کد خبر: ۶۵۲۶۳
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۰
کیهان:

4- ده روز پيش، باراك اوباما وقتي با چالش خبرنگاران در حاشيه نشست آسيا- پاسيفيك مواجه شد، درباره ايران سخني گفت كه طي 30 ساله گذشته از زبان هيچ رئيس جمهور ديگر آمريكا به طور علني گفته نشده است. او در پاسخ تبليغات جمهوري خواهان گفت «آيا تصور مي كنيد موضوع ايران چالش ساده اي است؟ نه هيچ كس چنين ادعايي ندارد. اين ادعا يا سياسي كاري است يا آنها نمي دانند درباره چه چيزي صحبت مي كنند». اين عبارت، تعبير ديپلماتيك تر تحليل سال گذشته روزنامه واشنگتن تايمز بود كه نوشته بود «ايران چالش شماره 1 و 2 و 3 آمريكا در سال 2011 است». يك هفته بعد از سخنان اوباما، روزنامه لوموند چاپ پاريس، در ترسيم چشم انداز موجود نوشت «ايران، هم اكنون پرچم رهبري آمريكا در جهان را به حالت نيمه افراشته درآورده است. اروپا درگير بحران هاست و از آن سو جنبش هاي اسلامگرا در حال درو كردن ميوه بهار انقلاب ها در خاورميانه هستند».
يكي دو روز بعد، شبكه تلويزيوني ABC در حالي كه از قول چند مقام ارشد اطلاعاتي- فعلي و سابق- آمريكا، بازداشت دست كم 12 جاسوس سازمان «سيا» در ايران و لبنان را تاييد مي كرد، اعلام كرد «تأييد خبر چند ماه پيش، نشان مي دهد ايران و سيدحسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان در آن زمان (مي و ژوئن) راست گفته بودند... آن زمان سازمان سيا تجاهل كرد اما يك مسئول فعلي اين سازمان مي گويد ضربه اي بزرگ به آمريكا وارد شده است. اينك معلوم مي شود نصرالله دروغ نگفته بود. پس از كشف شبكه جاسوسي سيا، نگراني از خسارت ناشي از اين اتفاق، مانند ويروس در بدنه سازمان پخش شده است. به گفته مقامات آمريكايي، خسارت هاي ناشي از انهدام اين شبكه جاسوسي بيشتر از سطح توقع آنها بوده و هر چه زمان مي گذرد، بر حجم فاجعه افزوده مي شود.» اينها را علاوه كنيد به برخي كشفيات جاسوسي طي چند ماهه اخير در سوريه كه هنوز ابعاد كامل آن رسانه اي نشده است. همزمان بنيامين بن اليعاذر وزير دفاع سابق رژيم صهيونيستي گفته است «رخدادهاي اخير مصر ابعاد هولناكي به خود گرفته است. تل آويو بايد خود را براي تبديل مصر به دشمن اسرائيل آماده كند. آينده مصر در دست ملت اين كشور قرار گرفته كه اسرائيل را دشمن خود مي دانند».
3- يك پرسش مهم و مشترك درباره فوران انبوه اين اتفاقات وجود دارد. امروز همه درغرب و شرق عالم مي پرسند چه چيزي بنياد «محاسبات» جبهه صهيونيسم مسيحي- جبهه استكبار- را منهدم كرده است. پيش از اين قدرتمندان مي ترساندند و به مرگ مي گرفتند تا مستضعفان را به تب راضي كنند اما چرا اكنون اين فرمول محاسباتي، انتظارات غرب را پاسخ نمي دهد؟ همين روزها نام دو سردار و دو سرلشكر، دهان به دهان سياستمداران غرب و تيتر به تيتر رسانه هاي آنها گشت؛ سيدحسن نصرالله و حاج قاسم سليماني. اين دو سردار، پاسخ هايي براي پرسش اخير دارند. برخي محافل رسانه اي و سياسي صهيونيستي پيش از اين شهادت داده اند كه هر چه زمامداران خود- كساني چون پرز، اولمرت، نتانياهو و باراك- را «دروغگو» و «فرومايه» تلقي مي كنند، سيدحسن نصرالله و وعده هاي او را صادق يافته اند. مي گويند سخنان وي از جنس حقيقت است و مي توان به درستي آنها ايمان داشت. زماني كه صهيونيست ها، جنازه شهيد هادي نصرالله فرزند دبير كل حزب الله را گروگان گرفتند و باج خواستند، با حيرت تمام شنيدند كه نصرالله مي گويد فرزند من با ديگر شهداي حزب الله هيچ تفاوتي ندارد و ما سر اين جنازه معامله نمي كنيم.
بعد از مقاومت پيروز 33 روزه در تابستان 2006، از «سيدحسن» پرسيدند كه چگونه از پس اشغالگران صهيونيست - چهارمين ارتش بزرگ به قول خودشان- برآمديد و بر آنها پيروز شديد؟ او ضمن آن كه از شوق شهادت سخن گفت، به كلام الهي استناد كرد آنجا كه در آيه 96 سوره بقره مي فرمايد «و لتجدنهم احرص الناس علي حياه و من الذين اشركوا... و آنها (يهوديان) را حريص ترين مردم - حتي حريص تر از مشركان- به زندگي خواهي يافت. هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر كند در حالي كه حتي اين عمر طولاني او را از كيفر و مجازات باز نخواهد داشت». سيدحسن گفت ما پاشنه آشيل و نقطه ضعف آنها- جان دوستي حريصانه و يهودانه!- را پيدا كرديم و مدام از همان موضع ضربه زديم تا از پا درآمدند و گريختند. چند سال بعد- همين روزها- وقتي قاسم سليماني بقيه السيف فرماندهان شهيد دفاع مقدس شنيد مقامات بزدل آمريكايي علناً از ترور او مي گويند تا ترس و عجز خود را بپوشانند، با آرامش تمام در جمع بسيجيان گفت «ترور، تهديدي براي من نيست. كمك به يك شوق قديمي است... خدايا شهادت را نصيبم كن». هيچ كس در سبعيت رژيم كودك كش صهيونيست يا رژيم جنايت بنيان آمريكا ترديدي ندارد و آنجا كه جنايت و رذالتي مرتكب نشده اند، قطعاً تيغ شان كند بوده است. اما اين هم معمايي غامض براي جبابره جهان است كه تا ديروز مي ترساندند و حكم مي راندند اما امروز قومي در ميانه ميدان ايستاده اند كه صلابت كوه، استعاره اي از آنهاست. به فرمان امير مؤمنان(ع) عمل مي كنند كه «تزول الجبال و لاتزل». سيره آنان علوي است. برخلاف دشمن، غرش نمي كنند مگر كه ببارند و نمي بارند مگر كه سيل جاري سازند. پيش از اين، تهديد به مرگ، ايستگاه آخر و آخر بن بست بود اما حالا سپاهي سر برآورده اند كه مرگ را نه فقط به زير پا كشيده باشند، كه شهادت را «شهد شروع» و «اول عشق» مي دانند، بي هيچ اضطراب! اين قوم صبور در برابر امتحان، گفتار مؤمنان استوار در سپاه طالوت را تفسير كردند آنجا كه مي گفتند «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله و الله مع الصابرين. و اما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين. فهزموهم باذن الله ...». (آيات 249 تا 152 سوره بقره).»
2- «ابد والله ما ننسي حسيناً». اگر ديروز نوبت مردم لبنان و عراق بود كه اين شعار را از صميم جان بخوانند و بگويند هرگز حسين(ع) را فراموش نمي كنيم، امروز نوبت بحرين و يمن است و فردا مصر، بي ترديد. ما ايمان داريم به اين فرموده پيامبر اعظم(ص) كه «حسين مني و انا من حسين، احبّ الله من احبّ حسيناً». مگر مي شود رسول خدا را دوست داشت و از محبت حسين او جاماند؟ روزگاري كه محتشم فرمود «باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است»، اوضاع روزگار هنوز چنين بر هم نشده بود. امروز عزت و كرامت، حرف اول ملت ها را مي زند و چه كسي عزيزتر از سيدالشهدا عليه السلام كه سالار آزادگي شد آنجا كه فرمود «بدانيد كه زنازاده پسر زنازاده مرا بين دو چيز، شمشير و ذلت مخير كرده است. و هيهات منا الذله. خداوند و پيامبر او و مومنان و دامن هاي طيب و طاهر، از چنين عاري براي ما ابا مي كنند». اعقاب جبهه اموي اگر مي خواهند آلياژ بنيان مرصوص جبهه مقاومت اسلامي را بشناسند، بايد كه به كربلا و عاشورا برگردند آنجا كه مردي تحت محاصره كامل اما خلل ناپذير، از «بن بست» مرگ، «پلي» به سوي عزت و سعادت ساخت و خطاب به اصحاب صادق الوعد خويش فرمود «صبراً يا بني الكرام فما الموت الا قنطره تعبربكم عن البوس و الضرّاء الي الجنان الواسعه و النعم الدائمه . شكيبا و استوار باشيد اي فرزندان كرامت كه مرگ نيست جز پلي كه شما را از سختي و آسيب به سوي وسعت بهشت و بهره مندي دايمي عبور مي دهد» و «شوق من به شهادت افزون تر از اشتياق يعقوب به ديدار يوسف است». ترس مرگ كه فرو ريخت و شوق شهادت جاي آن را گرفت، طلسم شيطان در دم مي شكند.
رضوان خدا بر استاد شهيد مرتضي مطهري كه درباره حضرت سيدالشهدا فرمود «حسين بن علي (عليه السلام) يك روح بزرگ و يك روح مقدس است. اساسا روح كه بزرگ شد، تن به زحمت مي افتد. و روح كه كوچك شد، تن آسايش پيدا مي كند. اين خود يك حسابي است. ابن عباس ها بيايند و نهي كنند، مگر روح حسين اجازه مي دهد؟... روح كوچك دنبال لقمه براي بدن مي رود. روح كوچك دنبال پست و مقام مي رود ولو با گرو گذاشتن ناموس... اما روح بزرگ به تن نان جو مي خوراند، بعد هم بلندش مي كند و مي گويد شب زنده داري كن. روح بزرگ وقتي كه كوچك ترين كوتاهي در وظيفه خودش مي بيند، به تن مي گويد اين سر را توي اين تنور ببر تا حرارت آن را حس كني و ديگر در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهي نكن. روح بزرگ آرزو مي كند كه در راه هدف هاي الهي و هدف هاي بزرگ كشته شود. فرقش شكافته مي شود، خدا را شكر مي كند. روح وقتي كه بزرگ شد، خواه ناخواه بايد در روز عاشورا 003 زخم به بدنش وارد شود. آن تني كه زير سم اسب ها لگدمال مي شود، جريمه يك روح بزرگ را مي دهد، جريمه يك حماسه را مي دهد، جريمه حق پرستي را مي دهد، جريمه روح شهيد را مي دهد. از شعارهاي روز عاشوراي حسين عليه السلام يكي اين است؛ الموت اولي من ركوب العار و العار اولي من دخول النار... شب تاسوعا كه براي آخرين بار به او عرضه مي دارند يا كشته شدن يا تسليم، اظهار مي دارد. والله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا افرّ فرار العبيد» (جلد 1 حماسه حسيني، صفحات 341 و 441). شخصيتي اين چنين كه مهاتما گاندي را در هندوستان به شور و جنبش عليه انگليس در آورد، آيا نمي تواند مسلمين ستم كشيده و ديگر مستضعفان را در اقطاب عالم به شورش آورد؟! آيتي كه بر زبان محتشم(ره) جاري شده، هر سال تعبير و تفسيري تازه خواهد داشت. خون حسين عليه السلام كه زماني به واسطه پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رصدگران سازمان جاسوسي سيا را مبهوت خود ساخت تا در گزارش ها و تحليل ها از آن به عنوان «اكسير و فرمول انقلاب پيروز 9791» ياد كنند، اكنون سرزمين تا سرزمين خاورميانه را در مي نوردد و مي جوشد، هر چند كه هنوز عشق، چندان كه بايد شعله نكشيده است. آن روز كه اميرمومنان در مسيرصفين، از كربلا گذشت و خاك آن را بوييد و گريست، كسي از راز اين تربت پاك خبر نداشت. حتي آن هنگام كه فرمود «شگفتا از تو اي خاك! قومي از تو محشور مي شوند كه بدون حساب وارد بهشت مي شوند» و «اينجا بارانداز و قتلگاه عاشقان است، شهيداني كه هيچ كس بر آنها سبقت نگرفته است. خوشا بر تو اي خاكي كه خون دوستان در آن مي ريزد»، بر شنوندگان غريب آمد تا آن زمان كه كربلا در خون تپيد و پيكردردانه رسول خدا(ص) به خاك افتاد در حالي كه سر به نيزه داشت...
1- سالارشهيدان فرمود «من كان باذلا فينا مهجته... فليرحل معنا». هر كس مهياست عصاره خون قلب خويش را در راه ما نثار كند، پس با ما به راه افتد. اين همراهي آسان هست و نيست. فاما من اعطي واتّقي و صدّق بالحسني فسنيسره لليسري. هر كس كه در راه خدا انفاق كند و تقوا پيشه نمايد و پاداش نيك الهي را تصديق كند، پس ما مسير آسايش را براي او آسان مي گردانيم» (آيات 5 تا 7 سوره ليل). اما آن كس كه بخل و استغنا پيشه كند، راه عسرت و سختي در انتظار وي است. امير مومنان به يكي از فرزندان خود فرمود « در راه خداوند آن گونه كه سزاوار جهاد است، جهاد كن و در راه خداوند سرزنش ملامتگر، گريبان تو را نگيرد. و در سختي ها فرو شو هرجا كه باشد» (نامه 13 نهج البلاغه). و باز به تعبير آن حضرت «لا تجتمع عزيمه و وليمه . عزم و اراده جدي با شكم بارگي يكجا جمع نمي شود».(خطبه 112 نهج البلاغه). كساني پشت قدرت هاي زورگو را به خاك كشيدند كه صادقانه در پاسخ نداي جانسوز «هل من ناصر ينصرني و هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله» گفتند «لبيك يا حسين»! و امروز «لبيك يا خامنه اي، لبيك يا حسين است» را شعار حيات خويش ساخته اند.
فردا اول محرم است، آنجا كه ورق برمي گردد و تاريخ از نو آغاز مي شود. سلام بر محرم! و... السلام علي الشيب الخضيب، السلام علي الخدّ التريب، السلام علي البدن السّليب... السلام علي الرأس المرفوع...
محمد ايماني

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین