زنی با چکمه ساقبلند سبز + تصویر
به گزارش خبرنگار مهر، این کتاب شامل هشت داستان کوتاه با نامهای زنی با چکمه ساقبلند سبز، تالاب، روسان دارند از آب بالا میآیند، اتاق طبقه دوازدهم، سینمای مخفی، هیچکس نفهمید که ما هر دومان به آن آدرس رفتیم و موهای سفید یارو را کوتاه کردیم حتی خودمان، قهوه ترک و یه یاد استادم آقای تنگو است.
این مجموعه داستان 104 صفحهای آنقدر کشش دارد که با آغاز هر داستان، خواننده تا پایان آن را دنبال کند و بتواند در نهایت نفس راحتی بکشد که یک داستان جمع و جور ولی جذاب خوانده است.

در بخشی از داستان اول کتاب با نام «زنی با چکمه ساقبلند سبز» میخوانیم: تویوتای مشکی، پیچید سمت رستوران، بوتههای دو طرف راه را آشفت و با ترمزی صدادار جلو پلهها توقف کرد. زنی با عینک رنگی از پشت فرمان پایین آمد و در ماشین را به حال خود رها کرد. موهای طلاییاش از کنار روسری بیرون ریخته بود و چکمههای چرمی سبز رنگ ساق بلند پایش بود. سویچ را داد دست دربان و با عجله از پلهها بالا رفت.
در داستان اول این مجموعه نگارنده از جنگ میگوید. گزارشگر یک روزنامه که نزدیک به 20 سال در اروپای غربی زندگی کرده، حالا به ایران برگشته است؛ چرا که مادرش در حال احتضار است. بعد از درگذشت مادر، او قصد دارد به اروپا برگردد، اما یک روز که از سر بی حوصلگی در خیابانهای تهران قدم میزند با دیدن یک کتاب با نام «گیرنده: منطقه جنگی» با نامههایی روبرو میشود که دانشآموزان از شهرهای مختلف برای رزمندگان جبهههای جنگ تحمیلی نوشتهاند. او آنها را میخواند و یکی از نامهها تأثیر عجیبی روی او میگذارد. حالا او به سرنوشت نویسنده یکی از نامهها علاقهمند شده است. سالها از پایان جنگ گذشته است و او ناخواسته به سوی شهری میرود که دختری از آنجا، سالها پیش، برای رزمندهای نامه نوشته است و...
مرتضی کربلاییلو متولد 1356 نویسنده جوانی است که در داستانهایش باید منتظر وقوع حادثهای بود که در آخرین لحظهها رخ میدهد. «من مجردم خانوم»، «خیالات» و «نوشیدن مه در باغ نارنج» کتابهایی هستند که پیشتر از او منتشر شده است.
چاپ سوم مجموعه داستان «زنی با چکمه ساقبلند سبز» نوشته مرتضی کربلاییلو در 104 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 2000 تومان از سوی انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



به اکثر افرادی که این تیتر و بگید و ازش بپرسید چه برداشتی می کنی این مطلبی که شما زدید رو برداشت نمی کنه.
مسئولین بولتن از این تیترهای مشتبه باز هم زده اند و قطعاً روز قیامت مسئولند می خواهند قبول کنند یا نکنند.
پس هواست جمع باشه بولتن نیوز
منم مجردم اما با دیدن این تیتر الکی منحرف نشدم..
خوبه ادامه بدین.
به قیمت زیر پا گذاشتن رضای خدا و دین خدا؟
من با دیدن خبر شما سریعا" منحرف شده و فکرم خالی شد. من خیلی خرم
تیتر مشکل داره! محتوا هم ایضاً!
در کار خبر و رسانه تیر باید طوری به ظرافت تنظیم بشه که مخاطب تمایل به خواندن خبر داشته باشه.
اگه یه تیتر منظور خبر رو برسونه که دیگه اون روزنامه نگار و خبرنگار باید برن به سمت یه شغل دیگه ای که نیاز به خلاقیت نداشته باشه.
بولتن نیوز هم در این خبر این کارو به
درستی انجام داد. وقتی که من وقتی تیترو خوندم فکرم رفت برای جنبش سبز. گفتم شاید از شگردهای تبلیغاتی جنبش سبز باشه.
کی رو میخواید گیر بیارید ؟ خودتونو یا بقیه رو؟
مگه میشه آدم دنبال چیزی که تو وجودشه نباشه!!
بدجوری ذهنتون خرابه...