لطف لطفی در حق موسیقی ایران
بارها و بارها گفته و شنیده شده که هنر نیاز به جراحی های عمیقی دارد.حال هنر
هر گستره ای را پوشش دهد و یا ندهد، تفاوتی ندارد در احتیاج به جراحی آن.
از آغاز انقلاب اسلامی ایران یکی از بزرگترین چالش ها رویگردانی مردم از انواع سبک و سیاق هنر بود.این عدم تمایل مردم مذهبی به هنر در بسیاری از نوشته های پیش و پس از انقلاب مشهود است. آنجا که به جای موسیقی سخن از مطربی می آید، خود نشان از عدم ارتباط صحیح این سبک هنر با آحاد جامعه بوده است.
در میان سبک های هنر رویگردانی از موسیقی و سینما بیش از دیگر سبک های آن است. چرا که ملت با چشمان خود آثار هرزگی و فساد را در این دو رشته دیده بودند. چه بسیارند فیلمهای غیر موجه پیش از انقلاب که با موسیقی عجین گشته اند. این طرز تفکر در بعد از پیروزی انقلاب نیز وجود داشت و بسیاری از خانواده ها از حضور فرزندانشان در وادی سینما و موسیقی کراهت داشتند.همین امر نیز باعث شد تا فقط عده قلیلی هنرمند معتقد در میان سیل هنرمندان غرب گرا در سینما و هنر ایران باقی بمانند.
هر چند که بسیاری از آوازه خوان ها و بازیگران با پیروزی انقلاب اسلامی بار سفر به غرب را بستند و لکین باقی مانده آنها در موسیقی و سینمای ایران باقی ماندند. به جهت حاکمیت تفکرات انقلابی کسانی که تا چند ماه پیش برهنه در مقابل دوربین خودنمایی می کردند، مجبور به بازیگری با پوشش اسلامی شدند. در موسیقی نیز همین امر حاکم بود و نه تنها مسئولان بلکه خود مردم نیز نمی گذاشتند موسیقی و یا سینما خطهای قرمز را به راحتی در نوردد. این فضا بر هنر ایران حاکم بود تا اینکه جنگ تحمیلی به پایان رسید و سیاست فرهنگ مردان دولتی در دولت هاشمی رفسنجانی آن مسیری را که از ابتدای انقلاب حاکم بود برنتابید و خطوط قرمزی بود که یک به یک کنار گذاشته می شد.

قبح شکنی از اعتقادات مردمی در دوران اصلاحات به اوج خود رسید و بسیاری از فیلمهای سینما هر آنچه که می توانستند کردند تا جایی که در فیلم نان عشق و موتور 1000 بسیج و تفکر بسیجی به راحتی مورد اهانت قرار گرفت.
هر چند که چه در موسیقی و چه در سینما بودند و هستند کسانی که به هنجارهای جامعه اسلامی ایران معتقدند ولیکن این افراد در مقابل سیل هنجارشکنان سینما و موسیقی عده ای قلیل به حساب می آمدند که گهگاه مورد حمله دیگر هنرمندان قرار می گرفتند.
محمدرضا لطفی یکی از این هنرمندان متعهد است. کسی که موسیقی را از استادانی چون علی اکبر شهنازی، حبیب الله صالحی فرا گرفت و سالها و سالها در بالاترین پله های موسیقی ایران خوش می درخشید، این روزها مورد هجوم رسانه های غربی و علی الخصوص بنگاه شایعه پراکنی بی بی سی قرار گرفته است. این شانتاژ رسانه ای غرب بر علیه این استاد موسیقی ایران پس از آن صورت گرفت که وی در گفتگویی با هفته نامه آسمان به انتقاد از سبک و سیاقی که این روزها محمدرضا شجریان برگزیده است،پرداخت.
استاد
لطفي چند روز پیش در گفتوگويي كه نشريه آسمان آن را منتشر كرد، اظهار داشته بود: مطالبي
را كه شجريان در بيرون مرزها و داخل مرزهاي كشورمان مطرح كرده، با مطالبي كه من گفتهام
و ميگويم كاملاً متفاوت است.

شجريان از سال 57 و بعد از انقلاب تا امروز بالاترين حجم توليد و بيشترين و موفقترين كنسرتها را داشته است. اگر شجريان قبل از انقلاب يك دهم موسيقي توليد كرده بود، بعد از انقلاب ده برابر توليد داشته است. شخص آقاي شجريان اگرچه مانند بسياري از موسيقيدانها دچار مشكلاتي بوده ولي هيچوقت برنامههايش قطع نشده، آثارش منتشر شده، كنسرتهايش برگزار شده و هميشه مجوز گرفته است. وي همچنین در ادامه گفته بود: اولين كنسرتهاي اين مملكت را در شهرستانها شخص شجريان برگزار كرده است. خود آقاي خاتمي در زمان وزارتشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در كنسرت اصفهان شجريان حضور داشت.
امروز من شخصاً نميفهمم شجريان به عنوان يك موزيسين موفق كه اين همه كنسرت داده و كار توليد كرده و آثارش در راديو و تلويزيون پخش شده و بيش از 300 كنسرت خارج از كشور داشته، چرا اكنون اعتراض ميكند؟ من اين را نميفهمم. يك وقت شما را براي ساليان دراز محروم كردهاند و با كلي بدبختي يك كنسرت برگزار ميكنيد و هزارگونه مشكل داريد و اعتراض ميكنيد؛ اگر چنين شخصي بخواهد بر روي اين مسائل صحبت كند قابل فهم است. این گفته های لطفی برای هواخواهان شجریان در بی بی سی که چندی پیش میزبان وی نیز بودند، گران تمام شد و به این طرف و آن طرف متوسل شدند تا دو نفر را که تفاوت چندانی با شجریان در طرز تفکر نداشتند، یافتند و سناریوی حمله به لطفی کلید خورد.
صرفنظر از هر آنچه در این برنامه و در گوشه و کنار صحنه هنر! بر علیه این استاد موسیقی با سکوت دیگر هنرمندان ایرانی روانه شد ولی انتقادات استاد لطفی در برههای که خالق نوای ربنا در دامان انگلیس خوش رقصی می کند و یا اینکه کارگردان تسویه حساب(تهمینه میلانی) در هند در کنار داور اسرائیلی می نشیند و این توجیه را می آورد که " ما سياستمدار نيستيم و هيچ مشكلي در كار با يكديگر نداريم"، جای بسیار خوشحالی است که لااقل کسی هنوز در عرصه هنر وجود دارد که به واقعیت ها نیز نظر بیندازد و به خاطر خودنمایی در برابر غرب، مردم و حکومتی که به آنها دین دارد را زیر پا نگذارد.
هر چند در فضای حاکم سینما و موسیقی ایران دل شیر می خواهد تا به کسانی که در تهران، هوای آمریکا و انگلیس را تنفس می کنند، انتقاد کنی و آماج کینه های خودی و بیگانه قرار بگیری ولی این لطف استاد لطفی در موسیقی ایران نشان داد که کسانی که از آبشخور این مرز و بوم تناول می کنند و پنجره آوایشان را رو به سوی غرب می گشایند،دیر یا زود رفتنی اند و دیگر "تنها صداست که می ماند" پایدار نخواهد ماند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



فقط مهم این است که در راستای تفکرات صرفا سیاسی که هیچ ربطی به مفاهیم هنر ندارد حرفی زده شود
مساله ای که برای آقای افتخاری پیش آمد و آن حمایتهای الکی و نه از دل که او فقط یک ابزار بود
حالا سخنان آقای لطفی هم ایضا