسيه هم چنين عبارتي نوشته ميشد. برعكس آن عمده فعاليتها در آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان بود. با اين كشف جديد تغييرات اساسي در معادلات منطقهاي ايجاد خواهيم كرد.
بعدها ميتواند در انتقال منابع نفت و گاز كه يكي از بحثهاي اساسي ما در درياي خزر است ايران نقشآفريني موثرتري داشته باشد. در حفظ محيط زيست، كشتيراني، مطالبات حقوقي و مطالباتي كه در زمينههاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي است ميتواند خطوط چانهزني ايران را افزايش دهد. از نظر سهم ايران در اوپك اگر مطالعات نظري ما در مراحل بعدي تكميل حفاري اكتشافيمان اثبات شود ميتواند نقشآفريني اساسياي در نقش ايران در اوپك و حتي در شرايط جهاني داشته باشد.آمارهايي كه در حال حاضر در خزر و منطقه خزر از سوي شركتها اعلام ميشود آمارهاي مخدوش و غيرقابل استناد است چون تلورانس بسيار زيادي دارد. اعلام بعضي آمارها بيشتر جنبه اقتصادي و سياسي داشته و براي حضور بيشتر شركتهايي كه مدنظر شركتهاي چندمليتي بوده مطرح شده است. آمارها 110 ميليارد تا 270 ميليارد بشكه نفت را براي خزر در نظر گرفتند (يعني تلورانس 2 برابر). اين آمارها كل سهم ذخيره گاز احتمالي ايران در خزر را 11 تريليون فوت مكعب در نظر گرفتند، اما مطالعات نظري ما 5 ـ 4 برابر اين رقم است.
نوع نفت و گاز خزر چيست؟
گازي كه الان به آن رسيديم كاملا شيرين است. نفت هم همين طور، نفت سبك است البته هنوز به نفت نرسيديم. اميدواريم در لايههاي پايينتر همين مخزن به نفت هم برسيم.
پروژه خط نكاء ـ جاسك و پروژههاي جانبي براي طرح توسعه جامع خزر يكي از طرحهاي اصلي به شمار ميرود. آيا شما هم با توجه به اكتشاف اخير در اين زمينه مطالعه يا اقداماتي انجام دادهايد؟
تحليل ما اين است كه با انتقال منابع هيدروكربوري كشف شده از اين مخزن و مخازن ديگر به ساحل خودمان ميتوانيم در جهت انتقال و توزيع اين فرآوردهها در سطح استانهاي شمالي كشور صرفهجويي بزرگي داشته باشيم و در تامين خوراك بعضي پالايشگاهها كه قرار است در استانهاي شمالي كشور احداث شود ميتواند نقشآفريني كند.
ما الان با هزينه بسيار زياد با خط لوله جنوب به شمال از استانهاي جنوبي كشور خوراك تامين ميكنيم. در مرحله اول بايد در راستاي نيازهاي داخليمان حركت كنيم.
آيا جنبههاي صادراتي توليدات آلي خزر مورد مطالعه قرار گرفته است؟
آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان با توجه به حجم محدود مصرف داخلي خودشان به صادرات توجه داشتند. ما هم ميتوانيم از بسترهاي فراهم شده در منطقه خزر كه بسترهاي بسيار خوبي است و در جهت انتقال نفت و گاز ظرفيت بالايي هم دارد، استفاده كنيم براي انتقال صادرات فرآوردهها اين موضوع ميتواند موضوع نشستهاي مشترك بين ما و كشورهاي منطقه خزر باشد. در آنجا ميتوانيم با تفاهم و همدلي و تعامل در اين راستا فعاليتهايي داشته باشيم.
آيا ايران بيشتر تمايل دارد با شركتهاي روسي در طرح توسعه مخازن خزر همكاري كند؟
هر كشور و هر شركتي كه توانمندي فعاليتهاي حفاري، توسعهاي و توليدي را در درياي عميق داشته باشد و همچنين علاقهمند به سرمايهگذاري در اين بخش باشد دستش را به گرمي ميفشاريم، هرچند منتظر كسي هم نميمانيم.
البته شركتهاي روسيه با توجه به تجربه و توانمنديهاي خود اعلام آمادگيهايي كردند كه مذاكرات ما در مراحل اوليه است.
در فعاليتهاي حفاري خزر چه شركتهايي فعاليت دارند؟
شركت اصلي طرف قرارداد ما شركت حفاري شمال بوده، اما در بعضي سرويسهاي جانبي حفاري، از شركت ملي حفاري و حتي شركت ملي مناطق نفتخيز هم استفاده كرديم.
از توانمنديهاي مديريت اكتشاف بسيار استفاده كرديم. از بعضي نفرات با تجربه كه بازنشسته شده و در شركتهاي خصوصي فعاليت ميكردند استفاده كرديم.
از تجارب شركتهاي دولتي و غير دولتي بهره گرفتيم. بعضي شركتهاي خارجي هم كمكهاي خوبي داشتند.
موضوع فعاليت روبات سكوي اميركبير چيست و از كي شروع به فعاليت كرده است؟ اهميت اين روبات چقدر است؟
سكوي ايران اميركبير از 89 سيستم كه شامل هزاران قطعه و وسيله است تشكيل شده و 14 هزار تن وزن و 8 لنگر دارد. هر لنگر حدود 2 تن و مغروق در درياست. ارتباط آن با بستر دريا با 8 لنگر 1500 متري است كه به سكو وصل شده. سيستمها و موتورهاي ديزل و جرثقيلهاي پيشرفته دارد. سيستم
Ren3 بسيار پيشرفته دارد (يعني سيستم بازگشت به موقعيت). درياي خزر موجهاي 8 ـ 6 متر زيادي دارد. چون لوله ها وسط آب رها ميشوند ميتوانند تا 30 متر جابهجا شوند. اگر بيش از 30 متر شود سكو رها ميشود. سيستم Ren3 سكو را به موقعيت اصلي خودش برگشت ميدهد.دو سيستم براي ما نقش اساسي دارد، يكي شير فورانگير (Bop) كه ميتواند 15 هزار PSI را تحمل كند كه 220 تن وزن دارد و در بستر دريا و روي چاه مينشيند و بايد هر دو هفته يكبار مورد تست قرار بگيرد. 139 مخزن بزرگ دارد كه بايد تست شوند. يكي از تكيهگاههاي ايمني سكو و كار حفاري ما در مخزن« شش دو» بود. در چند ماه گذشته به دليل محكمكاري و رعايت مسائل ايمني كارمان معطل شده بود. حتما بايد اين شير را وصل ميكرديم. تا الان كه 3 هفته از كشف اين ميدان ميگذرد كمكهاي شاياني در جهت جلوگيري از مسائل غيرمترقبه و رعايت مسائل ايمني به ما داشته است. نصب، راهاندازي، نگهداري، راهبري و تست اين سيستم توسط توانمندان داخلي انجام ميشود.دومين دستگاه Rov است. همان روبات زير دريا كه قفسه بزرگي دارد و در كف دريا و لابهلاي لجنزارها مستقر ميشود.از روي سكو كنترل ميشود. بنا به فرمان ما در قفسه باز ميشود و روبات كه حكم بازوي حفاري و چشم ما را دارد از قفسه خارج ميشود. طبق فرمان ما عمليات تست را انجام ميدهد. فيلمهاي بسيار زيادي كه از كف دريا نياز داريم براي ما ميگيرد.اين دو وسيله، كار را از آبهاي كم عمق و خشكي متمايز ميكند.
الان اين روبات نصب شده؟
بله، اگر نباشد عمليات متوقف است.
دانش آن از كجاست؟
دستگاه آمريكايي است؛ اما مهم راهبرياش است. 1500 متر كابل از كف دريا وصل كرديم. كابل كناري آن فيبرنوري است كه فرمان ميگيرد و فرمان ميدهد. كابل بين متههاگير كرد و بريده شد. طبق قوانين حفاري بايد رها ميشد. جريان پرفشار زير دريا آن را زير گل و لاي رها ميكند و ميرود. از نظر شركتها رفته بود، اما همكاران ما با ابتكارشان و با جابهجايي سكو توانستند با درست كردن يك چنگك و فرستادنآن به كف دريا بالاخره آن را پيدا كنند.
عمده فيلمهايي كه در اين دو سال گرفتيم توسط اين روبات در زير دريا گرفته شده. اين به ما ميگويد در بستر دريا چه خبر است. در درياي كم عمق غواص پايين ميرود و اطلاعات كسب ميكند، اما در اينجا كه بيش از 1000 متر عمق دارد شرايط فيزيولوژي طوري است كه اگر غواص پايين برود منفجر ميشود.
در دو سال گذشته به دانشگاههاي تهران و شريف و نمايشگاههاي صنايع دريايي ميگفتيم اگر عرق ملي داريد اين را بسازيد. آنها را برديم سكو را نشانشان داديم. خوشبختانه قبلا بچههاي اصفهان براي استخر و عمق 50 متر اين نوع روبات را ساخته بودند. در نمايشگاه آخر صنايع دريايي كه در كيش برگزار شده بود گويا تا 400 متر را هم كاركرده و جواب گرفتهاند. اين براي ما پيام خوبي دارد.
چه زماني وارد فاز توسعهاي ميشويم؟
به طور طبيعي تا پايان سال بايد كارهاي اكتشافي را تمام كنيم. صددرصد به سال آينده ختم ميشود چون سكو و لوازم، درگير تكميل چاه اكتشافي هستند. انشاءالله تا پايان سال تمام و در سال جديد با توجه به برنامهريزيها وارد فاز بعد ميشويم.
زيبا اسماعيلي - گروه اقتصاد
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


