کد خبر: ۶۷۸۷۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
شهیدان را شهیدان می شناسند ...

روایت شهیدطهرانی‌مقدم ازسردارشفیع‌زاده

اين توپخانه در پيروزي‌هايي بعد از عمليات خيبر، به خصوص پيروزي‌هاي فاو، عامل اصلي و تعيين كننده به حساب مي‌آمد. وجود اين مرد باعث افتخار همه‌ي ايرانيان است و انصافاً بايد به مردم آذربايجان تبريك گفت كه چنين يلاني را در دامن خود پرورانده است.

   مانده در حیرت

آستين‌هاي همت كه بالا زده شود، ديگر محدوديت زمان و مكان رنگ مي‌بازد. آن روزها اگر ما با دست خالي، بدون هيچ پيش‌زمينه‌اي كاري را به انجام رسانديم به اين دليل بود كه وجود ناتوان خود را به منبع نور و قدرت الهي متصل كرده بوديم. بنده، شهيد ناهيدي و شهيد شفيع‌زاده، بسم‌الله گفتيم و در مدت يك ماه از عمليات بيت‌المقدس تا عمليات رمضان بخش عمده‌ي آتش‌بارهاي توپخانه‌ي سپاه سازماندهي شد. شروع كار بسيار سخت بود. دلهره و اضطراب از انجام كار با توپهايي كه هيچ آشنايي با سيستم آن نداشتيم، پشتوانه‌اي در ايران نداشت و حتي امكان تعمير آن در ايران پيش‌بيني نشده بود. اين كار ممكن نبود مگر با خواست خدا و اراده‌ي مردان خدا كه در رأسشان شفيع‌زاده عمل مي‌كرد. ما مدتي به صورت شبانه‌روزي، جزء به جزء در مورد مسايل و زواياي جنگ، شكل‌دهي، سازماندهي و به كارگيري توپخانه همزمان با آموزش و ايجاد مراكز آموزشي در سطح دوره‌هاي مقدماتي و عالي و ايجاد ساختار كلاسيك توپخانه در سپاه همكاري مي‌كرديم. به ياد دارم كه هنوز بيش از سه ماه از راه‌اندازي توپخانه‌ي سپاه نگذشته بود كه ما در قرارگاه مركزي كربلا مستقر شدیم و از برادران ارتشي درخواست كرديم كه براي بازديد از سازه‌هايي كه به عنوان آتشبارهاي توپخانه طرح‌ريزي شده بود، به منطقه بيايند.

روز موعود بنده، به همراه شفيع‌زاده و فرمانده ارشد ارتش در رسته‌ي توپخانه، راهي منطقه‌اي بين اهواز و خرمشهر شديم. (البته ما در اين كار از كمك‌هاي برادران ارتشي به بيشترين نحو برخوردار بوديم، علي‌الخصوص فرماندهی محترم نيروي زميني؛ تيمسار سرتيپ شهيد صياد شيرازي كه بدون كمترين دريغي در اين كار راه را بر ما هموار كرده بودند.) اما با اين وجود وقتي آتشبارهاي منطقه مورد بازديد عزيزان ارتشي قرار گرفت، آنها از اين همه پشتكار براي ايجاد يك ساختار كلاسيك رزم در منطقه‌ي نبرد توأم با سازماندهي و آموزش و به كارگيري جديدترين روش‌ها، در توپخانه در كوتاهترين زمان و با حداقل امكانات تعجب مي‌كردند.

 قرآن؛ زیباترین بهانه

 اعتراف مي‌كنم كه در تمام طول زندگي‌ام شخصي مانند او نديدم. مواردي پيش مي‌آمد و با مسايل و مشكلاتي برخورد مي‌كرديم كه واقعاً از حل آنها عاجز مي‌شديم. اما هميشه صلابت و اقتدار و صبر و استقامت شفیع‌زاده بود كه به ما نيروي مضاعف مي‌داد. مثل اين كه خون تازه‌اي در رگ‌ها تزريق شود، روح پر اميدي به جان‌ها دميده شود. بعد از اقامه‌ي نماز صبح، روز كاري ما آغاز مي‌شد، او با جديت كار را شروع مي‌كرد.

از سازماندهي آتش‌بارها و حضور و سركشي منظم و مداوم به آتش‌بارها گرفته تا حضور در قرارگاه عملياتي و هماهنگي با برادران ارتشي، ايجاد پشتيباني و حضور و سركشي به مراكز تعميراتي تا اين كه شب مي‌شد و ما خسته و كوفته برمي‌گشتيم به عقبه‌هايمان در قرارگاه تا استراحتي بكنيم و آن وقت بود كه شفيع‌زاده سر مي‌رسيد و شب از نو، كار از نو! از او خواهش مي‌كرديم تا اجازه بدهد لااقل نفسي تازه كنيم كه ديگر نا نداريم! اما او در مقابل درخواست ما مي‌گفت: «الآن وقت كار است، نبايد فرصتها را از دست داد» و ما به ناچار در مواردي به قرآن پناه مي‌برديم تا به بهانه‌ي تلاوت قرآن از دستش در برويم!

 جوهری به رنگ سرخ

نديدم خم به ابرو بياورد، جز در مواردي كه مي‌ديد در مصرف بيت‌المال اسراف شده، غذا كه مي‌خورد حتي خرده‌هاي نان داخل سفره را هم جمع مي‌كرد كه مبادا اسراف شود. نسبت به اموالي كه در اختيارش بود، اولاً به حد قناعت اكتفا مي‌كرد و ثانياً در حفظ و نگهداري آنها نهايت دقت را به كار مي‌بست. مثلاً يك كوله‌پشتي داشت كه لوازمي از بيت‌المال را كه در اختيارش بود داخل آن قرار مي‌داد و من ديده بودم كه از اين كوله‌پشتي در حد يك صندوق جواهر نگهداري مي‌كند. در صورتي كه دست‌شان کاملاً باز بود و مي‌توانست حتي بيشتر از ديگران، از بيت‌المال استفاده كند كه نه تنها اين كار را نمي‌كرد، بلكه ديگران را هم به صرفه‌جويي و اكتفا به حداقل‌ها دعوت مي‌نمود.

به گمانم جنگ نعمت بزرگي بود كه اين‌گونه توانست جوهره‌ي وجودي انسانها را به نمايش بگذارد و جواناني را به ثمر برساند كه از هر لحاظ مي‌توانند الگوي يك ملت باشند. الگويي كه يك سازمان رزم مجهز را با حداقل امكانات ايجاد كرد.

ما با سلاح‌هاي ساده وارد جنگ شده و با سلاح‌هاي پيشرفته از جنگ خارج شديم. و اينها به حقيقت ياران واقعي امام زمان(عج) بودند. سردار بزرگ، گمنامي بود كه خدمات شاياني را براي انقلاب انجام داد ولي هنوز هم آن چنان كه بايد و شايد شناخته شده نيست و آن گونه كه بايد او را شناخت، نشناخته‌ايم!

زلال مهربانی

معمولاً سنگر ايشان نزديك سنگر فرماندهي بود، و هرگز يادم نمي‌آيد كه روزي براي نماز صبح بيدار شده باشم و ايشان را بيدار و در حال نماز شب نديده باشم. فردي بود متعبد، با چهره‌اي بشاش كه نور خدا از چهره‌اش هويدا بود و اخلاص، اعتقاد و عبادت جزو جدايي‌ناپذير فطرت او. و به مصداق «المؤمن كيس فطن»، بسيار باهوش و با استعداد و مبتكر. با وجود كمبود امكانات و تسهيلات در جلساتي كه براي برآورد مهمات تشكيل مي‌شد، سعي بر آن داشت تا سهميهي بيشتري را براي توپخانه جذب كند تا بتوانند با پشتيباني آتش مناسب، پشت‌گرمي خوبي براي رزمندگان باشند و تلفات بيشتري به نيروهاي دشمن وارد كنند. مثلاً سهميه‌ي هر قبضه‌ي توپخانه كه حدود 100 گلوله بود، روزي 200 گلوله مي‌گرفتند. از مسايل جنگ كه بگذريم معنويت و ارادتشان به ائمه(علیهم‌السلام) مثال‌زدني بود. خودم بارها ديده بودم كه در جلسات مداحي از صميم دل و در حال و هوايي ديگر، به شدت گريه مي‌كنند. به گونه‌اي كه تكان شانه‌هايش حكايت سوز هجراني بود كه از فراز شانه‌ها بالا مي‌زد. قلب رئوف و مهربانش باعث شده بود كه همه‌ي رزمندگان و فرماندهان، علاقه و ارادت مخصوصي نسبت به او داشته باشند.

حسن، نماد كامل وفاداري و سنبل استقامت بود طوري كه حتي در سخت‌ترين شرايط، روحيه‌ي خود را نمي‌باخت و همواره پشتيبان و حامي نيروهايش بود. چشمانش با خواب و وجودش با استراحت بيگانه بود. با وجود مقام فرماندهي توپخانه نديدم كه يك بار سوار ماشين استيشن شود. در اواخر جنگ، يك وانت دو كابين در اختيارش بود. تنها استراحت او زماني بود كه در كابين عقب ماشين بخوابد و يا در حد فاصل راهها كمي استراحت كند. او از جمله سرداران بزرگ اسلام و آذربايجان بود كه با راه‌اندازي توپخانه‌ي سپاه، خدمت بزرگي به اسلام كرد.

اين توپخانه در پيروزي‌هايي بعد از عمليات خيبر، به خصوص پيروزي‌هاي فاو، عامل اصلي و تعيين كننده به حساب مي‌آمد. وجود اين مرد باعث افتخار همه‌ي ايرانيان است و انصافاً بايد به مردم آذربايجان تبريك گفت كه چنين يلاني را در دامن خود پرورانده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۰۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
0
1
وبي نظير است حكايت شهيدان
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین