«نظامسازي»، وظیفه بزرگ انقلابيون منطقه
بولتن نیوز: حجت الاسلام حسین ابراهیمی رئیس هیئت داوری فراکسیون اصول گرایان مجلس، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده مردم بیرجند در یادداشت حاضر به تحلیل موج بیداری اسلامی و بررسی ابعاد آن پرداخته است.
تحولاتي كه در اين يك سالهي اخير تحت عنوان «بيداري اسلامي» ميشناسيم هر روز ابعاد جديدي به خود ميگيرد. شتاب اين تحولات به قدري بالا گرفته كه حتي گاهي اوقات باعث تحليل نادرست برخي افراد و سياسيون شده است. اگر در روزهاي اولين اين انقلابها، دامنهي تظاهرات در پي اعتراض به آتش سوزي «محمد البوعزیزی»، جوان 26 سالهی تونسي كه به واسطهي استبداد حكومت بن علي در شهر «سیدی بوزید» دست به چنين كاري زد، محدود بود، در طول اين يك سال، دامنهي اين اعتراضات و انقلابات به مصر و يمن و ليبي و بحرين و عربستان و... هم رسيد و حاكمان مستبد اين كشورها هر شب از ترس آتش اين انقلابها، كابوس مي بينند.

حالا ديگر آتش اين قيامها حتي محدود به خاورميانه و شمال آفريقا نيست و چنانچه رهبر انقلاب چند ماه قبل پيشبيني كردند دامن نظام ليبرال سرمايهداري غرب را در آمريكاي شمالي و اروپا هم گرفته است. حالا ديگر مردم ايالات متحده هم «بيدار» شدهاند و يك سره فرياد ميزنند نظام سرمايهداري ريشهي همهي بدبختيهاي ما است. آنها كه نام جنبش خود را جنبش 99 درصدي نهادهاند معتقدند چرا بايد يك جمعيت كوچك و محدود اما سرمايهدار كه تنها يك درصد مردم جامعه را تشكيل ميدهند بر آنان حكومت كنند و برايشان تصميم بگيرند؟
امروزه ديگر كاپيتاليسم هم ميرود كه مانند كمونيسم به موزههاي تاريخ بپيوندد. بيداري تودهها كابوس وحشتناكي بود كه همواره سياسيون و حاكمان غربي از آن واهمه داشتند و براي آنكه چنين امري به تحقق نپيوندد از هر گونه تخديري برای در خلسه نگاه داشتن انسان ها استفاده كردند.
حاكمان غربي به خوبي دريافتند كه ريشهي اين بيداري را بايد در جايي غير از خاك غرب دنبال كنند. اين بيداري نشأت گرفته از مدلي است كه غرب هميشه ميخواست آن را از چشم جهانيان پنهان كند. آنجا هم كه چارهاي جز نماياندن آن نداشت سعي ميكرد با وارونهسازي حقائق و دروغگوييهاي رسانهاي تصوير نادرست و غير واقعي از آن به نمايش گذارد. و آن الگو و مدل چيزي نبود جز «الگوي انقلاب اسلامي».
در طول مدت اين سي و اندي سال، همواره ترس غرب از الگو شدن انقلاب اسلامي بود. چنانچه مقام معظم رهبري نيز به اين موضوع اشاره كرده و فرمودند كه ترس غرب از الگو شدن انقلاب اسلامي برای ساير ملتها است. موضوعي كه اگر چه با همهي توان در صدد مقابله با آن برآمدند اما به يقين نتوانستند از آن جلوگيري كنند.
امروز ديگر انقلاب اسلامي، كانون بيداري اسلامي است. تحولات اخير همه چيز را به نفع انقلاب اسلامي فراهم كرده است. از يك سو كاپيتاليسم و نظام ليبرال سرمايهداري در انفعاليترين موضع در طول تاريخ حيات خود قرار گرفته، به طوري كه حتي قدرت پاسخگويي به مشكلات خود را هم ندارد و هر روز با بحرانهاي جديدی مواجه است. اگر تا يكي دو سال قبل اين تنها بحران مالي بود كه دامنگير غرب شده بود حالا ديگر بحرانهاي اجتماعي اعم از بحران مشروعيت، بحران ناكارآمدي و بحران توزيع و... هم بر آنها افزوده شده و مشكلات غرب را چندین برابر كرده است. و از ديگر سو مردم جهان به خصوص ملل مسلمان بيدار شده و ريشهي همه بدبختيها و عقبماندگيهاي خود را در سياستهاي استعماري و استبدادي غرب جستجو ميكنند.
با اين حال هنوز تا پيروزي مردم و تودهها و عليالخصوص كشورهاي منطقه كه در حال قيام عليه حاكمان مستبد خود هستند راه زيادي باقي مانده است. از همين روي انقلابيون منطقه با تهديدها و آسيبهايي عديدهاي مواجه هستند. شايد مهمترين و محوری ترین اين آسيبهاي مسألهي مهمي به نام «نظام سازي» باشد. دربارهي اين موضوع مهم رهبر انقلاب در اجلاس بيداري اسلامي چنين فرمودند:
«نظامسازى كار بزرگ و اصلى شما است. اين كارى پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاى لائيك يا ليبراليسم غربى، يا ناسيوناليسم افراطى، يا گرايشهاى چپ ماركسيستى، خود را بر شما تحميل كند. اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيرى براى آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائى را بايد امت واحدهى اسلامى و ايجاد تمدن اسلامى جديد بر پايهى دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد.»

انقلابيون منطقه بايد بدانند كه مدلهاي غربي ساخت نظام نميتواند جوابگوي مشكلات آنان باشد. حتي مدل «اسلام سكولار» نيز اگر چه ممكن است در كوتاه مدت دستاوردهايي داشته باشد اما به دليل اينكه عملا دين را در سايهي سياست به حاشيه ميراند نميتواند در بلند مدت دوام بياورد. بنابراين تنها راه چارهي ملتهاي منطقه نظامي است كه رهبر انقلاب از آن تعبير به «نظام مردمسالاري ديني» فرمودند:
«ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده، يكى از مهمترين خواستههايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ يعنى حاكمان با رأى مردم برگزيده ميشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شريعت اسلامى است. اين خود ميتواند در كشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شيوهها و شكلهاى گوناگون تحقق يابد، ولى با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسى ليبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائيك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هيچ نسبتى ندارد«.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


