در باب غنا و سخنان لهو و بیهوده
به
گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز؛ وبلاگ حکمتی از قرآن نوشت:
وَمِنَ
النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ
بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَـٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿٦﴾
لقمان
و
بعضى از مردم سخنان بیهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه
سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند براى آنان عذابى خوارکننده است! (6) لقمان
And of men is he who takes instead frivolous discourse to lead astray from
Allah's path) and corrupt without knowledge, and to take it for a mockery These
shall have an abasing chastisement (6)loghman
تفسیر و نکات:
در
این آیات، سخن از گروهى است که درست در مقابل گروه" محسنین" و"
مؤمنین" قرار دارند که در آیات گذشته مطرح بودند.
در
اینجا سخن از جمعیتى است که سرمایههاى خود را براى بیهودگى و گمراه ساختن مردم به
کار مىگیرد، و بدبختى دنیا و آخرت را براى خود مىخرد!
نخست
مىفرماید: "بعضى از مردم، سخنان باطل و بیهوده را خریدارى مىکنند تا خلق
خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ
یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ)
" و آیات خدا را به استهزاء و سخریه گیرند"
(وَ یَتَّخِذَها هُزُواً)
و
در پایان آیه اضافه مىکند:" عذاب خوار کننده از آن این گروه است"
(أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ)
خریدارى
کردن سخنان باطل و بیهوده یا به این گونه است که به راستى افسانههاى خرافى و باطل
را با دادن پول به دست آورند، آن چنان که در داستان" نضر بن حارث"
خواندیم.
و
یا از این طریق است که براى ترتیب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى کنیزان
خواننده خریدارى کنند، چنان که در حدیث پیامبر (ص) ضمن شان نزول بیان شد.
و
یا صرف کردن مال به هر صورت و به هر طریقى که به وسیله آن به این هدف نامشروع یعنى
سخنان باطل و بیهوده برسند.
عجب
اینکه این کوردلان مطالب باطل و بیهوده را به گرانترین قیمت خریدارى مىکردند، اما
آیات الهى و حکمت را که پروردگار، رایگان در اختیارشان گذارده نادیده مىگرفتند.
این
احتمال نیز وجود دارد که خریدارى (اشتراء) در اینجا معنى کنایى داشته باشد و منظور
از آن هر گونه تلاش و کوشش براى رسیدن به این منظور است.
ضمیر"
یتخذها" به" آیات الکتاب" باز مىگردد که در آیات قبل آمده است،
بعضى نیز احتمال دادهاند که به" سبیل" بر گردد، کلمه" سبیل"
گاهى به صورت مذکر و گاه به صورت مؤنث در آیات قرآن آمده است.
و
اما" لَهْوَ الْحَدِیثِ"، مفهوم وسیع و گستردهاى دارد که هر گونه سخنان
یا آهنگهاى سرگرم کننده و غفلتزا را که انسان را به بیهودگى یا گمراهى مىکشاند
در بر مىگیرد، خواه از قبیل" غنا" و الحان و آهنگهاى شهوتانگیز و هوسآلود
باشد، و خواه سخنانى که نه از طریق آهنگ، بلکه از طریق محتوى انسان را به بیهودگى
و فساد، سوق مىدهد.
و
یا از هر دو طریق، چنان که در تصنیفها و اشعار عاشقانه خوانندگان معمولى است که هم
محتوایش گمراه کننده است و هم آهنگش! و یا مانند داستانهاى خرافى و اساطیر که سبب
انحراف مردم از" صراط مستقیم" الهى مىگردد.
و
یا سخنان سخریه آمیزى که به منظور محو حق و تضعیف پایههاى ایمان مطرح مىشود،
همانند چیزى که از ابو جهل و یارانش نقل مىکنند که رو به قریش مىکرد و
مىگفت:" مىخواهید شما را از" زقوم" که" محمد" ما را به
آن تهدید مىکند اطعام کنم؟! سپس مىفرستاد و" کره و خرما" حاضر
مىکردند و مىگفت:
این
همان" زقوم" است! ... و به این ترتیب آیات الهى را بباد استهزاء مىگرفت.
به
هر حال" لهو الحدیث" معناى گستردهاى دارد که همه اینها و مانند آن را فرا
مىگیرد، و اگر در روایات اسلامى و سخنان مفسرین روى یکى از اینها انگشت گذارده
شده است هرگز دلیل بر انحصار و محدودیت مفهوم آیه نیست.
در
احادیثى که از طرق اهل بیت ع به ما رسیده تعبیرهایى دیده مىشود که بیانگر همین
وسعت مفهوم این کلمه است:
از
جمله در حدیثى از امام صادق ع مىخوانیم:
الغناء
مجلس لا ینظر اللَّه الى اهله، و هو مما قال اللَّه عز و جل" وَ مِنَ
النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ"
:" مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است که
خدا به اهل آن نمىنگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمىدهد) و این
مصداق همان چیزى است که خداوند عز و جل فرموده" بعضى از مردم هستند که سخنان
بیهوده خریدارى مىکنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند"
تعبیر
به" لَهْوَ الْحَدِیثِ" بجاى" الحدیث اللهو" گویا اشاره به
این است که هدف اصلى آنها همان لهو و بیهودگى است، و سخن، وسیلهاى براى رسیدن به آن
است.
جمله"
لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ" نیز مفهوم وسیعى دارد که هم گمراه کردن
اعتقادى را شامل مىشود آن چنان که در داستان نضر بن حارث و ابو جهل خواندیم و هم
منحرف ساختن اخلاقى آن چنان که در احادیث غنا آمده است.
تعبیر"
بغیر علم" اشاره به این است که این گروه گمراه و منحرف حتى به مذهب باطل خود
نیز ایمان ندارند، بلکه صرفا از جهل و تقلیدهاى کورکورانه پیروى مىکنند، آنها جاهلانى
هستند که دیگران را نیز به جهل و نادانى خود گرفتار مىسازند.
این
در صورتى است که تعبیر" بغیر علم" را توصیف براى گمراه کنندگان بدانیم، اما
بعضى از مفسران نیز احتمال دادهاند که توصیفى براى" گمراه شوندگان" باشد،
یعنى مردم جاهل و بیخبر را ناآگاهانه به وادى انحراف و باطل مىکشانند.
این
بیخبران گاه از این هم فراتر مىروند، یعنى تنها به جنبههاى سرگرمى و غافل کننده
این مسائل قانع نمىشوند، بلکه سخنان لهو و بیهوده خود را وسیلهاى براى استهزاء و
سخریه آیات الهى قرار مىدهند، و این همان است که در آخر آیه فوق به آن اشاره
کرده، مىفرماید: و یتخذها هزوا.
اما
توصیف عذاب به" مهین" (خوار کننده و اهانت بار) به خاطر آن است که جریمه
باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهى توهین کردند، خداوند هم براى آنها
مجازاتى تعیین کرده که علاوه بر دردناک بودن توهین آور نیز است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


