کد خبر: ۶۷۶۲۷۸
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۲
تغییر سریع و صریح جایگاهی است که بدان اشتغال فکری – عملی دارد
گذار از متدولوژی( روش شناسی) به اپیستمولوژی(معرفت شناسی)، موضوعی است که باید مبنا و معنا را در نظر بگیرد. در واقع در تحلیل رویدادهای تاریخی و یا شخصیت های شناخته شده در تاریخ باید مبدأ آغاز تا مقصد پایان را در نظر داشت تا جهت گیری موجود خواه مثبت و خواه منفی از پایه و اساسِ علمی برخوردار باشد.

گروه سیاسی: گذار از متدولوژی( روش شناسی) به اپیستمولوژی(معرفت شناسی)، موضوعی است که باید مبنا و معنا را در نظر بگیرد. در واقع در تحلیل رویدادهای تاریخی و یا شخصیت های شناخته شده در تاریخ باید مبدأ آغاز تا مقصد پایان را در نظر داشت تا جهت گیری موجود خواه مثبت و خواه منفی از پایه و اساسِ علمی برخوردار باشد.

خزیدن در تاریخ، ابزاری در مسیر دشمنی ها

به گزارش بولتن نیوز، به عبارت دیگر روایت پردازی از یک سوژه با تحلیل ابژه های تاریخی در مطلع تحلیل باید براساس کلیت رویداد اتفاق بیفتد نه برش های تاریخی یا تقطیع کردن های مورد نظر از تاریخ. از این رو در تحلیل تاریخ برای عبور از روایت تاریخ و گذر از رویکرد مورخ گرا، استناد به آنچه در تاریخ اتفاق افتاده است مبنای تحلیل و کنش به تشریح است. بنابراین رویکرد فراروایت گرایانه و تقدس گرا برای تحلیل وقایع موجب می شود تا از اصل و واقعیت موضوع فاصله گرفته شود و عرصه برای جانبداری از ارزش یا بینش مورد نظر شکل بگیرد.

«خلیل ملکی» به عنوان یک شخصیت سیاسی – تاریخی در تاریخ معاصر ما از جایگاهی متناقض برخوردار است؛ گاهی در صفوف توده ای ها و گاهی در قامت یک نیروی سوم(سوسیالیسم ملی‌گرا) در کنار ملی ها قرار دارد. اگرچه دوام و قوامِ پایداری و تعهد وی به هر کدام از این جریانات و گرایشات سیاسی با چشم اندازهایِ در زمانی و همزمانی وی مرتبط است و در مقاطعی از این تاریخ معاصر در درون جریان غالب قرار می گیرد، اما آنچه ملکی را از سایر روشفکران زمان خود جدا می کند، تغییر سریع و صریح جایگاهی است که بدان اشتغال فکری – عملی دارد. این شاخص فکری در ملکی موجب شده است تا وی را فاقد انسجام فکری و نظری دانسته و نتوان تعهدی از التزام به آنچه باور دارد را در او یافت.

با این حال خلیل ملکی در تاریخ با هر سابقه ای، نقش و جایگاهی مشخص و تعریف شده دارد اما بزرگنمایی آنچه ملکی بوده و انجام داده است فاقد هرگونه استناد و تأیید علمی است. به عبارت بهتر ترکیب محتوایی از شکل فعالیت های سیاسی ملکی برای تبیین مبانی روشنفکری در جهت تضاد با دیگر گرایشات غیر همسو در تاریخ مانند نیروهای مذهبی موضوعی است بر گرفته از نگاه سیاه و سفید. این رویکرد که ملکی را نمایه بازنمایی شده یک جریان بر علیه دیگر گرایشات با شاخص های مذهبی قلمداد کنند برگرفته از ذهن تک بعدی و معادلاتی است که بر شکل گیری دسپوتیسم فکری – عملی مبادرت دارد.

واقعیت این است که ملکی و بالیدن های بی مورد به آن به مثابه سپری رسانه ای برای محافظت از کسانی است که در تضاد معناداری از گرایشات سیاسی با حاکمیت قرار دارند. دوگانه سازی ها از روشنفکری – غیر روشفکری، سکولار – مذهبی و چپ یا راست – مذهبی همگی ماحصل تلاش هایی است که خود را در قرینه مقابل با حاکمیت سیاسی تعریف می کند. به همین سبب امروز ملکی مورد تمجید است فردا مخالفان ملکی و ...؛ مراد از مخالفان ملکی، مخالفان اندیشه ها و اعمال وی بجز مذهبی ها است. در واقع در نگاه این افراد ملکی و غیره حتی علیرغم داشتن اختلافات و تضاد دیدگاه ها باهم، همگی در یک جبهه بر علیه گرایشات مذهبی و نیروهای مذهبی قرار دارند که می توانند ضربات خود را گاه با هم و گاه بطور انفرادی بر اندیشه های مذهبی – اسلامی و نیروهای آن وارد سازند.

کوتاه سخن اینکه خزیدن به درون چارچوب عقیدتی تاریخ در راستای تحریف و تخریب برای تاثیرگذاری در زمان حال، موضوعی است که در قالب پروژه ای زمان بر و هدف دار برنامه ریزی و طراحی شده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین