راه بسيج علمي از بيداري علمي ميگذرد

در این میان كشورهايی از اقتدار برخوردار هستند كه به چنین فناوریهایی دست یافته باشند.
گسترش
شبكههای فیبر نوری به منازل، یكی از مصادیق بارز این فناوری است كه
مرزهای زمانی و مكانی تعامل چهره به چهره را پشت سر گذاشته و از فواصل دور
در فضای مجازی ارتباطی، شفاف و ارزان با كیفیت عالی برقرار میكند.
از اینرو تمام توجه كشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه بهگسترش و دستیابی به این فناوری جلب شده است.
برای
پاسخ به این سوال كه آیا هماكنون زیرساختهای اجرایی چنین طرحی در كشورما
نیز وجود دارد یا نه، گفتوگویی با جواد صالحی، دكترای رشته مهندسي برق،
عضو هیاتعلمی دانشكده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف و چهره ماندگار سال
89 و پراستنادترین دانشمند ایرانی در ISI به انجام رساندیم تا بیشتر به چند
و چون این قضیه پی ببریم.
امروزه گسترش ارتباطات راه دور و راحتی انتقال دادهها و اطلاعات از طریق سیستمهای انتقال و مخابرات فیبرنوری، یكی از پر اهمیتترین مباحثی است كه در جهان مطرح است، یكی از طرحهای مهمی كه شما هم در دانشگاه صنعتی شریف پیگیر آن هستید، طرح اتصال فیبرنوری به منازل است، ایده اولیه اجرایی كردن این طرح از چه زمانی به ذهن شما خطور كرد؟
از حدود هشت سال پیش این فناوری به جامعه متخصصان كشور معرفی شد و با یاری صنایع نوین، ما توانستیم پژوهشهای خیلی خوبی را در این زمینه چاپ و به انجام برسانیم، به طوری كه مورد توجه بسیاری از محققان جهانی مانند ژاپن، كشورهای اروپایی و آمریكایی قرار گرفت و ما به سخنرانیهای متعددی دعوت شدیم تا نظرات خود را در این زمینه ارائه بدهیم. بی شك در حال حاضر آزمایشگاههای شبكه فیبر نوری دانشكده برق دانشگاه صنعتی شریف بهعنوان پرچمدار این فناوری و به عنوان یكی از قطبهای علمی شبكههای فیبرنوری در دنیا شناخته شده است. خیلی خشنود هستم كه بگویم بیشتر زحمات این كار را دانشجویان جوان دانشكده برق دانشگاه صنعتی شریف در حوزه تحصیلات تكمیلی به انجام رساندهاند و بنده بهعنوان استاد راهنما و به عنوان پیشكسوتی كه سالها در این زمینه كار كردهام به راهنمایی این جوانان پرداختهام. جای بسی خرسندی است كه ما هماكنون در تولید علم پیشرفته شبكههای فیبر نوری به منازل حرفی برای گفتن داریم. یكی از كارهای مهمی كه ما در این زمینه به انجام رساندیم و در سطح دنیا مطرح است، طراحی الفبای ارسال سیگنال فیبرنوری به طرف مشتركان از مركز سوئیچینگ مخابرات است. در این طرح ما تعریف كردیم كه اگر فیبر نوری به منازل كشیده شود، با ورود این سیگنالها به خروجیها و مجزا شدن به آپارتمان یا منزل، چگونه آدرس خود را پیدا میكنند.
در حال حاضر این طرح در چه مرحلهای به سر میبرد؟
در حال حاضر این طرح در سطح مفهومی عملیاتی شده است، به عبارت دیگر طرحهای بسیاری از نظر مدلهای ریاضی و فیزیك روی آن انجام شده است. همچنین این طرح در سطح ادوات نیز مطرح شده؛ یعنی در سطح دنیا سرمایهگذاران عظیمی روی اجرای این طرح، سرمایهگذاری كردهاند تا بتوانند ادوات نوری را طراحی و پردازش كنند. بهطوری كه هماكنون طرح به كارگیری فیبرنوری به منازل در كشور ژاپن در نسل چهارم فیبرنوری به منازل تا سال2017 مطرح است.
آیا صنعت فیبرنوری مورد توجه و اهتمام دولت و ارگانهای ذیربط قرار گرفته و آیا در سند توسعه پنجم یا سند علمیكشور نیز این طرح پیشبینی شده است؟
بله، برنامه فیبرنوری به منازل در سند توسعه پنجم و سند علمی كشور پیشبینی شده است. خوشبختانه وزارتخانه اطلاعات و ارتباطات نیز تصمیم گرفته تا صنعت مهم فیبرنوری در منازل را به جامعه ایرانی معرفی كند. بههمین منظور پژوهشهای بزرگی در دست اقدام دارد و هماكنون بودجه كلان 6 میلیارد دلاری را در این رابطه در نظر گرفته است. طی چند هفته گذشته نیز مناقصهای برگزار شد تا مشاور ارشد این طرح، براساس تجارب مشاورین، انتخاب شود. وقتی مشاوره انجام شد، نقشه راه و برنامه اصلی شبكههای فیبرنوری به منازل در ایران هم از نظر نوع تكنولوژی و قیمت مشخص خواهد شد و بر اساس آن پیادهسازی میشود. من احساس میكنم اگر وزارتخانه واقعا عزمش را جزم كند، میتواند این طرح را طی 5 ـ 4 سال آینده حداقل در سطح كلانشهرهای كشور كه نیاز بالایی به این امر دارند، اجرایی و سرویسدهی كند.
به نظر شما اهمیت انجام این كار در چیست و با اتصال منازل به شبكههای فیبرنوری چه تحولی در ارتباطات ایجاد خواهد شد؟
فیبرنوری، یكی از مهمترین تكنولوژیهای مخابراتی امروزی محسوب میشود كه جنس آن از شیشه است؛ جنس ساده اما برخوردار از تكنولوژی بالا. اگر ما نگاهی به تاریخچه تكامل صنعت مخابرات داشته باشیم، درمییابیم كه انقلاب بعدی كه در مخابرات در حال شكل گیری است، متاثر از فناوری فیبرنوری به منازل است. دلیل عمده این قضیه هم این است كه فیبرهای نوری نسبت به رسانههای امروزی كه بر اساس سیمهای مسی هستند، مانند شاهراههای عظیم اتوبانی اطلاعات محسوب میشوند كه حجم جابهجایی اطلاعات آنان یك میلیون بار بیشتر از ظرفیت جابهجایی سیمهای مسی است.
این به آن معناست كه اگر ظرفیت جابهجایی اطلاعات را یك میلیون بار بیشتر كنیم، دیگر آن مصرفكننده شبكه مخابراتی از حالت مصرفكنندگی و مخابراتی ساده خارج میشود و وارد فضای جدیدی از این فناوریها خواهد شد. به عبارت دیگر ما با دستیابی به این فناوری وارد فضای واقعی ـ مجازی خواهیم شد، به نحوی كه در هر جای این دنیا باشیم، میتوانیم به راحتی و ظرف چند ثانیه با طرف مقابلمان ارتباط تصویری و ویدئویی برقرار كنیم. یعنی با بهكارگیری این فناوری ما قادر خواهیم بود تا آن فضای مجازی را وارد دفتر كار، منزل یا هر مكان دیگری كنیم. در حقیقت زمانی كه فیبرنوری به منازل كشیده شود، هرشخص به منزله یك شركت مخابراتی عمل خواهد كرد، بنابراین زمانی كه دنیای واقعی به طور مجازی، راحت، ارزان و سریع در دسترس همگان قرار بگیرد، نشاندهنده این است كه بشریت وارد تمدن جدیدی شده است كه صنعت تجاری، علمی، فرهنگی، ارتباطات و اجتماعی را بشدت تحتتاثیر خود قرار خواهد داد. پس تمام جوامعی كه قصد دارند، زبانشان، فرهنگشان و راه و رسم زندگیشان در جهان مطرح شود، باید به این شبكه متصل شوند زیرا شبكههای فیبرنوری مانند آینههايی هستند كه در گوشه و كنار این كره زمین گذاشته شدهاند تا بر اساس اراده فرد، زمانی كه قصد نگریستن به دیگر گوشه جهان را دارد، آن آینه به طور زنده تصویر آن مكان را به معرض نمایش بگذارد. جوامعی كه سوار بر موج این رسانهها میشوند، از اقتدار جهانی برخوردار خواهند بود بنابراین لازم است، هرچه زودتر وارد این فضا شویم تا از معركه كنار زده نشویم.
امروزه داشتن اینترنت پر سرعت و سیستمهای مخابراتی دیجیتال نشانههاي پيشرفت جوامع محسوب ميشوند، با توجه به اینكه در حال حاضر سرعت اینترنت برای هر شهروند ايراني در حالت ايدهآل حدود 26 كیلوبایت یا كمتر است، با گسترش فناوری فیبرنوری سرعت پردازش اطلاعات به چه میزانی افزایش مییابد؟
در حال حاضر میانگین طول عمر پالس نوری یكمیلیاردم ثانیه است. اگر در نظر بگيريم كه در یك ثانیه 15 هزار ترابايت پالس از این پالس نوری میتواند زنده شده و از بین برود، ميتوان حساب كرد كه ارسال اطلاعات در یك ثانیه چند كتاب میشود؟ با انجام اين محاسبات درمییابیم كه با استفاده از فيبرنوري ما قادر خواهیم بود در عرض یكثانیه تمام محتوای كتابهای كتابخانه ملی یك كشور را توسط فیبرنوری از نقطه الف به نقطه ب ارسال كنیم. در حقیقت ما نمیتوانیم این پالسها را در سیمهای مسی بگذاریم چون سیمهای مسی طول عمری به این ریزی را اصلا نمیبینند. پس تصور كنید كه اگر همه دسترسی آسان به چنین فناوری را داشته باشند و بتوانند در عرض یك ثانیه تمام محتوای یك كتابخانه ملی را جابهجا كنند، چه تحول عظیمی در زندگی روزمره انسانها به وجود خواهد آمد. به همین دلیل است كه كشورهای توسعهیافته مانند ژاپن، آمریكا و كشورهای اروپایی صدها میلیارد دلار هزینه در این بخش میكنند تا در اسرعوقت فیبرنوری را به منازلشان بكشانند.
به عنوان مثال كشور ژاپن تاكنون در یك برنامه گسترده شش الي هفت ساله توانسته است بيش از 20 ميليون مصرفكننده را به این فناوری روز مجهز كند. همچنین در حال حاضر سایر كشورهای آسیایی مانند كره، تایوان و هنگكنگ نیز در این رقابت، گوی سبقت را از یكدیگر ربودهاند و وارد فضای تولید علم پیشرفته شدهاند، یعنی خودشان در پیشرفت علم نقشآفرینی كردهاند. پس كشورهایی كه زودتر بتوانند به این فناوری مجهز بشوند، سریعتر میتوانند از سرویسهای نوینی كه معرفی میشود، استفاده بهینه كنند. دستیابی به این فناوریها برای همه كشورها بسیار حائز اهمیت است. كشور ما هم نباید صبر كند تا پس از اینكه تمام كشورها به این فناوری مجهز شدند، به این فناوری دست یابد و تهمانده قضیه به دستمان برسد. لازم است كشور ما نیز مانند سایر كشورها در این زمینه سرمایهگذاری و دست به كار شود.
با گسترش شبكههای فیبرنوری تا چه میزان میتوان از نظر امنيتي به تبادل اطلاعات در اين كابلهاي نوري مطمئن بود؟ مثل تبادل اطلاعات بانكي و ساير امور كه براي زندگي انسان حياتي است.
در گذشته دسترسی به تلفنهای ثابت در كشورهای در حال رشد خیلی سخت بود، چون برای كابلكشی تلفن باید حفاريها و سيمكشيهاي زیادی میكردند، اما با مطرح شدن تكنولوژی بيسيم و سیستمهای تلفن همراه و نصب یك ایستگاه پایه در مركز شهر، این مشكل برطرف شد و جوامع پیشرفته و در حال رشد دریافتند از این طریق میتوانند یك محیط چهار تا پنج كیلومتری را تحت پوشش قرار دهند.
اما مشكل عمده و بزرگی كه این سیستمها دارند این است كه تلفن همراه مانند یك چیز عریانی است كه مورد دید همگان است و دیگران براحتی میتوانند این اطلاعات را به سرقت ببرند. پس اگر مدیران ارشد مخابرات كشور تصور میكنند كه با دادن تلفن همراه به تمام شهروندان ایرانی یعنی سیستم مخابرات خوبی را به مردم ارائه كردهاند كاملا در اشتباه هستند زیرا سیستمهای همراه همان قدر كه خیلی مهم هستند، اما از بستر امنیتی بسیار پایینی برخوردارند زیرا امواجشان درمعرض دید همگان است و اگر ما شبكه مخابراتی كشورمان را یعنی استخوانبندی شبكه كشورمان را بر اساس این تلفن پایهگذاری كرده باشیم، زمانی كه ناگهان با یك بحران برخورد میكنیم در عرض چند ثانیه ارتباط بین تمامی مردم ایران از طریق این شبكه قطع خواهد شد و لطمه بزرگی به سیستم ارتباطیمان خواهد خورد و شبكه مخابراتی كشورمان در آن واحد خواهد خوابید.
پس به جای اینكه تمامی هم و غم خود را متوجه این كنیم كه به 70 یا 100 میلیون مشتری سرویسدهی تلفن همراه بدهیم، تلاش كنیم تا در كنار این سیستم، سرمایهگذاری برای گسترش تلفن ثابت بویژه شبكه فیبرنوری به منازل داشته باشیم. گسترش تلفن همراه خیلی عالی است، اما در كنار شبكه ثابت بسیار قوی نه در كنار یك شبكه ضعیف ثابت. بنابراین مدیران و تصمیمگیران فناوری اطلاعات و مخابرات نباید خودشان را فقط با گسترش شبكههای موبايل گول بزنند چون خطر همواره در كمین ما نشسته است.
به نظر شما با دستیابی به این فناوری چه تحول اقتصادی و اجتماعی در زندگی روزمره انسانها نمود مییابد؟
همانگونه كه با ورود فناوری نوین مانند تلفن همراه و اینترنت تحول عظیمی در زندگی روزمره انسانها ایجاد و موجب سهولت و تسریع روند كارها شد، حتما گسترش این فناوری نیز میتواند باعث بهبود و سرعت بخشیدن به ارسال اطلاعات شود. به عنوان مثال هماكنون كارخانههای بسیار فراوانی در جهان وجود دارند كه اجناس بسیار متنوعی را تولید میكنند. در نتیجه قیمتهای متفاوتی نیز وجود دارد اما شناسایی، ارسال و دریافت اطلاعات بسیار زمانبر است. آنچه را هماكنون با جستجوی ساده در گوگل پیدا میكنیم، یكهزارم اطلاعاتی است كه در واقع وجود دارد. در نتیجه با گسترش فیبرنوری، تمام سیستمهای تجاری، نقل و انتقال اموال، اوراق، مذاكرات و... از طریق این فناوری امكانپذیر خواهد شد.
بر فرض مثال، فضای دانشگاهی كنونی را درنظر بگیرید كه یك دانشجو پس از قبولی در یكی از دانشگاههای معتبر جهانی و اخذ ویزا باید به طور فیزیكي درآن دانشگاه حضور یابد، اما اگر بتوان آن دانشگاه را با تمام امكاناتش به منزل خودمان، به شهر و روستای خودمان بیاوریم، چه تحول عظیمیرخ میدهد. با این تحول دیگر دانشجو مجبور نخواهد بود برای ادامه تحصیل به طور فیزیكی در آن دانشگاه حضور یابد. این امر فقط با دستیابی به فناوری فیبرنوری به منازل تحقق مییابد. فقط كافی است فرد در هر مكانی كه قرار دارد، به شبكه فیبرنوری متصل شود تا بتواند به طور مجازی اما واقعی تصویر آن فضا را بهطور زنده و با شفافیت و كیفیت مطلوب ببیند.
بحثی كه امروزه در كشورمان مطرح است، بحث فرار مغزهاست و هرساله ما شاهد این هستیم كه دانشجویان مطرح و برتر ما برای ادامه تحصیل به آمریكا و اروپا و سایر كشورهای دیگر میروند، پس طبق گفته شما با گسترش این فناوری و برقراری ارتباط و آوردن دانشگاههای معتبر به منازل، آیا این امكان وجود دارد كه از اين فرار پیشگیری كنیم؟
صالحي: یكی از دغذغههایی كه كشور ما با آن دستبهگریبان است، مربوط به این میشود كه هرگاه دولت یا وزارتخانهای تغییر میكند، شرایط بودجه دانشگاهی و فضای پژوهشی كشور نیز دستخوش سلایق شخصی وزیر یا مدیر میشود
من به فرار مغزها اعتقادی ندارم. ما مهاجرت مغزها را داریم. به نظر من مهاجرت حق اولیه هر انسانی است. همانطور كه حضرت رسول اكرم(ص) نیز زمانی كه احساس كرد در مكه كارش به پیش نمیرود، پس از 10سال فعالیت در مكه مجبور شد برای گسترش دینش به مدینه مهاجرت كند تا افكارش در مدینه مورد تشویق و قبول مردم آن مكان واقع و پایهگذار تمدن اسلامی شود به همین دلیل در تمدن اسلامی نخستین واژهای كه نقشآفرینی میكند، تاریخ آن تمدن است. واژه هجری شمسی یا قمری نیز ریشه در این هجرت دارد. تاریخی كه باعث موفقیت افكار حضرت رسول(ص) شد. بنابراین چنانچه انسانی تصور كند كه در مكانی است كه زندگیاش از پیشرفت چندانی برخوردار نیست و با جهد و تلاش به موفقیت دست نمییابد، حق اولیه اش این است كه مانند رسولش هجرت كند تا در یك نقطه دیگر از جهان بتواند ارتقایی در سطح زندگیاش بدهد.
متاسفانه از آنجایی كه در كشور ما بستر لازم برای تامین نیازها و پیشرفت زندگی جوانان فراهم نیست و جوان نخبه میاندیشد كه بستر پروازهای بلند علمی برای آنان مهیا نیست، به فكر مهاجرت و هجرت از كشورشان میافتند. همانطور كه رسول اكرم(ص) هجرت كرد و موفق شد. البته به طور قاطع نمیتوان اظهار كرد كه صد در صد به موفقیت دست مییابد یا خیر، اما حق و حقوق اولیه هر انسان بویژه مسلمان این است كه برای پیشرفت علم مهاجرت كند چون مبدا تاریخ ما هجری شمسی و قمری، تاریخ تمدن كشورمان است. بنابراین برای اینكه از فرار این نخبهها جلوگیری بهعمل آید باید بستر نیازهای این افراد در كشور فراهم شود.
به نظر شما برای توسعه این علم نیاز به چه زیرساختهای فكری و فرهنگی نیازمند هستیم تا بستر این علم در جامعه فراهم شود؟
بستر این علم تنها از طریق معرفی و ارائه بودجههای معقول و درست به بخش دانشگاهها و آزمایشگاهها و تاسیس آزمایشگاههای پربار پژوهشی است تا زمانی كه دانشجوی نخبه به آزمایشگاه وارد میشود، تحت عظمت كارایی آن آزمایشگاه قرار بگیرد و احساس كند كه سطح این آزمایشگاه فراتر از قدرت تفكر اوست، در نتیجه بستر مهاجرت او به خارج از كشور كمرنگتر خواهد شد زیرا در این صورت است كه دانشجوی نخبه درمییابد كه شاید مهاجرتش به كشور خارج زود باشد بنابراین به صرف اینكه ما یك اتاقی را با پنج كامپیوتر بسازيم و آماده كنيم و بگوییم اینجا آزمایشگاه فلان است، نمیتوانیم دردی از دردها را دوا كنیم چون دانشجوی نخبه آگاه و هوشیار است و درمییابد كه یك شبكه فیبرنوری تنها به چندكامپیوتر و یك اتاق ختم نمیشود، زیرا شبكههای فیبرنوری و شبكههای سیستمهای وایرلس یا بیسیم و شبكههای ماهوارهای به یك تجهیزات پیشرفته نیازمند هستند، بنابراین لازم و ضروری است در ابتدای امر این تجهیزات را دردانشگاههای خودمان فراهم كنیم.
به نظر شما علت اینكه تاكنون بستر این تجهیزات در كشورمان فراهم نشده، چیست؟
متاسفانه یكی از دغذغههایی كه كشور ما با آن دست به گریبان است، مربوط به این میشود كه هرگاه دولت یا وزارتخانهای تغییر میكند، شرایط بودجه دانشگاهی و فضای پژوهشی كشور نیز دستخوش سلایق شخصی وزیر یا مدیر میشود، زیرا اغلب این مسوولان به مباحث علمی و پژوهشی كشور به گونه اداری مينگرند تا به طور علمی و عادلانه. اداری نگاه كردن یك طرف قضیه و عالمانه نگریستن به این مقوله طرف دیگر این قضیه است. اگر مسوولی فقط به طور اداری به این امر بنگرد و صرفا به آمار و ارقام بسنده كند، در نهایت بودجههای پژوهشی را دستخوش مباحث فكری و نظری روزمره و سلایق خود خواهد كرد. شاید ما اكنون به بسیج علمیرسیده باشیم اما چیزی كه كشور ما از آن فاصله زیادی دارد و پایه اصلی پیشرفت تمدن یك جامعه به خصوص جامعه ایرانی است، این است كه ما علاوه بر بسیج علمی بايد به بیداری علمینیز رسیده باشیم.
متاسفانه ما هنوز بیدار نشدهایم تا دریابیم كه علم از چه جنسی است، علم یعنی چه؟ پژوهش از چه چارچوب و مشخصات خاصی تعریف شده است. چراكه پژوهش كار بسیار حساسی است و نمیتوان مانند كار اداری و روزمره برای آن یك قانون و تبصره و مكمل نوشت و مدام راه آن را كج كرد. پژوهش فقط توسط عالمان تعریف میشود. اگر مسوولی هم بناست بودجهای را تعریف كند، میتواند در سطح تعریف بودجه از خود نظر بدهد. بیداری علمی در حقیقت حركت جامعه به طرف پیشرفت است.
بیداری علمی یعنی اینكه فرد بر اساس سلیقه شخصی خود، به اساتید و پژوهشگران تعیین تكلیف نكند كه امروز نوشتن مقاله خوب است، فردا بد است. این قبیل امور ربطی به كار تصمیمگیری دوستان خارج از حوزه دانشگاه، محققان و اساتید ندارد. بنابراین وقتی جرقه فكری در ذهن عالم خطور میكند و به نتیجه میرسد، جزو تولیدات دانشگاهی محسوب میشود و باید مقاله را به چاپ برساند.
بر فرض مثال یك كارخانه خودرو، تولیدش صرفا خودرو است، نمیتواند بیسكویت یا نوشابه باشد. پس ما نمیتوانیم بگوییم كه شما امروز تولید خودرو را متوقف كنید و از این به بعد نوشابه تولید كنید. زمانی كه یك دانشگاه تاسیس میشود، تولید و خروجی آن و معیار اندازهگیری كیفیت آن، مقالات چاپ شده در ژورنالهای معتبر بینالمللی، تعداد ارجاعات مقاله و ثبت اختراع است. انباشتگی این مقالات و نوآوری و اختراعات هستند كه موجب پیشرفت، بالندگی و تمدن یك كشور میشوند.
متاسفانه به دلیل اینكه جامعه ما به آن بیداری علمی نرسیده است، هنوز متوجه نیست كه چگونه با جوامع دانشگاهی، عالمان و محققان این عرصه برخورد كند و جای بسی تاسف است كه هر سه ماه، هر یك سال یا هر دو سال یك مرتبه برنامه و بودجه پژوهشی كشور به دلیل عزل و نصب مدیران و وزیران دستخوش تغییر و تحول میشود. در صورتی كه برنامه پژوهشی كشور ربطی به تعویض مدیران یك وزارتخانه ندارد كه با تغییر آنان فرآیند فكری و پژوهشی كشور به انحراف كشیده شود.
در این میان برخی ازمدیران فقط به آموزش عقیده دارند بنابراین تمام هم و غمشان این است كه كاستیهای آموزشی كشور را برطرف كنند برخی دیگر نیز به امر پژوهش بیشتر بها میدهند در نهایت علاقهمند هستند تا كاستیهای این قسمت را برطرف كنند.
در صورتی كه هر دو این مقولهها مهم هستند و علم به هر دو آنان احتیاج دارد. بنابراین ما نمیتوانیم یكی از این مقولهها را كنار بگذاریم یا یكی از این مقولهها را نسبت به دیگری در ارجحیت و اولویت قرار بدهیم و سلایق خود را به میان بیاوریم و در یك برهه زمانی اظهار كنیم كه چاپ مقاله و در برهه دیگر زمانی اظهار كنیم كه كار اجرایی خوب است.
كار اجرایی و پژوهش دو كار متفاوتی هستند كه نمیتوانیم با یكدیگر مقایسه كنیم به عنوان مثال ما نمیتوانیم پرتقال و سیب را باهم مقایسه كنیم چون هیچ ربطی به هم ندارند. همچنین ما نمیتوانیم به كسی كه تاكنون كار اجرایی كرده بگوییم كار پژوهشی انجام بدهد یا به فردی كه تاكنون كار پژوهشی انجام داده است، پست اجرایی بدهیم، بنابراین اگر در جامعه بیداری علمی حاكم بود، تشخیص این افراد خیلی راحتتر به انجام میرسید.
برای اینكه به بیداری علمی برسیم، نقشه علمی راه باید چگونه ترسیم شود؟
بیداری علمی به فرهنگ و طرز تفكر ما از تعریف علم مربوط میشود. اگر ما نگاه اجمالی به تاریخ قبل از صفوی داشته باشیم، میبینیم كه پدران و اجداد ما در یك برهه از تاریخ، بیداری علمی را بخوبی درك كردهاند و جوامع وقت آن دوران بسترهای لازم برای پروازهای علمی عالمان را در عرصههای علوم مختلف مانند ریاضیات، نجوم، پزشكی، ادبیات و... فراهم كرده بودند به طوری كه طی این دوران ما شاهد درخشیدن عالماني مانند خوارزمی، خیام، ابوریحان، ابنسیناو ... بودیم. آنان به هر سمت و سویی كه میخواستند آزادانه پرواز علمی میكردند و به همین دلیل است كه در طول قرون مختلف توانستهاند از خود آثار بزرگی بر جای بگذارند كه پس از گذشت چند قرن با همان طرز تفكر در تونل زمان پیشروی كنند و افكار آنان پایهگذار تغییرات تكنولوژی نوین امروزی باشد.
بهرغم اين پيشينه تاريخي درخشان به نظر ميرسد اروپاييان بیداری علمی را بیشتر لمس كردهاند و به آن بيشتر بها ميدهند. آنان درك كردهاند كه یك دانشمند یا یك پژوهشگر یا محقق هركدام صاحب یك موسسه فكری است، بنابراین جایز نیست افرادی كه اصلا دراین وادی نیستند، مدام برای این عالمان نقشه راه ترسیم و تعیین كنند كه آیا انجام این كار از اهمیت برخوردار است یا نه.
به نظر میرسد اگر بخواهیم به بیداری علمی دست یابیم باید به خوبی دانشمندان و محققان را شناسایی و روند علمیآنان را مورد توجه قرار بدهیم و بودجههایی برای آنان تعریف كنیم تا این افراد آزادانه بتوانند پروازهای علمی خودشان را انجام بدهند تا به این ترتیب فرد محقق بتواند با پتانسیلهای خود در عرصه بینالمللی بدرخشد. اینگونه نباشد كه افكار دانشمندی كه میتواند در سطح جهان بدرخشد، محدود و به او اظهار شود كه مقالات و پژوهشهای شما به درد ما نمیخورد.
اگر بیداری علمی در جامعه حاكم بود، تصمیمگیران هیچگاه به خود مجوز نمیدادند كه حتی یك كلمه در خصوص روند پژوهشی افراد اظهارنظر كنند. این افراد در جایگاه این هستند كه فقط كیفیت را بسنجند، نمیتوانند كه اظهار كنند این كار پژوهشی به درد جامعه میخورد یا نه. همچنین آنان نمیتوانند اظهار كنند كه یك پژوهشگر این كار پژوهشی را باید انجام بدهد یا ندهد. اصلا پژوهشگری یا استادی كه براساس راهنمایی افراد غیرپژوهشی راهنمایی بشود، پژوهشگر یا استاد نیست. استاد كسی است كه نه فقط تدریس بلكه باید شكاف علمی هم به انجام برساند.
تفاوت یك استاد دانشگاه با یك دبیر مدرسه، دبستان یا دبیرستانی در این است كه یك استاد باید خود صاحب فكر و اندیشه باشد، بنابراین لازم است به این قضیه اهمیت بیشتری داده شود و دست محققان را در انجام كارهای پژوهشی آزاد گذاشت. اینگونه نباشد كه با تغییر یك مدیریت خطمشی ارگانهای پژوهشی نیز تغییر كند، بهاين جهت به نظر میرسد برای دستیابی به این بیداری علمی باید یك موسسه علمی یا بنیاد علمی تشكیل بشود و بزرگان و عالمانی در راس آن قرار بگیرند كه كارنامهشان در این زمینه مشخص است نه افرادی كه صرفا كار اجرایی انجام داده و مدیر یك بخشی شدهاند.
به این صورت است كه میتوان روح و روان مباحث پژوهشی را مورد بررسی قرار داد و فضا و بستر لازم را برای محققان، پژوهشگران بویژه جوانان نخبه را فراهم كرد. شاید این كار برای سایر امور مناسب باشد، اما در علم و پژوهش این كار مضر و مانند سم است، بنابراین باید به مباحث علمیو دانشگاهی روح دمید. این طور نباشد كه به خاطر كارایی بیشتر یك استاد دانشگاه او را ملزم كنیم دریك وقت خاص ساعت ورود و خروج بزند.
این كار ضمن اینكه نوعی بیاحترامی به مقام استاد است، از كارایی زیادی نیز برخوردار نیست و به این معناست كه ما هنوز به بیداری علمی دست نیافتهایم. پس با توجه به اینكه بیداری علمی بسیار فراتر از بسیج علمی است، باید همانگونه كه كشورهای همسایهمان به بیداری اسلامی رسیدهاند كشور ما نیز یك قدم جلوتر از آنان به بیداری علمی دست یابد.
با وجود این قبیل مسائل، میزان تولیدات علمی مندرج در مقالات بینالمللی را چگونه ارزیابی میكنید؟
تقریبا تا سال 77 تا 78 پژوهشی در كشور مطرح نبود، اما از این سال به بعد پردازشهای علمی و پروازهای علمی دانشمندان و محققان كشورمان آغاز شد. در این ایام سازمانها و ارگانهای خوبی وجود داشت كه این پژوهشها را مورد بررسی و داوری قرار دادند و بلافاصله پس از تایید، بودجه مورد نظر آنان تعیین و مشخص شد. نتایج این پژوهشها تا چهار - سه سال اخیر به خوبی قابل لمس بود، چرا كه ایران یك مرتبه هم سطح كشور تركیه در ارائه مقالات علمی به ژورنالهای معتبر بینالمللی و ارجاعات مقالات رسید و تعداد مقالات ایران به ناگاه از رشد خوبی برخوردار شد.
خوشبختانه نرخ قبولی مقالاتی كه ما به ژورنالهای معتبر تخصصی میفرستیم 95 درصد است و این خود نشاندهنده این است كه واقعا به این مقالهها توجه میشود و این مساله برای ما مهم است كه ما نیز بتوانیم علم خود را به بهترینها نشان بدهیم، اما اكنون احساس میشود، تصمیماتی كه اخیرا گرفته شده باعث جلوگیری از شتاب آن علم شده است، زیرا عدهای اظهار میكنند كه پژوهشگران نباید كار بنیادین انجام بدهند، بلكه باید كارهای علمی به انجام برسانند. عده دیگر برخلاف این افراد معتقدند باید پژوهشگران كارهای بنیادین انجام دهند، زیرا خشت اول پیشرفت فناوریها و تكنولوژیها و علم تمدنساز، انجام پژوهشهای بنیادین است.
در چارت سازمانی وزارتخانههای چند سال پیش، صنایع نوین تعریف شده بود كه مسوولیت اجرایی چنین طرحهایی را داشتند، اما همانطور كه شما گفتيد، این تغییر و تحولها در مدیریتها وچارت سازمانها باعث شد كه سازمانی تحت این عنوان نداشته باشیم، به نظر شما این تغییر و تحولات چه لطمهای به پیكره كارهای پژوهشی كشور وارد میكند؟
صنایع نوین وزارتخانههای چند سال پیش، طرح شبكه فیبرنوری به منازل را در یك برنامه پنجساله معرفی و هدفمند كرده بودند و بودجه ای هم برای این طرح در نظر گرفته شده بود، اما یك باره سازمانی كه به عنوان فناوریهای نوین و صنایع نوین مطرح میشد، محو شد به طوری كه اصلا وجود فیزیكی نداشته است و دیگر كسی مسوولیت و وظیفهای درقبال این موضوع نداشت.
آن هم زمانی كه یك طرح پژوهشی تعریف شده و پژوهشگران و اساتید دانشگاهی و دانشجویان نخبهای كه فرزندان این مرز و بوم هستند، به دلیل علاقهای كه به ایران دارند در كشور ماندند در صورتی كه میتوانستند مهاجرت كنند.
آنان ماندند تا این طرح را در قالب یك تیم 10 نفره به سر انجام برسانند. برنامهها بخوبی پیش میرفت، اما به ناگاه در اوج پروازهای علمی محققان با محو شدن این سازمان و قطع بودجه پژوهشی در میانه راه، موجب سقوط علمی این افراد شد. چرا چنین اتفاقی رخ میدهد؟ به خاطر اینكه كشور به بیداری علمی نرسیده است و جنس علم را نشناخته است.
اگر جنس علم را میشناختند، هیچوقت تصمیم به انجام چنین كارهایی نمیگرفتند تا ضربهای به پایههای پژوهشی كشور وارد شود بنابراین فرهنگ ما باید در رابطه با علم، دانش، پژوهش و اخلاق علمی به هوشیاری و بیداری برسد و در یك سطح دیگر به مسائل دانشگاهی، علمی و پژوهشی نگاه كنند تا از حالت ابزاری كه امروزه در جامعه حاكم است، بیرون بیاییم و به حالت روحبخشی برسیم. ما بايد علم، پژوهش و دانش را مقدس بدانیم و برای این موسسات به گونهای برنامهریزی كنیم كه دستخوش سلایق شخصی افراد و مدیران وقت نشود.
فرزانه صدقی - جامجمشما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


