مقام معظم رهبري:روح توحيد درسراسرشاهنامه
خراسان نوشت:

سوم ديماه بنا به روايتي که در «گاه شمار» فردوسي آمده است، زادروز حکيم ابوالقاسم فردوسي است. فردوسي به عنوان يکي از بزرگترين مفاخر ايران اسلامي براي ايرانيان عزيز و گرانمايه است و شاهنامه او سند هويت ايران و يکي از شاهکارهاي ادبي ايران و جهان است. در اين ساليان و قرن ها فردوسي شناسان و شاهنامه پژوهان بسيار از او گفته اند و نوشته اند. اما در اين گستره زماني همواره نگاه هاي متفاوتي نسبت به فردوسي و شاهنامه وجود داشته است که دو نگاه افراطي در دو سويه اين ماجرا هميشه به فردوسي و عظمت شاهکار او شاهنامه آسيب زده است. يکي از اين دو نگاه، دريافت هاي باستاني و صرفا ملي گرايانه به فردوسي بود که به ويژه در رژيم گذشته دستاويزي براي تفکرات نامعقول و افراطي ناسيوناليستي بود که مصداق دقيق دفاع بد بود.در سوي ديگر اين ماجرا دشمني و گاه برخوردهاي نامهربانانه و حذفي نسبت به فردوسي بود. در آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي برخي به دليل ناآگاهي براي تخريب آرامگاه فردوسي دست به کار شدند که با نامه حضرت آيت ا... خامنه اي از انجام اين کار خودداري کردند. در طول اين سال ها که بارها نسبت به بي توجهي به توس و فردوسي هشدارهايي داده شده است يک جوسازي که عمدتا خارجي و توسط رسانه هاي بيگانه قوت مي گيرد، سعي مي کرد نظام را در برابر فردوسي به تصوير بکشد. اين در حالي است که مقام معظم رهبري در سال ۷۵ با سفري به توس به صراحت بر احياي توس تاکيد کردند که خود مي توانست بر سرعت احيا و بازسازي توس و مجموعه آرامگاه فردوسي بيفزايد که البته متاسفانه کوتاهي هاي جدي در طول اين سال ها از طرف مسئولان ديده شده است. اما گذشته از اين سفر، رهبري بارها در ديدار با شاعران و مجموعه هاي فرهنگي و ادبي به ادبيات ايران، شاعران بزرگ گذشته و به ويژه به فردوسي و شاهنامه او اشاره کرده اند. چاپ چند نمونه از بيانات ايشان دو نکته مهم را براي ما روشن مي کند؛ نخست اين که نظام به ويژه در بالاترين سطح و مقام توجه ويژه به اهميت و شأن فردوسي و شاهنامه دارد بنابراين تفکراتي که با فردوسي موافقتي ندارد نمي تواند اعتقادات خود را تحميل کرده تا به حساب نظام نوشته شود. درخصوص فردوسي، تجليل از او و توسعه آرامگاه اين شاعر و حکيم بزرگ ملاک و معيار صرفا نگاه رسمي نظام جمهوري اسلامي است که توجه مقام رهبري نشان روشن اين سياست فرهنگي است. دومين نکته اي که اين بيانات براي ما تعيين تکليف مي کند اين است که مسئولان فرهنگي و دولت بايد بيش از پيش براي بزرگداشت و تجليل از فردوسي در کشور و به ويژه در شهر و ديار او تلاش و کوشش کنند.قطعا مشهد که افتخار دارد بارگاه منور حضرت رضا(ع) را ميزباني مي کند و همواره از برکات وجود اين امام بزرگوار برخوردار بوده است، بايد مزين به نشانه هايي از ادبيات و فرهنگ اين سرزمين و به ويژه حکيم فردوسي باشد و مسئولان استان و مشهد هر ساله بايد براي بزرگداشت و تجليل از فردوسي بودجه هايي مشخص تعيين کنند و در شهر نمادهايي از ادبيات شاهنامه اي ساخته شود و توس و آرامگاه فردوسي با سرعت و دقت و جديت بيشتر بازسازي، بهسازي و زيباسازي شود تا هم چنان که در بيانات مقام معظم رهبري مي خوانيد کم کاري نسبت به فردوسي گريبان ما را نگيرد.گروه ادب و هنر
* تعارف که نکرديم به فردوسى، حکيم گفتيم
خوشبختانه ادبيات سلف ما همهاش در جهت ارزش هاى الهى و اسلامى است؛ از جمله همين شاهنامه که شما به آن اشاره کرديد. اول انقلاب عدهاى از مردم بااخلاص بىاطلاع رفته بودند قبر فردوسى را در توس خراب کنند! وقتى من مطلع شدم، چيزى نوشتم و فورا به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالاى قبر فردوسى نصب کردند؛ نمىدانم الان هم هست يا نه. بچههاى حادى که به آنجا مىرفتند، چشمشان که به شهادت بنده مىافتد، لطف مىکردند و مىپذيرفتند و ديگر کارى به کار فردوسى نداشتند! حقيقت قضيه اين است که فردوسى يک حکيم است؛ تعارف که نکرديم به فردوسى، حکيم گفتيم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکيم مىگويند. حکمت فردوسى چيست؟ حکمت الهى اسلامى...
شما خيال نکنيد که در حکمت فردوسى، يک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفنديار تعريف مىکند، روى ديندارى او تکيه مىکند. مىدانيد که اسفنديار يک فرد متعصب مذهبى مبلغ دين بوده که سعى کرده پاکدينى را در همه جاى ايران گسترش بدهد. تيپ اسفنديار، تيپ حزباللهىهاى امروز خودمان است؛ آدم خيلى شجاع و نترس و دينى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعايت مىکرده، خطر بکند و از هفتخان بگذرد و حتى با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مىکنيد، مىبينيد که فردوسى روى اين جنبه ديندارى و طهارت اخلاقى اسفنديار تکيه مىکند. با اينکه فردوسى اصلا بنا ندارد از هيچ يک از آن پادشاهان بدگويى کند، اما شما ببينيد گشتاسب در شاهنامه چه چهرهاى دارد، اسفنديار چه چهرهاى دارد؛ اينها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معيارهاى اسلامى، به فضيلت ها توجه دارد؛ در حالى که بر طبق معيارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بين گشتاسب و اسفنديار، حق با شاه است. «به نيروى يزدان و فرمان شاه» يعنى چه؟ يعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ يعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنيد، مىبينيد که در نزاع بين اسفنديار و گشتاسب، حق با اسفنديار است؛ يعنى اسفنديار يک حکيم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مىکند - «به نام خداوند جان و خرد / کزين برتر انديشه بر نگذرد» - تا آخر هم همينطور است؛ فردوسى را با اين چشم نگاه کنيد. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعا پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه کنيد...البته بعضيها زردشتىمسلکند، بعضي ها هم زردشتىمسلک نيستند. آنهايى که زردشتىمسلکند، خوششان مىآمد که به زردشتيگرى تظاهر کنند و چيزى درباره فردوسى بگويند؛ اما حقيقت قضيه که اين نيست. اين شاهنامه فردوسى در مقابلمان است. شما خيال مىکنيد که اگر در شاهنامه فردوسى چيزى برخلاف مفاهيم اسلامى وجود داشت، اينقدر در جوامع اسلامى جا مىافتاد؟ شما مىدانيد که در اين نسل هاى گذشته، مردم ما چهقدر دينى بودهاند. در کدام خانه و کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود يا خوانده نمىشد؟ همه جا مىخواندند و منافاتى هم با مفاهيم اسلامى نمىديدند.
* تمدن اسلامي بزرگاني مثل فردوسي به وجود آورد
آنچه مسلم است در ملت هاي ديگر تمدن شناخته شده اي که توانسته باشد در روند زندگي بشر تا امروز تأثير اساسي گذاشته باشد، وجود ندارد و آنچه که هست مربوط به سه، چهار کشور آسيايي است و کشور ايران از لحاظ قدمت، ريشه دار بودن و اصالت تمدن از جمله آن کشورهاست ملت ايران، يک ملت ريشه دار و اصيل است و در تحول و تطور جهان به سمت علمي و صنعتي شدن، داراي نقش اساسي و مهمي است...بدون ترديد، اسلام تمدني را آفريد که بيش از چهار قرن، بخش اعظم دنياي زمان خود را پوشش داد و تمدن امروز، ثمره دانشي است که تمدن اسلام آن را به ملت ها و نسل هاي بعد آموخت. قرون وسطي، به مفهوم دوران سياهي و تاريکي متعلق به اروپاست و در تاريکترين دوران قرون وسطاي اروپا، بزرگترين دانشمندان، نويسندگان، شعرا و فيلسوفان جهان در ايران و از ميان ملت مسلمان ما، تمدني بزرگ را به وجود آوردند، که ابو علي سينا، فارابي، بيهقي، فردوسي، حافظ و خواجه نصيرالدين توسي در زمره آن ها هستند.
* بايد از فردوسى تجليل شود
بله؛ من موافقم که از «فردوسى» تجليل شود، شاهنامه تحليل شود و حکمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند که اين حکمت، اسلامى است يا غيراسلامى. اين بزرگداشتى هم که برگزار شد، اصلا به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر رياست جمهورىام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم که دنبال نماييد و فردوسى را بزرگ کنيد. فردوسى بايد هم بزرگ شود. فردوسى در قله است. اميدواريم کمکارى - که دوستان اشاره کردند - گريبان ما را نگيرد تا حکمت فردوسى را بيان کنيم. ما هستيم که اسم او را «حکيم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتيم؛ دشمنان دين که اين اسم را نگذاشتهاند. خوب؛ اين حکيم چه کسى است و حکمت او چيست؟ آيا حکمت زردشتى است، حکمت بىدينى است، حکمت پادشاهى است يا حکمت اسلامى؟ اين را مىشود در آورد. اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد ديد که يک جريان گاهى باريک و پنهان و گاهى وسيع، از روح توحيد، توکل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. اين را مىشود استخراج کرد، ديد و فهميد. مخصوصا بعضى از شخصيت هاى شاهنامه خيلى برجسته هستند که اينها را بايد شناخت و استخراج کرد. من يک وقت گفتم که «اسفنديار» مثل اين بچه حزباللهي هاى امروز خود ماست! در فرهنگ شاهنامه يک حزباللهى غيور دينخواه مبارز وجود دارد. بله؛ اين کارها را شما بکنيد تا ديگران نکنند. شما که نکرديد، ديگران مىکنند.
* شعر فردوسي اخلاقي است
يکى از نيازهاى امروز ما، شعر اخلاقى است. شما به تاريخ ادبيات ما نگاه کنيد. سعدى از جهت شعر اخلاقى و شعر نصيحت و پند در قله است. فردوسى همين جور است، نظامى همين جور است ، سنايى همين جور است، ناصرخسرو همين جور است؛ خيلى از شعراى بزرگ ما همين جورند. بعد جامى همين جور است. و در اين اواخر، در دوره سبک هندى، واعظ قزوينى همين جور است. واعظ قزوينى يک واعظ بوده؛ منبر مي رفته و وعظ مي کرده و شعرش از لحاظ هنرى در قله شعر است؛ در سبک هندى و بسيار خوب، پرمضمون و قوى. و خود صائب. شما تو اين چندين ده هزار شعر صائب که نگاه کنيد، اگر فقط غزليات نصيحتآميز و اخلاقى او را جمع کنيد، يک ديوان قطورى خواهد شد.
* شاهنامه فردوسى پر از حکمت است
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



بولتن تو هم مثل روزنامه های دوم خردادی شدی.