کد خبر: ۶۹۱۹۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

«نیروهای ویژه»؛ مذمت طالبان، منقبت خبرنگاران

یادداشت های شرجی یک خبرنگار

به گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز،‌ وبلاگ یادداشت‌های شرجی یک خبرنگار نوشت:  هشتم دی‌ماه جاری، خیلی اتفاقی و درست در روزی که دو خبرنگار فرانسوی ربوده شده توسط گروه تندروی «طالبان» در افغانستان آزاد شدند، فیلمی مرتبط با این موضوع دیدم.

منظور فیلم «نیروهای ویژه» با نام اصلی Forces spéciales (نام انگلیسی Special Forces) محصول سال 2011 سینمای فرانسه است که در ژانرهای اکشن، ماجراجویی و درام در 109 دقیقه با بودجه حدوداً 10 میلیون یورویی ساخته شده؛ این فیلم در کشورهای فرانسه، روسیه، سوئیس، بلژیک، ترکیه، برزیل، استونی، لیتوانی و سنگاپور اکران شده است. لوکیشن‌های این فیلم نیز علاوه بر فرانسه، جمهوری جیبوتی (از مستعمرات پیشین فرانسه) و تاجیکستان است که البته انتخاب هوشمندانه‌ای به نظر می‌رسد، چرا که زبان تاجیکی‌ها نیز فارسی است و جغرافیای آن ـ به ویژه وجود رشته‌کوه‌های پامیر که ادامه آن در افغانستان هندوکش نامیده می‌شود ـ به دلیل همسایگی با افغانستان شباهت و قرابت بسیاری به این کشور دارد.

«
نیروهای ویژه» داستان یک خبرنگار فرانسوی حاضر در افغانستان به نام «اِلسا» (با بازی دایان کروگر) را روایت می‌کند که به دلیل فعالیت‌های ژورنالیستی علیه گروه تندروی طالبان، به دستور «ضَیِف» (با بازی راز دیگان[۱]) سرکرده این گروه ربوده می‌شود.



پس از ربودن «السا» و «امین» مترجم افغانی وی، جلسه‌ای محرمانه با حضور رئیس‌جمهور فرانسه در کاخ الیزه تشکیل و تصمیم بر آن می‌شود یک گروه ویژه برای آزادی روزنامه‌نگار ربوده شده به پاکستان (مولد و ملجا طالبان) اعزام شود. در این جلسه، در معرفی «ضیف احمد» فرزند منیر ضیف خان رهبر گروه طالبان بیان می‌شود که وی آدمی به شدت متعصب است.

از اینجا داستان اصلی فیلم آغاز می‌شود و مجموع عملیات نجات 12 روز به طول می‌انجامد که با تلفات زیاد طالبان و کشته شدن 4 تن از 6 نیروی ویژه همراه است.

سپس نخستین برخورد ضیف با السا تصویر می‌شود که وی فردی سگ‌باز، قدرت‌طلب و بسیار خشن معرفی می‌شود. بدین صورت که در این سکانس،‌ در دخمه‌ای تاریک که به دیوار آن پارچه‌نوشته‌ای منقش به شمشیر و عبارت‌های «لا اله الا الله محمدا رسول الله» و «الجهاد فی سبیل الله» آویزان است، این جمله نوشته شده است: «لشکر طالبان ضیف احمد». [2]

سپس ضیف در حالی نشان داده می‌شود که توله سگی به بغل دارد (که آدم را یاد یزید می‌اندازد)، خودبزرگ‌بین است، به خرید و فروش کودکان می‌پردازد (احتمالا کودک‌آزاری)، از موضع بالا صحبت می‌کند و از انجام هیچ خشونتی ابا ندارد، چنانچه جلوی چشمان «السا» دستور کشتن یکی از یاری‌کنندگان وی را می‌دهد و او نه به ضرب گلوله که با دو دست خفه می‌شود تا میزان خشونت بیشتری به بیننده القا شود. (حتی در طول فیلم نیز او یکی از فرماندهان لشگر خود را به دلیل عقب‌نشینی می‌کشد و در صحنه دیگری، «امین» مترجم السا را از پشت ـ به شیوه نامردان ـ گلوله‌باران می‌کند تا رذالت‌های وی بیشتر برای تماشاچی قابل لمس باشد)

در ادامه سکانس تقابل ضیف و السا، او از السا سوال می‌کند آیا به خدا اعتقاد دارد؟ السا پاسخ مثبت می‌دهد. ضیف در این هنگام برگه‌ای در اخیتار السا قرار می‌گیرد و از او می‌خواهد آن را با صدای بلند بخواند اما السا پس از اندکی مکث،‌ با چهره‌ای آمیخته از اضطراب و شرم از خواندن آن اجتناب می‌کند و همین امر خشم و غیض ضیف را در پی دارد.

به عنوان یک بیننده در این جا برایم سوال شد چه چیزی در آن برگه نوشته شده است؟ دو احتمال به ذهن می‌رسد: نخست این که بیانیه‌ای در دفاع از طالبان و محکومیت جنایت‌های سربازان فرانسوی در افغانستان است. دیگر این که آن برگه کاغذ حاوی متن «مُتعه» است[3] که به زعم نگارنده احتمال این موضوع بیشتر است. چون ضیف به السا علاقه دارد، و این را در سه جای مختلف فیلم در می‌یابیم: نخست این موضوع از زبان رئیس شورا (در پیشاور پاکستان) بیان می‌شود. مرتبه دوم خود السا از علاقه ضیف به وی خبر می‌دهد و دلیل تعقیب‌شدن توسط گروه طالبان را نیز همین مسئله (دوست داشتن و شرافت) مطرح می‌کند و مرتبه سوم در اواخر فیلم نیز، ضیف جان السا را نجات می‌دهد. البته وی هنگامی که این کار را می‌کند،‌ تعبیری مبنی بر این که کسی از جمله خودش نمی‌تواند در تعیین السا نقش داشته باشد، ‌بیان می‌کند.

شاید بتوان گفت این جمله ظرافت‌هایی در خود نهفته دارد. چرا که ضیف با حمله به نیروهای ویژه سبب شد السا در لبه پرتگاه قرار گیرد و مرگش نزدیک باشد، بنابراین با نجات دادن جان او و بیان جمله‌ای که برگرفته از عقاید جبریه هست، کارگردان قصد دارد بیننده را با زوایای دیگری از عقاید طالبانیسم آشنا کند.

عقاید طالبان ریشه در وهابیت دارد و عقاید مؤسس آن «محمد بن عبدالوهاب» نیز از «ابن تیمیه» نشأت گرفته که تفکراتی نزدیک به حنابله دارد، پس آراء وعقایدش را باید در قالب‌هاى منجمد و متحجر «اشاعره» و «جبریه» دید که معتقدند اراده انسان مسلوب است، یعنی اختیاری از خود ندارد و نمی‌تواند در نظام هستی دخالت کند.

البته به دلایلی که در پی‌نوشت شماره 3 بیان شد، متأسفانه این فیلم در شناخت طالبان و عقاید آنان ـ سهواً یا عمداً ـ بسیار ضعیف عمل کرده است و این گروه متحجر افراطی را ـ که آبروی اسلام را به تاراج گذاشته ـ شیعه معرفی می‌کند!

از سوی دیگر، در این فیلم نیروهای ویژه انسان‌هایی مهربان، اخلاق‌گرا، از خود گذشته، ایثارگر، خانواده‌دوست و وطن‌پرست تصویر شده‌اند. به عنوان نمونه «کواکس» رهبر گروه وسط مراسم جشن تولدش برای اعزام به پاکستان احضار می‌شود و او تمکین می‌کند. در جشن تولد وی، لوکاس نیز با همسرش حضور دارد،‌ غافل از این که او به زودی پدر خواهد شد! به همین دلیل، کواکس مسئولیت سنگینی بر دوش خود احساس می‌کند. لوکاس این موضوع را پس از دست به یقه شدن با کواکس در روز هفتم عملیات و هنگامی که در کوه‌های هندوکش زمین‌گیر شده‌اند، متوجه می‌شود.

از دیگر موضوعات جالب درباره کاراکترهای فیلم این است که رهبر نیروهای ویژه یک سیاه‌پوست است و مابقی بدون چون و چرا از وی تبعیت می‌کنند (در حالی که اساساً فرانسه یکی از نژادپرست‌ترین کشورهاست)، ‌این موضوع در روز دوم عملیات نجات و هنگامی که گروه از رسیدن به هلیکوپترهای نجات باز می‌ماند، از زبان «تیک‌تاک» هنگامی که السا می‌پرسد «چه تصمیمی می‌گیره؟» چنین عنوان می‌شود: «نمی‌دونم. هر تصمیمی بگیره، ما اطاعت می‌کنیم!» دیگر افراد گروه نیز هر یک دارای خصلت‌های پسندیده هستند، به عنوان نمونه «الیاس» تک‌تیرانداز گروه، بسیار خوش‌قلب است و حرمت نان  و نمک را نگه می‌دارد.

البته بیان این نکات، نه در مذمت ساختار روایی فیلم که در بیان اهداف سازندگان است، چرا که در اصل، این فیلم ادای دین به سربازان فرانسوی و خبرنگاران است، از این رو جملاتی با این مضمون در پایان فیلم حک می‌شودبه یاد بنجامین، جاناتان و سربازان فرانسوی دیگری که در افغانستان کشته شدند... به افتخار خبرنگاران شجاعی که جانشان را در سراسر دنیا فدا کردند.

به هر حال، «نیروهای ویژه» فیلم جالبی است که شما را یک‌ساعت و 40 دقیقه سرگرم‌ می‌کند، پس دیدن آن را از دست ندهید!
 
پی‌نوشت‌ها:
۱ـ نکته جالب درباره «راز دیگان» این بازیگر 44 ساله این که وی اصالتاً اسرائیلی است. او در «کیبوتز» (یکی از شهرک‌های صهیونیستی) متولد شده و پس از 3 سال خدمت نظامی در ارتش اسرائیل، در سن 21 سالگی «مدل» شد و سپس مسافرت‌های بسیاری به شهرهای مختلف جهان از جمله فرانسه داشت. او سابقه بازی در نقش «داریوش سوم» در فیلم اسکندر الیور استون را در کارنامه خود دارد. وی در این فیلم زبان فارسی پشتو را نسبتاً خوب صحبت می‌کند، هر چند که در دیالوگی پس از بازگشت از جلسه شورا به یکی از همراهانش (که بعدا او را به دلیل عقب‌نشینی می‌کشد) می‌گوید: «امروز به اندازه کافی به اون زبون حرف زدم، لطفاً انگلیسی حرف بزن

2
ـ احتمالا به دلیل عدم آشنایی کافی سازندگان به زبان‌های فارسی و عربی، «ضیف» در این پرچم به صورت «صیف» و «جهاد» نیز با الف مقصوره و به صورت «جهد» نوشته شده است، در صورتی که در قرآن کریم (آیه 24 سوره توبه) با این رسم‌الخط نوشته نمی‌شود: ... وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ ...
(
البته مترجم زیرنویس به اشتباه Zaief را «ضعیف» نوشته است)

3
ـ اهل تسنن اعتقادی به متعه (ازدواج موقت) نداشته و آن را حرام می‌دانند، البته تساهلاتی نزد برخی حنفی‌ها وجود دارد، همچنین اخیراً برخی علمای وهابی نیز متعه را پذیرفته‌اند. ضمن اینکه به هیچ وجه نباید انتظار داشت سازندگان فیلم تا این حد موضوعات فقهی را رعایت کرده‌ باشند؛ ضمن اینکه با توجه به قرینه‌ای که در دقیقه 57 فیلم بیان می‌شود، اشتباه فاحش سازندگان در این است که که گروه تندرو و افراطی طالبان را «شیعه» معرفی می‌کند! (در این صورت متعه اهل کتاب حلال است)
در این سکانس، نیروهای ویژه که در حال فرار از دست نیروهای ضیف هستند، به روستایی پناه می‌برند تا اندکی استراحت کرده و تجدید قوا کنند اما با تعجب می‌بینند هیچ کودکی در روستا وجود ندارد. وقتی دلیل این امر را جویا می‌شوند، چنین پاسخ می‌شنوند که طالبان در تابستان آمده و کودکان را برده است. سپس السا توضیح می‌دهد که طالبان کودکان را برده است تا در مدرسه به آن‌ها مذهب شیعه بیاموزد!!!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین