کد خبر: ۶۶۴۵۸۰
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۵
قصه کمک های متفاوت و خلاقانه یک جمع دوست داشتنی در روزهای کرونایی خواندنی است که فائزه مسعودی دانشجوی کارشناسی ارشد آن را برای ما روایت کرد.

به گزارش بولتن نیوز، کرونا فقط یک اتفاق بود تا بیشتر از قبل همدلی بین مردم تجلی پیدا کند و با وجود خانه نشینی فیزیکی ، اما قلب هایمان به هم نزدیک تر شود و حتی برای هم به تپش بیفتد. تپش هایی که با تصور وضعیت نا به سامان هم وطنانمان تند تر می شود و فقط با یاری رساندن آرام می گیرد.

برای فائزه مسعودی و دوستانش، این تپش ها از سال های دور معنا پیدا کرده و کمک کردن جزئی از وجودشان شده است. بانوانی از سرزمینی که نامش هم ، زینت زنان شده است و این بار ایران دخت ها به یاری هم‌رزمانشان در خط مقدم سلامت آمده اند. تیم جهادی خانم مسعودی حالا در این روزها کنار دوخت ماسک و تهیه بسته ارزاق برای خانواده‌های نیازمند، به طبخ و توزیع روزانه غذا برای کارتن‌خواب‌ها مشغول هستند.

اما قصه کمک های این جمع دوست داشتنی متفاوت و خلاقانه است که فائزه مسعودی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جوانان دانشگاه علامه طباطبایی آن را برای ما روایت کرد.

 

ماجرای اولین قدم های جهادی شدن

از سال 86 در مساجد، فعالیت های فرهنگی انجام می دادم و در این گونه اجتماعات حضور فعال داشتم تا اینکه در سال 1390 با گروه جهادی سفیران کوثر نور آشنا شدم که مسئولیت این گروه به عهده خانم پاپی نژاد بود. در این گروه جهادی ، تجربه اردوهای جهادی را کسب کردم و می توان گفت پا گذاشتن من در عرصه اردوهای جهادی درست از همین آشنایی آغاز شد. شورای مرکزی این گروه را ، بانوان تشکیل می دادند و برایم نکته جالبی بود که بانوان ایرانی توانستند چنین گروهی را تشکیل داده و اهداف متعالی را در آن دنبال کنند.

در اردوهای جهادی برای مستند سازی، عکاسی و تصویربرداری حضور پیدا می کردم  اما کم کم توانستم توانمندی هایم را افزایش دهم و با آموزش کتاب های درسی در مدارس خرمشهر و آموزش مسائل اخلاقی و فرهنگی و مهارت زندگی به نوجوانان و جوانان  توانستم در فعالیت های جهادی پیشرفت کنم.

در اردوی جهادی به خوزستان ، فعالیت های زیادی از قبیل برگزاری جشنواره شعر و تئاتر و غذا و صنایع دستی انجام می شد و تلاشمان بر این که بانوان خرمشهری را به سمت کارافرینی سوق دهیم. در تهران جشنواره ها و نمایشگاه هایی برگزار می کردیم و با فروش صنایع دستی این افراد و با قرار دادن مبلغی بیشتر به عنوان کمک هزینه ، آنها را تشویق به کارافرینی می کردیم . چرا که اعتقاد گروه بر این بود که بهتر است به جای ماهی دادن ، به این بانوان با استعدا د ، ماهیگیری یاد داد تا بتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. همین فعالیت ها باعث شد که رشد زیادی در فعالیت های جهادی پیدا کنم و حتی یک گروه جهادی تشکیل دهم.

 

وقتی مسئول یک گروه جهادی شدم

از همان ابتدای تشکیل گروه به این نتیجه رسیدم که باید با برگزاری کلاس و دوره های آموزشی ، داوطلبین را افرادی با مهارت کنم که بتوانند از توانایی ها و استعدادهایشان برای اهداف گروه به درستی استفاده کنند.

با این کار توانستیم گروه را تقویت و برای محرومان در استان خوزستان فعالیت های فرهنگی مناسبی از جمله اردوی زیارتی و سیاحتی برگزار کنیم.

 

جرقه ایده شبکه سازی گروه های جهادی

سال 96 به این نتیجه رسیدم که بهتر است گروه های جهادی از طریق یک شبکه سازی با یکدیگر متصل و مرتبط باشند تا بتوان از ظرفیت های آن ها در تهران و خوزستان بیشتر بهره برد. به همین دلیل ، شبکه گروه های انقلابی ایران اسلامی مقتدر را که به اختصار گام نام دارد ، تشکیل دادیم .

با تشکیل «گام» گروه های مختلف در جلسات متعدد شرکت داشته و برای افزایش بهره وری با یکدیگر تبادل نظر می کردند اما متاسفانه برخی از افراد این هم افزایی را نمی پذیرفتند و همچنان همراه نبودند تا اینکه موضوع شیوع ویروس کرونا در ایران پیش آمد.

 

کرونایی که محفل جهادی ها را گرم‌تر از قبل کرد

با شیوع ویروس کرونا از همان روزهای ابتدایی اعلام آن ، گروه های جهادی برای آنکه توان و ظرفیت خدمت رسانی بالاتر برود ، دست به دست هم دادند و در شبکه سازی کمک کردند.

گروه جهادی ما ظرفیت در اختیار قرار دادن کارگاه را داشت و یک گروه جهادی دیگر ظرفیت توزیع ماسک و گروه دیگر هم می توانست تغذیه جمع آوری و توزیع کند. همچنین گروه هایی بودند که عملیات میدانی انجام می دادند و حتی می توانستند در برپایی جشن های مذهبی در خیابان به صورت پخش مولودی و آذین بندی کمک کنند.

 

وقتی زنجیره ای نا گسستنی از همدلی شکل گرفت

همه این همکاری های گروه های جهادی ، باعث شد که یک زنجیره قوی شکل بگیرد تا بتوانیم به هم وطنانمان یاری برسانیم.

گروه جهادی ما نیز که در شور انتخابات ، فعالیت فرهنگی داشت ، با شنیدن خبر شیوع کرونا بلافاصله دست به کار شد. به جرات می توان گفت که ما جز اولین گروه های جهادی بانوان در تهران بودیم که بلافاصله دست به کار شدیم. مادر من کارگاه تولیدی پوشاک کوچکی داشت که با شنیدن خبر بیماری و کمبود ماسک ، آن را در اختیار گروه قرار داد و ما پس از اعلام فراخوان همراهی و کمک ، تولید ماسک را در این کارگاه با حضور 20 بانو آغاز کردیم.

در آن روزهای ابتدایی با وزارت بهداشت ، هماهنگی صورت گرفت و 10 هزار ماسک را تولید کردیم اما پس از آن به این فکر افتادیم که مشاغل پر خطر و افرادی که ناچار هستند در این شرایط ، همچنان در محل کار حضور پیدا کنند و نیاز به ماسک دارند. از این مشاغل می توان به فروشنده های سوپر مارکت و راننده های تاکسی ، افراد مستقر در ایستگاه بی آر تی و نانوایی ها اشاره کرد.

ما در این کارگاه دو نوع ماسک تولید می کنیم که ماسک سه لایه و ماسک پارچه ای را شامل می شود. به همین دلیل ، شروع به تحقیق درباره نوع پارچه کردیم و پس از شناسایی نوع مورد نظر ، پویش پارچه مهربانی را در اینستاگرام راه اندازی کردیم.

 

یک تیم مقتدر با حضور بانوان

در این گروه جهادی ، بانوان نقش اصلی و اساسی را ایفا می کنند و در فعالیت های مشارکتی نظیر توزیع محصولات از آقایان کمک می گیریم. من در این گروه با دوستانی در فعالیت هستم که اکثرا در مقطع تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل هستند . دکترای داروسازی ، دکترای مهندسی پزشکی ، دکترای مطالعات زنان از رشته هایی است که دوستانم در آن مشغول تحصیل هستند.

اعتقاد داریم که شرایط کنونی کشور ، مانند دوران دفاع مقدس است و ما یا باید در میدان بایستیم و بجنگیم و یا باید حمایت اقتصادی کنیم. گرچه با خط مقدم جتگ با کرونا که بیمارستان ها را شامل می شود ، فاصله داشتیم و نمی توانستیم در آنجا کمک کنیم اما وظیفه ما این بود که مانند زنانی که در دهه 60 از مردان جبهه های نبرد حق علیه باطل حمایت می کردند و در مساجد ، اقلام موردنیاز خاکریز ها را تهیه می کردند . امروز ما باید این راه را ادامه می دادیم.

 

نوزاد 6 ماهه کوچکترین عضو گروه

در این گروه از دختران دهه 80 تا مادران دهه 40 و 50 حضور دارند و حتی برخی از دوستانم با داشتن کودک شش ماهه خود ، در فعالیت ها سهیم می شوند.

دوستان من که در زمینه مهندسی مکانیک تحصیل کرده اند ، توانستند یک دستگاه استریل را بسازند تا بتوانیم ، ماسک ها را در همان کارگاه استریل کنیم که این موضوع نشان از همت بالای زنان گروه دارد.

 

از کرونا نمی ترسیم

برای حضور در کارگاه تمامی بانوان با دستکش و ماسک حضور پیدا می کردند و با یک لباس مخصوص کارگاه در این فعالیت حاضر می شدند . هر کدام از همراهان ما در این امر خیر که مشکوک به بیماری می شدند تا 48 ساعت از حضور در کارگاه منع می شدند.

ما اعتقاد داریم که شرایط کنونی کشور ، مانند دوران دفاع مقدس است و ما یا باید در میدان بایستیم و بجنگیم و یا باید حمایت اقتصادی کنیم. گرچه با خط مقدم جتگ با کرونا که بیمارستان ها را شامل می شود ، فاصله داشتیم و نمی توانستیم در آنجا کمک کنیم اما وظیفه ما این بود که مانند زنانی که در دهه 60 از مردان جبهه های نبرد حق علیه باطل حمایت می کردند و در مساجد ، اقلام موردنیاز خاکریز ها را تهیه می کردند . امروز ما باید این راه را ادامه می دادیم.

ما ایستادیم و اعتقاد داشتیم که با رعایت مسائل بهداشتی و صدقه دادن و توکل بر خدای بزرگ و توسل بر او می توانیم به دیگران کمک کنیم . اعتقادات مذهبی ما خیلی کمک کرد تا بتوانیم روزهای سخت را پشت سر بگذاریم.

به این ترتیب ، دیگر تیم ما یک تیم دانشجویی نبود و از دوستان و آشنایان، هرکس ، هرطور که می توانست به ما کمک می کرد.خوب به خاطر دارم که خانمی تماس گرفته بود و عنوان کرد که نمی تواند دوخت و دوز کند ولی برای کمک به تولید ماسک ، تمامی کش های مورد نیاز را به قطعات 18 سانتی تقسیم کرد و برای کارگاه آورد.

 

از تولید ماسک تا بروشور مجازی

امروزه با مدل جدیدی از فعالیت اجتماعی با شیوع کرونا مواجه شدیم و در این مدل باید شکل کمک و یاری هم تغییر کند. در کنار اینکه این خط تولید ماسک بین 500 تا 700 تولید در روز را ایجاد کردیم با همکاری سامانه 4030، بروشورهای مجازی را تولید و منتشر کنیم.

 

ارزاقی که شب عید را به خانه های محرومین آورد

در عید نوروز به خانواده های کم بضاعت ، بسته های ارزاق توزیع کردیم . در کنار این ، سهمیه وام های قرض الحسنه را نیز افزایش دادیم و 718 پک خوراکی و محلول ضد عفونی ، تحت عنوان بسته شادمانه در محله های منطقه 14 و 11و 15 توزیع کردیم.

 

یک غذای خاص برای کارتن خواب ها

پیش از ماجرای شیوع ویروس کرونا ، هر دوماه یک بار ، گوسفندی را به نیت سلامتی امام زمان (عج) قربانی کرده و بین اقشار کم بضاعت تقسیم می کردیم. به واسطه فرا رسیدن نیمه شعبان و تولد امام زمان (عج) با کمک های مردمی توانستیم 4 گوسفند را قربانی کنیم و رسمی که در گروه ما وجود دارد این است که ذره ای از این گوشت قربانی را خودمان مصرف نمی کنیم. به همین دلیل ، ایده ای به ذهنمان رسید که جگر این گوسفندان را پخته و به شکل غذای جغور بغور بین کارتن خواب ها در محله های شوش و مولوی توزیع کردیم و جالب اینکه آنها نیز از این غذا خوششان آمد و استقبال نشان دادند.

در حال حاضر تمرکز بر روی بیماری کروناست اما نباید از بی خانمان ها غافل شد و از آنجا که همیشه بانوان ، دقیق تر ، جزئی نگر تر و حساس تر هستند و جنس حل مساله شان نیز متفاوت است ، به این قشر هم توجه ویژه کرده و با پختن غذاهای متنوع ، توانستند به این قشر هم نشان دهند که مورد اهمیت هستند.

 

کرونا ما را از بی خانمان ها دور نکند

روزهای پایانی هفته گذشته ، نیز  سیرابی گوسفندان را به صورت آش پخته و در بین کارتن خواب ها توزیع کردیم. این کار به شدت بازتاب خوبی بین کاربران شبکه های اجتماعی داشته است . در حالی که در عمر 15 ساله خدمات جهادی و با وجود فعالیت های فرهنگی زیاد ، این میزان رضایت و تشویق از سوی مردم برای من جالب بود.

 

از کارگران غافل نشویم

کرونا باربرهای بازار و باربرهای راه آهن را از کار بیکار کرده است و باید در این شرایط به آنها هم توجه کرد. به همین دلیل برای ماه مبارک رمضان نیز بسته های ارزاق را به این افراد برسانیم.

پس از رهنمودهای مقام معظم رهبری برای ایجاد رزمایش همدلی، انرژی مضاعفی در بین مردم تزریق شد و سیل عظیمی از کمک های مردمی سرازیر شد.

اعتقاد شخصی ما این است که باید گروههای جهادی کوچک به حیات خود ادامه داده و زیر چتر گروه های بزرگی که  وابسته به نهادی هستند  و به عنوان مثال ارزاق 110 هزارتایی  توزیع می کنند ، نباید قرار بگیرند.

مقام معظم رهبری در صحبت های اخیرشان به مناسبت نیمه شعبان به همین گروه های کوچک جهادی اشاره کردند و از فعالیت های این چنینی تقدیر کردند.

 

مردم ایران ، همیشه در مهربانی ثابت قدم هستند

از زلزله و سیل گرفته تا کرونا ، فرقی ندارد ، مردم ما نشان داده اند که همراه و همدل هم هستند و این همدلی در دنیا کم نظیر است.

منبع: خبرگزاری فارس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین