کد خبر: ۶۶۷۹۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
تسريع در اجراي شبكه فاضلاب تهران براي جلوگيري از افت كيفيت منابع آب پايتخت ضروري است

تهران و چالش فاضلاب

كلانشهر تهران با بيش از 10 ميليون جمعيت در روز و بيش از 8 ميليون جمعيت ساكن، حضور بخش اعظم صنايع و نمايندگي‌هاي صنعتي و تمركز سرمايه در گردش كشور در اين شهر به عنوان قلب سياسي و اقتصادي كشور مطرح است. پهنه وسيع پايتخت، عرصه زندگي، كار و فعاليت اين خيل عظيم جمعيت است.
رشد لجام‌گسيخته و بي‌سامان اين شهر پيامدهاي ناگوار و ناهنجاري همچون تخريب محيط‌زيست و افزايش روزافزون انواع آلودگي‌ها را به دنبال داشته است. از جمله مهم‌ترين آلودگي‌ها كه سلامت عمومي شهر را تهديد مي‌كند آلودگي منابع آب سطحي و زيرزميني است. فاضلاب توليد شده در مناطق مسكوني و مراكز صنعتي به‌سرعت در رودخانه‌ها، مسيل‌ها و منابع آب جذب شده و اين پاك‌ترين نعمت الهي را به يك توده آلوده تبديل مي‌كند.

سالانه بيش از يك ميليارد متر مكعب آب در شهر تهران مصرف مي‌شود، اما آب مصرف شده در چرخه معيوب و ناقص شهري باقي مي‌ماند و راه به جايي نمي‌برد و بدين ترتيب آب كه در يك مرحله قبل به عنوان مايع زندگي‌بخش ايفاي نقش كرده بود، پس از مصرف مجدد به يك خطر جدي و بالقوه براي بهداشت عمومي و محيط‌زيست مطرح مي‌شود. اين چرخه براي جلوگيري از انتشار آلودگي با ايجاد تاسيسات جمع‌آوري و تصفيه فاضلاب كامل مي‌شود.

در راستاي اجراي طرح فاضلاب تهران، ضرورت‌هاي اجراي طرح و مسائل پيرامون اين طرح، ميزگردي با حضور صاحب‌نظران دانشگاهي و اجرايي برگزار شد تا مسائل مبتلا به اين طرح بيشتر مطرح شود. علي‌اكبر عظيمي، يكي از صاحبنظران حوزه آب و فاضلاب و استاد پيشين دانشكده محيط‌زيست دانشگاه تهران، اميررضا احمدي‌مطلق، كارشناس ارشد عمران و مدير طرح جامع فاضلاب تهران، ميرباقر اسماعيلي كشتلي، كارشناس ارشد آب و فاضلاب و معاون مهندسي و توسعه شركت فاضلاب تهران در اين ميزگرد حضور داشتند.

در آغاز بحث، به ضرورت‌ها و بايدهاي اجراي طرح فاضلاب به‌ويژه در كلانشهري مانند تهران مي‌پردازيم، نظر شما در اين باره چيست؟

عظيمي: آب بر حسب نوع مصرف آن انواع آلودگي را پذيرا مي‌شود و ورود اين آلودگي يعني تبديل آب به فاضلاب. اگر فاضلاب تصفيه شده به محيط‌زيست وارد شود، بسته به ميزان آلودگي و نوع فاضلاب، بار فيزيكي و شيميايي خواهد داشت. در مورد فاضلاب شهري مهم‌ترين مساله آلودگي ميكروبي است كه مي‌تواند انواع آلودگي و بيماري‌ها را همچون وبا، اسهال، شبه‌وبا و ... شايع كرده و مشكل‌آفرين شود. آلودگي شيميايي در درجه دوم فعاليت است اما همتراز مورد اول مهم بوده چرا كه در همين چند ماه اخير انواع خبرها و نگراني‌ها در خصوص بحث آلودگي شيميايي وجود داشته كه منبع آن مي‌تواند فاضلاب باشد. در بحث آلودگي فيزيكي هم مشكلاتي همچون ايجاد بو، گرفتگي خلل و فرج خاك، ايجاد رسوب در زمين و از طرف ديگر رشد و نمو حشرات و حيوانات موزي را در پي دارد. در اين بين اهميت عوارض ميكروبي به دليل بروز سريع و لحظه‌اي آن بسيار حائز اهميت است. اما عوارض فيزيكي و شيميايي در دراز مدت هويدا مي‌شود. با توجه به موارد مطرح شده وجود فاضلاب در محيط‌زيست منشا هر گونه خطر است و بنابراين بايد ساماندهي شود تا عوارض آن گريبانگير مردم نشود.

احمدي‌مطلق: امروزه وضعيت سامانه‌هاي فاضلاب در كشور ما نسبت به ساير زيرساخت‌هاي شهري عقب‌مانده‌تر است، از لحاظ آماري، متوسط پوشش فاضلاب در شهرهاي مختلف ايران بيشتر از 35 درصد نيست و وضعيت فاضلاب روستايي به مراتب وخيم‌تر است. اين امر گوياي عقب‌افتادگي شروع اجراي طرح‌هاي فاضلاب در ايران است و بايد هر چه زودتر اين كمبود جبران شود. در شهري مثل تهران دسترسي به منابع آب و انتقال آن نقاط مختلف به اين شهر امري بسيار مشكل‌ و پرهزينه است و همين بحث بازچرخاني مي‌تواند بسياري از نيازهاي شهري را تامين كند. در اين راستا انجام تبليغات و اطلاع‌رساني بسيار حائز اهميت است تا مردم نيز از اين امر استقبال كنند و با اتصال انشعاب به شبكه فاضلاب هم‌سو با اجراي طرح‌هاي فاضلاب باشند.

عظيمي: من نيز در اينجا بر همين بازچرخاني يا استفاده مجدد تاكيد مي‌كنم. براي مديريت تاسيسات فاضلاب چند معيار وجود دارد كه اولين معيار بهداشت است. در درجه دوم محيط زيست قرار دارد براي حفظ سلامت مردم و ارتقاي سطح بهداشت. قدم بعد، بحث بسيار مهم استفاده مجدد است. معيار ديگر عدم اذيت و آزار مردم است. طرح فاضلاب نبايد باعث توليد بو، ازدياد حيوانات موذي، ايجاد راهبندان و ترافيك شود و در كل آرامش و آسودگي مردم بر اثر عدم اجراي طرح به خطر نيفتد. مساله ديگر، مسائل فرهنگي است. اجراي طرح فاضلاب نيز همچون ساير طرح‌ها بايد با شرايط فرهنگي، مذهب و آداب و رسوم مردم هماهنگي داشته باشد. نكته ديگر، راهبري و نگهداري است، تاسيسات فاضلاب بايد به گونه‌اي ساخته شود كه از نظر بهره‌برداري و تعمير و نگهداري بومي و ايراني شده باشد، نبايد تكنولوژي‌اي استفاده شود كه پس از اجرا براي تهيه يك قطعه محتاج كمك خارجي باشيم و آخرين مساله صرفه اقتصادي و تعريف سود و زيان از اجراي يك طرح فاضلاب است، در انجام پروژه فاضلاب سود آن نسبت به زيان صددرصد است، اگر طرح فاضلاب اجرا نشود، با توجه به مشكلات محيط زيستي و بهداشتي كه براي مردم به وجود مي‌آيد ممكن است به ازاي هر ريال چند هزار برابر متضرر شويم و حتي برخي آسيب‌ها همچون تخريب محيط‌زيست جبران‌ناپذير است.

اسماعيلي: قبل از ورود به بحث طرح فاضلاب مي‌خواهم بر مفهوم آلودگي بيشتر دقت شود، زمين در بستر اول شرايط خاص خودش را دارد، يعني هرچه وارد آن مي‌شد خودش قابليت پالايش و تصفيه آن را داشت و مي‌توانست به نوعي عدم تصفيه را جبران كند، ولي وقتي بر يك بستر، بار اضافي وارد مي‌شود باعث ايجاد واكنش مي‌شود. طبيعت بازچرخاني خاص خودش را در شرايط طبيعي داشته است. وقتي اين شرايط طبيعي به هم مي‌خورد شرايط جديدي همچون آلودگي تحميل مي‌شود و باعث به هم خوردن نظم طبيعي مي‌شود. چرا ما هيچ‌وقت نمي‌گوييم بايد در يك دشت كم‌جمعيت فاضلاب اجرا شود، چون در اين شرايط خاك، كار خود را انجام مي‌دهد. هر جمعيتي كه وارد يك فضا مي‌شود يك بار آلودگي ايجاد مي‌كند و باعث ايجاد تغيير در بستر مي‌شود. اين موضوع ظرفيت مشخصي دارد كه آلودگي را در زمان مشخص پذيرا مي‌شود كه به آن ظرفيت خودپالايي مي‌گويند؛ اما زماني كه ورودي بيش از ظرفيت شد، نيازهاي جديد اتفاق مي‌افتد كه ظرفيتي براي آن نيست.

طرح فاضلاب تهران از سال 74  آغاز و هم‌اكنون پيشرفت فيزيكي طرح فاضلاب تهران به حدود 40 درصد رسيده است. اما كشورهاي پيشرفته دنيا اين طرح را بيش از صد سال است اجرا كرده‌اند و به پيشرفت‌هاي چشمگيري از نظر استاندارد و روش ـ هم در اجرا و هم در حوزه بهره‌برداري ـ رسيده‌اند. وضعيت ايران و تهران از نظر استفاده از تكنولوژي روز و استانداردهاي اجرا و بهره‌برداري چگونه است؟

عظيمي: در اين بحث توجه به چند نكته الزامي است. هم‌اكنون در دنيا بحث مديريت از منبع توليد مطرح است، يعني همانگونه كه مردم زباله را از منبع جداسازي مي‌كنند و بازيافت را بسيار ساده‌تر مي‌كنند در فاضلاب هم اين امر صادق است. مبدا توليد به 2 دسته آب سياه و آب خاكستري تقسيم مي‌شود، آب خاكستري مجموعه فاضلاب توليدشده و بدون ورود توالت است شامل فاضلاب حمام و روشويي و ظرفشويي ...، آب سياه توليد شده در توالت شامل بخش عمده‌اي از مواد شيميايي و مواد آلي همچون فسفر، پتاسيم و نيترات است كه وارد فاضلاب مي‌شود اما در واقع فاضلاب سياه كمتر از يك درصد فاضلاب خانگي را شامل مي‌شود ولي بخش عمده آلودگي از اين طريق وارد فاضلاب مي‌شود.

آب خاكستري در اين صورت با پيش‌تصفيه بسيار ساده مي‌تواند جايگزين آب آشاميدني شود. اين روش‌ها، آخرين تكنولوژي و دستاورد بخش فاضلاب در دنياست كه البته اين امر در جاهاي كوچك ممكن است. ما مي‌توانيم در احداث شهرك‌هاي جديد به اين مساله توجه كنيم و سامانه فاضلاب منازل به طوري طراحي شود كه فاضلاب در مبدا برحسب كميت و كيفيت مواد داخل آن از هم جدا شود. اما در كلانشهرها كه سامانه فاضلاب به صورت سنتي ساخته شده و اين تفكيك عملا امكان‌پذير نيست ناچاريم فاضلاب را جمع‌آوري و سپس تصفيه كنيم، اين‌كه چه سهمي بايد به كار بگيريم كه در مفاهيم استفاده مي‌شود به نظر من مهم نيست، نكته مهم شرايط اقتصادي و اجتماعي ماست كه كدام روش براي شرايط ما مناسب است.

درخصوص استانداردهاي اجرا هم دو نكته مهم مطرح است:‌ يكي اين‌كه سازماني مانند بهداشت جهاني، كتاب راهنما براساس تحقيقات روز دنيا ارائه مي‌دهد و مي‌گويد فاضلاب در چه سطحي و تا چه درجه‌اي بايد تصفيه شود، البته اين محدوده يك دامنه است، اما اين راهنمايي‌ها در سطح ملي به استاندارد تبديل مي‌شود و اين دولت‌ها هستند كه استاندارد را تعريف مي‌كنند.

احمدي‌مطلق: اگر بخواهيم از باب مقايسه وارد شويم، صنعت فاضلاب ما عمر چنداني نسبت به كشورهاي توسعه‌يافته ندارد، ابتدا ما بايد اهداف و الزامات عملكردي و نيازهاي خودمان را از سامانه فاضلاب تعريف كنيم. اين موضوع در ايران كمتر مورد توجه بوده كه ما از سيستم فاضلاب چه انتظاري داريم، بازده مطلوب يك طرح فاضلاب چقدر بايد باشد يا در بحث بهره‌برداري ميزان حوادث فاضلاب چقدر بايد باشد كه همگي به مساله الزامات عملكردي برمي‌گردد. ما ضوابط تعريف‌شده در اين خصوص نداريم و حداقل مي‌توانيم از استانداردهاي تدوين‌شده موفق الگوبرداري كنيم تا براي خودمان سطوح قابل قبول تعريف شود، ‌بحث ديگر در مبحث روش اجراي شبكه فاضلاب  است كه بحث مهم معيارهاي اجتماعي طرح بايد در آن لحاظ شود. مثلا در روش‌هاي لوله‌گذاري كشورهاي پيشرفته به سمت لوله‌گذاري بدون حفر ترانشه پيش‌ رفته‌اند، اما ما هنوز اقدام جدي نداشته‌ايم، علت آن بحث هزينه‌هاي اجتماعي است كه بايد براي اجرا درنظر گرفت. اين هزينه‌ها بيشتر پنهان هستند، چرا كه وقتي به روش ترانشه باز اقدام به اجرا مي‌كنيم انواع آسيب‌ها همچون ترافيك محلي، اخلال در كسب و كار، مصرف بيشتر بنزين، هدررفت زمان و انرژي و ... همه به عنوان هزينه اجتماعي هستند. اگر هزينه پرداختي به پيمانكار را حساب كنيم در كل هزينه‌ روش‌هاي بدون حفاري روباز مقرون به صرفه‌تر خواهد بود. با نگاه كلان و ملي و با درنظر گرفتن هزينه اجتماعي بحث اجرا، شيوه‌هاي كنوني بايد تغيير يابد.

اسماعيلي: در شاخه تكنولوژيكي طرح‌هاي فاضلاب كشور و مقايسه آنها با استانداردهاي جهاني دو نگاه را مطرح مي‌كنم، اولي نگاه مديريتي است و دوم نگرش استانداردي است. بهترين مرجعي كه مي‌تواند در انتخاب و اجرا به ما كمك كند، تاريخ و نگاه به سيستم‌هاي پيشين است. ما مي‌بينيم كشورهاي غربي نيامده‌اند در يك مقطع تمام استانداردها را در تمام شهرها و تاسيسات خود پياده كنند و به نقطه آخر استانداردها برسند، چرا كه يك تجربه ناموفق باعث آسيب كل مجموعه مي‌شود.

از تشكيل شركت‌هاي آب و فاضلاب در سال 70، انباشتي از نياز به اجراي طرح‌هاي فاضلاب در كشور پديد آمد، اگر اين مجموعه  بخواهد به تمام اين نيازها به صورت حداكثري بپردازد، دچار چالش مي‌شود، اما اصل اول تجربه مي‌گويد بايد ابتدا منبع آلودگي را از محيط زندگي مردم خارج كنيم، در اينجا صرفه اقتصادي را نيز بايد در نظر گرفت كه براي اجراي طرح در گام اول در حداقل زمان و حداقل هزينه، گام اول اجراي طرح آغاز شود.

نظر من اين است كه ما واقعا نياز به استانداردهاي خيلي سخت نداريم، بايد توجه كنيم كشوري كه صد سال سابقه تحقيق و تجربه در تصفيه را دارد، نمي‌توانيم دقيقا تكنولوژي آن را در كشور پياده كنيم، بايد تناسب تكنولوژي وارداتي و محيط خودمان را حل و با شروع اجرا آينده سيستم را پيش‌بيني كنيم. براي مثال بسياري از طرح‌ها هستند كه ما پيش‌بيني 25 ساله درباره آنها داشته‌ايم، ولي با اتمام دوره مي‌بينيم طرح به نيمه راه نرسيده است، چرا كه پيش‌بيني لازم را در اين خصوص نداشته‌ايم و بنابراين از توجيه مهندسي خارج مي‌شود.
در برخي جاها با هزينه يك تصفيه‌خانه كنترل از راه دور و پيشرفته، مي‌توان 3 تصفيه‌خانه متوسط با تكنولوژي استاندارد احداث كرد، چون آلودگي بتدريج هزينه خود را مي‌گيرد و روند به روز منابع آب و خاك را از بين مي‌برد، بنابراين ما بايد سرعت رادر بخش اجرا افزايش دهيم و طبق نيازها و فرصت‌ها روش مناسب را براي رسيدن به هدف انتخاب كنيم.

درخصوص معيارهاي فرهنگي اجراي طرح و اهميت آگاهي مردم از اجرا و استفاده از طرح‌هاي فاضلاب چه اقداماتي بايد صورت گيرد؟

عظيمي: معيارهاي فرهنگي جزو مهمي از اجراي طرح‌هاي فاضلاب است؛ طرح‌هايي كه با مردم سر و كار دارد و در سطح شهر اجرا مي‌شوند همچون ترافيك، آب‌رساني و فاضلاب. تمام اين مواردي است كه مردم حساسيت خاصي روي آنها دارند و هر مشكلي در اين زمينه‌ها باعث ايجاد نارضايتي مي‌شود، بنابراين لازمه كار در اين موضوعات در نظر گرفتن خواسته‌ها و شرايط شهروندان است و همراهي و مشاركت آنان شرط اجراي صحيح اين طرح‌هاست. كار اگر خوب ارائه شود با استقبال مواجه مي‌شود و برعكس، وقتي فردي بداند كه با اجراي يك طرح سلامت، محيط زندگي و بهداشت وي ارتقا مي‌يابد قطعا همكاري خواهد كرد، ولي گام اول توجيه آنان است. جلب حمايت مردمي با ارائه اطلاعات درست ضروري است. يقين دارم اگر خدمات صحيح به مردم ارائه شود، مردم عكس‌‌العمل مناسبي خواهند داشت. بايد بدبيني‌ها را از بين ببريم، بايد عملا به مردم نشان دهيم كه با اجراي پروژه فاضلاب در يك شهر سطح زندگي مردم بهبود مي‌يابد و بر همه موارد اثر مثبت مي‌گذارد. در مرحله بعد آموزش نحوه استفاده مردم از شبكه فاضلاب است، براي مثال ورود يك كيلو آلودگي چربي مي‌تواند چند متر مكعب آب را به فاضلاب تبديل كند كه هزينه بسيار سنگيني براي تصفيه آن بايد پرداخت در حالي كه همان يك كيلوگرم زباله براحتي قابل بازيافت و ساماندهي است. بايد به جايي برسيم كه مردم به اين امر واقف شوند و به آن عمل كنند. مردم بايد به اين نكته واقف شوند كه هزينه تصفيه هر ليتر فاضلابي را كه در خانه توليد مي‌شود، خود آنها پرداخت مي‌كنند و هر چقدر بار آلودگي كه به اين فاضلاب‌ها وارد مي‌كنند بيشتر شود، هزينه بيشتري براي خودشان دارد.

هم‌اكنون از ميزان مرگ و ميري كه بر اثر بيماري‌هاي منتقل شده از آب اتفاق مي‌افتد، سهم كشورهاي پيشرفته 2 درصد بوده و بقيه در جهان سوم و كشورهاي در حال توسعه اتفاق مي‌افتد. بنابراين طرح فاضلاب بايد اولويت اول طرح‌هاي عمراني و زيربنايي ما باشد و از نان شب هم واجب‌تر است. در عين حال نبايد حداكثري فكر كرد و به دنبال سيستم‌هاي كنترل از راه دور و پرهزينه برويم، بلكه بايد با حداقل هزينه، بيشترين بهره‌برداري را كرد.

احمدي‌مطلق: من مي‌خواهم روي بحث كنترل از مبدا كه مطرح شد، تاكيد كنم. براي مثال در كشورهاي اروپايي شهروندان روغن مانده از پخت و پز را به هيچ عنوان در مجاري فاضلاب خالي نمي‌كنند، چرا كه همين روغن بايد با هزينه بسيار زياد و واترجت‌هاي مخصوص از لوله‌ها شسته شده و نهايتا تصفيه شود. بنابراين اطلاع‌رساني در زمينه چگونگي استفاده از سيستم فاضلاب در زمينه بحث فاضلاب بسيار مهم و ضروري است. در ضمن ارتباط منسجمي بين سازمان‌هاي ديگر مديريت شهري و شركت آب و فاضلاب شكل نگرفته است. مثلا در بحث توليد و استفاده از وسايل خانگي كه از آب استفاده مي‌كنند، ضوابطي در خصوص حداكثر مجاز مصرف آب در اين وسايل وجود ندارد. براي توليد فلاش‌تانك يا ماشين لباسشويي و ظرفشويي سقف آب مصرف مشخص شده و بيشتر از حجم استاندارد اجازه توليد و استفاده از آن وسيله وجود ندارند، اما در كشور ما هيچ گونه استانداردي جهت توليد يا واردات كالاهاي مربوط براي حجم مجاز آب مصرفي مشخص نشده است. همان طور كه مردم از مقدار مصرف كالاهاي برقي مطلع هستند در خصوص كالاهايي كه آب مصرف مي‌كنند نيز بايد مطلع شوند.

اسماعيلي: با توجه به تجربه فعاليت آب و فاضلاب در شهرهاي مختلف كشور، يكي از چالش‌هاي عمده بحث اجتماعي طرح است، حتي حداكثر تاخيرهايي ما به نگاه عمومي مردم و مسوولان به بخش فاضلاب بستگي دارد. علت، عدم احساس مسووليت مردم نسبت به طرح است كه اين مساله را ناديده مي‌گيرند كه عامل هر آلودگي در محيط شهري انسان است و بايد مسوولان با اين امر برخورد كنند. بنابراين گام اول، اصلاح نگاه عمومي مردم به فاضلاب است و اين‌كه مردم بدانند با هر بار مصرف آب چقدر فاضلاب توليد مي‌كنند و سرنوشت اين فاضلاب چه مي‌شود.

در مقوله فاضلاب همه شهروندان هر روز به طور متوسط 200 ليتر فاضلاب توليد مي‌كنند و همه مردم در اين امر دخيلند، رسيدن به اين نقطه كه مردم بر كميت و كيفيت توليد فاضلاب مطلع و آگاه شوند، نكته بسيار مهمي در اجراي طرح‌هاي فاضلاب است. بنابراين من هم بر استاندارد از ديدگاه استانداردسازي نگاه عمومي مردم بر مقوله فاضلاب تاكيد دارم و اين را بايد در درون خانواده‌ها وارد كنيم.

براي جمع‌بندي لازم است از چالش‌ها و مشكلات طراحي و اجرا در كلانشهري مانند تهران ارزيابي با توجه به اين طرح ابتدا بايد چه مواردي ديده مي‌شد و براي ادامه چه ملاحظاتي بايد در نظر گرفته شود؟

عظيمي: تاكيد من در تمام بحث بر ضرورت اجراي فاضلاب در كلانشهر تهران بوده و كمك و مشاركت مردم كه اين امر را تسهيل خواهد كرد. اما مي‌خواهم يك نكته بسيار مهم را درباره شرايط ويژه شهر تهران در رابطه با اجراي طرح فاضلاب بيان كنم. تهران از نظر شرايط زمين‌شناسي و جغرافيايي شهري با تمامي شهرهاي ديگر تفاوت اساسي دارد. در شهر تهران سفره آب زيرزميني به طور متوسط در عمق 50 متري زمين قرار دارد، بنابراين فاضلاب پس از ورود به زمين فاصله زيادي را تا سفره‌هاي آب زيرزميني دارد، از اين رو كسي به فكر انشعاب فاضلاب در بيشتر مناطق تهران نيست، غافل از اين‌كه اگر ما به همين روال پيش برويم، كيفيت آب زيرزميني تهران بشدت افت مي‌كند. از سوي ديگر اگر ما شبكه فاضلاب را اجرا كنيم و آب مصرف شده مجددا به داخل زمين برنگردد، كميت آب زيرزميني از بين خواهد رفت، چرا كه بخش قابل توجهي از آب مصرفي تهران از طريق چاه‌هاي آب سطح شهر است (حدود 20 تا 30 مترمكعب در ثانيه براي شرب، فضاي سبز و بخش صنايع كه عدد بسيار بزرگي است). در اين حالت ورودي آب‌هاي زيرزميني با خروجي آن اصلا همخواني ندارد، تا به حال بخشي از آب مورد نياز سفره‌هاي آب زيرزميني از طريق چاه‌هاي جاذب فاضلاب تامين مي‌شده و به خاطر گذر از لايه‌هاي زمين تا حد بسيار زيادي تصفيه مي‌شد. اما نكته اين است كه با اجراي شبكه فاضلاب، تمام فاضلاب‌ها از حوزه آبريز شهر تهران خارج شده و به چند نقطه متمركز براي تصفيه خارج مي‌شود، در اين صورت آب ورودي به منابع زيرزميني قطع و خروجي به دشت‌هاي اطراف تهران هدايت مي‌شود كه در آينده همين باعث كاهش كيفيت و كميت همين سفره‌ها مي‌شود. بنابراين ما ناچاريم به سمت سيستم‌هاي تصفيه غيرمتمركز پيش برويم، چرا كه در صورت تصفيه متمركز براي جبران كم‌آبي بايد با هزينه گزاف، پسآب تصفيه شده به ارتفاعات بالادست تهران پمپاژ و در سفره‌هاي زيرزميني تزريق كنيم تا كميت آب حفظ شود. راه اقتصادي و مهندسي كار اين است كه به صورت غيرمتمركز در نقاط مختلف شهر تهران تصفيه‌خانه فاضلاب بسازيم تا نياز به پمپاژ مجدد نباشد. در صورتي كه كميت سفره‌هاي آب تهران حفظ نشود، اين شهر بايد در دهه‌هاي آينده تخليه شود، اگر قرار باشد كميت آب تهران حفظ نشود همان بهتر كه فاضلاب وارد زمين شود و حفظ كميت اولويت اول فاضلاب تهران بايد باشد و تنها راه عملي، اجراي نيمه متمركز و غيرمتمركز تصفيه‌خانه‌هاي فاضلاب در شهر تهران است. ضرورت ايجاد سيستم‌هاي غيرمتمركز از منظر ديگر يعني مقابله با حوادث غيرمترقبه نيز حائز اهميت است. وقتي ما تمام فاضلاب را با مجاري بسيار بزرگ فاضلاب به يك نقطه هدايت مي‌كنيم با بروز يك زلزله بزرگ، بخش اعظم شهر در فاضلاب غرق مي‌شود و عوارض فاضلاب با سيل و آبگرفتگي بسيار متفاوت است، در حالي كه با غيرمتمركز شدن سيستم، هم قطر شبكه و هم نحوه اجرا به نوعي كوچك‌تر و محدودتر مي‌شود كه توجيه اقتصادي، محيط‌زيستي و بهداشتي هم دارد.

احمدي‌مطلق: در ادامه صحبت‌هاي آقاي عظيمي ذكر چند نكته را لازم مي‌دانم، در خصوص وضعيت آب زيرزميني شهر تهران طبق بررسي انجام شده آبخوان تهران از محور عباس‌آباد به طرف جنوب آغاز مي‌شود، قطع منبع تامين آب براي آبخوان نيز در همين قسمت امكان‌پذير است و در بالادست آن اين مشكل را نداريم. نكته ديگر وقتي ما از آب زيرزميني برداشت مي‌كنيم و دوباره همان آب آلوده را در زمين دفع مي‌كنيم. اين امر باعث آلودگي روزافزون آن مي‌شود و در واقع اين افزايش نيترات آبخوان ناشي از اين امر است/ اگر ما بتوانيم سيستم فاضلابي داشته باشيم كه هم از ورود آب آلوده به سفره‌هاي زيرزميني جلوگيري كند و هم آب مورد نياز براي حفظ اين سفره‌ها تامين شود، بهترين وضعيت ممكن خواهد بود و اين موضوع با همين سيستم غيرمتمركز امكان‌پذير است. يكي از مفاد طرح جامع فاضلاب تهران، استفاده از بستر رودخانه كن براي تغذيه آبخوان تهران است و اين كه ما بخشي از پسآب تصفيه شده را به رودخانه كن هدايت كنيم تا دوباره وارد بستر زمين شود و اين بهترين و طبيعي‌ترين راه است.

مساله بعدي مصرف آب و توليد فاضلاب است و ما هنوز رقم دقيقي براي سرانه توليد فاضلاب در تهران نداريم (ضريب برگشت آب به فاضلاب) بنابراين بايد شبكه را در حالت حداكثر جريان طراحي كنيم. از الگوي توليد فاضلاب نيز اطلاعات دقيقي نداريم كه حداكثر توليد در چه ساعتي از شبانه‌روز اتفاق مي‌افتد و اين ضريب‌هاي حداقل و حداكثر را هنوز مطالعه نكرده‌ايم، چرا كه اين عوامل شاخص‌هايي هستند كه مستقيم در طراحي شبكه فاضلاب دخالت دارند.

نكته آخر بحث آب باران است كه فاضلاب شهر تهران به صورت مستقل از آب باران طراحي شده است؛ چرا كه آب باران بايد در آب‌هاي سطحي تخليه و جمع‌آوري شود، اما در عمل آنچه اتفاق مي‌افتد، اتصال غيرمجاز آب باران به شبكه فاضلاب شهري است كه حجم عظيمي در حالت بارندگي دبي جريان به شبكه فاضلاب وارد مي‌كند.

برآورده كردن تمام معيارهاي اجتماعي اجراي طرح، وضعيت جديدي را براي شركت فاضلاب تهران تعريف كرده است. تداخل اجراي فاضلاب با ساير زيرساخت‌هاي شهري نيز بحث ديگري به عنوان مالكيت را به وجود آورده و همين فاضلاب را مجبور كرده عمق لوله‌گذاري را در برخي كوچه‌ها از 2 متر به 3 يا 4 متر افزايش دهد.

طرح فاضلاب براي تهران از مترو هم ضروري‌تر است، اما آيا به قدر اين ضرورت به اين طرح توجه مي‌شود؟ روز به روز به دليل هزينه سنگين‌تر، تفكر استانداردهاي حداكثري و هزينه تمام شده بالاتر، فعاليت در طرح كندتر و كمتر خواهد شد و ساماندهي اين امر يك عزم و اراده بزرگ و هماهنگ در بين مردم، مديريت ارشد كشور و مديريت شهر را مي‌طلبد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین