کد خبر: ۶۶۴۹۹۴
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۶
توییت یک ضد انقلاب علیه محمود کریمی و دنباله روی برخی انقلابیون از او!
اگر قرار است رضا حقیقت نژاد درباره آن چه محمود کریمی در روضه اش تعریف کرده، توییت بزند و ایجاد شبهه کند و من نوعی نتوانم مستدل و درست پاسخش را بدهم و تنها با شتابزدگی محض و بدون اندکی اطلاع، همان حرف ها را تکرار کنم، دیگر چه تفاوتی با او دارم و علت حضورم در فضایی همچون توییتر چیست؟!
گروه فرهنگی_سید محسن عبدالهی: از زمانی که حضور در شبکه های اجتماعی عمومیت پیدا کرد، جمع کثیری از افراد مذهبی و انقلابی و اصطلاحا حزب اللهی نیز در این نرم افزارها و محیط جدیدی که ارائه می دادند، حضور پیدا کردند. گستردگی ارتباطات موجود در شبکه های اجتماعی و سرعت بالا در انتقال اطلاعات و تعاملی بودن، موجب شد که افراد در کوتاه ترین زمان از آرا و عقاید دیگران باخبر شوند و دیگران را از داشته های خود مطلع نمایند.  دسترسی به اخبار و حوادث پیش از اعلام رسانه های رسمی از دیگر مزایای این شبکه ها بوده و هست.

به گزارش بولتن نیوز، اما متاسفانه حضور در این محیط چند آفت بزرگ هم با خود به همراه آورد. از بد ماجرا این اتفاق در دوستان مذهبی و انقلابی و حزب اللهی صورت بدتری به لحاظ عنوانی که با آن شناخته می شوند، پیدا کرده است. زمانی علت حضور این دسته، شرکت فعال در عرصه جنگ نرم عنوان می شد و قرار بود که سربازان جنگ نرم، در مقابل شبهه افکنی های معاندین و دشمنان اسلام و انقلاب با بهترین روش ها ایستادگی نمایند.

اما نه تنها آن هدف محقق نگشت بلکه متاسفانه سطحی شدن، شتابزدگی و احساس کارشناس بودن در همه امور دامن گیرمان شده است. اگر بنا باشد این سه مشخصه را اندکی باز نماییم، می توان گفت که سطحی شدن همان صفتی است که تنها پوسته ها را می بیند و فکر می کند با چند استوری کپی برداری شده و  خواندن تعدادی کپشن از چند فرد خاص، می تواند فقدان علم و دانش یا عدم مطالعه خود را جبران کند و با همان اطلاعات اندک کپشنی، برای عالم و آدم حکم صادر کند بدون اینکه جستجو نماید که آیا آن فرد نویسنده، اطلاعات درستی ارائه کرده است یا خیر. البته که این تنها یکی از جلوه های سطحی شدن است.

جلوه دیگر سطحی شدن باز می گردد به آن جا که فکر می کند برای جذب مخاطب باید به او باج بدهد و همچون برخی اینفلوئنسرهای مشهور رفتار می کند. مطالبی بدون منبع منتشر می کند و یا رفتارهایی از خود بروز می دهد که با بهانه جذب مخاطب غیر مذهبی و این قبیل برچسب ها نیز، همچنان قابل پذیرش نخواهد بود. یکی از مهم ترین مضرات همین بحث کذایی جذب مخاطب باعث بروز صفت دیگری می شود؛ صفت شتابزدگی.
 
جنگ نرم سرباز با سواد می خواهد نه کارشناس با مطالعه در حد کپشن اینستاگرام!

شتابزدگی همان مساله ای است که موجب می شود عزیز انقلابی ما تنها برای به دست آوردن دل مخاطبش و کم نیاوردن در مقابل ضد انقلاب و نشان دادن همراهی خود با مردم و انتقاد داشتن به برخی مستائل، به دنباله روی از ضد انقلاب بپردازد و بدون ذره ای تامل و تحقیق همان چیزی را که او ادعا می کند، بازنشر نماید. هنگامی هم که اصل مساله مشخص شد به صورتی جذاب و با یک نرمش قهرمانانه زیبا، می گوید خدا را شکر که باعث شدیم فلانی پاسخگوی مردم باشد و حرکتمان موفقیت آمیز بود. اما حاضر نیست بپذیرد که چرا به دنبال توییت سالومه سیدنیا یا رضا حقیقت نژاد یا صبا آذرپیک راه می افتد تا اثبات نماید که بله! زینب ابوطالبی یا محمود کریمی یا فلانی حرفی زده بودند که ما متوجه نشدیم و اشتباه کردیم و در دام آن توییت کذایی افتادیم. سوی دیگر ماجرا هم می شود تعریف و تمجیدهای شتابزده از افراد بابت یک اظهارنظر بدون توجه به پیشینه آن ها. نمونه آخرش هم واکنش ذوق زدگی از سخنان اردشیر زاهدی بود که کارنامه فعالیت هایش بر ضد مردم ایران کاملا مشخص است.
 
جنگ نرم سرباز با سواد می خواهد نه کارشناس با مطالعه در حد کپشن اینستاگرام!

اما سوال این جاست که اساسا چرا باید به  خود اجازه بدهیم در هر موردی ورود نماییم و اظهارنظر آن هم از نوع کارشناسی کنیم؟! با کدام علم؟! علمی که از کپشن های اینستاگرام و کانال های تلگرام به دست آمده است؟! همین امر می شود موضوع مشکل سوم یعنی احساس کارشناس بودن در همه امور. بورس بالا و پایین می رود، موشک شلیک می شود، تورم افزایش پیدا می کند و یا هر موضوع دیگری او نظر می دهد. موج دیدن یک فیلم به راه می افتد، همان کارشناس مسائل استراتژیک، سیاسی، نظامی، ورزشی، فرهنگی و اقتصادی، در قامت یک منتقد فیلم ظاهر می شود. جالب است که همین فرد مثلا در موج حملات به رائفی پور، به این مساله دلالت می کند که چرا او در همه امور سخنرانی و اظهارنظر می کند اما نمی گوید که چرا من درباره همه چیز پست و استوری می گذارم؟!
 
جنگ نرم، سرباز با سواد می خواهد نه کارشناس با مطالعه در حد کپشن اینستاگرام!

حضور در فضای مجازی به عنوان فعال جنگ نرم با این اشکالات همخوانی ندارد. اولین نیاز حضور در این فضا این است که بدانیم با چه مسائلی رو به رو خواهیم شد و نسخه خودمان را داشته باشیم. اگر بنا باشد برای جذب مخاطب به همان روش های ناپسند دیگران دست بزنیم و یا آن چه آن ها می گویند، تکرار کنیم، دیگر چه نیازی است که در آن فضا حضور داشته باشیم. اگر قرار است رضا حقیقت نژاد درباره آن چه محمود کریمی در روضه اش تعریف کرده، توییت بزند و ایجاد شبهه کند و من نوعی نتوانم مستدل و درست پاسخش را بدهم و تنها با شتابزدگی محض و بدون اندکی اطلاع همان حرف ها را تکرار کنم، دیگر چه تفاوتی با او دارم و علت حضورم در فضایی همچون توییتر چیست؟!
 
اگر بنا باشد از ترس توییت یک ضدانقلاب ما حرفی نزنیم، پس چرا به خودمان می گوییم سرباز جنگ نرم و فعال فرهنگی و از این دست القاب؟! ارزش این القاب به آن است که بتوانیم ایده ها و فرهنگ خود را به درستی ارائه نماییم، نه اینکه دچار خودسانسوری شویم یا اسیر فضای ایجاد شده توسط طرف مقابل باشیم و دائما بترسیم که اگر فلان حرف را بزنیم اینطور می شود و آنطور.
 
جنگ نرم سرباز با سواد می خواهد نه کارشناس با مطالعه در حد کپشن اینستاگرام!

اظهارنظر کردن و فعالیت علم می خواهد و بینش صحیح. تا زمانی که در خودمان توان مقابله منطقی و مستدل را نبینیم و تنها به یک کپی کار صرف تبدیل شویم، هیچ نتیجه مثبتی از حضورمان در این فضا به دست نخواهد آمد. آن چه که دیگران می کنند، مطابق است با اخلاقیات و اهدافشان و آن چه که بنا است توسط ما صورت بگیرد، باید بر اساس سبک زندگی و تفکر متناسب با عقاید ما باشد.
 
اگر جز این از من مذهبی و انقلابی و حزب اللهی سر بزند، یعنی فلسفه و چرایی حضورم در شبکه های اجتماعی را متوجه نشده ام و تنها آمده ام تا وقتی بگذرانم. اگر چنین باشد، بی شک بهتر است که از اظهارنظر کارشناسی و شتابزده و بدون علم خودداری کنیم تا اگر نفعی از حضورمان حاصل نمی شود، حداقل ضرری هم نرسانیم و اگر اینگونه نیست، علم خود را در مساله ای خاص و از راه درستش افزایش دهیم تا بتوانیم حداقل در برابر بمب افکنی های رسانه ای، مغلوب نشویم و به راحتی بازی نخوریم.
منبع: بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین