کد خبر: ۶۸۷۴۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

در باب غنا و سخنان لهو و بیهوده

حکمتی از قرآن

به گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز؛ وبلاگ حکمتی از قرآن نوشت:

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَـٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿٦﴾ لقمان

و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند براى آنان عذابى خوارکننده است! (6) لقمان

And of men is he who takes instead frivolous discourse to lead astray from Allah's path) and corrupt without knowledge, and to take it for a mockery These shall have an abasing chastisement (6)loghman

تفسیر و نکات:

در این آیات، سخن از گروهى است که درست در مقابل گروه" محسنین" و" مؤمنین" قرار دارند که در آیات گذشته مطرح بودند.

در اینجا سخن از جمعیتى است که سرمایه‏هاى خود را براى بیهودگى و گمراه ساختن مردم به کار مى‏گیرد، و بدبختى دنیا و آخرت را براى خود مى‏خرد!
 
نخست مى‏فرماید: "بعضى از مردم، سخنان باطل و بیهوده را خریدارى مى‏کنند تا خلق خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ)

"
و آیات خدا را به استهزاء و سخریه گیرند" (وَ یَتَّخِذَها هُزُواً)
 
و در پایان آیه اضافه مى‏کند:" عذاب خوار کننده از آن این گروه است" (أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ)

خریدارى کردن سخنان باطل و بیهوده یا به این گونه است که به راستى افسانه‏هاى خرافى و باطل را با دادن پول به دست آورند، آن چنان که در داستان" نضر بن حارث" خواندیم.

و یا از این طریق است که براى ترتیب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى کنیزان خواننده خریدارى کنند، چنان که در حدیث پیامبر (ص) ضمن شان نزول بیان شد.

و یا صرف کردن مال به هر صورت و به هر طریقى که به وسیله آن به این هدف نامشروع یعنى سخنان باطل و بیهوده برسند.

عجب اینکه این کوردلان مطالب باطل و بیهوده را به گرانترین قیمت خریدارى مى‏کردند، اما آیات الهى و حکمت را که پروردگار، رایگان در اختیارشان گذارده نادیده مى‏گرفتند.
این احتمال نیز وجود دارد که خریدارى (اشتراء) در اینجا معنى کنایى داشته باشد و منظور از آن هر گونه تلاش و کوشش براى رسیدن به این منظور است.

ضمیر" یتخذها" به" آیات الکتاب" باز مى‏گردد که در آیات قبل آمده است، بعضى نیز احتمال داده‏اند که به" سبیل" بر گردد، کلمه" سبیل" گاهى به صورت مذکر و گاه به صورت مؤنث در آیات قرآن آمده است.

و اما" لَهْوَ الْحَدِیثِ"، مفهوم وسیع و گسترده‏اى دارد که هر گونه سخنان یا آهنگهاى سرگرم کننده و غفلت‏زا را که انسان را به بیهودگى یا گمراهى مى‏کشاند در بر مى‏گیرد، خواه از قبیل" غنا" و الحان و آهنگهاى شهوت‏انگیز و هوس‏آلود باشد، و خواه سخنانى که نه از طریق آهنگ، بلکه از طریق محتوى انسان را به بیهودگى و فساد، سوق مى‏دهد.

و یا از هر دو طریق، چنان که در تصنیفها و اشعار عاشقانه خوانندگان معمولى است که هم محتوایش گمراه کننده است و هم آهنگش! و یا مانند داستانهاى خرافى و اساطیر که سبب انحراف مردم از" صراط مستقیم" الهى مى‏گردد.

و یا سخنان سخریه آمیزى که به منظور محو حق و تضعیف پایه‏هاى ایمان مطرح مى‏شود، همانند چیزى که از ابو جهل و یارانش نقل مى‏کنند که رو به قریش مى‏کرد و مى‏گفت:" مى‏خواهید شما را از" زقوم" که" محمد" ما را به آن تهدید مى‏کند اطعام کنم؟! سپس مى‏فرستاد و" کره و خرما" حاضر مى‏کردند و مى‏گفت:
این همان" زقوم" است! ... و به این ترتیب آیات الهى را بباد استهزاء مى‏گرفت.

به هر حال" لهو الحدیث" معناى گسترده‏اى دارد که همه اینها و مانند آن را فرا مى‏گیرد، و اگر در روایات اسلامى و سخنان مفسرین روى یکى از اینها انگشت گذارده شده است هرگز دلیل بر انحصار و محدودیت مفهوم آیه نیست.

در احادیثى که از طرق اهل بیت ع به ما رسیده تعبیرهایى دیده مى‏شود که بیانگر همین وسعت مفهوم این کلمه است:
از جمله در حدیثى از امام صادق ع مى‏خوانیم:
الغناء مجلس لا ینظر اللَّه الى اهله، و هو مما قال اللَّه عز و جل" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ"
:"
مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است که خدا به اهل آن نمى‏نگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمى‏دهد) و این مصداق همان چیزى است که خداوند عز و جل فرموده" بعضى از مردم هستند که سخنان بیهوده خریدارى مى‏کنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند"
 
تعبیر به" لَهْوَ الْحَدِیثِ" بجاى" الحدیث اللهو" گویا اشاره به این است که هدف اصلى آنها همان لهو و بیهودگى است، و سخن، وسیله‏اى براى رسیدن به آن است.
جمله" لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ" نیز مفهوم وسیعى دارد که هم گمراه کردن اعتقادى را شامل مى‏شود آن چنان که در داستان نضر بن حارث و ابو جهل خواندیم و هم منحرف ساختن اخلاقى آن چنان که در احادیث غنا آمده است.

تعبیر" بغیر علم" اشاره به این است که این گروه گمراه و منحرف حتى به مذهب باطل خود نیز ایمان ندارند، بلکه صرفا از جهل و تقلیدهاى کورکورانه پیروى مى‏کنند، آنها جاهلانى هستند که دیگران را نیز به جهل و نادانى خود گرفتار مى‏سازند.
این در صورتى است که تعبیر" بغیر علم" را توصیف براى گمراه کنندگان بدانیم، اما بعضى از مفسران نیز احتمال داده‏اند که توصیفى براى" گمراه شوندگان" باشد، یعنى مردم جاهل و بیخبر را ناآگاهانه به وادى انحراف و باطل مى‏کشانند.

این بیخبران گاه از این هم فراتر مى‏روند، یعنى تنها به جنبه‏هاى سرگرمى و غافل کننده این مسائل قانع نمى‏شوند، بلکه سخنان لهو و بیهوده خود را وسیله‏اى براى استهزاء و سخریه آیات الهى قرار مى‏دهند، و این همان است که در آخر آیه فوق به آن اشاره کرده، مى‏فرماید: و یتخذها هزوا.

اما توصیف عذاب به" مهین" (خوار کننده و اهانت بار) به خاطر آن است که جریمه باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهى توهین کردند، خداوند هم براى آنها مجازاتى تعیین کرده که علاوه بر دردناک بودن توهین آور نیز است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین