ما که رفتیم شما هم فلنگ را ببندید!
به گزارش وبلاگستان بولتن نیوز نویسنده وبلاگ الله اکبر در آخرین مطلب وبلاگ خود نوشت: با
تنگ شدن عرصه بر گروهک تروریستی منافقین و سررسید ضرب الاجل دولت عراق، آمریکا از
این گروهک خواست پادگان نظامی اشرف را تخلیه کنند.
این
پادگان نظامی که در 90کیلومتری شمال بغداد واقع است، از سال 1365 توسط صدام به
گروهک تروریستی منافقین واگذار شده بود.
پس
از روی کار آمدن دولت اسلامگرا و منتخب مردم در عراق، سازمان منافقین در تنگنای بی
سابقه ای قرار گرفت ضمن اینکه اعضای آن به اعتبار جنایات و نسل کشی های گذشته در
میان کردها و شیعیان مورد نفرت کامل هستند. دولت مالکی از چند ماه پیش به منافقین
اولتیماتوم داده که تا پایان دسامبر (10روز دیگر) این پادگان و خاک عراق را تخلیه کنند.
با
اتمام مهلت یاد شده و تاکید چندباره دولت عراق، دولت آمریکا مجبور شد از منافقین
بخواهد که هشدار بغداد را جدی بگیرند. این در حالی است که پایان دسامبر 2011 با
تاریخ موافقت اجباری واشنگتن برای تخلیه کامل خاک عراق از نظامیان خود مقارن شده
است. به عبارت دیگر آمریکایی ها در حالی که از فشارها بر دولت عراق جهت تمدید زمان
حضور نظامیان خود نتیجه ای نگرفتند به طریق اولی ناتوان بودند از اینکه بتوانند
عذری برای ماندن سازمان منافقین پیدا کنند حال آن که این سازمان در فهرست سازمان
های تروریستی آمریکا قرار دارد.
با
این اوصاف آمریکا از منافقین خواسته، تهدید دولت عراق را جدی گرفته و حداقل تا پیش
از سررسید اولتیماتوم داده شده پادگان اشرف را تخلیه کنند و فعلا به محلی در
نزدیکی بغداد که برای خروج آنها از عراق تعبیه شده بروند.
مقامات
آمریکایی می گویند اعضای سازمان باید محل کنونی را ترک کنند و به محل جدید و موقتی
در نزدیکی فرودگاه بغداد نقل مکان کنند تا در آنجا کار انتقال آنها به کشوری ثالث
انجام پذیرد. اعضای این سازمان که حاضر به بازگشت به ایران و یا انتقال به کشور
ثالث نباشند، می توانند درخواست پناهندگی کنند. به گزارش رسانه های غربی «مقام های آمریکایی
گفته اند سازمان مجاهدین [منافقین] قبلا در برابر طرح جابجایی خود
مقاومت می کردند اما طرف آمریکایی به آنها هشدار داده که واقع بین باشند و در
برابر بستن پادگان، مقاومت و مخالفت نکنند.
مقامات
دولت عراق از جمله نخست وزیر این کشور طی هفته های اخیر بارها تصریح کرده اند که
اعضای سازمان یاد شده هم از نگاه ایرانی ها و هم از نظر مردم عراق جنایتکار هستند
و بنابراین بغداد به هیچ وجه اجازه ادامه حضور آنها را در خاک عراق نخواهد داد.
در
همین حال خبرها حاکی از آن است که مقامات مصری از برنامه تبلیغاتی سازمان تروریستی
منافقین برای برگزاری مصاحبه ای مطبوعاتی در قاهره جلوگیری کرده اند و این برنامه
لغو شده است. افراد یاد شده ظاهرا از عراق و چند کشور اروپایی به قاهره گسیل شده
بودند اما حتی شورای نظامی دست نشانده آمریکا نیز حاضر نشد ریسک واگذاری اجازه
مصاحبه را به تروریست های سرگردان بدهد. سرنوشت سازمان منافقین از این نظر بی شباهت به
سرگردانی محمدرضا پهلوی در ماه های آخر حیات ننگین وی نیست.
فوربز:9 سال در عراق جان کندیم تا دشمنان
آینده خود را سازمان بدهیم؟!
یک مجله آمریکایی اعلام کرد اشتباه حمله به عراق اشتباهی
به مراتب بزرگ تر از اشتباه جنگ ویتنام بوده است.
مجله
فوربز با تاکید بر اینکه ادعاهای دولت آمریکا برای آغاز این جنگ (مقابله با سلاح
کشتارجمعی، مبارزه با القاعده و میل به گسترش دموکراسی) خنده دار است، نوشت: این
جنگ بزرگترین اشتباه در تاریخ ارتش آمریکا بود و حتی بدتر از جنگ ویتنام بود به
نحوی که حمایت های داخلی و خارجی از این جنگ به شدت کاهش یافت و شکستی استراتژیک
را رقم زد. اکنون که نیروهای ما از عراق خارج می شوند نتیجه 9 سال جنگ معلوم نیست
و ما اقدام بی اجر و مزدی را انجام داده ایم.
این
نشریه با مرور درس های حمله به عراق نوشت: دلیل اصلی حمله به عراق مبنی بر ادعای
وجود تسلیحات کشتار جمعی و حضور عوامل القاعده اصلا واقعیت نداشت. زمانی
که مشخص شد دلایل اولیه برای حمله به عراق گمراه کننده و نادرست بوده اند دولت بوش
این بهانه را مطرح کرد که حمله به عراق با هدف سرنگونی دیکتاتور این کشور و ایجاد
اولین دموکراسی واقعی در جهان عرب انجام شده است. البته این هدف مطرح شده از سوی
بوش خنده دار بود. آنچه برخی از سیاستگذاران در مورد ایجاد دموکراسی متزلزل در
عراق از آن یاد می کنند این است که خروج نیروها و ترک عراق شرایط خوبی را برای
مقامات ایران در گسترش نفوذش در عراق فراهم می کند.
نویسنده
عصبانی «فوربز» به خاطر شکست بی سابقه آمریکا در عراق مدعی شد «مردم عراق از لحاظ
طبیعی، افراد ناآرامی هستند و دنبال صلح نیستند(!) موفقیت شبه نظامیان در این کشور
به سوق دادن ماشین گسترده نظامی آمریکا به مرز شکست چند سال پس از آغاز این
مناقشه، بدون شک اقدامات دشمنان آینده آمریکا را شکل خواهد داد. واقعیت این است که
پنتاگون صدها میلیارد دلار برای مقابله با این روند هزینه کرد و فراتر از آن،
آمریکا برای ادامه اقداماتش در عراق یک تریلیون دلار قرض کرد و اکنون مجبور است
این پول را با بهره -پس بدهد. این در حالی است که آمریکا باید هزینه های
نیروهای مجروح و کهنه سربازان را بدهد هر چند که همچنان با مشکلات اقتصادی دست و
پنجه نرم می کند. ممکن است رئیس جمهوری آمریکا با خروج نیروهای آمریکایی از عراق
تلاش کرده تا بهترین وجهه را از به اصطلاح تکمیل ماموریت نیروهای آمریکایی ارائه
کند اما اوباما و همه ما می دانیم که جنگ عراق یک اشتباه تاریخی بود.
آمریکا بعد از این همه خسارت هنگفت فقط می
توانست از عراق در برود
«جنگ عراق، جایگاه جهانی
آمریکا را به سقوط کشاند. اوباما با علم به این مطلب بود که تلاش کرد این جنگ را
به پایان ببرد.»
روزنامه
نیویورک تایمز درباره درس هایی که آمریکا از جنگ ناکام عراق آموخت، نوشت: جنگ
عراق بر همه شئون آمریکا سنگینی می کرد. این جنگ همه اولویت ها و گزینه های محدود
آمریکا را تحت الشعاع خود قرار داد. واقعیت این است که جنگ، زمان و فرصت و منابع
آمریکا را از سایر حوزه ها در جهان بلعید. جنگ عراق به اوباما آموخت که در قبال
سوریه اقدام مشابهی را انجام ندهد و بنابراین او حتی از اعلام منطقه پرواز ممنوع
بر فراز سوریه امتناع کرد.
این
روزنامه از قول ولی نصر مشاور ارشد دولت اوباما نوشت: بزرگترین عبرت جنگ عراق این
است که ماشین نظامی آمریکا عاجز از شکل دهی و ساماندهی پیامدهای جنگ است.
نیویورک
تایمز می افزاید: از دیگر عوامل پایان بخشیدن به جنگ، ملاحظات اقتصادی بود؛ هزینه
بالای 800 میلیارد دلاری جنگ عراق و حدود 450 میلیارد دلاری جنگ افغانستان همه
عواملی بودند که نشان می دادند آمریکا دیگر توان ورود به یک آوردگاه نظامی بزرگ را
ندارد. اینک هشت سال بعد از سرنگونی رژیم صدام هیچ شاهد و قرینه ای نشان نمی دهد
که آمریکا عراق را برای ایجاد تغییرات سیاسی مورد نظر خود متحول ساخته است.
بی
بی سی انگلیس نیز که دولت متبوع در زمان صدارت تونی بلر تنها متحد سرسخت و هماهنگ
بوش برای حمله به عراق بود، در گزارشی تاکید کرد: نظرسنجی ها نشان می داد جنگ عراق
به یکی از نقاط نارضایتی افکار عمومی آمریکا تبدیل شده بود. سوء محاسبه های دولت
بوش باعث شد تا هزینه های این جنگ، برای آمریکایی ها و مردم عراق، سرسام آور باشد.
برنامه ریزان جنگ در واشنگتن بر این باور بودند که عراقی ها همانند قیام 1991 علیه
صدام، سر به شورش علیه رژیم صدام برخواهند داشت. اما در عمل در آن زمان بخاطر کنار
کشیدن آمریکایی ها و عدم حمایت از قیام، به هنگام حمله به عراق پس از حوادث
سپتامبر 2001، مردم عراق به سیاست آمریکا با چنان تردیدی می نگریستند که به گفته
حسن دانایی فر، سفیر جمهوری اسلامی در بغداد، عراقی ها برای سربازان آمریکایی «فرش
قرمز پهن نکردند» ساقط کردن رژیم صدام حسین عملا طولی نکشید ولی نحوه مدیریت عراق
پس از صدام و منحل کردن ارتش و سیستم های امنیتی دوران صدام، عراق را در وضعیتی
قرار داد که محل رشد و نمو گروههای پیکارجو شد.
شبکه
بی بی سی اضافه می کند: «دستاوردهای جنگ عراق برای آمریکا از جهات مختلفی همچنان
زیر سؤال است. آنهایی که با نگاه به ایران به مساله نگاه می کنند، بویژه کشورهای
حوزه خلیج فارس، معتقدند که جنگ آمریکا در عراق باعث شد تا موازنه استراتژیک منطقه
ای تاحدود زیادی به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر کند. اما دستاورد این جنگ برای
خود آمریکایی ها مثبت به نظر نمی رسد. هزینه این کار چه بود؟ وجهه آمریکا در جهان
به دلیل نحوه ورود به این جنگ لطمه زیادی را متحمل شد. حدود 5 هزار سرباز آمریکایی
در این نبرد و ادامه آن کشته شدند. بیش از 30 هزار سرباز آمریکایی مجروح شدند و
حدود 2 میلیون آمریکایی در این جنگ تقریبا 10ساله مشارکت کردند. هزینه مادی این
جنگ برای خزانه داری آمریکا حداقل یک هزار میلیارد دلار بود.»
این
گزارش تاکید می کند: عراق از نظر موازنه منطقه ای در حیطه نفوذ ایالات متحده قرار
ندارد. واشنگتن بارها این مساله را تجربه کرد که دولت عراق از موافقت با خواست های
آمریکا خودداری کرد. به عنوان مثال می توان به خودداری بغداد از اعطای مصونیت
قضایی به سربازان آمریکایی اشاره کرد. در حوزه سیاسی، نزدیکی حاکمیت شیعه عراق با
همسایه شیعه اش، ایران، عملا وضعیتی بوجود آورد که واشنگتن نتوانسته تا خواست های
خود از عراق را براحتی برآورده سازد. به عنوان یک مثال اخیر، واکنش عراق نسبت به
وقایع سوریه قابل تامل است. در حالی که واشنگتن بشدت در تلاش است تا فشارها بر
حکومت بشار اسد را افزایش دهد و به صراحت خواهان کنار رفتن بشار اسد از قدرت شده،
نوری مالکی نخست وزیر عراق در مخالفت با این امر به آمریکا هشدار داده است.
گزارشگر
بی بی سی تصریح می کند: اظهارنظرهای مقامات واشنگتن گویای آن است که آنان نگران
افزایش حضور و نفوذ ایران در عراق هستند در حالی که این کشور از نیروهای ارتش
آمریکا خالی شده است.
سابقه خیانت بدتر از تحریم انتخابات در
اردوگاه اصلاح طلبان
گسترش
اعتراضات به گروه موسوم به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات باعث شد تا این طیف از موضع
«تحریم انتخابات» جا بزند.
این
گروه که از سوی کسانی چون خاتمی مدیریت می شود به اعتبار اشباع شدن فضای مانورهای
توأم با دودوزه بازی در گذشته، مجبور است میان دو گزینه حضور در انتخابات یا تحریم
آن، یکی را انتخاب کند و این در حالی است که طیف مذکور دقیقا می دانند در صورت
اعلام علنی تحریم انتخابات، حکم مرگ سیاسی خود را امضا کرده اند.در مقابل اگر هم
بگویند در انتخابات شرکت می کنند بلافاصله از سوی مردم و نیروهای طرفدار نظام- و
در مقابل، محافل ضدانقلاب- آماج این اعتراض قرار خواهند گرفت که چرا در انتخابات
ریاست جمهوری مدعی شدید تقلب سازمان یافته و گسترده صورت گرفته و حالا با چه منطقی
دم از انتخابات می زنید؟
به
اعتبار این وضعیت خود ساخته است که طیف نفاق در جبهه اصلاحات تصور می کنند نه راه
پیش و نه راه پس دارند. البته بخشی از طیف اخیر نهایتا مجبورند امتیازدهی به
بیگانگان و گروهک های نشاندار ضدانقلاب را ادامه دهند اما دست کم، اعلام تحریم
انتخابات را به مصلحت خود نمی دانند.
روز
گذشته غریبانی رئیس دوره شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در مصاحبه با سایت کارگزارانی
«قانون» اظهار داشت: هیچ اصلاح طلبی بحث تحریم انتخابات را مطرح نخواهد کرد.
در
حالی که بنابر ادعاهای قبلی، جبهه اصلاحات شامل 20 گروه بوده و به تازگی هم اعلام
شده که این «جبهه» فهرست انتخاباتی ارائه نخواهد کرد، غریبانی ژست مظلومیت گرفته و
گفت: آقایانی که اتهامات ظالمانه ای در رسانه های وابسته به خود و به صورت غیرعرف
مطبوعاتی و برخلاف اخلاق روزنامه نگاری مطرح و ما را متهم به تحریم انتخاباتی می
کنند، خود به دنبال آلوده کردن فضای انتخاباتی در آستانه انتخابات مجلس هستند تا
بیشتر به منافع و هدف خود برسند.
وی
افزود: در کجا و چه زمانی اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات سخن از تحریم انتخابات
زده اند؟ چرا آقایان اظهارات ناصواب می کنند. در هیچ یک از جلسات شورای هماهنگی
کوچکترین اشاره، حتی لفظی هم نشده چه برسد به اینکه بخواهیم اقدام به تحریم
انتخابات کنیم.
وی
افزود: تحریم انتخابات برخلاف نظر امام خمینی(ره) و هر انقلابی واقعی است. قبل
از اینکه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بیانیه انتخاباتی خود را منتشر کند خبرنگاری
از «فارس» با بنده تماس گرفت و پرسید که آیا اصلاح طلبان به دنبال تحریم انتخابات
هستند که در پاسخ وی گفتم «هیچ اصلاح طلبی از واژه تحریم برای انتخابات استفاده
نکرده است و اصلا ما این کلمه را زشت می دانیم.»
این
اظهارات در حالی است که برخی از همکاران و همراهان اصلی مجموعه مذکور هم اکنون در
خارج کشور علنا بر طبل تحریم انتخابات می کوبند که گردانندگان سایت های کلمه و جرس
و برخی رسانه های مشابه از آن جمله اند. به عبارت دیگر تقسیم کار روشنی میان حضرات
صورت گرفته، تا هم قطاران خارج نشین آنها، مواضع منافقانه و ابهام آمیز طیف داخلی
را مورد تفسیر و تصریح قرار دهند و البته - به زعم خودشان- هزینه رفتارهای ضد
انقلابی و اپوزیسیون متوجه بانیان آن در داخل نشود! طبیعی است که اگر جریان داخلی
منکر این ادعاست، می بایستی طی هفته های اخیر مواضع شورای هماهنگی راه سبز و برخی
عناصر فراری معرکه گردان آن در عرصه تحریم انتخابات را مورد اعتراض قرار می داد و مرزبندی
می کرد.
در
جریان انتخابات مجلس هفتم (زمستان 82) نیز اصلاح طلبان حاکم بر دولت و مجلس وقت،
قصد بایکوت انتخابات و ممانعت از برگزاری آن را داشتند اما با برخورد مقتدرانه و
حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب، تیر نفاق جدید به سنگ خورد. بنابراین، این گزاره آقای غریبانی که «تحریم
انتخابات برخلاف نظر امام خمینی(ره) و هر انقلابی واقعی، و حرف زشتی است» هر چند
که گزاره دقیق و درستی است اما نقیض آن در میان طیف منافقین در جبهه اصلاحات دیده
شد و تندروهای یاد شده مرتکب این خیانت زشت و ضدانقلابی شده اند.
با
وجود این، تذبذب و دروغ های پی در پی طیف نفاق در میان اصلاح طلبان باعث شده که
این جریان نتواند اعتماد برخی گروه های اپوزیسیون خارج نشین را نیز به خود جلب کند
چنان که طی روزهای اخیر از خاتمی و برخی افراد همسو با وی، هم این جمله شنیده می
شود که «دلبستگان به انقلاب، انتخابات را هرگز تحریم نمی کنند» و هم عبارت ناقض آن
که «جبهه اصلاحات در انتخابات شرکت نمی کند و فهرست نمی دهد.» شاید به دلیل همین
تذبذب ها هم بود که پایگاه اینترنتی خودنویس نوشت: شنیدن همین جمله از خاتمی که
«کسانی که به اصل انقلاب دل بسته اند هیچگاه انتخابات را تحریم نمی کنند.» با توجه
به روحیات و سوابق موضع گیری های سیاسی وی چندان موجب حیرت و بهت زد گی نمی گردد،
اما با توجه به اخبار متناقضی که از جبهه اصلاح طلبان در رابطه با شرکت و یا عدم
شرکت در انتخابات مجلس نهم به گوش می رسد حساسیت به این گونه اظهارات بیش از هر زمان
دیگر نمود می یابد. با نزدیک شدن زمان ثبت نام نامزدها و تاکید شورای هماهنگی راه
سبز بر عدم شرکت در انتخابات و غیرقانونی خواندن آن، قاعدتاً می بایست چهره های
مطرح اصلاح طلب بر پیش شرط هایشان تاکید مجدد نمایند و یا سکوت اختیار کرده و
بیهوده بر طبل انتخابات نکوبند، اما ناگهان می بینیم که به اصطلاح پدر معنوی
اصلاحات جناب موسوی خوئینی ها می گوید «اعلام کرده ایم با ورود هر اصلاح طلبی که
به صورت انفرادی بخواهد شرکت کند و شانسی هم برای برنده شدن داشته باشد، مخالفت
نمی کنیم. ما تحریم را به کسی توصیه نمی کنیم و هیچ کس انتخابات را تحریم نمی کند.»
این
سایت اپوزیسیون همچنین با اشاره به اظهارات کسانی چون علیخانی و ... که بر حضور در
انتخابات تصریح کرده اند، نوشت: آیا می توان از مجموع این اظهارات به این نتیجه
رسید که اصلاح طلبان قصد دارند با اتخاذ تاکتیک جدید- که از ضرب المثل قدیمی
«شترسواری دولا دولا» الگوبرداری شده و بتوانند با یک تیر چند هدف را نشانه روند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


