يك پژوهشگر حقوق زنان:
خشونت عليه زنان شرمآورترين نوع خشونت
يک پژوهشگر حقوق زنان گفت: اكثر زنان به دليل شرم يا ترس از دست دادن بچهها و پيامدهاي ديگر در خصوص خشونت همسرانشان از سخن گفتن حتي با نزديكان خود خودداري ميكنند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، رباب ذکريازاده در نشست کارگروه حمايت از حقوق زنان شمالغرب کشور با عنوان «نفي خشونت عليه زنان در انديشه اسلامي» با بيان اينکه خشونت يا هر پديده اجتماعي ديگر زاييده نوع ساختار جامعه است گفت: براي شناخت وجود خشونت عليه زنان، بايد جامعه را بررسي كرد چرا كه فرهنگ جامعه بخش عظيمي از اين مسئوليت را به عهده دارد.
وي با بيان اينکه گاه رياست مرد بر خانواده و قوانين وسيعي كه قانون و عرف به او داده زمينه ساز اعمال خشونت عليه زنان است، ادامه داد: خشونت عليه زنان موضوعي فراملي است و به هر عمل خشونت آميز مبتني بر جنسيت گفته مي شود كه سبب بروز يا احتمال بروز آسيب هاي جسماني، جنسي، رواني يا رنج و آزار زنان از جمله تهديد به انجام چنين اعمالي، محدوديتهاي اجباري يا اختياري از آزادي در زندگي عمومي يا زندگي خصوصي ميشود.
اين محقق و فعال حقوق زنان با بيان اينکه در بيانيه حذف خشونت با زنان كه در 1993 در مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسيده مساله خشونت با زنان در زمره خشونت با بشر و نوعي جنايت تلقي شده است افزود: شايد بتوان گفت خشونت با زنان شرم آورترين نوع خشونت و ناقض حقوق بشر باشد كه مرزهاي جغرافيايي فرهنگي يا مادي نمي شناسد و تا زماني كه ادامه دارد ما نمي توانيم به برابري توسعه و صلح واقعي دست يابيم.
وي خشونت خانگي عليه زنان را بارزترين نمود نابرابري و بي عدالتي در مناسبات زن و مرد عنوان كرد و گفت: بررسي خشونت خانگي در ايران به دليل پنهان بودن اين مساله امري دشوار است و نيازمند پژوهشي بسيار عميق و از ابعاد گوناگون است.
ذکريازاده با بيان اينکه همسر آزاري تنها آزار فيزيكي و جسماني را در نميگيرد، ادامه داد: خشونت لفظي و رواني همچون تحقير، توهين، اختيار كردن همسر ديگر، بيتوجهي و بيعلاقگي به زن از انواع مختلف خشونت عليه زنان است كه حتي مي تواند تاثيري به مراتب بيشتر از آزار فيزيكي داشته باشد.
وي با بيان اينکه خشونت خانگي در دراز مدت آثار بسيار جدي عاطفي، جسمي و اجتماعي به جاي مي گذارد، ادامه داد: زناني كه تحت خشونت قرار ميگيرند دچار از بين رفتن اعتماد به نفس، انواع افسردگي، بازسازي رفتار خشونت آميز در بچه ها، عدم كارايي در محيط كار، از دست دادن اعتبار اجتماعي و خانوادگي ميشوند.
اين محقق و پژوهشگر حوزه زنان با بيان اينکه خشونت بر تمام اعضاي خانواده تأثير مي گذارد، گفت: كودكان غالبا ناظر درگيريهاي پدر و مادر هستند و گاه خود نيز در اين ميان مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند چنين كودكاني در معرض احساس ناامني، اختلالات رفتاري، افت تحصيلي و پرخاشگري قرار ميگيرند و شايد گفت اين كودكان بعدها خشونت را راهي طبيعي براي بيان احساسات و حل مناقشات خود مي يابند.
وي با بيان اينکه زنان حتي در پيشرفته ترين كشورها از تبعات و عوارض ناشي از خشونت رنج مي برند، ادامه داد: خشونت نه تنها تندرستي و تعادل عاطفي و رواني زنان را به خطر مياندازد بلكه جامعه را نيز متضرر ميكند و بهايي كه بابت اين صدمات پرداخته مي شود دولت ها را با مشكلات اقتصادي ، فرهنگي و خدماتي در گير مي كند و بايد بگويم در بسياري موارد دولت ها قادر نيستند اين بهاي سنگين را بپردازند در نتيجه دور باطل ادامه مي يابد و پديده خشونت عليه زنان تشديد و تقويت مي شود.
وي با بيان اينکه گاه رياست مرد بر خانواده و قوانين وسيعي كه قانون و عرف به او داده زمينه ساز اعمال خشونت عليه زنان است، ادامه داد: خشونت عليه زنان موضوعي فراملي است و به هر عمل خشونت آميز مبتني بر جنسيت گفته مي شود كه سبب بروز يا احتمال بروز آسيب هاي جسماني، جنسي، رواني يا رنج و آزار زنان از جمله تهديد به انجام چنين اعمالي، محدوديتهاي اجباري يا اختياري از آزادي در زندگي عمومي يا زندگي خصوصي ميشود.
اين محقق و فعال حقوق زنان با بيان اينکه در بيانيه حذف خشونت با زنان كه در 1993 در مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسيده مساله خشونت با زنان در زمره خشونت با بشر و نوعي جنايت تلقي شده است افزود: شايد بتوان گفت خشونت با زنان شرم آورترين نوع خشونت و ناقض حقوق بشر باشد كه مرزهاي جغرافيايي فرهنگي يا مادي نمي شناسد و تا زماني كه ادامه دارد ما نمي توانيم به برابري توسعه و صلح واقعي دست يابيم.
وي خشونت خانگي عليه زنان را بارزترين نمود نابرابري و بي عدالتي در مناسبات زن و مرد عنوان كرد و گفت: بررسي خشونت خانگي در ايران به دليل پنهان بودن اين مساله امري دشوار است و نيازمند پژوهشي بسيار عميق و از ابعاد گوناگون است.
ذکريازاده با بيان اينکه همسر آزاري تنها آزار فيزيكي و جسماني را در نميگيرد، ادامه داد: خشونت لفظي و رواني همچون تحقير، توهين، اختيار كردن همسر ديگر، بيتوجهي و بيعلاقگي به زن از انواع مختلف خشونت عليه زنان است كه حتي مي تواند تاثيري به مراتب بيشتر از آزار فيزيكي داشته باشد.
وي با بيان اينکه خشونت خانگي در دراز مدت آثار بسيار جدي عاطفي، جسمي و اجتماعي به جاي مي گذارد، ادامه داد: زناني كه تحت خشونت قرار ميگيرند دچار از بين رفتن اعتماد به نفس، انواع افسردگي، بازسازي رفتار خشونت آميز در بچه ها، عدم كارايي در محيط كار، از دست دادن اعتبار اجتماعي و خانوادگي ميشوند.
اين محقق و پژوهشگر حوزه زنان با بيان اينکه خشونت بر تمام اعضاي خانواده تأثير مي گذارد، گفت: كودكان غالبا ناظر درگيريهاي پدر و مادر هستند و گاه خود نيز در اين ميان مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند چنين كودكاني در معرض احساس ناامني، اختلالات رفتاري، افت تحصيلي و پرخاشگري قرار ميگيرند و شايد گفت اين كودكان بعدها خشونت را راهي طبيعي براي بيان احساسات و حل مناقشات خود مي يابند.
وي با بيان اينکه زنان حتي در پيشرفته ترين كشورها از تبعات و عوارض ناشي از خشونت رنج مي برند، ادامه داد: خشونت نه تنها تندرستي و تعادل عاطفي و رواني زنان را به خطر مياندازد بلكه جامعه را نيز متضرر ميكند و بهايي كه بابت اين صدمات پرداخته مي شود دولت ها را با مشكلات اقتصادي ، فرهنگي و خدماتي در گير مي كند و بايد بگويم در بسياري موارد دولت ها قادر نيستند اين بهاي سنگين را بپردازند در نتيجه دور باطل ادامه مي يابد و پديده خشونت عليه زنان تشديد و تقويت مي شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


