کد خبر: ۶۷۹۹۱۸
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۳
خاندان لاریجانی نمونه واضح و روشنی از تمثیل این سیطره خانوادگی در عرصه سیاسی ایران است
عرصه سیاست در ایران در طول نزدیک به دو دهه گذشته در سیطره نسبی افراد شناخته شده ای بوده است؛ گاه این چنبره افکنی بر سپهر سیاسی ایران فراتر از یک فرد بوده و شکل خاندانی از یک آل و خانواده را بخود گرفته است.

گروه سیاسی: عرصه سیاست در ایران در طول نزدیک به دو دهه گذشته در سیطره نسبی افراد شناخته شده ای بوده است؛ گاه این چنبره افکنی بر سپهر سیاسی ایران فراتر از یک فرد بوده و شکل خاندانی از یک آل و خانواده را بخود گرفته است.

سال ها پیش علی لاریجانی، تخریب سیاسی و  آشفته سازی اجتماعی در صدا و سیما را نهادینه کرد

به گزارش بولتن نیوز، خاندان لاریجانی نمونه واضح و روشنی از تمثیل این سیطره خانوادگی در عرصه سیاسی ایران است. با این حال در میان این خاندان متنفذ سیاسی در ساختار مدیریتی کشور، علی لاریجانی از همه معروف تر و شهرت یافته تر است. در واقع این شهرت علی لاریجانی علاوه بر اینکه نسبی است سببی نیز هست.

داماد شهید مطهری بودن یک مزیت سیاسی را برای علی لاریجانی نه تنها در بین انقلابیون بلکه در بین برادرانشان فراهم کرده است. از حیث نظری نیز او که دانش آموخته فلسفه و از شاگردان احمد فردید معروف به "فیلسوف شفاهی" است که منتقدانش او را «فیلسوف قدرت» و «تئوریسین خشونت» می نامند؛ نکته قابل توجه درباره فردید این است که او در سال‌های پس از انقلاب اسلامی خود را مبدع مفهوم پردازی درباره مبارزه با غربزدگی می دانست. و وام گیری علی لاریجانی در پست های فرهنگی و امنیتی از فردید در سال های اولیه فعالیت وی مشهود و مبرهن است که در ادامه سعی خواهد شد تا به آنها اشاره کنیم.

با توجه به آنچه بیان شد برای تحلیل و ارزیابی نقش علی لاریجانی در عرصه سیاسی کشور لازم است نگاهی به سوابق اجرایی وی در سمت ها و پست های مختلفی که وی عمدتاً در قالب رییس به ایفای نقش پرداخته است بیاندازیم.

با پایان کار مجلس دهم و رسیدن به ایستگاه آخر فعالیتش، علی لاریجانی با امتناع از کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی، گمانه زنی ها را در ارتباط با خیز بلند وی برای تصدی پست ریاست جمهوری در انتخابات 1400 تشدید و تقویت کرد. اگرچه وی در اشارات و اظهاراتی که در آن ایام با رسانه داشت اعلام کرد که هنوز برنامه ای برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 1400 ندارد اما تصمیم وی برای شرکت نکردن در انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی، موجب شکل گیری سناریوی هایی فرضی پیرامون آینده سیاسی علی لاریجانی شد؛ سناریوی هایی که در اوج و متن اصلی آن حضور وی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده بود و است. و اخبار مبتنی بر تصمیم وی برای حضور قطعی در انتخابات ریاست جمهوری در سال آتی بر تمام فرضیه های موجود با محوریت لاریجانی در مقام کاندیدای ریاست جمهوری جلوه عملی و عینی بخشید.

قابل ذکر است که علی لاریجانی از اولین روزهای انقلاب اسلامی کار خود را با سازمان صدا و سیما آغاز کرد و تاکنون در عرصه‌های داخلی و خارجی مسئولیت‌های گوناگونی داشته است که ریاست سازمان صدا وسیما، دبیر شورای عالی امنیت ملی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضویت در شورایعالی انقلاب فرهنگی و ریاست مجلس نمونه های آنهاست.

حضور ده ساله لاریجانی در صدا و سیمای ملی با حواشی هایی همراه بود؛ در واقع لاریجانی در مقام ریاست بر سازمان صدا و سیما تلاش کرد تا از درون اختلافات سیاسی روندی را طراحی کند که به مرزبندی های سیاسی ختم شود؛ مرزبندی هایی که در دوران اصلاحات در فضای سیاسی کشور حکمفرما شد و لاریجانی آن را از بدنه سیاسی کشور به بدنه اجتماعی و مردمی سوق داد. پخش مجموعه برنامه «هویت» از شبکه یک صدا و سیما در سال 1375 برنامه ای با سناریوی تفرقه افکنی سیاسی نمونه ای روشن از اقدامات نامعقولی بود که در دوران تصدی لاریجانی بر صدا و سیما اتفاق افتاد. برنامه ای که سال ها بعد بنا بر گفته های «احمد پورنجاتی» معاونت وقت سازمان صدا و سیما با اصرار لاریجانی رییس وقت این سازمان پخش شد. اما این برنامه علیرغم تأثیرات مخرب سیاسی – اجتماعی آن در جامعه و القاء حس بدبینی عمومی به اتفاقات در درون ساختار سیاسی، به عاملی در جهت شناخته تر شدن رییس وقت سازمان صدا و سیما تبدیل شد. بطوریکه تهیه و پخش این برنامه ها نام علی لاریجانی را در دوران ده سال‌ ریاستش بر سازمان صدا و سیما (۱۳۷۳ تا ۱۳۸۳) بر سر زبان ها انداخت.

نکته کلی و جالب توجه درباره دوران ریاست لاریجانی بر سازمان صدا و سیما، فقدان هرگونه نوآوری در عرصه رسانه ای و تأثیرات بصری از یکسو و وجود یک رفتار نهادینه گرای یکنواخت و رخوت زای فرهنگی – رسانه ای از سوی دیگر می باشد. و شاید رفتار سازمانی شکل گرفته از نگاه یکسویه و تک بعدی در صدا و سیمای متأثر از شخصیت اقتدارگرای لاریجانی و آموزه های فلسفی او در پیروی از اندیشه های فردید در حوزه فرهنگی – فلسفی باشد که از سوی لاریجانی به عرصه سازمانی و مدیریتی نیز تعمیم پیدا کرده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Austria
|
۱۳۹۹/۰۶/۰۳ - ۰۷:۱۶
0
0
اینکه لاریجانی چه قصور و تقصیرهایی داشته و دارد نباید بهانه ای بشود برای کوبیدن هر کاری ولو مثبت که در زمان تصدی او بر صدا و سیما انجام شده است.

برنامه هویت یکی از بهترین برنامه هایی بود که در تمام تاریخ جمهوری اسلامی در صدا و سیما ساخته شد و برای اولین بار نقاب از چهره مخوف باند ماسونی موسیوم به ملی مذهبی ها می انداخت و صد البته جیغ بنفش آنها را برانگیخت. جالب اینکه تمام مخالفان و به اصطلاح منقدان برنامه هویت مثل شما هیچ پاسخی برای اسناد ارائه شده در برنامه هویت نداشتند و صرفا با همین ادبیات مثلا دلسوزانه از خدشه دار شدن وحدت حرف می زنند.

وحدت با کی؟ وحدت برای چه؟ آیا نکند باور کرده اید می شود با نفوذی و منافق وجدت کرد؟ و یا باور کرده اید که وحدت به جای حبل الله باید حول موهوماتی مانند هموطن بودن شکل بگیرد؟


متاسفانه یکی از خیانتهایی که بعد از امام خمینی صورت گرفت در حق واژه وحدت بود. امام خمینی هرگز نمی گفت وحدت ملی داشته باشید. بلکه همیشه بر "وحدت کلمه" تاکید می کرد. وحدت کلمه یعنی این مردم و مسوولان فقط یک حرف و نظریه را پیروی کنند و اختلاف عقیدتی نداشته باشند. دقت کنید که امام خمینی از همان ابتدا تاکید داشت انقلاب مال محرومان و زاغه نشینان است نه مال مرفهان. اساسا نباید اجازه داد آنچه بدنه اجتماعی اصلاحات نامیده می شود خواسته خود را جلو ببرد والا همانطور که امام خمینی گفت با سلطه لیبرالها و مرفهان فاتحه انقلاب را باید خواند.
اگر وحدت کلمه در کشوری مانند کوبا باشد آمریکا از فاصله صد کیلومتری هم حریف آن نمی شود. اما وقتی در کشوری چند صدایی ایجاد شود از آن سر دنیا می آیند و راحت آن را اشغال می کنند. پس قدرت یک کشور هیچ ربطی به تعداد تانکها و هواپیماهایش ندارد. بلکه فقط و فقط متکی زبر وحدت کلمه است.

اما الان وحدت کلمه را جامعه تک صدایی می دانند و آن را ضد ارزش تلقی می کنند. به جای آن سخن از چند صدایی و تکثرگرایی می گویند. در این حالت وحدت کلمه بی معنی است. لهذا سخن از وحدت ملی گفته می شود. یعنی اینکه عجالتا چون ما هموطن هستیم با هم وحدت داشته باشیم ولو ینکه یکی حزب الهی باشد و دیگری سلطنت طلب! بدیهی است که این وحدت دقیقا بر خلاف تعالیم اسلام است و منظور اسلام همان وحدت کلمه است. وحدت کلمه یا به یکسان بودن دکترین مردم و مسوولان، دقیقا دارای یک دو قطبی ذاتی در مقابل آنتی تز خودش است. دفاع از اقشار مستضعف و بر قراری عدالت مستلزم نبرد بی امان با مسکبران در داخل و خارج است.


می دانید چرا هاشمی کلمه امت را از ادبیات سیاسی ایران حذف کرد و با ملت جایگزین کرد؟
تا ما فراموش کنیم که هموطن بودن به خودی خود بی ارزش است.خائنهای عربزده و ها شرقزده ها هموطن هستند. امثال رجوی هم هموطن هستند! نتیجه این فراموشی هم می شود بازگشت تفکر محمد رضاپهلوی. اتفاقا او هم ایرانی و هموطن بود.
بالاخره باید به نقطه ای برسیم که نیروهای خالص و وفادار به انقلاب اسلامی بین حفظ انقلاب و حفظ آرامش یکی را باید انتخاب کنند. وحدتی که صرفا برای حفظ آرامش باشد چیزی جز تایید وضع موجود نیست. وحدتی به دور غیر حبل الله باشد وحدتی شیطانی است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۶/۰۳ - ۱۰:۲۰
0
0
درزمان شروع ریاست لاریجانی بر صداو سیما ؛ صدا وسیما تنها دو شبکه انهم فقط شبها برنامه داشت گسترش حداقل کمی صدا و سیما بسیاری از ان در زمان ریاست وی انجام شد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین