ترسيدن لذتبخش است + عکس

وي پس از تجربه تهيه چندين فيلم سينمايي در دهه 70 بازيگري را در فيلمهايي مثل خط آتش، شيرهاي جوان، صليب صلايي، روي خط مرگ و... تجربه كرد و پس از كار در زمينه دستياري كارگردان و فيلمنامهنويسي وارد حيطه ساخت فيلم شد و تاكنون ساخت چهار فيلم تلويزيوني به نامهاي پريشاني، زني از كوچه پشتي، ياد استاد، بهار شيرين و فيلم سينمايي «نفرين» را عهدهدار بوده است و در حال حاضر در تدارك ساخت دومين اثر سينمايي خود به نام «جابهجا» است.
به بهانه اكران فيلم سينمايي «نفرين» با او گفتوگويي داشتيم كه در ادامه ميخوانيد.
سينماي وحشت در سينماي ايران جايي دارد؟
حقيقتا ژانر وحشت بهرغم جذابيتهايش هنوز در ايران جاي خودش را باز نكرده و جنس ايراني اين گونه فيلم زياد ساخته نشده است. بهترين فيلمهاي اين ژانر در دنيا ساخته ميشود و فيلمهاي پرفروشي هم شناخته ميشوند. نمونههاي خارجي فيلمهاي ژانر وحشت در سينماهاي ما اكران نميشود اما مخاطبان اين سينما حتما اين نوع فيلم را ميبينند. تعريف ژانر وحشت از نظر من يعني ژانري كه با يك قصه خوب در ارتباط با مسائل ماورايي تعريف شود و اينكه بتواند با يك بيان تصويري مناسب تماشاگر را به يك وحشت توام با لذت ببرد و با اين تعاريف ميتوان گفت يك فيلم موفق در ژانر وحشت خواهيم داشت.
فكر ميكنيد چرا در تمام اين سالها عده معدودي از كارگردانان ايراني كه قدم در راه ساخت چنين فيلمهايي گذاشتند، چندان با موفقيت روبهرو نشدند و آثارشان چندان ديده نشد؟
چند دليل عمده اين سينما را در ايران با شكست روبهرو كرد؛ اولين نكته اين است كه در تمام دنيا فيلمهايي كه در اين ژانر تعريف ميشود، ارتباطي با مسائل ماورأيي دارد كه طبعا به دليل برخي اعتقادات ديني ما نميتوانيم خيلي در برخي حوزهها ورود كنيم.
مشكل بعدي سينماي ايران، فيلمنامه است، متاسفانه فيلمنامهنويس خوب در سينماي ما زياد نيست و زماني كه در ژانري مثل ژانر وحشت قرار ميگيريم كه يك ژانر خطرناك هم به لحاظ فيلمنامه و ساختار به حساب ميآيد و نمونههاي موفقي از آن در دنيا وجود دارد، نميتوانيم فيلمنامههاي جذابي ارائه كنيم، بنابراين اين محدوديتها دست ما را براي ساخت فيلمهايي در چنين ژانري ميبندد.
كمي از مراحل ساخت اين فيلم صحبت كنيد، چه شد كه چنين قصهاي را به تصوير كشيديد؟
من براي فيلمنامه ديگري با نام «قيصرانه» كه فيلمنامه بسيار ويژهاي بود و قطعا بايد تكنيكي و فني ساخته ميشد، پروانه ساخت گرفتم اما ارشاد شرط و شروطي براي ساخت فيلم گذاشت كه ما از ساخت آن منصرف شديم تا اينكه اين قصه، كاملا اتفاقي به من پيشنهاد شد و در چند مرحله اين فيلمنامه در ارشاد رد شد كه بالاخره آقاي شمقدري لطف كردند و دستور پروانه ساخت اين فيلم را صادر كردند. ما فرصت كمي براي پيشتوليد كار داشتيم چرا كه بايد خيلي زود آن را براي جشنواره فجر آماده ميكرديم، خيلي راضي هم نبوديم كه به اين شكل ساخت فيلم را شروع كنيم اما با محدوديت زماني بسيار زياد، اين فيلم را آماده كرديم.
زمان محدود شما باعث نشد كه نتوانيد آن چنان كه بايد تغييراتي را در فيلمنامه اعمال كنيد؟
مشكل فيلمنامه نفرين اين بود كه از ابتدا بسيار شباهت داشت به فيلم ديگران و متاسفانه فرصتي نبود كه فيلمنامه بازنويسي چندباره شود، باز هم به دليل همان محدوديت زماني كه توضيح دادم. اما اين فيلمنامه بازسازي شد علاوه بر اينكه پايان كار هم تغيير كرد.
علاقه شما ساخت فيلم در چنين ژانري است؟
توكلنيا: تعريف ژانر وحشت از نظر من يعني ژانري كه با يك قصه خوب در ارتباط با مسائل ماورايي تعريف شود و اينكه بتواند با يك بيان تصويري مناسب تماشاگر را به يك وحشت توام با لذت ببرد
براي من تفاوت نميكند كه در چه گونه يا ژانري فيلم بسازم، مهم اين است كه فيلمنامه با من ارتباط برقرار كند؛ البته طبيعي است كه وقتي ارتباط با فيلمنامه برقرار شد، آن علاقه هم به وجود ميآيد. رسانه سينما و تلويزيون هم براي من فرق چنداني ندارد و فكر ميكنم تنها تفاوت اين دو آن است كه من ميدانم اين فيلم قرار است از تلويزيون پخش شود، حالا در قاببندي و نماها كمي دقت ميكنم اما به لحاظ دكوپاژ و... من خيلي تفاوت بين اين دو نميبينم. معتقدم هر فيلمنامهاي كه بتواند با فيلمساز ارتباط برقرار كند، گزينه مناسبي براي ساخت است. من تا پيش از اين در ژانر وحشت كار كردهام و تلهفيلم «پريشاني» در همين ژانر ساخته شد كه خوشبختانه آن فيلم ديده شد و تجربه خوبي براي من بود.
در كل دوست دارم ژانرهايي را كه در ايران به نوعي كسي به سمت آن نرفته است، تجربه كنم. متاسفانه در كشور ما ژانر وحشت تعريف درستي نشده است و چند نفري هم كه جرأت كردند به سمت ساخت اين گونه آثار بروند، مثل آقاي لطيفي كه فيلم خوبي مثل خوابگاه دختران را ساخت يا فيلم شب بيست و نهم ساخته مرحوم رخشاني بجز اين دو فيلم ديگر ساختههايي كه در اين ژانر ارائه شد، متاسفانه خروجي خوبي نداشت و بيشتر مخاطب را به خنده وادار ميكرد تا وحشت و با آن تعريفي كه من از ژانر وحشت دارم يعني ترس توام با لذت در آنها ديده نميشود و مخاطب اگر فيلمي را كه در ژانر وحشت ساخته شده است، به سخره بگيرد تكليف فيلم معلوم است يعني آن فيلم نه مخاطب را وحشتزده كرده است و نه به طور كامل طنز بوده. خوشبختانه تجربه اول من در اين ژانر تجربه خوبي بود.
فكر ميكنيد تا چه اندازه استفاده از تكنيكهاي روز در بهتر به تصوير كشيدن فيلمهايي از اين دست كمك كند؟
استفاده از تكنيكهاي روز دنيا قطعا در به تصوير كشيدن بهتر فيلمهايي در ژانر وحشت امري اساسي است كه متاسفانه ما در ايران حتي ابزار آن را به لحاظ فني هم نداريم. متاسفانه به لحاظ اقتصادي استفاده از تكنيكهاي روز دنيا براي فيلمسازان داخلي بسيار هزينهبردار است؛ علاوه بر آن، متخصصان اين امر هم كم هستند. هر چه تعداد متخصصان بيشتر شود و امكانات ما به روزتر شود، طبيعي است كه كيفيت كار بالاتر ميرود. در حال حاضر يكي از ضعفهاي عمده سينما بويژه ژانر وحشت نبود جلوههاي ويژه درست در ساخت اين گونه فيلمهاست.
از نحوه چينش بازيگران اين كار صحبت كنيد. چطور شد كه به اين ترتيب بازيگران رسيديد؟
من فيلمنامه را كه ميخوانم، در ابتدا در بازيگران موجود ما به ازا پيدا ميكنم. فكر نميكنم بر اي ژانر وحشت نياز به ستاره داشته باشيم چرا كه اين گونه فيلمها، فيلمهايي هستند كه بيشتر به تكنيك و بازيگر خوب وابستهاند نه ستاره؛ حتي فكر ميكنم استفاده از بازيگران تئاتر براي بازي در اين گونه فيلمها مناسبتر است چرا كه اصولا بازيگران تئاتر تكنيك بهتري در بازيگري دارند.
از نظر من، بازيگر مثل نگين انگشتري سينماست؛ اين نگين اگر درخشندهتر باشد، به ستاره تبديل ميشود و آن وقت ستاره مسووليتي را متوجه خودش ميكند كه در ايران كمتر دوستان ما و ستارههاي سينما به آن توجه ميكنند. مثلا در سينماي دنيا يك فيلم ساخته ميشود كه دستمزد يكي از بازيگرانش 20 ميليون دلار است اما همان بازيگر در فيلم ديگري بازي ميكند كه كل بودجه فيلم يك ميليون دلار است، آن بازيگر ميداند و به اين آگاهي رسيده است كه گاهي يك فيلم آنقدر موجبات ديده شدنش را فراهم ميكند كه ميتواند از دستمزد چند صد دلارياش بگذرد و عوض آن بهتر ديده و مطرح شود.
متاسفانه بازيگران ما به اين نكته توجه نميكنند كه مثلا 15 فيلم شبيه هم بازي كردهاند كه ديگر نقش كشش ديده شدن ندارد. به هر حال براي اين فيلم هم من از ابتدا همين نكته را در نظر داشتم و خدا را شكر بسرعت به آن رسيديم.
از نتيجه كار راضي هستيد؟
سازنده يك اثر هيچ وقت از نتيجه كارش رضايت كامل ندارد. هميشه انسان با ايدهآلهايش فاصله دارد، طبيعي است وقتي فيلمي ساخته ميشود با توجه به فيلمنامه شرايط و زمان و بقيه قضايا، ذهنيت سازنده اثر نسبت به كار تغيير ميكند. مثلا هنوز هم گاهي ميگويم كاش وقت بيشتري داشتم. اين اي كاشها باعث ميشود فكر كنيم كه به ايدهآل نرسيدهايم اما از خود فيلم راضي هستم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


