نگاهی به فیلم برنده برنده
خانواده ای که دیگر نیست + عکس
Win Win
برنده برنده
محصول سال 2011
هنرپیشگان: پل جیاماتی، امی رایان، الکس شافر
کارگردان: توماس مککارتی
فیلم قصه وکیلیست بنام مایک فلاهرتی که موکل چندانی نداشته و هر از چندگاهی هم که کسی به وی مراجعه می کند ، آدمیست معمولی با مشکلات بسیار مضحک ( مثلا مردی که گربهاش گم شده ) . روزی پیرمردی بنام لئو که علائم آلزایمر در وی پیدا شده و قادر به مراقبت از خودش نیست از مایک درخواست کمک می کند. مایک ابتدا وکالت او را رد می کند ولی زمانی که پی می برد قیم قانونی پیرمرد در ازای مراقبت از وی مبلغ 1500 دلار در ماه دریافت می کند ، تصمیم می گیرد خود قیم او شود . او برای دادگاه می گوید تنها دختر پیرمرد سالهاست او را ترک کرده و هیچ اثری از او نیست . قاضی هم به همین دلیل با درخواست مایک موافقت می کند . اما روزی سر و کله نوه پیرمرد پیدا شده و ...
یکی از مسائلی که چند سالیست بطور بسیار جدی در غرب دنبال می شود مسئله خانواده است. خانواده ، کوچکترین و مهمترین نهاد جامعه است و به جرات می توان گفت پایداری و دوام یک جامعه به استحکام خانواده بستگی دارد. اما با حاکم شدن تفکرات و اندیشه های جدید در غرب و گسترش ایدئولوژی های نوین و ترویج فرهنگ "تجرد" ، روز به روز از استحکام این نهاد مقدس کم شده تا جایی که امروزه طبق آمارهای خود غربی ها خانواده دیگر مفهومی نداشته و اگر خوشبینانه به خواهیم به مسئله نگاه کنیم ، خانواده دیگر مفهوم گذشته خود را ندارد . در گذشته خانواده های سنتی وجود داشتند که با پدر نان آور ، مادر خانه دار و یک یا چند فرزند شکل می گرفتند اما با گذشت زمان این وضع تغییر کرده و طبق برخی آمارها به یک ششم کاهش یافته و بیشتر خانواده های غربی به صورت تک والدینی شدند . این وضع نیز چندان پایدار نبوده و امروزه خانواده تک والدینی نیز در حال از هم پاشیدن است ؛ و این مسئله نه به نفع والدین بوده و نه به نفع فرزندان ؛ اولین نتیجه آن نیز تنهایی و انزوای اعضای خانواده از هم پاشیده است که اگر عضو نوجوانی در آن خانواده باشد از این مسئله صدمه بیشتری خواهد دید، و این همان نکته ایست که فیلم "برنده برنده" به آن اشاره دارد.
قصه فیلم در حال و هوایی مفرح و با مضمون اهمیت دادن به مسئله خانواده شکل گرفته است. در ابتدا خانواده مایک را شاهدیم که همه اعضای آن خوش و خرم در کنار یکدیگر زندگی می کنند. حتی مایک با وجود مشکلات اقتصادی، چندان ناراحتی از خود بروز نمی دهد . صبحها به ورزش رفته و بعدازظهرها نیز پس از ترک محل کارش به مربیگری کشتی می پردازد . شب ها را نیز در کنار خانواده سپری می کند . وی و خانواده اش را می توان نماد همان خانواده سنتی دانست (پدر نان آور ، مادر خانه دار و در کنار فرزندانشان)
سپس وضع خانواده از هم گسیخته لئو نشان داده می شود. با آنکه لئو از ثروت زیادی برخودار است، بسیار تنها بوده و در دوران پیری که نیاز زیادی به مراقبت دارد هیچکس را در کنار خود نمی بیند.
پس از آنکه سر و کله نوه لئو یعنی کایل پیدا شده، مسئله خانواده او نیز مطرح می شود. او که با مادرش زندگی می کرده اکنون وضعی بهتر از پدربزرگش ندارد. فردی تنها و منزوی که مادرش هیچ توجهی به وی نداشته و حتی با گذشت چندین روز از حضورش در کنار خانواده مایک، مادرش هیچ تماسی با او نمی گیرد.
اهمیت دادن به نهاد خانواده از زمان حضور کایل مطرح می شود. کایل پس از آنکه وضعیت پدربزرگش را می بیند تصمیم می گیرد به شهرش بازگردد اما مدتی بعد منصرف می شود. زمانیکه کایل تصمیم می گیرد مدتی طولانیتر در کنار خانواده مایک بماند مسئله خانواده پرنگ تر می شود. همسر مایک که زنی خانه دار و دلسوز خانواده است به کایل می گوید "ما نمی تونیم کمکت کنیم ، مگه اینکه بگی چه خبره ، دلیلی داره که نمیری خونه ؟، می تونی به ما اعتماد کنی " سپس کایل ماجرای درگیریاش با نامزد مادرش را بیان می کند و از اهمیت ندادن مادرش به وی می گوید . اینجاست که همسر مایک که ابتدا اصرار داشت کایل منزلشان را ترک کند ، بر ماندن او تا مشخص شدن وضعیتش پافشاری می کند . در ادامه نیز هرچه مسائل و مشکلاتی که کایل داشته ، مطرح می شود ، همسر مایک به ماندن و روشن شدن وضع کایل اصرار بیشتری می ورزد. کایل نیز رفته رفته با این خانواده ارتباط بهتری برقرار کرده و امید از دست رفته خود را بدست می آورد .
قهرمان کشتی بودن کایل و سن نوجوانی وی نیز در جهت مضمون فیلم به خوبی مطرح شده است . کشتی ورزشیست کاملا انفرادی و موفقیت در آن تنها به خود فرد و توان او بستگی دارد . فیلم قصد دارد که نشان دهد همین فرد کشتیگیر اگر وضع خانه و خانوادهاش آشفته باشد با وجود تواناییهای زیاد هم نمی تواند به موفقیت دست پیدا کند . بخصوص اگر آن کشتیگیر در سن نوجوانی باشد . همانند کایل که به علت وضع بد خانوادهاش با وجود توان بالایی که در کشتی داشته، دست به رفتاری زده است که موجب از بین رفتن همه اعتبارش شده است. اما هرچه رابطه او با خانواده مایک صمیمی تر می شود، به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کند.
نقد مسئله "رفاه اقتصادی و رسیدن به آرامش" نیز در فیلم با نشان دادن وضع لئوی پولدار ولی منزوی مطرح می شود . کایل نیز بارها در طول فیلم زمانیکه مایک و همسرش می خواهند به وی پول بدهند می گوید که پول دارد؛ که این مطلب نیز در جهت نقد همان مسئله است. کایل نوجوان ، در حقیقت به دنبال محبت و آرامشیست که تنها در نهاد خانواده بدست می آید.
در واقع فیلم با ایجاد فضایی بانشاط و مفرح سعی دارد در کنار القای اهمیت حفظ نهاد خانواده به بیننده اصلی خود بفهماند که خانواده به لحاظ پایگاه عاطفی خاصی که دارد، باید نوجوان را در پناه گیرد و تجربیات لازم را برای او تامین نماید. به ویژه آنکه نوجوان هنوز در وضعیتی نیست که از خانواده جدا شود و مستقل زندگی کند و روی پای خود بایستد.
برنده برنده
محصول سال 2011
هنرپیشگان: پل جیاماتی، امی رایان، الکس شافر
کارگردان: توماس مککارتی
فیلم قصه وکیلیست بنام مایک فلاهرتی که موکل چندانی نداشته و هر از چندگاهی هم که کسی به وی مراجعه می کند ، آدمیست معمولی با مشکلات بسیار مضحک ( مثلا مردی که گربهاش گم شده ) . روزی پیرمردی بنام لئو که علائم آلزایمر در وی پیدا شده و قادر به مراقبت از خودش نیست از مایک درخواست کمک می کند. مایک ابتدا وکالت او را رد می کند ولی زمانی که پی می برد قیم قانونی پیرمرد در ازای مراقبت از وی مبلغ 1500 دلار در ماه دریافت می کند ، تصمیم می گیرد خود قیم او شود . او برای دادگاه می گوید تنها دختر پیرمرد سالهاست او را ترک کرده و هیچ اثری از او نیست . قاضی هم به همین دلیل با درخواست مایک موافقت می کند . اما روزی سر و کله نوه پیرمرد پیدا شده و ...
یکی از مسائلی که چند سالیست بطور بسیار جدی در غرب دنبال می شود مسئله خانواده است. خانواده ، کوچکترین و مهمترین نهاد جامعه است و به جرات می توان گفت پایداری و دوام یک جامعه به استحکام خانواده بستگی دارد. اما با حاکم شدن تفکرات و اندیشه های جدید در غرب و گسترش ایدئولوژی های نوین و ترویج فرهنگ "تجرد" ، روز به روز از استحکام این نهاد مقدس کم شده تا جایی که امروزه طبق آمارهای خود غربی ها خانواده دیگر مفهومی نداشته و اگر خوشبینانه به خواهیم به مسئله نگاه کنیم ، خانواده دیگر مفهوم گذشته خود را ندارد . در گذشته خانواده های سنتی وجود داشتند که با پدر نان آور ، مادر خانه دار و یک یا چند فرزند شکل می گرفتند اما با گذشت زمان این وضع تغییر کرده و طبق برخی آمارها به یک ششم کاهش یافته و بیشتر خانواده های غربی به صورت تک والدینی شدند . این وضع نیز چندان پایدار نبوده و امروزه خانواده تک والدینی نیز در حال از هم پاشیدن است ؛ و این مسئله نه به نفع والدین بوده و نه به نفع فرزندان ؛ اولین نتیجه آن نیز تنهایی و انزوای اعضای خانواده از هم پاشیده است که اگر عضو نوجوانی در آن خانواده باشد از این مسئله صدمه بیشتری خواهد دید، و این همان نکته ایست که فیلم "برنده برنده" به آن اشاره دارد.
قصه فیلم در حال و هوایی مفرح و با مضمون اهمیت دادن به مسئله خانواده شکل گرفته است. در ابتدا خانواده مایک را شاهدیم که همه اعضای آن خوش و خرم در کنار یکدیگر زندگی می کنند. حتی مایک با وجود مشکلات اقتصادی، چندان ناراحتی از خود بروز نمی دهد . صبحها به ورزش رفته و بعدازظهرها نیز پس از ترک محل کارش به مربیگری کشتی می پردازد . شب ها را نیز در کنار خانواده سپری می کند . وی و خانواده اش را می توان نماد همان خانواده سنتی دانست (پدر نان آور ، مادر خانه دار و در کنار فرزندانشان)
سپس وضع خانواده از هم گسیخته لئو نشان داده می شود. با آنکه لئو از ثروت زیادی برخودار است، بسیار تنها بوده و در دوران پیری که نیاز زیادی به مراقبت دارد هیچکس را در کنار خود نمی بیند.
پس از آنکه سر و کله نوه لئو یعنی کایل پیدا شده، مسئله خانواده او نیز مطرح می شود. او که با مادرش زندگی می کرده اکنون وضعی بهتر از پدربزرگش ندارد. فردی تنها و منزوی که مادرش هیچ توجهی به وی نداشته و حتی با گذشت چندین روز از حضورش در کنار خانواده مایک، مادرش هیچ تماسی با او نمی گیرد.
اهمیت دادن به نهاد خانواده از زمان حضور کایل مطرح می شود. کایل پس از آنکه وضعیت پدربزرگش را می بیند تصمیم می گیرد به شهرش بازگردد اما مدتی بعد منصرف می شود. زمانیکه کایل تصمیم می گیرد مدتی طولانیتر در کنار خانواده مایک بماند مسئله خانواده پرنگ تر می شود. همسر مایک که زنی خانه دار و دلسوز خانواده است به کایل می گوید "ما نمی تونیم کمکت کنیم ، مگه اینکه بگی چه خبره ، دلیلی داره که نمیری خونه ؟، می تونی به ما اعتماد کنی " سپس کایل ماجرای درگیریاش با نامزد مادرش را بیان می کند و از اهمیت ندادن مادرش به وی می گوید . اینجاست که همسر مایک که ابتدا اصرار داشت کایل منزلشان را ترک کند ، بر ماندن او تا مشخص شدن وضعیتش پافشاری می کند . در ادامه نیز هرچه مسائل و مشکلاتی که کایل داشته ، مطرح می شود ، همسر مایک به ماندن و روشن شدن وضع کایل اصرار بیشتری می ورزد. کایل نیز رفته رفته با این خانواده ارتباط بهتری برقرار کرده و امید از دست رفته خود را بدست می آورد .
قهرمان کشتی بودن کایل و سن نوجوانی وی نیز در جهت مضمون فیلم به خوبی مطرح شده است . کشتی ورزشیست کاملا انفرادی و موفقیت در آن تنها به خود فرد و توان او بستگی دارد . فیلم قصد دارد که نشان دهد همین فرد کشتیگیر اگر وضع خانه و خانوادهاش آشفته باشد با وجود تواناییهای زیاد هم نمی تواند به موفقیت دست پیدا کند . بخصوص اگر آن کشتیگیر در سن نوجوانی باشد . همانند کایل که به علت وضع بد خانوادهاش با وجود توان بالایی که در کشتی داشته، دست به رفتاری زده است که موجب از بین رفتن همه اعتبارش شده است. اما هرچه رابطه او با خانواده مایک صمیمی تر می شود، به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کند.
نقد مسئله "رفاه اقتصادی و رسیدن به آرامش" نیز در فیلم با نشان دادن وضع لئوی پولدار ولی منزوی مطرح می شود . کایل نیز بارها در طول فیلم زمانیکه مایک و همسرش می خواهند به وی پول بدهند می گوید که پول دارد؛ که این مطلب نیز در جهت نقد همان مسئله است. کایل نوجوان ، در حقیقت به دنبال محبت و آرامشیست که تنها در نهاد خانواده بدست می آید.
در واقع فیلم با ایجاد فضایی بانشاط و مفرح سعی دارد در کنار القای اهمیت حفظ نهاد خانواده به بیننده اصلی خود بفهماند که خانواده به لحاظ پایگاه عاطفی خاصی که دارد، باید نوجوان را در پناه گیرد و تجربیات لازم را برای او تامین نماید. به ویژه آنکه نوجوان هنوز در وضعیتی نیست که از خانواده جدا شود و مستقل زندگی کند و روی پای خود بایستد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



برد برد ، نه برنده برنده .