بامزهترين لطيفه دنيا، به انتخاب محققان!
محققان جامعهشناس بريتانيايي از سال 2002 به دنبال يافتن بامزهترين لطيفه دنيا بودند.
به گزارش ايسنا خوزستان، محققان دانشگاه هرفوردزشاير نيز برنامهاي را با نام «آزمايشگاه خنده» آغاز کردند تا تاثير لطيفهها را بر مردم فرهنگهاي مختلف بررسي کنند.
آنها از مردم کشورهاي مختلف خواستند تا لطيفههاي خود را ارائه دهند و لطيفههايي که از سوي ديگران ارائه شدهاند را ارزيابي کنند.
لطيفه برنده اين نظرسنجي، لطيفهاي بود که يک روانپزشک انگليسي اهل منچستر گفته بود. او در اين لطيفه شکارچيان نيوجرسي را سوژه خود قرار داده بود.
دو شکارچي اهل نيوجرسي در جنگل بودند که يکي از آنها روي زمين افتاد. او نفسش بند آمد و چشمهايش وارونه شد. دومي گوشي تلفن خود را برداشت و با اورژانس تماس گرفت و به اپراتور اورژانس گفت: «دوستم مرده! چه کار کنم؟» اپراتور با صداي آرامي در جواب گفت: «خونسردي خود را حفظ كنيد. من به شما کمک ميکنم. اجازه دهيد اول از مرگ دوست شما مطمئن شويم.» سکوتي پشت خط تلفن حاکم شد و ناگهان صداي شليک گلولهاي به گوش رسيد. شکارچي گوشي را برداشت و گفت: «حالا چه کار کنم؟»
البته يکي از رايجترين لطيفههاي مردم آمريکا، لطيفهاي است که ميگويد: «دو آمريکايي مشغول بازي گلف بودند که يکي از آنها مراسم خاکسپاري باشكوهي را در حوالي زمين بازي ميبيند و همان لحظه کلاه خود را از سر برميدارد. چشمانش را ميبندد و به نشانه احترام تعظيم ميکند. دوستش با ديدن اين حرکت ميگويد: «واي! اين يکي از تاثيربرانگيزترين حرکاتي است که تاکنون ديدهام. تو واقعا مرد مهرباني هستي.»
او در پاسخ ميگويد: «بله. ما 35 سال با هم زندگي کرديم!»
آنها از مردم کشورهاي مختلف خواستند تا لطيفههاي خود را ارائه دهند و لطيفههايي که از سوي ديگران ارائه شدهاند را ارزيابي کنند.
لطيفه برنده اين نظرسنجي، لطيفهاي بود که يک روانپزشک انگليسي اهل منچستر گفته بود. او در اين لطيفه شکارچيان نيوجرسي را سوژه خود قرار داده بود.
دو شکارچي اهل نيوجرسي در جنگل بودند که يکي از آنها روي زمين افتاد. او نفسش بند آمد و چشمهايش وارونه شد. دومي گوشي تلفن خود را برداشت و با اورژانس تماس گرفت و به اپراتور اورژانس گفت: «دوستم مرده! چه کار کنم؟» اپراتور با صداي آرامي در جواب گفت: «خونسردي خود را حفظ كنيد. من به شما کمک ميکنم. اجازه دهيد اول از مرگ دوست شما مطمئن شويم.» سکوتي پشت خط تلفن حاکم شد و ناگهان صداي شليک گلولهاي به گوش رسيد. شکارچي گوشي را برداشت و گفت: «حالا چه کار کنم؟»
البته يکي از رايجترين لطيفههاي مردم آمريکا، لطيفهاي است که ميگويد: «دو آمريکايي مشغول بازي گلف بودند که يکي از آنها مراسم خاکسپاري باشكوهي را در حوالي زمين بازي ميبيند و همان لحظه کلاه خود را از سر برميدارد. چشمانش را ميبندد و به نشانه احترام تعظيم ميکند. دوستش با ديدن اين حرکت ميگويد: «واي! اين يکي از تاثيربرانگيزترين حرکاتي است که تاکنون ديدهام. تو واقعا مرد مهرباني هستي.»
او در پاسخ ميگويد: «بله. ما 35 سال با هم زندگي کرديم!»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



ميگن يه ايرانيه و يه هنديه و يه آمريكاييه با هم ميرن سفر خارج. بين راه ماشينشون خراب ميشه و تصميم ميگيرند شب را توي مزرعهاي كه اون اطراف بوده بخوابند. مزرعهداره ميگه: "عيبي نداره! ولي من براي دو نفر بيشتر جا ندارم، يكيتون بايد بره توي طويله بخوابه".
ايرانيه ايثارگريش گل ميكنه و ميگه من ميرم. ١٠ دقيقه بعد ميبينند دارند در ميزنند. در را باز ميكنند و ميبينند ايرانيه است كه ميگه: "من مسلمونم و اينجا يه سگ توي طويله است. من نميتونم با يه سگ يه جا بخوابم". هنديه ميگه باشه، من ميرم. ١٠ دقيقه بعد ميبينند در ميزنند. در را باز ميكنند و ميبينند هنديه است كه ميگه: "من هندو هستم. اينجا يه گاو توي طويله است كه من نميتونم باهاش يه جا بخوابم". بالاخره آمريكاييه مجبوركي ميگه باشه من ميرم. ١٠ دقيقه بعد دوباره ميبينند در ميزنند. در را باز ميكنند ميبينند سگه و گاوه اومدند!
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است. مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود. سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد. پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید فردا در روزنامه ها می نویسند: یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم.پس روزنامه های صبح می نویسند: امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد. ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم.از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی؟ فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند:یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت!ا