کد خبر: ۶۷۱۴۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گفت‌و‌گو با منصور انوري برگزيده جايزه جلال

برنده گرانترین جایزه ادبی ایران + عکس

جايزه ادبي «جلال آل‌احمد» به عنوان گرانترين جايزه ادبي تاريخ كشوردردوره چهارم برپايي، جايزه 110 سكه اي خود را تقديم نويسنده‌اي كرد كه رمانش ويژگي خاصي دارد...

به گزارش بولتن نیوز؛ «جاده جنگ» روايت نيم قرن تاريخ كشور و داستاني دنباله‌دار به قلم «منصورانوري» است كه پيش ازاين نيزموفق به دريافت جوايز «كتاب فصل» و «قلم زرين» شده بود. اوكه اين روزهاجلدهشتم اين رمان بيست جلدي را در دست نگارش دارد از مسير نگارش اثرحكايت مي‌كند.

رمان «جاده جنگ» پس از برگزيده شدن در چند جايزه ادبي بويژه جلال آل احمد، مطمئناً مخاطبان داستاني را متقاعد به خواندن خود مي‌كند.اما نويسنده در اين «جاده» و «جنگ» و تلفيق اين دو به دنبال القاي چه معنايي بوده كه خواننده هم آن را درك كند؟
اتفاقاً سؤال جالبي است! چون عنوان كتاب كه «جاده جنگ» باشد يك نام استعاري است كه بر چند مفهوم دلالت و اشاره كرده است. كشور ما بر سر راه شرق و غرب قرار دارد و به خاطر اين موقعيت استراتژيك و سوق‌الجيشي از ديرباز در محل جنگ‌هاي بسياري قرار داشت كه با توجه به دنباله‌دار بودن جنگ‌ها، خود اين جاده عبور ناوگان متفقين را ميسر مي‌ساخت. از بنادر جنوب تا شاهرود و عشق‌آباد و سرانجام شوروي امكاني براي عبور از ايران داشتند.
شايد به همين دليل اين مجموعه رمان تا دوران جنگ تحميلي را نيز روايت خواهد كرد كه «جنگ» را هم اشاره‌اي كامل داشته باشد!
البته؛ همان طور كه در اين رمان نيم قرن تاريخ كشور را جا داده‌ام. زماني سرزمين ما متحمل جنگ جهاني دوم بود و جايي هم شايد نه در ظاهر بلكه بطور اعلام نشده در گيراگير جنگ هشت ساله تحميلي قرار گرفت و جنگ را متداوم در اين نيم قرن به خود ديد.
بنابراين بايد بطور كلي رمان را در قالب داستاني جنگ، ببينيم؟
نه! تماماً جنگ نيست.
چطور؟
چون منحصر به داستان جنگ نبوده و درواقع برهه‌اي تاريخي است كه در اين محدوده زماني، من مقطع 50 ساله ايران را با تمام خصوصيات، سنن، قوميت‌ها و تمام مسائلي كه كشور با آن درگير بوده را خلاصه‌وار ترسيم كرده‌ام


ولي در اين بازار كتاب شايد پرداختن به جنگ و اين نوع نگاه كمتر مخاطبي را راغب به مطالعه هر اثري كند!
شخصاً چنين اعتقادي ندارم حتي همين ادبيات دفاع مقدس بخصوص در حوزه داستاني، امروزه توانسته جاي خود را باز كند.
بنابراين اين مجموعه رمان را به گمان نويسنده‌اش بايد «تاريخ داستاني» دانست يا «داستان تاريخي»؟
قصدم اين بوده كه مخاطب آن را به عنوان قطعه‌اي از حيات كشور با تمام مسائل درگير آن بداند و با اين نيت به سراغ آن برود. خود را مقيد به تاريخ، سياست، آداب و نكته ديگري نكند.
قلم و نگاه شما هم با اين نيت بوده؟ منظورم همان هدف اصلي است!
مسلماً. به همين خاطر هم در نگارش كتاب چه قبل و چه الآن كه مشغول نوشتن جلدهاي ديگر آن هستم انگار رنجي را نكشيده‌ام. انگيزه و دغدغه به مذهب و اداي ديني به تاريخ كشور و انقلاب اسلامي بوده كه سعي در نوشتن آن دارم.
البته اين ايده تازه‌اي نيست و بارها گوشه‌اي از آن در قلم برخي نويسندگان ديده شده. ولي رويكرد شما به آن به چه زماني برمي‌گردد؟ جرقه اصلي نوشتن «جاده جنگ» از كجا نشأت مي‌گيرد؟
از سال‌هاي پيش و جالب اين‌كه شخصاً پس از پيروزي انقلاب دنبال چنين اثري مي‌گشتم كه تاريخ مدنظر را روايتي داستاني كند. به نظرم بهترين راه ثبت و ضبط قالب داستاني آن به شكل رمان است.
چرا؟
چون اگر به خوبي ساخت و پرداخت شود و جذابيت را به خود ببيند، مخاطب پيگير اطلاعات تاريخي را بهتر و بيشتر به سمت خود مي‌كشاند.
در عين حال كتاب تاريخي در قياس با كتاب داستاني، مخاطب كمتري دارد.
دقيقاً؛ چون تاريخ را كمتر كسي مي‌خواند ولي داستان اگر با فضاسازي و تكنيك درست همراه باشد چرا كه نه! هم شرح زماني است و هم رجوع قصه‌وار را مدنظر دارد و اين يعني جذب كردن دو گروه كتابخوان.
بنابراين «جاده جنگ» نبايد خود را مقيد به عنصر تاريخي كتاب كند. درست است؟
بله، ولي بدين معني نيست كه وقايع دستكاري شده باشد. گاهي بوده كه رويداد به سبب زماني جابه‌جا شده ولي اگر هم بوده بخاطر تقويت و حفظ جذابيت داستاني است. بويژه از جلد هفتم رمان كه مبحث قيام 15 خرداد به بعد است، ارجاع به مستندات بيشتر خواهد شد.
با اين شرايط سير «داستاني» در دل «تاريخ» مستلزم قلمي است كه هم پايبند به تاريخ باشد و هم جذابيت را وارد كار كند.چگونه با اين قضيه كنار آمديد؟
گاه موضوع خود جذابيتش را داراست و گاهي نه! داستان اين مجموعه رمان في نفسه جذابيت داشت. از طرفي برخي حوزه‌ها و روايت‌ها شايد در واقعيت وجود نداشته باشند اما با داستان‌پردازي به كار اضافه شده‌اند.
به نوعي نيز تفاوت رمان‌نويسي و تاريخ‌نويسي است!
بله در همين مجموعه رمان، برخي برهه‌هاي زماني و رويدادها از جذابيت كافي برخودار بود ولي در بعضي موارد آن را رتوش كرده‌ام. بنابراين سعي‌ام براين بوده زمان‌هاي سير شده را همگي با تلفيق جذابيت به تصوير بكشم. چنانكه اين رويكرد را در مورد پوشش، آداب و رسوم و لهجه‌هاي مورد استفاده در كتاب رعايت كرده‌ام.
نكته ديگري كه در مورد اين گونه آثار، لازم و به مراتب فقداني محسوب مي‌شود عنصر «تحقيق» است. چقدر تلاش شده كه اين مجموعه رمان خالي از اين معيار نماند؟
ايده كار از سال‌ها پيش در ذهنم بود. براي همين تمام مطالب ريز و درشت و مستند را از بسياري منابع جست‌و‌جو كردم. تحقيقات بسياري را انجام دادم كه اين نكته در كيفيت كار هم ديده شده و مؤثر است.
اين گمان در مورد كتب چندين جلدي هم ديده مي‌شود. همان طور كه رويكرد به سمت داستان كوتاه نوشتن نيز زياد شده و مخاطب از اين قالب استقبال مي‌كند البته به شرطي كه به معناي واقعي كيفيت را همراه داشته باشد.
اين نگاه اشتباهي است كه از رمان‌هاي چندين جلدي چه در مقام نويسنده و چه خواننده اجتناب كنيم. اگر داستان خوب باشد و قابليت بسط با حفظ جذابيت را داشته باشد، چرا ادامه نيابد؟ مگر فيلم‌هاي چند قسمتي غير از اين بوده‌اند؟
شايد روش درگير كردن مخاطب با چند داستان موازي در مجموعه رمان «جاده جنگ» نيز به همين دليل بوده كه مخاطب را وادار به پيگيري مطالعه رمان و ممانعت از دلزدگي او كند.
چون روش شخصي خودم است، معتقدم داستان‌هاي خطي با برش موازي در كارهايي با حجم بالا تكنيك خوبي است كه در آثارم سعي بر دنبال كردن اين شيوه دارم.
با توجه به نوع نگاه شما در ترسيم داستان، چه نوع مخاطبي سير داستاني اين وقايع را با خود عجين مي‌داند؟
براي اين كاركتاب را به اشخاصي از قشرهاي مختلف سپردم كه نظر بدهند. توجه‌شان حاكي از اين بود كه مخاطب كتاب گروه يا قشر خاصي نيست. در واقع هرفردي چيزي را در اين كتاب مي‌تواند جست‌و‌جو كند.
اگر احياناً با عقايد گروهي جور نباشد، چطور؟
اتفاقا براي اين كار چاره‌انديشي كردم و در اين راستا جذابيت را در اولويت قرار دادم تا برخي كه شايد اين تاريخ به عقايدشان شبيه نباشد، اين جاذبه آنها را درگير متن كند. چرا كه جذابيت را مهمترين اصل در اين مجموعه گذاشتم.
سؤال آخر را هم به سابقه شما ربط بدهم و همان سابقه فيلمنامه‌نويسي كه از آن دوري كرده‌ايد. تا چه اندازه «جاده جنگ» قابليت تبديل به كاري تصويري را دارد؟
كار من روايتي است ميان فيلم و رمان. البته رمان را پايدارتر مي‌دانم و علاقه بيشتري بدان دارم. اتفاقاً پيش طرحي با اقتباس از اين رمان قرار بود به سريالي تبديل شود كه به سرانجام نرسيد. با اين حال همچنان پيشنهاداتي شده و در صورت امكان حاضرم اين مجموعه كه همانند تاريخ مي‌ماند را تبديل به سريالي متناسب با انقلاب اسلامي كرده تا در حجمي حتي 90 قسمتي روايت تصويري كنند.


منبع: ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین