کد خبر: ۶۸۷۰۳۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۴
چه پوزسیون باشی و چه اپوزسیون، باید به بند نافِ سیاست روزمره گره خورده باشی و از آن تغذیه کنی
بسیاری از واکنش‌ها به درگذشت مرحوم شجریان نشان داد که «منطق سیاست روزمره» تقریبا همه ابعاد زندگی جمعی را فرا گرفته است و از فرهنگ و هنر و اقتصاد تا حوادثی مثل سیل و زلزله و پلاسکو و فوتبال و مرگ هنرمند، خوراک این منطق است.

شجریان و منطق سیاست روزمرهگروه سیاسی- پرویز امینی دکترای علوم سیاسی طی یادداشتی نوشت:  بسیاری از واکنش‌ها به درگذشت مرحوم شجریان نشان داد که «منطق سیاست روزمره» تقریبا همه ابعاد زندگی جمعی را فرا گرفته است و از فرهنگ و هنر و اقتصاد تا حوادثی مثل سیل و زلزله و پلاسکو و فوتبال و مرگ هنرمند، خوراک این منطق است.

به گزارش بولتن نیوز، در کنار کسانی که بعد از درگذشت مرحوم شجریان، علاقه هنری خود را به وی ابراز کرده‌اند یا مقام فرهنگی او را پاس داشته‌اند و یا به لحاظ عاطفی و روحی نسبتی بین خود و شجریان و آوازها و تصنیف‌هایش داشته‌اند، فراوان افراد و اشخاص وجود دارند که چه در له و چه در مقام نقد، با همین منطق سیاست روزمره وارد این ماجرا شده‌اند که نه انسی با آثار هنری و موسیقیایی او داشته‌اند و نه حتی این جنبه‌ها ارزشی برایشان داشته است. اما دم غنیمت شمرده‌اند تا بتوانند از پیکر بی‌جان او خوراکی برای سفره قدرت خود فراهم سازند.

برای برخی چه پوزسیون و چه اپوزسیون، شجریان به ماقبل و مابعد سال ۸۸ تقسیم می‌شود و برای برخی دیگر حتی به ماقبل ۵۷ و مابعد ۵۷ تقسیم می‌شود. همچنانی که افتخاری، به ماقبل و مابعد روبوسی با احمدی‌نژاد تقسیم می‌شود. برای برخی از اینها، محمدرضا لطفی نوازنده تار ناشناخته و حتی بی‌اهمیت است در حالیکه از نظر مقام هنری و در کار خود، دارای موقعیتی بی‌بدیل است. اما چون از نظر کالای سیاسی شدن کاربردی ندارد، هنرش نیز بی‌اهمیت می‌شود. برای برخی شهاب حسینی به عنوان بازیگر بر اساس مخالفتش با تحریم جشنواره فجر نیز به ماقبل و مابعد ۹۸ تقسیم می‌شود. قبل از ۹۸ بازیگری محجوب و با دیسیپلین و بی‌حاشیه و بعد از ۹۸ به یک بازیگر بی‌ادب تبدیل می‌شود‌ برای برخی تتلو به تتلوی خوب و بد تقسیم می‌شود. در مقطعی که تصور می‌شد به عنوان یک آس تبلیغاتی می‌تواند فضای انتخابات را دگرگون کند، قابل غبطه خوردن نیز بود اما بعدها و با خارج شدن از مدار استفاده سیاسی، به تف و لعنت خدا هم نمی‌ارزد. برای برخی با منطق سیاست روزمره هم می‌توان خانه سینما را تعطیل کرد و هم فیلم جدایی نادر از سیمین را از طرف جمهوری اسلامی نماینده اسکار کرد. به این فهرست امثال جلال آل‌احمد، شریعتی، شاملو، ابتهاح، اخوان ثالث، هدایت، نادر ابراهیمی، محمود دولت‌آبادی، علی حاتمی، حاتمی‌کیا، کیمیایی، مهرجویی، تقوایی، بیضایی، فرهادی و... را می‌توان اضافه کرد و البته این قصه پرغصه سر دراز دارد. باید بجای مصادیق، منطق این سیاست روزمره را شناخت و آن را مردود ساخت.

منطق سیاست روزمره از پیش موضع مشخصی درباره مسائل و رخدادها دارد. نه حقیقت و نه اخلاق و نه فضلیت و نه انصاف و نه عدالت و نه جوانمردی و نه مردم و...، دخلی به نحوه مواجهه با پدیده‌ها و رخدادها ندارد اگرچه همواره با این عناوین و در زیر پرچم آنها منطق سیاست روزمره خود را پبش می‌برند‌.

برای منطق سیاست روزمره، همه‌چیز و همه‌کس در حکم ابزارند و تا آنجا ارج و اهمیت دارند که به رونق موقعیت قدرت آنها بیانجامد و آن را پیش ببرد و زمانی از چشم می‌افتند که بی‌بهره شده باشند.

نه دفاع و نه نقد و نه مخالفت با موضوعات و نه نوع رخدادها؛ چه شیرین یا تلخ، چه فرهنگی یا اقتصادی یا هنری با ورزشی یا نظامی یا تاریخی نیز ذاتا اهمیت ندارد بلکه آنچه مهم است این است که این مسائل و رخدادها چگونه مقاصد قدرت ما را تأمین و تضمین می‌کنند.

شجریان و منطق سیاست روزمره

اصحاب منطق سیاست روزمره در خلال هر رخدادی، باید بتواند خانه رقیب و رقبا در سیاست را ویران کند و از قِبَل آن، به خانه خود در سیاست استحکام ببخشند. پایه‌های مشروعیت رقیب را زایل و و از این نمد، کلاهی برای مشروعیت خود ببافند. نفرت از رقبا و مخالفان را در بین مردم بگستراند و از این طریق پایگاه خود در بین مردم را گسترش دهند. سر حریف را به دیوار نقد و مخالفت بکوبند و از این مسیر برای سربلندی خود عِدّه و عُدّه جمع کنند.

بنابراین منطق سیاست روزمره با جباریت نمی‌تواند خود را به حوزه خاص خود محدود کند و اجازه دهد عرصه‌ها و حوزه‌های دیگر با منطق درونی خویش کار کنند. همه عرصه‌ها و همه مسائل را حوزه نفوذ خود می‌داند و ورود و خروج به آنها را حق خود می‌داند.

«سیاست‌زدگی» و «سیاست‌گریزی» دو عارضه ظاهرا متناقض حاکمیت منطق سیاست روزمره بر همه عرصه‌هاست. سیاست‌زدگی یکی از عوارض همه‌جایی شدن امر سیاسی است. درواقع بیرون سیاست نه چیزی شکل می‌گیرد و نه می‌تواند شکل بگیرد. چه پوزسیون باشی و چه اپوزسیون، باید به بند نافِ سیاست روزمره گره خورده باشی و از آن تغذیه کنی. سیاست‌گریزی عارضه دوم است که به بی‌اهمیتی امر سیاسی و نیز ارجمندی فاصله‌گذاری افراد با امر سیاسی منجر شده است که کارکرد سیاست در حوزه نفوذ مشروعش را نیز انکار می‌کند. درواقع منطق سیاست روزمره توأمان هم سیاست و هم غیر از سیاست را می‌فرساید.

برچسب ها: مرگ ، هنرمند ، شجریان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
کوچکترین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۱۹ - ۱۴:۰۱
0
0
قطعا تا برخی وزارتخانه ها، تبدیل به نهاد فرا دولتی نباشند، برخی مسئولان فساد شده برای لاپوشانی مفسده های شخصی و کاری خود تدارک ایجاد لایه های حمایتی خواهند بود و آنهم با بدترین شکل ممکن یعنی روش‌های پوپولیستی، آقای شجریان زمانی که در شبکه بهایی من و تو نشست و به اسلام تاخت مورد تشویق و تبلیغ همان جریان فساد در وزارتخانه های غصب شده توسط اصلاح طلبان و جراید آنوسی آنها قرار گرفت اما وقتی مصاحبه نمود و بنحوی از سخنان خود تبری جست و اسلام را مایه ترویج و تحقق هنر ناب قلمداد نمود مورد بایکوت خبری و رسانه ایی همان جریان فساد و رسانه های اصلاح طلب قرار گرفت، از شبکه بهایی من و تو گرفته تا جراید اصلاح طلب داخلی!
ایکاش ستاد کرونا دولتی نبود که پیاده روی اربعین و تجمعات مذهبی را ممنوع کرد اما تجمع برای شجریان را آزاد!
ایکاش روزی شاهد این باشیم که وزارت مقدس وزارت اطلاعات با نیروهای مخلص و جان بر کف و گمنامش از حیطه تسلط دولت‌ها با عناصر بعضا نفوذی و یا آنوسی خارج و به نهاد حاکمیتی تبدیل شوند تا برخی جریان‌های معاند حمایتی فساد هم از ریشه خشک شوند.
ایکاش آموزش و پرورش و ارتباطات اینترنتی و فضای سایبر از تسلط دولت‌ها خارج میشد تا آسیب کمتری به انقلاب اسلامی می‌خورد.
ایکاش بودجه های قوه قضائیه، رسانه مثلا ملی، نیروهای نظامی بدست دولت نبود تا بهتر میشد مملکت را اداره نمود، ایکاش وزارت نفت بدست دولت ها نبود تا این هم از اختلاس و رانت و ویژه خواری توسط اشخاص دولتی و وابستگانشان از این ثروت ملی به تاراج نمی‌رفت!
شجریان رفت و برایش آرزو میکنم با دوستانش محشور شود اما برای اون دسته از هنرمندان و اربابان فساد برای ساختن استاندارد های دوگانه مفسدان به نفع نفوذ و ناتوی فرهنگی متاسفم!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۷/۱۹ - ۱۹:۵۸
0
0
شجریان در برنامه مستند پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر که روز 26 اردیبهشت ۱۳۸۹ از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی(ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» گفت: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده این‏جوری میکند."
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین