تقدیر از اقدام انقلابی برادلی مَنّینگ در خرق نقاب مزورانه آمریکا
مصداق عینی پارادوکس لیبرال دموکراسی در شعار آزادی اطلاعات
باید از آقای اوباما پرسید بالأخره آیا دانستن اینکه دستگاههای راهبردی ، امنیتی ، نظامی ، دیپلماسی ، اقتصادی و فرهنگی ایالات متحده ی آمریکا در واقع چه می کنند حق مردم آمریکا و جهان هست یا خیر؟
رضا گلپور - در ماه مارس،فيليپ جي كرولي(Philip J. Crowley) سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، در برابر گروهي از حضار، رفتار با مَنّينگ را خنده آور، داراي نتيجه منفي و احمقانه خواند. وي دو روز بعد، ظاهرا تحت فشار كاخ سفيد،استعفا داد. اظهارات وي، كه نظر شخصي توصيف شده گزارشگران را بر آن داشت كه از رئيس جمهور اوباما بخواهند كه در كنفرانس خبري خود درباره بازداشت مَنّينگ اظهار نظر كند. او جواب داد:«در واقع من از پنتاگون پرسيده ام كه آيا دادرسي هاي انجام گرفته در خصوص محكوميت زندان وي درست بوده و آيا استانداردهاي هاي اساسي ما رعايت شده است يا خير آنها از اين بابت به من اطمينان خاطر دادند كه همه چيز به درستي رعايت شده است. من نمي توانم وارد جزئيات نگراني هاي موجود بشوم ولي بخشي از اين نگراني ها به امنيت جاني خود سرباز مَنّينگ نيز مربوط مي شود. او بعدها گفت كه مَنّينگ نقض قانون كرده است.
برادلي اي. مَنّينگ (Bradley E.Manning)، متولد 17 دسامبر 1987، از سربازان ارتش ايالات متحده است كه در ماه مه 2010 به ظنّ انتقال مطالب طبقه بندی شده به وب سايت ويكي ليكس (Wiki Leaks) در عراق دستگير شد.
در ماه ژوئيه همان سال به انتقال داده هاي طبقه بندي شده به كامپيوتر شخصي خودش و ارسال اطلاعات دفاع ملي به يك منبع تعریف نشده نیز متهم شد.
در مارس 2011، 22 فقره اتهام ديگر از جمله "كمك به دشمن" كه يك جرم بزرگ است، به او وارد شد. هر چند دادستان ها اظهار داشتند كه براي او تقاضاي مجازات اعدام نخواهند كرد.

در آوريل 2011 مشخص شد كه بايد در برابر دادگاه نظامي قرار گيرد و او اكنون در انتظار برگزاري اولين جلسه دادگاهش به سر مي برد.
مَنّينگ در اكتبر 2009 به خدمت در يكي از واحدهاي "لشكر دهم كوهستان" مستقردر نزديكي بغداد گماشته شد. در آن جا، وي به شبكه اينترنتي سري سیپرنِت (SIPRNet)یا همان شبکه ی محرمانه ی اینترنتی پروتكل روتر (Secret Internet Protocol Router Network) كه دولت آمريكا از آن براي انتقال اطلاعات ویژه استفاده مي كرد، دسترسي داشت.
بعد از آن كه ادريان لامو (Adrian Lamo) يك هَكِر كامپيوتر، به اف بي آي (FBI) گزارش داد كه مَنّينگ در مه 2010 طي يك گپ (چت) اينترنتي به وي گفته بود كه مطالبي از SIPRnet داون لود كرده و در اختيار ويكي ليكس قرار داده است، مَنّينگ دستگير شد.
گفته مي شود مطالب راه يافته به ويكي ليكس شامل 250 هزار تلگرام ديپلماتيك آمريكا، فيلم حمله ي هوايي ژوئيه 2007 به بغداد، و فيلم حمله هوايي مه 2009 گراناي (Granai) در افغانستان بوده است.
بيشترين دوره زندانی بودن مَنّينگ ار ژوئيه 2010 شروع شده است. محل اين بازداشت در تيپ كوانتيكو(Quantico) تفنگداران دريايي در ويرجينيا بوده كه در واقع حكم زندان انفرادي را داشت و اين چيزي بود كه عفو بين الملل آن را شرايط دشوار و سنگين مي خواند.
در آوريل 2011، تعداد 295 محقق، از جمله محققان حقوقي و فلاسفه، با امضاي نامه اي اظهار داشتند كه شرايطي كه وي در آن نگهداري مي شد، نقض مفاد قانون اساسي ايالات متحده است؛ چند روز بعد در همان ماه،پنتاگون او را به ساختماني در فورت ليون ورث (Fort Leaven worth) كه از لحاظ امنيتي در مرتبه متوسط بود در كانزاس انتقال داد و به او امكان داد كه با زندانياني كه هنوز محاكمه نشده بودند، تعامل داشته باشد.
دوره كودكي و تحصيل
مَنّينگ و يك خواهر بزرگترش در كرسنت (Crescent) اوكلاهما ( (Oklahomaبه دنيا آمدند. مادرشان سوزان فاكس (Susan Fox) متولد 1953 در ويلز (Wales) و پدرشان مردي امريكايي (ایرلندی الاصل) به نام برايان (Brian) مَنّينگ بود. پدر مَنّينگ مدت پنج سال در ايالات متحده زندگي كرده بود؛ پدر مَنّينگ زماني كه در كاودر باراكز (Cawdor Barracks) مستقر بود با همسرش آشنا شد. مَنّينگ در كرسنت بزرگ شد. پدرش در اين جا به عنوان مدير اطلاعات يك آژانس كرايه اتومبيل كار مي كرد. مَنّينگ پسر با وجودي كه به سن بزرگسالي رسيده بود فردي ريزنقش بود چرا كه فقط 157 سانتي متر قد و 6/47 كيلوگرم وزن داشت. در زمينه علوم، بازي هاي كامپيوتري و نواختن ساكسیفون مهارت داشت و حتي در دوره ي ابتدائي اظهار داشت كه مي خواهد به ارتش ايالات متحده بپيوندد.
يكي از آموزگاران وي به خبرنگاران گفت كه مَنّينگ با هوش و يك دنده بود، اما هيچ گاه دردسري نداشت.
يكي از همسايگان اظهار داشت كه مادر مَنّينگ نمي توانست خود را با زندگي در آمريكا وفق دهد و پدرش اغلب در بيرون از خانه بود. لذا وي ناگزير بود خودش اداره امور خانواده را به عهده گيرد.
پدر و مادر مَنّينگ هنگامي كه او 13 سال داشت از هم جدا شدند و مَنّينگ و خواهرش به اتفاق مادر به هاورفورد وست (west Haverford) ويلز، نقل مكان كرده و در مدرسه(Tasker Milwaro) ثبت نام كرد. دختري به يك خبرنگار گفت كه برادلي حالت و رفتار خاصي داشت.گفته مي شد برادلي و اين دختر ساعات ناهار خود را در كلوپ كامپيوتر مدرسه و به ساخت وب سايت خود مي گذراندند.
تام داير(Tom Dyer) كه با آن دو هم مدرسه بود، به خبرنگاران گفت كه مَنّينگ، چنانچه با چيزي مخالف بود،كه جرٌ و بحث با معلمان را نيز شامل مي شد، زبان به اعتراض مي گشود. او گفت مَنّينگ بدان جهت سركشي و گردنكشي مي كرد كه يك آمريكايي بود؛ او تنها آمريكايي مدرسه بود؛ دانش آموزان ديگر اداي لهجه و حركات و رفتار او را در مي آوردند.
مَنّينگ و خواهرش در ويلز وضعيت فلاكت باري داشتند و لذا بعد از اخذ مدرك ديپلم، بر آن شدند كه به ايالات متحده بازگردند. و با پدر و همسر دومش در اوكلاهما سيتي زندگي كنند. مَنّينگ در يك شركت خدمات نرم افزاري زوتو (Zoto) به كار مشغول شد و تا مدتي ظاهراً وضعيت مطلوبي داشت. ولي بعد از چهار ماه از كار بركنار و روز به روز افسرده تر شد و پيش از آن كه با عمه ي خود، دبرا (Debra) مَنّينگ راهي واشنگتن دي سي بشوند، چند شغل كم درآمد اختيار كرد.
ثبت نام در ارتش ايالات متحده و اعزام به عراق
مَنّينگ در اكتبر 2007 وارد ارتش شد و در مركز فورت لئونارد وود ( Fort Leonard Wood) ، ميسوري (Missouri) دوره ي آموزشي خود را شروع كرد و بعد از اتمام دوره ي آموزشي در آوريل 2008، به فورت هوآ چوكا ، (Fort Huachuca) ، اريزونا (Arizona) انتقال يافت و در آن جا به عنوان يك تحليل گر اطلاعات امنيتي دوره ديد.
نيكس (Nicks) مي نويسد كه وي در مدتي كه در آن جا دوره مي ديد، به خاطر ارسال پيام هايي براي دوستانش از طريق يوتيوب (YouTube) كه ظاهراً به موجب آنها اطلاعات حساسي افشا شد، بازخواست گرديد.
در اوت 2008 ، وي به فورت درام (Fort Drum) در جفرسون كاونتي(Jefferson County) نيويورك، انتقال يافت تا از آن جا به عراق اعزام شود.
او تا پائيز 2008 در فورت درام اقامت داشت و طي اين مدت با تايلر واتكينز (Tyler Watkins) آشنا شد و با او بود كه اولين رابطه نامزدی ازدواج را برقرار ساخت و در فيس بوك (Facebook) هم مراتب خوشحالي اش از اين بابت را اعلام داشت. نيكس مي نويسد كه رابطه مزبور تا سپتامبر 2009 ادامه يافت حال آن كه لَی (leigh) و هاردينگ (Harding) مي گويند اين رابطه در حدود 5 مه 2010 پايان پذيرفت.
واتكينز در دانشگاه برندايز، (Brandeis) نزديك بوستون، در رشته روانشناسي و علم الاعصاب تحصيل مي كرد و مَنّينگ مرتباً به ديدارش مي رفت. در برندايز بود كه مَنّينگ با شبكه دوستان نامزدش واتكينز و جامعه ی هَكِر هاي دانشگاه و افكار و عقايد اين جامعه در خصوص اهميت آزاد شدن اطلاعات، آشنا گرديد.
مَنّينگ از كارگاه فضاي هَكِر (hacker space) دانشگاه بوستون بازديد كرد و با بنيانگذار آن، ديويد هاوس (David House) ملاقات نمود. ديويد هاوس متخصص كامپيوتر و پژوهشگر انستيتو تكنولوژي ماساچوست (MIT) بود و اجازه يافته بود كه در ايام زندان مَنّينگ، ماهي دوبار به ملاقاتش برود.
به نوشته استيو فيشمن (Steve Fishman) در مجله ي نيويورك، مَنّينگ هنگام اقامت در فورت درام، كنترل خود را از دست داد و با هم اطاقي هايش به هم زده و سر مسئولان مافوق خود داد مي كشيد.

در اكتبر 2009، به رغم ترديدهايي در باره مناسب بودن مَنّينگ براي اعزام به مأموريت، او را به تيم رزمي تيپ دوم لشكر دهم كوهستان، مستقر در پايگاه عملياتي (Hammer) در نزديكي بغداد، اعزام كردند. ناخشنودي و تنهايي وي در آن جا تداوم يافت. در جايي كه اطاق نيمه تاريك و مملو از جمعيتي توصيف مي شد كه انسان نمي توانست بدون آن كه به ديگري برخورد كند، جا به جا شده و كابل ها و اوراق كاغذ همه جا را فرا گرفته بود، تحليل گران روزي 14- 15 ساعت كار مي كردند. آن را (Groundhog Day) مي ناميدند.
بعد از آن كه افسران مربوطه متوجه شدند كه گفته هاي شبكه تلويزيوني اي بي سي نيوز(ABC News) ، اقدامات عجيب و غيرعادي است، مَنّينگ را نزد يك روحاني كشيش فرستاند.
در نوامبر 2009 يعني در همان ماهي كه وي نخستين بار با ويكي ليكس تماس گرفت، وي طي نامه اي به يك مشاور متخصص مسايل جنسيتي اظهار داشت كه احساسات جنسی خاصی دارد... مشاور گفت كه وجود حالت بحراني را در او درك مي كند چرا كه از يك طرف وي دچار اختلال در احساسات جنسيتي است و از طرف ديگر خويشتن را درگير جنگي مي ديده كه با آن مخالف است.
روز 7 مه 2010، وي از قرار معلوم سيلي اي به گوش يك افسر زن نواخت و با اين كار خود از درجه ي متخصص به درجه سرباز يكم تنزل مقام يافت. همچنين به او گفته شد كه ممكن است از ارتش اخراج شود.
افشاي ادعايي مطالب طبقه بندي شده ويكي ليكس:
ويكي ليكس در اواخر سال 2006 به عنوان يك مرکز افشاگرانه ي داده های مورد سانسور ايجاد شد. ويكي ليكس ابتدا مطابق الگوي ويكي پديا عمل مي كرد كه در آن داوطلبان مطالب طبقه بندي شده يا محرمانه ارائه شده توسط خبرچين ها و منابع را درج و تحليل مي كردند، يا به تجزيه و تحليل مطالبي مي پرداختند كه به صورتي قانوني به خطر افتاده و مورد تهديد قرار گرفته بود. اين جوليان آسانژ (Julian Assange) استراليايي تبار و داراي سابقه در زمينه هَكِ كامپيوتر و سردبير غيررسمي ويكي ليكس بود كه انديشه ايجاد يك " آژانس اطلاعاتي دموكراتيك داراي منبع آزاد" را در سر مي پروراند.
عنصر ويكي (Wiki) كنار گذارده شد، اما اين سايت براي درج اسناد افشا شده اي كه توسط افراد ناشناس در اختيارش گذاشته مي شد، فعال باقي ماند. در خصوص افشاي اين مطالب ازOpen SSL ، Free Net ، PGP و Tor استفاده مي شد.
نيويورك تايمز در دسامبر 2010 نوشت كه دولت امريكا مي كوشد دريابد كه آيا آسانژ صرفاً دريافت كننده ي انفعالي مطالب واصله از مَنّينگ بود يا وي را در امر استخراج و به بيان ديگر گلچين كردن پرونده ها تشويق و همراهي مي كرد؟ اگر مورد دوم صحت داشته باشد، مي شد آسانژ را به توطئه متهم ساخت.
به گفته دانيل دومشايت برگ، (Daniel Domscheit-Berg)، يك سخنگوي سابق ويكي ليكس، بخشي از مفهوم امنيتي ويكي ليكس اين بود كه آنها نمي دانستند منابع شان چه كساني هستند. ويكي ليكس مَنّينگ را يك منبع مطالب نمي شناخت و به گفته شبكه NBC در ژانويه 2011، دولت امريكا شواهدي دال بر تماس مستقيم بين مَنّينگ و آسانژ در دست نداشت. مَنّينگ در جريان گپ (چت) اينترنتي خود با لامو(Lamo) در مه 2010 به لامو گفت كه با آسانژ ارتباط برقرار كرده است، ولي اطلاع چنداني در باره اش ندارد. لامو بعدها اظهار داشت كه مَنّينگ اين را نيز به وي گفته است كه با استفاده از سرويس كنفرانس رمزگزاري شده ي اينترنتي، مستقيماً با آسانژ ارتباط برقرار كرده و افزود كه آسانژ به وي" آموزش" داده است. لامو تنها منبعي است كه اين مطالب را بازگو كرده است؛ او گفت كه اين اظهارات مَنّينگ در بخش هاي منتشر نشده ي مطالب چت شده قرار دارد، اما اضافه كرد كه اف بي آي (FBI) "هارد درايو" او را ضبط كرده است و او ديگر به اين مطالب دسترسي ندارد.
دسترسي مَنّينگ به شبكه SIPRNet مطالب منتشر شده توسط ويكي ليكس
گفته مي شود مَنّينگ اولين بار در نوامبر 2009، چندين روز بعد از آن كه تعداد 570 هزار پيام صفحه بندي شده از حملات 11 سپتامبر 2001 در ويكي ليكس منتشر شد، با ويكي ليكس تماس گرفته است.
مَنّينگ از محل خدمت مسلحانه خود در عراق، به SIPRNet و سامانه مشترك اطلاعات امنيتي جهاني (Joint Worldwide lntelligence Communications System) دسترسي داشت و در اواخر سال 2009 ويدئوي هليكوپتر آپاچي (Apache) را پيدا كرد. او به لامو گفت: "در نگاه اول، اين طور مي نمود كه چند نفر توسط هليكوپتري هدف گلوله قرار گرفته اند. مسأله بزرگي نبود ... حدود20-30 مورد ديگر هم وجود داشته است، اين طور نيست؟ ولي يك نكته در اين خصوص برايم عجيب مي نمود و آن اين واقعيت بود كه ويدئوي مزبور در دفتر يك افسر عمليات مشترك هوايي زميني پيدا شد. لذا، آن را تماشا كردم.

تايلر واتكينز، نامزد سابق مَنّينگ، به خبرنگاران گفت كه در ژانويه 2010 كه تعطيلات خود را در بوستون مي گذراندم، مَنّينگ گفت كه اطلاعات حساسي به دست آورده است و قصد افشاي آن را دارد. در همان ماه، مَنّينگ به گونه اي در فيس بوك ظاهر مي شد كه گويي از بابت چيزي نگران است. به گزارش روزنامه ديلي تلگراف، او] تايلر[ نوشت: "برادلي مَنّينگ اين نبرد را دوست نداشت. خيلي چيزها و خيلي زود از دست مي رود." او افزود كه بعد از آن كه نامزد سابقش او را درباره یبدی جنگ موعظه كرد، خشمگين شد.
روز 18 فوريه، ويكي ليكس نخستين مطلبي را كه ادعا مي شود توسط مَنّينگ ارائه شده است، انتشار داد و آن يك تلگرام دولتي مورخ 13 ژانويه 2010 بود كه از سفارت ايالات متحده در ركياويك (Reykjavik) ايسلند ارسال شده بود و اكنون به عنوان سند ركياويك 13 معروف است. مَنّينگ در گپ (چت) اينترنتي خود اين سند را سند آزمايشي (سند تست) ناميد. در تاريخ 15 مارس، ويكي ليكس گزارشي 32 صفحه اي منتشر ساخت كه در سال 2008 توسط وزارت دفاع امريكا و راجع به خود سایت ويكي ليكس نوشته شده بود.
روز 29 مارس، ويكي ليكس مشخصات كادر سياسي وزارت خارجه امريكا در ايسلند را انتشار داد.
روز 5 آوريل، ويكي ليكس ويدئوي هليكوپتر آپاچي مربوط به حمله هوايي ژوئيه 2007 به بغداد را منتشر ساخت كه گفته مي شود مَنّينگ آن را در ماه فوريه در اختيارشان گذارده بود. ويكي ليكس آن را ويدئوي "آدمكشي غيرمستقيم" خواند. اين ويدئو مخاطبان گسترده اي را جذب كرد.
روز 25 ژوئيه، ويكي ليكس اسناد جنگ افغانستان و در ماه اكتبر اسناد جنگ عراق، خاطرات و گزارش هاي نظامي داخلي را انتشار داد. همچنين گفته مي شود كه مَنّينگ تعداد 251287 تلگرام وزارت خارجه امريكا را كه توسط 260 سفارت و كنسولگري در 180 كشور نوشته شده بود در اختيار ويكي ليكس گذارد . اين تلگرام ها توسط آسانژ در اختيار چندين سازمان خبري قرار داده شد. هزاران فقره از آنها در مراحل مختلف منتشر گرديد. اولين سند (ركياويك 13) در فوريه 2010 توسط ويكي ليكس انتشار يافت. سندهاي بعدي از 29 نوامبر به بعد به ترتيب توسط نيويورك تايمز، اشپيگل، گاردين، ال پائيس، و ديگران به چاپ رسيد. ويكي ليكس اظهار داشت كه اين بزرگترين مجموعه اسناد طبقه بندی شده بود كه تا به حال به قلمرو عمومي درز كرده است.
اخراج، گپ زدن هاي با ادريان لامو
مَنّينگ در روز 7 مه 2010، بعد از آن كه مشتي به صورت يك افسر زن كوبيد تنزل مقام يافت و گفت كه قرار است اخراج شود.
روز 20 مه، با ادريان لامو، هَكِر زبردست سابق كه در سال 2004 به جرم ورود غيرمجاز به شبكه كامپيوتري نيويورك تايمز محكوم شده بود، تماس گرفت. در همان روز، بعد از آن كه لامو در بيمارستان بستري و عارضه نارسايي ريوي اش مشخص شد، كوين پولسن (Kevin Poulsen) شرح حال وي را در مجله (Wired) منتشر ساخت.
پولسن که اکنون گزارشگری می کند، خود از هَکِرهای سابق است که طی سالهای متمادی بارها از لامو به عنوان منبع استفاده کرده است.
به گفته لامو، مَنّینگ در تاریخ 20 مه بعد از مشاهده مطلبی از لامو در باره ی ویکی لیکس، چندین ایمیل رمزگزاری شده برایش ارسال کرد. لامو گفت در عین حال که قادر به رمزگشایی ایمیل ها نبود، پاسخ آنها را داد بدون آن که بداند گیرنده اش کیست یا توان خواندن محتوای آن را داشته باشد. او از فرستنده ایمیل دعوت کرد که با همدیگر یک گپ اینترنتی داشته باشند. مَنّینگ باز هم ایمیل هایی ( همچنان رمزگذاری شده ) برایش فرستاد. لامو گفت بعدها این ایمیل ها را بدون ان که توانسته باشد آنها را بخواند، در اختیار اف بی ای گذارده است.
طی یک رشته گپ های اینترنتی که در فاصله 21 تا 26 مه انجام گرفت، مَنّینگ ( با استفاده از ابزار ""Bradass 87 ) از قرار معلوم به لامو گفت که مطالب طبقه بندی شده ای افشا کرده است. او خودش را به عنوان "تحلیل گر اطلاعات امنیتی ارتش، مأمور خدمت در بغداد شرقی" معرفی کرد و گفت که قرار است بزودی به خاطر "اختلال انطباق پذیری و سازگاری" به علت "اختلال جنسیتی" (عدم احترام به افسر همکار زن) از کار برکنار شود.
درست ده دقیقه بعد وی از لامو پرسید: "چنان چه بیش از 8 ماه فرصت می داشتید که هفته ای هفت روز و روزی 14 ساعت به شبکه های طبقه بندی شده دسترسی داشته باشید، چه می کردید؟ "لامو (خبرچین اف.بی.آی) به او گفت: "من یک روزنامه نگار و یک کشیش هستم. شما می توانید این اظهارات را اعتراف یا مصاحبه ای که هرگز منتشر نمی شود، تلقی کنید و از قدری حمایت حقوقی برخوردار شوید." مَنّینگ به لامو گفت که خود را منزوی حس می کند. و همه کانال های پشتیبانی عاطفی خویش ... خانواده، دوستان وهمکاران مورد اعتماد ... را از دست داده و دچار سردرگمی شده است.
نمونه چت های مَنّینگ :
22 مه، ساعت 11:49:02 بامداد(منینگ): در بیابان هستم و گروهی مردان ساده، بی سواد و پرحرارت دور و برم را گرفته اند... و تنها جایی که در آن احساس امنیت می کنم همین ارتباط اینترنتی ماهواره ای است...
11:49:51 بامداد: (مَنّینگ) و من با افشا کردن ابهام جنسیتی خود، دچار دردسری شده ام ... این افشاگری باعث از دست رفتن شغلم و افتادن به ورطه فراموشی ام شده است...
11:58:33 بامداد(مَنّینگ): و کمتر کسی از آن خبر دارد، و در میان این گرفتاری مشهود، این دردسری است که خودم به وجود آورده ام و هنوز هیچ کس از آن خبر ندارد..
12:15:11 بعد از ظهر(مَنّینگ) : سؤال فرضی: چنان چه دوره ای طولانی، بر شبکه های طبقه بندی شده تسلط داشتید ... مثلاً به مدت 8 ماه ... و مطالب باور نکردنی و حیرت انگیز می دیدید ... چیزهایی که به قلمرو عمومی مربوط می شد نه به سروری (Server) واقع در اتاق تاریکی در واشنگتن دی سی ... چه می کردید؟
12:26:09 بعد از ظهر(مَنّینگ): بگذارید بگویم شخصی که کاملاً او را می شناسم به شبکه های طبقه بندی شده ایالات متحده نفوذ پیدا کرده و به داده هایی مثل آنچه که عنوان شد دست یافته و آنها را از طریق اینترنت به کامپیوتر یک شبکه بازرگانی انتقال داده ... داده ها را جدا کرده، فشرده ساخته و رمز گذاری نموده و آنها را در اختیار استرالیایی دیوانه ی سپید مویی گذارده است که ظاهراً نمی تواند مدتی طولانی در یک کشور بماند = ل ...
12:31:43 بعد از ظهر: مردک دیوانه سپیدموی = جولیان آسانژ...

او گفت که حدود جشن شکرگزاری در نوامبر 2009 کمک به ویکی لیکس را آغاز کرد و آن هنگامی بود که ویکی لیکس پیام های صفحه بندی شده مرتبط با 11/9 (یازدهم سپتامبر) را منتشر کرده بود. او گفت متوجه شد که پیام های مزبور از یک پایگاه اطلاعاتی NSA (سازمان امنیت ملی) واصل شده است و به لامو گفت که از بابت دست به کار شدن،احساس خوبی به او دست داده است. او به لامو گفت که هیلاری رودهام کلینتون، وزیر خارجه، و چندین هزار دیپلمات سراسر جهان یک روز صبح که از خواب برخیزند و ببینند که مجموعه وسیعی از اسناد سیاست خارجه طبقه بندی شده به شیوه ای قابل جستجو (Search) در دسترس همگان قرار دارد، قلب شان از کار خواهد افتاد... هر جا که یک پست آمریکایی وجود داشته باشد... رسوایی دیپلماتیکی برملا خواهد شد..." لامو پرسید چه نوع مطالبی و مَنّینگ جواب داد: " هوم... زد و بندهای سیاسی جنایی ... نمونه (ورزیون) های پشت پرده ی روابط عمومی از رخدادها و بحران های جهان ...
نمونه چت های مَنّینگ :
23 مه، 1:11:54 بعد از ظهر: (مَنّینگ) و ... من به دلایل عجیب، معتقدم که افشای آنها حائز اهمیت است...
1:12:02 بعد از ظهر: (مَنّینگ) در واقع این کار تحولاتی به وجود خواهد آورد.
1:13:10 بعد ازظهر: (مَنّینگ) من صرفاً نمی خواهم که بخشی از آن ... دست کم در حال حاضر ... باشم... آمادگی اش را ندارم ... اگر به این خاطر نبود که عکس هایی از من ... به صورت یک پسر ... در رسانه های سرتاسر دنیا منتشر شود ... از این که بقیه عمرم را در زندان بگذرانم یا اعدام شوم، ابایی نداشتم.
1:39:03بعد از ظهر: (مَنّینگ) آنچه را که برایت اعتراف می کنم نمی توانم باور کنم.
او به لامو گفت که CD - RW های حاوی آوازهای لیدی گاگا (Lady Gaga) را پاک کرده و اسناد داونلود شده را جایگزین آنها ساخته است:
نمونه چت های مَنّینگ :
25 یا 26 مه، 2:12:23 بعد ازظهر: (مَنّینگ)... مجموعه عظیمی از داده ها بود ... که به واسطه عوامل متعدد ... اعم از فیزیکی و تکنیکی و فرهنگی ... فراهم آمده بود ...
2:13:02 بعد ازظهر: (مَنّینگ)... نمونه کاملی از این که چطور کار اطلاعات امنیتی انجام ندهیم.
2:14:21 بعد ازظهر: (مَنّینگ) در حالی که سرگرم پاک کردن چیزی بودم که ممکن است بزرگ ترین افشاگری تاریخ آمریکا باشد، به آواز لیدی گاگا گوش می دادم ...
2:17:56 بعد ازظهر: (مَنّینگ) سرورهای ضعیف، ضبط ضعیف، امنیت فیزیکی ضعیف، ضد جاسوسی ضعیف، تحلیل های نا دقیق علایم ... یک طوفان کامل ...
2:22:47 بعد ازظهر: (مَنّینگ) اگر من طینت بدخوی داشتم چه می شد.
2:23:25 بعد ازظهر: (مَنّینگ) همه اش را به روسیه و چین می فروختم و ثروت کلانی به هم می زدم؟
2:23:36 بعد ازظهر: (لامو) چرا این کار را نکردی؟
2:23:58 بعد ازظهر: (مَنّینگ) چون که به قلمرو عموم مردم تعلق داشت.
او اظهار امیدواری کرد که افشای داده ها به بحث ها و مناظرات و تحولات در سطح جهان منجر شود. او گفت:
"واکنش به ویدئوی حمله هوایی به بغداد به وی امید بخشیده است. گزارش CNN جامع بود... تویتر ترکاند ..."
او ادامه داد: " دوست دارم مردم حقیقت را ببینند... صرف نظر از این که کی هستند ... زیرا بدون اطلاعات نمی توان به عنوان یک توده تصمیمات آگاهانه گرفت."
ساعاتی بعد در همان روز، اظهار داشت که رویدادی که بیش از هر چیز وی را تحت تأثیر قرار داد مربوط به زمانی بود که 15 زندانی سیاسی توسط پلیس فدرال عراق به خاطر چاپ مطالب ضد عراق دستگیر شدند. ارتش از او خواست که تحقیق کند و آدم های بد را شناسایی کند. او این موضوع را به افسر فرمانده خود گزارش کرد ولی گفت که دوست ندارد هیچ چیزی در این مورد بشنود. او گفت افسر مزبور جواب داد که باید پلیس عراق را در یافتن زندانیان سیاسی بیشتر ، یاری دهد. مَنّینگ گفت که وضعیت را درک کرد. او افزود : " من به صورتی فعال درگیر چیزی شده بودم که کاملاً مخالفش بودم ... "
رویکرد لامو به FBI ، انتشار جزئی گزارش های گپ (چت)
لامو به مجله Wired گفت که در گذشته به ویکی لیکس پول داده است، و گفت که گرفتن تصمیم مراجعه به مقام های مسئول کار ساده ای نبوده است. او گفت که فکر می کرد جان مردم در خطر است: " مَنّینگ در منطقه جنگی بود و در واقع می کوشید تا آن جا که میتواند اطلاعات طبقه بندی شده را جمع آوری کند و در اختیار عموم قرار دهد."
لامو گفت که در جریان گپ اینترنتی با مَنّینگ به وی گفته است که می تواند منبع خبر را اعلام نکند و او ناشناس باقی بماند. ولی اندکی بعد از اولین گپ خود، نزد مأموران پلیس فدرال رفت.
جاناتان وی لاست (Jonathan V. Last) نوشت که لامو آن چه را که مَنّینگ به او گفته بود با چت ابر(Chet Uber) از گروه داوطلبان Project Vigilant که در خصوص جرایم اینترنتی تحقیق می کند، در میان گذاشت. و از قرار معلوم چت ابر از لامو خواست که به FBI مراجعه کند.
روز 25 مه، لامو با افسران CDI ارتش و اف بی آی دیدار کرد. این ملاقات در یک قهوه خانه ی Starbucks در نزدیکی خانه اش در کالیفرنیا انجام گرفت و در آن جا وی گزارش های آن گپ اینترنتی را به آنان نشان داد. لامو در 27 مه نیز با آنان ملاقات کرد و در این جا بود که به او گفتند که مَنّینگ روز قبل در عراق دستگیر شده است.
خبر دستگیری مَنّینگ روز 6 ژوئیه توسط کوین پولسن، گزارشگر مجله Wired که شرح حال لامو را در روز 27 مه نوشته بود، انتشار یافت. دانیل دومشایت برگ از این خبر به عنوان بدترین لحظه ی تاریخ ویکی لیکس یاد می کند. Wiredحدود 25 درصد گزارش گپ اینترنتی را روزهای 6 و 10 ژوئن منتشر ساخت و اضافه کرد که بقیه مطلب هم به حریم خصوصی مَنّینگ ربط پيدا مي كند و اطلاعات نظامي حساس را به مخاطره مي اندازد.
ايلن ناكاشيما (Ellen Nakashima) از واشنگتن پست چكيده ي اين گزارش ها را در تاريخ 10 ژوئن انتشار داد ، و در 19 ژوئن نشريه Boing Boing چيزي را كه به گفته خودش كامل ترين نمونه ي مطلب بود، منتشر ساخت.
گلن گرينوالد (Glenn Green Wald) در دسامبر 2010 در سايت Salon نوشت كه عدم انتشار گزارش هاي مزبور در واقع يكي از بدترين رسوائي هاي ژورناليستي آن سال بود. او اضافه كرد كه پولسن و Wired در پنهان ساختن حقيقت مربوط به اين دستگيري نقش داشتند. او گفت كه آنها با اين كار خود عملاً همكار دراز مدت پولسن يعني ادريان لامو – و نيز تحقيق كنندگان دولت – در مورد ادعاهاي مربوط به بررسي دقيق اظهارات مَنّينگ، را مورد حمايت و حفاظت قرار دادند و به لامو امكان دادند كه گزارش بخش اعظم اين داستان را در دست گيرد و اظهارات مَنّينگ را هر طور كه دلش بخواهد مطرح سازد. ايوان هانسن (Evan Hansen) سردبيرWired، نوشت كه گزارش هاي مزبور شامل برخي اطلاعات شخصي حساس بود كه هيچ ربطي به ويكي ليكس پيدا نمي كرد و انتشار آنها هيچ نفعي نداشت. Wired سرانجام در27 ژوئيه 2011 گزارش هاي مزبور را به طور كامل انتشار داد.
دستگیری و اتهامات :
مَنّینگ در روز 26 مه 2010 دستگیر شد و ابتدا در یک بازداشتگاه نظامی در کمپ اریفجان (Arifjan) در کویت نگهداری شد. در تاریخ 5 ژوئیه طبق قانون دادگاه نظامی (Uniform Code of Military Justice) به جرم نقض مواد 92 و 134 قانون مزبور محکوم شد.
جرایم مزبور عبارت بود از" انتقال داده های طبقه بندی شده به کامپیوتر شخصی خود و افزودن نرم افزار غیرمجاز به یک سامانه کامپیوتری طبقه بندی شده در ارتباط با افشای ویدئوی مربوط به یک حمله ی هلیکوپتری در عراق در سال 2007" و مخابره، انتقال و ارائه اطلاعات دفاع ملی به یک منبع غیرمجاز و افشای اطلاعات طبقه بندی شده مرتبط با دفاع ملی در حالی که می دانست اطلاعات مزبور ممکن است به ایالات متحده زیان برساند." این جرایم در فاصله 19 نوامبر 2009 و 27 مه 2010 به وقوع پیوسته بود. او همچنین از جمله کسانی بود که بعداً در ماه دسامبر در احضاریه تویتر اسمشان ذکر شد، و آن هنگامی بود که دولت آمریکا کوشید به حساب (account) های تویتر شماری از افراد درگیر، دست پیدا کند.
روز اول مارس 2011، تعداد 22 فقره جرم دیگر نیز وارد شد که موارد زیر از آن جمله اند: کسب غیرقانونی مطالب طبقه بندی شده به منظور انتشار در اینترنت با علم به این که اطلاعات مزبور ممکن است به دست دشمن بیافتد؛ انتقال غیرقانونی اطلاعات دفاعی، فریبکاری؛ و کمک به دشمن.

شبکه CBS گزارش داد که اتهامات جدید مشتمل بود بر افشای گزارش های مربوط به جنگ عراق و افغانستان، و 250 هزار تلگرام وزارت خارجه به گزارش شبکه خبری ABC News در این اتهامات آمده بود که مَنّینگ تعداد 380 گزارش مربوط به عراق و 90 گزارش مربوط به افغانستان انتشار داده است. در مجموع، CBS اعلام داشت كه مَنّينگ به افشاي بيش از نيم ميليون سند و دو ويدئو متهم است.
دادستان ها به وكلاي حقوقي مَنّينگ گفتند كه براي او تقاضاي اعدام نخواهد كرد، هر چند اتهام كمك به دشمن از جرايم كبيره است. آنان گفتند كه در صورت محكوميت، با زندان ابد، تنزل مقام و دريافت پائين ترين مرتبه دريافت حقوق، بركناري، مفتضحانه و از دست رفتن كمك هزينه ها مواجه خواهد بود.
زندانی شدن در پايگاه كوانتيكوQuantico تفنگداران دريايي
روز 29 ژوئيه 2010، مَنّينگ از كويت به پايگاه كوانتيكو تفنگداران دريايي، ويرجينيا، انتقال يافت و تا آوريل 2011 تحت حفاظت شديد و طبق ماده جلوگيري از آسيب رساني در آن جا باقي ماند. در اين پايگاه، در سلولي 12 در 6 فوتي، بدون پنجره، داراي يك تختخواب، توالت، روشويي نگهداري مي شد. غذايش را نيز درون همين سلول صرف مي كرد. به نوشته واشنگتن پست، اين بازداشتگاه داراي 30 سلول بود كه در يك طرح U شكل، كنار هم دريف شده بود، و اگر چه زنداني ها مي توانستند با همديگر حرف بزنند، اما همديگر را نمي توانستند ببينند. اين مطالب به نقل از ديويد كومبز(David Coombs) ، و كيل حقوقي وي، كه از دادستان هاي سابق ارتش و عضو ارتش ذخيره ايالات متحده بود، ارائه شده بود. ديويد كومبز در دسامبر 2010 اظهار داشت كه نگهبانان افرادي كارآزموده بودند و سعي نمي كردند به مَنّينگ تعدي كرده و آزار و اذيت و مزاحمتي برايش به وجود آورند. او اجازه داشت روزانه تا يك ساعت با غل و زنجير از سلول خود بيرون آمده و پياده روي كند. پس از آن كه يك دستگاه تلويزيون در راهرو سلول ها نصب شد،مي توانست مدت هاي محدودي به تماشاي آن بنشيند. اجازه داشت يك جلد كتاب يا مجله در سلول خود داشته باشد. به گفته لي و هاردينگ، او درخواست كرد كتاب نقد خردناب، اثر امانوئل كانت(1781) در اختيارش گذارده شود ولي بدون ابزار نوشتاري؛ هر چند در مواقعي همين ابزار نيز در اختيارش قرارداده مي شد. در هنگام ديدار با كساني كه به ملاقاتش مي آمدند، غل و زنجير به پا مي داشت.
ماده «جلوگيري از آسيب رساني»كه در مورد مَنّينگ اجرا مي شد، يك درجه خفيف تر از «زير نظر بودن مداوم» است. طبق ماده مزبور نگهبانان بايد هر پنج دقيقه يك بار به او سر بزنند و در طول روز هم حق خوابيدن ندارد. وكيل حقوقي اش گفت كه صبح ها بين ساعت 5 ( و در روزهاي آخر هفته از ساعت 7) تا ساعت 8 حق خوابيدن ندارد، و چنانچه بخوابد، بيدارش مي كنند كه بنشيند يا بايستد. او موظف بود كه همواره در معرض ديد باشد، از جمله در شب ها و لذا نمي توانست از ملحفه يا پتو استفاده كند. بالش او دردرون تشك روي تختخوابش تعبيه شده بود. پتويش نيز طوري بود كه قابل پاره شدن يا تكه تكه شدن نبود.
در 2 مارس 2011،به او گفته شد كه وكيل حقوقي طبق اصل 139 درخواست كرده است كه وي از وضعيت تحت تدابير شديد حفاظتي و «جلوگيري از آسيب رساني»(زير نظر بودن مداوم) خارج شود اما با اين درخواست موافقت نشد. وكيل مَنّينگ گفت كه وي يك بار به نگهبانان خود گفت كه قصد آسيب رساندن به خود را دارد. اين كار را مي تواند با كمر بند لاستيكي زير شلواري يا با دمپائي لاانگشتي اش انجام دهد. اين امر موجب شد كه وادارش كنند كه بدون لباس بخوابد و در بازرسي صبحگاهي هم بدون لباس ظاهر شود، كه به گفته وكيل نامبرده، نهايت تحقير بود، هر چند از حدود 10 مارس به بعد، روپوشي در اختيارش مي گذاشتند كه با پيچيدن آن به دور خود، بخوابد. در پاسخ به اين رويداد، روان شناس زندان گفت كه در مورد خودكشي او كمترين احتمال وجود دارد.
نامه مَنّينگ از زندان
در تاريخ 10 مارس 2011، وكيل مَنّينگ نامه يازده صفحه اي وي را منتشر ساخت. اين نامه درواكنش به تصميم ارتش امريكا مبني برمحمول شدن ماده «جلوگيري از آسيب رساني » در خصوص مَنّينگ نگاشته شده بود. در اين نامه، وي نوشت كه در ماه ژانويه مدت سه روز «تحت نظارت مداوم» قرار داشته و بدون لباس البته به استثناي لباس زير – و عينك طبي _ نگاهداري شده است. او گفت كه نبود عينك وي را ناگزير مي ساخت كه چون جايي را نمي ديد مدام در يك جا نشسته باشد. در اين نامه،او اظهار عقيده كرد كه اين اقدام به تلافي تظاهرات روز قبل طرفدارانش در بيرون زندان انجام گرفت. او اظهارداشت كه اندكي پيش از شروع وضعيت تحت نظارت مداوم،«نگهبانان به آزار و ايذاي او پرداختند و دستورات ضد و نقيض به او مي دادند و مثلا يكي از او مي خواست كه به طرف چپ بچرخد و ديگري عكس آن دستور مي داد. او همچنين نوشت كه ازو مي خواستند كه بدون لباس بخوابد و براي بازديد صبحگاهي نيز بدون لباس بايستد.«نگهبان گفت كه در حالت راحت باش بايستم يعني دستانم پشت سرم قرارداشته و پاهايم به اندازه شانه هايم باز باشد. به همين حالت ايستادم. مدت 3 دقيقه به همين حالت بودم كه مسئول ارشد انتظامات زندان سررسيد... نگاهي به من انداخت... لحظه اي مكث كرد و سپس به طرف سلول زنداني بعد رفت. از اين كه همه افراد به بدن لخت من خيره شده بودند، ناراحت شدم ... مَنّينگ نوشت روپوشي كه براي پوشيدن هنگام شب به او داده بودند زبر و ناراحت بود و نپوشيدن اين لباس هم جرم به حساب مي آمد.
شكايت از بابت زندان، پاسخ دولت
شرايط بازداشت وي نگراني بين المللي را برانگيخت. ديويد هاوس، متخصص رايانه، كه اجازه يافته بود ماهي دوبار به ملاقات مَنّينگ برود در دسامبر 2010 گفت كه تحول مَنّينگ از يك جوان با هوش و بدل شدن به فردي ظاهرا گيج كه در برقراري ارتباط مشكل داشت را شاهد بوده است.
دنيس كوسينیچ(Dennis Kucinich)، نماينده دموكرات و دانيل الزبرگ(Daniel Ellsberg)افشا، كننده گزارش پنتاگون و از همكاران داوطلب ويكي ليكس، رفتار با مَنّينگ را به آن چه در زندان ابوغريب در عراق صورت گرفته بود، تشبيه كرد. الزبرگ نوشت كه اين رفتار به «شكنجه عدم تماس» منتهي شد با اين هدف كه روحيه اش تضعيف شود و پاي ويكي ليكس و جوليان آسانژ را به ميان بكشد.
يك سخنگوي پايگاه كوانتيكو در ژانويه 2011 اظهار داشت كه ادعاهاي مبني بر بدرفتاري، چرند است و مَنّينگ بدان جهت تحت تدابير شديد حفاظتي نگهداري مي شود كه فرار وي مي تواند خطر امنيتي ملي به بارآورد.اين سخنگو گفت كه مَنّينگ مي توانست با نگهبانان و زندانيان سلول هاي ديگر حرف بزند، هر چند امكان ديدار ساير زندانيان را نداشت. او مي توانست روزي يك ساعت سلول خود را ترك كرده و ورزش كند، دوش بگيرد، تلفن بزند، با وكيل خود صحبت كند، و در روزهاي آخر هفته با دوستان و خويشاوندانش كه به ملاقات مي آمدند، ديدار نمايد. جف مورل(Jeoff Morrell) سخنگو و جه جانسون (Jeh Johnsom) مشاور كل پنتاگون در فوريه 2011 از كوانتيكو بازديد كردند تا شرايط زندان را بررسي كنند.مورل گفت كارآزمودگي پرسنل زندان وي را به شدت تحت تأثير قرارداده است. او افزود كه رفتار با مَنّينگ و وضعيت اقامت وي در زندان مناسب است. او گفت «تنها چيزي كه هست اين است كه طراحي ساختمان زندان به گونه اي است كه هر فردي محدود به سلول خودش مي باشد. روزانه سه وعده غذاي مناسب به زنداني داده مي شود. وي ملاقاتي دارد و نامه دريافت مي كند. مرتبا مورد معاينه پزشكي قرار مي گيرد و با وكيل خود صحبت مي نمايد. او به تلفن دسترسي دارد. و با او هم درست مثل ساير زندانيان برخورد مي شود.
جوآن اي مندز(Juan E.Mendez) گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد شكنجه، در حدود ژانويه 2011 گزارش در خصوص مَنّينگ تسليم وزارت خارجه آمريكا كرد و در آوريل همان سال دولت را به كلي گويي در پاسخ به درخواستش متهم كرد. درخواست او اين بود كه به طور خصوصي و به دور از چشم نگهبانان، ديداري با مَنّينگ داشته باشد. او ابراز عقيده كرد كه مَنّينگ به شدت افسرده و سرخورده است.
عفو بين الملل شكايتي عليه ايالات متحده صادر كرد و از دولت انگليس خواست كه با توجه به اين که مَنّينگ از طريق مادر ولزي اش اصالتا شهروند انگليسي به حساب مي آيد. به دفاع از او مداخله نمايد. در ماه مارس،سفارت انگليس در واشنگتن مراتب نگراني خود را به وزارت خارجه امريكا ابلاغ كرد؛ مسأله مَنّينگ توسط ان کلوید(Ann Clwyd) نماينده حزب كارگر در پارلمان انگليس، كه ويلزي تبار است، در اين پارلمان مطرح شد. و در آوريل، مادر مَنّينگ خواستار آن شد كه مقامات كنسولي انگليس با وي در زندان ديدار كنند،خود مَنّينگ از دولت انگليس تقاضاي كمك نكرده است و وكيل او گفته است كه مَنّينگ خودش را شهروند انگليس نمي داند.
در ماه مارس،فيليپ جي كرولي(Philip J. Crowley) سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، در برابر گروهي از حضار، رفتار با مَنّينگ را خنده آور، داراي نتيجه منفي و احمقانه خواند. وي دو روز بعد، ظاهرا تحت فشار كاخ سفيد،استعفا داد. اظهارات وي، كه نظر شخصي توصيف شده گزارشگران را بر آن داشت كه از رئيس جمهور اوباما بخواهند كه در كنفرانس خبري خود درباره بازداشت مَنّينگ اظهار نظر كند. او جواب داد:«در واقع من از پنتاگون پرسيده ام كه آيا دادرسي هاي انجام گرفته در خصوص محكوميت زندان وي درست بوده و آيا استانداردهاي هاي اساسي ما رعايت شده است يا خير آنها از اين بابت به من اطمينان خاطر دادند كه همه چيز به درستي رعايت شده است. من نمي توانم وارد جزئيات نگراني هاي موجود بشوم ولي بخشي از اين نگراني ها به امنيت جاني خود سرباز مَنّينگ نيز مربوط مي شود. او بعدها گفت كه مَنّينگ نقض قانون كرده است.
در ماه آوريل،تعداد 295 محقق با امضاي نامه اي كه در نشريه New YorK Review Of Books انتشار يافت به شرايط بازداشت مَنّينگ اعتراض كردند. از جمله امضا كنندگان مي توان به يوچاي بنكلر(Yochai Benkler) ، لاورنس ترايپ(La wrence Tribe) از دانشكده حقوق هاروارد و براس اكرمن (Bruce Ackerman) از دانشكده حقوق ييل (Yale) اشاره كرد. در اين نامه آمده بود كه شرايط زندان با مفاد قانون اساسي آمريكا مغايرت دارد، مخصوصا با متمم هشتم ممنوعيت مجازات ظالمانه و غيرعادي، و تضمين متمم پنجم عليه مجازات بدون محاكمه، همچنين در اين نامه مي خوانيم كه اگر شرايط موجود ادامه يابد ممكن است به مورد نقض قانون جزا عليه شكنجه منتهي بشود: روال كار به گونه اي است كه به مختل ساختن احساسات يا شخصيت مي انجامد.
زندانی شدن در فورت ليون ورث
در روز 20 آوريل 2011، پنتاگون مَنّينگ را به مركز تأديبي منطقه اي مشترك ميدوست(Midwest Joint Regional Correctional Facility) انتقال داد كه مركز جديدي در فورت ليون ورث، كانزاس، است كه از لحاظ تدابير امنيتي در مرتبه متوسط قرار دارد. دستور جلوگيري از آسيب رساني لغو شد، لباس هايش شب ها از تنش درآورده نمي شد، و در سلولي با پنجره بزرگ اقامت داده شد و رختخواب مناسبي هم در اختيارش قرار گرفت. او مي توانست با بازداشتي هاي پيش از محاكمه معاشرت نمايد، هر وقت كه بخواهد بنويسد، لوازم شخصي اش را مثل كتاب و نامه همراه خود داشته باشد.
دوستان و حاميان
شبكه حمايت برادلي مَنّينگ (BMSN)در ژوئن 2010 توسط مايك گوگولسكي(Mike Gogulski)، يك آمريكايي مقيم اسلواكي، تشكيل شد. ديويد هاوس، دوست مَنّينگ،نيز در تأسيس آن نقش داشت. اين شبكه توسط گروه تشجيع براي مقاومت (Courag to Resist)كه از مخالفان جنگ در درون ارتش حمايت مي كرد، هماهنگ مي شد. چندين شخصيت فرهيخته به هيأت مشاوران آن پيوستند كه دانيل الزبرگ از آن جمله بود. او يكي از 30 معترضي است كه در مارس 2011 در مقابل پايگاه كوانتيكو بازداشت شد؛ مايكل مور(Michael Moore) فيلمساز كه مبلغ 5 هزار دلار كمك مالي كرد؛ ري مك گاورن (Ray Mc Govern)، تحليل گر سابق سيا؛ و آن رايت (Ann Wright)، سرهنگ بازنشسته ارتش هم از شخصيت هاي مزبور هستند. در ايالات متحد، كانادا، هلند و ايرلند گردهم آيي هايي صورت گرفت و تا ژانويه 2011 اعانه هاي گردآوري شده جهت دفاع از مَنّينگ به بيش از 100 هزار دلار رسيده بود كه 15100 دلار آن از ويكي ليكس بود.
گروه هَكِر (موسوم به) بدون نام(Anony Mous) در مارس 2011 تهديد كرد كه با حمله اي اينترنتي؛ فعاليت هاي مخابراتي كوانتيكو را مختل ساخته و اطلاعات مربوط به پرسنل آن را بر ملا خواهد ساخت گروه مزبور اين عمليات را عمليات براديكال (Operation Bradical) ناميد.
برادلي اي. مَنّينگ (Bradley E.Manning)، متولد 17 دسامبر 1987، از سربازان ارتش ايالات متحده است كه در ماه مه 2010 به ظنّ انتقال مطالب طبقه بندی شده به وب سايت ويكي ليكس (Wiki Leaks) در عراق دستگير شد.
در ماه ژوئيه همان سال به انتقال داده هاي طبقه بندي شده به كامپيوتر شخصي خودش و ارسال اطلاعات دفاع ملي به يك منبع تعریف نشده نیز متهم شد.
در مارس 2011، 22 فقره اتهام ديگر از جمله "كمك به دشمن" كه يك جرم بزرگ است، به او وارد شد. هر چند دادستان ها اظهار داشتند كه براي او تقاضاي مجازات اعدام نخواهند كرد.
در آوريل 2011 مشخص شد كه بايد در برابر دادگاه نظامي قرار گيرد و او اكنون در انتظار برگزاري اولين جلسه دادگاهش به سر مي برد.
مَنّينگ در اكتبر 2009 به خدمت در يكي از واحدهاي "لشكر دهم كوهستان" مستقردر نزديكي بغداد گماشته شد. در آن جا، وي به شبكه اينترنتي سري سیپرنِت (SIPRNet)یا همان شبکه ی محرمانه ی اینترنتی پروتكل روتر (Secret Internet Protocol Router Network) كه دولت آمريكا از آن براي انتقال اطلاعات ویژه استفاده مي كرد، دسترسي داشت.
بعد از آن كه ادريان لامو (Adrian Lamo) يك هَكِر كامپيوتر، به اف بي آي (FBI) گزارش داد كه مَنّينگ در مه 2010 طي يك گپ (چت) اينترنتي به وي گفته بود كه مطالبي از SIPRnet داون لود كرده و در اختيار ويكي ليكس قرار داده است، مَنّينگ دستگير شد.
گفته مي شود مطالب راه يافته به ويكي ليكس شامل 250 هزار تلگرام ديپلماتيك آمريكا، فيلم حمله ي هوايي ژوئيه 2007 به بغداد، و فيلم حمله هوايي مه 2009 گراناي (Granai) در افغانستان بوده است.
بيشترين دوره زندانی بودن مَنّينگ ار ژوئيه 2010 شروع شده است. محل اين بازداشت در تيپ كوانتيكو(Quantico) تفنگداران دريايي در ويرجينيا بوده كه در واقع حكم زندان انفرادي را داشت و اين چيزي بود كه عفو بين الملل آن را شرايط دشوار و سنگين مي خواند.
در آوريل 2011، تعداد 295 محقق، از جمله محققان حقوقي و فلاسفه، با امضاي نامه اي اظهار داشتند كه شرايطي كه وي در آن نگهداري مي شد، نقض مفاد قانون اساسي ايالات متحده است؛ چند روز بعد در همان ماه،پنتاگون او را به ساختماني در فورت ليون ورث (Fort Leaven worth) كه از لحاظ امنيتي در مرتبه متوسط بود در كانزاس انتقال داد و به او امكان داد كه با زندانياني كه هنوز محاكمه نشده بودند، تعامل داشته باشد.
دوره كودكي و تحصيل
مَنّينگ و يك خواهر بزرگترش در كرسنت (Crescent) اوكلاهما ( (Oklahomaبه دنيا آمدند. مادرشان سوزان فاكس (Susan Fox) متولد 1953 در ويلز (Wales) و پدرشان مردي امريكايي (ایرلندی الاصل) به نام برايان (Brian) مَنّينگ بود. پدر مَنّينگ مدت پنج سال در ايالات متحده زندگي كرده بود؛ پدر مَنّينگ زماني كه در كاودر باراكز (Cawdor Barracks) مستقر بود با همسرش آشنا شد. مَنّينگ در كرسنت بزرگ شد. پدرش در اين جا به عنوان مدير اطلاعات يك آژانس كرايه اتومبيل كار مي كرد. مَنّينگ پسر با وجودي كه به سن بزرگسالي رسيده بود فردي ريزنقش بود چرا كه فقط 157 سانتي متر قد و 6/47 كيلوگرم وزن داشت. در زمينه علوم، بازي هاي كامپيوتري و نواختن ساكسیفون مهارت داشت و حتي در دوره ي ابتدائي اظهار داشت كه مي خواهد به ارتش ايالات متحده بپيوندد.
يكي از آموزگاران وي به خبرنگاران گفت كه مَنّينگ با هوش و يك دنده بود، اما هيچ گاه دردسري نداشت.
يكي از همسايگان اظهار داشت كه مادر مَنّينگ نمي توانست خود را با زندگي در آمريكا وفق دهد و پدرش اغلب در بيرون از خانه بود. لذا وي ناگزير بود خودش اداره امور خانواده را به عهده گيرد.
پدر و مادر مَنّينگ هنگامي كه او 13 سال داشت از هم جدا شدند و مَنّينگ و خواهرش به اتفاق مادر به هاورفورد وست (west Haverford) ويلز، نقل مكان كرده و در مدرسه(Tasker Milwaro) ثبت نام كرد. دختري به يك خبرنگار گفت كه برادلي حالت و رفتار خاصي داشت.گفته مي شد برادلي و اين دختر ساعات ناهار خود را در كلوپ كامپيوتر مدرسه و به ساخت وب سايت خود مي گذراندند.
تام داير(Tom Dyer) كه با آن دو هم مدرسه بود، به خبرنگاران گفت كه مَنّينگ، چنانچه با چيزي مخالف بود،كه جرٌ و بحث با معلمان را نيز شامل مي شد، زبان به اعتراض مي گشود. او گفت مَنّينگ بدان جهت سركشي و گردنكشي مي كرد كه يك آمريكايي بود؛ او تنها آمريكايي مدرسه بود؛ دانش آموزان ديگر اداي لهجه و حركات و رفتار او را در مي آوردند.
مَنّينگ و خواهرش در ويلز وضعيت فلاكت باري داشتند و لذا بعد از اخذ مدرك ديپلم، بر آن شدند كه به ايالات متحده بازگردند. و با پدر و همسر دومش در اوكلاهما سيتي زندگي كنند. مَنّينگ در يك شركت خدمات نرم افزاري زوتو (Zoto) به كار مشغول شد و تا مدتي ظاهراً وضعيت مطلوبي داشت. ولي بعد از چهار ماه از كار بركنار و روز به روز افسرده تر شد و پيش از آن كه با عمه ي خود، دبرا (Debra) مَنّينگ راهي واشنگتن دي سي بشوند، چند شغل كم درآمد اختيار كرد.
ثبت نام در ارتش ايالات متحده و اعزام به عراق
مَنّينگ در اكتبر 2007 وارد ارتش شد و در مركز فورت لئونارد وود ( Fort Leonard Wood) ، ميسوري (Missouri) دوره ي آموزشي خود را شروع كرد و بعد از اتمام دوره ي آموزشي در آوريل 2008، به فورت هوآ چوكا ، (Fort Huachuca) ، اريزونا (Arizona) انتقال يافت و در آن جا به عنوان يك تحليل گر اطلاعات امنيتي دوره ديد.
نيكس (Nicks) مي نويسد كه وي در مدتي كه در آن جا دوره مي ديد، به خاطر ارسال پيام هايي براي دوستانش از طريق يوتيوب (YouTube) كه ظاهراً به موجب آنها اطلاعات حساسي افشا شد، بازخواست گرديد.
در اوت 2008 ، وي به فورت درام (Fort Drum) در جفرسون كاونتي(Jefferson County) نيويورك، انتقال يافت تا از آن جا به عراق اعزام شود.
او تا پائيز 2008 در فورت درام اقامت داشت و طي اين مدت با تايلر واتكينز (Tyler Watkins) آشنا شد و با او بود كه اولين رابطه نامزدی ازدواج را برقرار ساخت و در فيس بوك (Facebook) هم مراتب خوشحالي اش از اين بابت را اعلام داشت. نيكس مي نويسد كه رابطه مزبور تا سپتامبر 2009 ادامه يافت حال آن كه لَی (leigh) و هاردينگ (Harding) مي گويند اين رابطه در حدود 5 مه 2010 پايان پذيرفت.
واتكينز در دانشگاه برندايز، (Brandeis) نزديك بوستون، در رشته روانشناسي و علم الاعصاب تحصيل مي كرد و مَنّينگ مرتباً به ديدارش مي رفت. در برندايز بود كه مَنّينگ با شبكه دوستان نامزدش واتكينز و جامعه ی هَكِر هاي دانشگاه و افكار و عقايد اين جامعه در خصوص اهميت آزاد شدن اطلاعات، آشنا گرديد.
مَنّينگ از كارگاه فضاي هَكِر (hacker space) دانشگاه بوستون بازديد كرد و با بنيانگذار آن، ديويد هاوس (David House) ملاقات نمود. ديويد هاوس متخصص كامپيوتر و پژوهشگر انستيتو تكنولوژي ماساچوست (MIT) بود و اجازه يافته بود كه در ايام زندان مَنّينگ، ماهي دوبار به ملاقاتش برود.
به نوشته استيو فيشمن (Steve Fishman) در مجله ي نيويورك، مَنّينگ هنگام اقامت در فورت درام، كنترل خود را از دست داد و با هم اطاقي هايش به هم زده و سر مسئولان مافوق خود داد مي كشيد.
در اكتبر 2009، به رغم ترديدهايي در باره مناسب بودن مَنّينگ براي اعزام به مأموريت، او را به تيم رزمي تيپ دوم لشكر دهم كوهستان، مستقر در پايگاه عملياتي (Hammer) در نزديكي بغداد، اعزام كردند. ناخشنودي و تنهايي وي در آن جا تداوم يافت. در جايي كه اطاق نيمه تاريك و مملو از جمعيتي توصيف مي شد كه انسان نمي توانست بدون آن كه به ديگري برخورد كند، جا به جا شده و كابل ها و اوراق كاغذ همه جا را فرا گرفته بود، تحليل گران روزي 14- 15 ساعت كار مي كردند. آن را (Groundhog Day) مي ناميدند.
بعد از آن كه افسران مربوطه متوجه شدند كه گفته هاي شبكه تلويزيوني اي بي سي نيوز(ABC News) ، اقدامات عجيب و غيرعادي است، مَنّينگ را نزد يك روحاني كشيش فرستاند.
در نوامبر 2009 يعني در همان ماهي كه وي نخستين بار با ويكي ليكس تماس گرفت، وي طي نامه اي به يك مشاور متخصص مسايل جنسيتي اظهار داشت كه احساسات جنسی خاصی دارد... مشاور گفت كه وجود حالت بحراني را در او درك مي كند چرا كه از يك طرف وي دچار اختلال در احساسات جنسيتي است و از طرف ديگر خويشتن را درگير جنگي مي ديده كه با آن مخالف است.
روز 7 مه 2010، وي از قرار معلوم سيلي اي به گوش يك افسر زن نواخت و با اين كار خود از درجه ي متخصص به درجه سرباز يكم تنزل مقام يافت. همچنين به او گفته شد كه ممكن است از ارتش اخراج شود.
افشاي ادعايي مطالب طبقه بندي شده ويكي ليكس:
ويكي ليكس در اواخر سال 2006 به عنوان يك مرکز افشاگرانه ي داده های مورد سانسور ايجاد شد. ويكي ليكس ابتدا مطابق الگوي ويكي پديا عمل مي كرد كه در آن داوطلبان مطالب طبقه بندي شده يا محرمانه ارائه شده توسط خبرچين ها و منابع را درج و تحليل مي كردند، يا به تجزيه و تحليل مطالبي مي پرداختند كه به صورتي قانوني به خطر افتاده و مورد تهديد قرار گرفته بود. اين جوليان آسانژ (Julian Assange) استراليايي تبار و داراي سابقه در زمينه هَكِ كامپيوتر و سردبير غيررسمي ويكي ليكس بود كه انديشه ايجاد يك " آژانس اطلاعاتي دموكراتيك داراي منبع آزاد" را در سر مي پروراند.
عنصر ويكي (Wiki) كنار گذارده شد، اما اين سايت براي درج اسناد افشا شده اي كه توسط افراد ناشناس در اختيارش گذاشته مي شد، فعال باقي ماند. در خصوص افشاي اين مطالب ازOpen SSL ، Free Net ، PGP و Tor استفاده مي شد.
نيويورك تايمز در دسامبر 2010 نوشت كه دولت امريكا مي كوشد دريابد كه آيا آسانژ صرفاً دريافت كننده ي انفعالي مطالب واصله از مَنّينگ بود يا وي را در امر استخراج و به بيان ديگر گلچين كردن پرونده ها تشويق و همراهي مي كرد؟ اگر مورد دوم صحت داشته باشد، مي شد آسانژ را به توطئه متهم ساخت.
به گفته دانيل دومشايت برگ، (Daniel Domscheit-Berg)، يك سخنگوي سابق ويكي ليكس، بخشي از مفهوم امنيتي ويكي ليكس اين بود كه آنها نمي دانستند منابع شان چه كساني هستند. ويكي ليكس مَنّينگ را يك منبع مطالب نمي شناخت و به گفته شبكه NBC در ژانويه 2011، دولت امريكا شواهدي دال بر تماس مستقيم بين مَنّينگ و آسانژ در دست نداشت. مَنّينگ در جريان گپ (چت) اينترنتي خود با لامو(Lamo) در مه 2010 به لامو گفت كه با آسانژ ارتباط برقرار كرده است، ولي اطلاع چنداني در باره اش ندارد. لامو بعدها اظهار داشت كه مَنّينگ اين را نيز به وي گفته است كه با استفاده از سرويس كنفرانس رمزگزاري شده ي اينترنتي، مستقيماً با آسانژ ارتباط برقرار كرده و افزود كه آسانژ به وي" آموزش" داده است. لامو تنها منبعي است كه اين مطالب را بازگو كرده است؛ او گفت كه اين اظهارات مَنّينگ در بخش هاي منتشر نشده ي مطالب چت شده قرار دارد، اما اضافه كرد كه اف بي آي (FBI) "هارد درايو" او را ضبط كرده است و او ديگر به اين مطالب دسترسي ندارد.
دسترسي مَنّينگ به شبكه SIPRNet مطالب منتشر شده توسط ويكي ليكس
گفته مي شود مَنّينگ اولين بار در نوامبر 2009، چندين روز بعد از آن كه تعداد 570 هزار پيام صفحه بندي شده از حملات 11 سپتامبر 2001 در ويكي ليكس منتشر شد، با ويكي ليكس تماس گرفته است.
مَنّينگ از محل خدمت مسلحانه خود در عراق، به SIPRNet و سامانه مشترك اطلاعات امنيتي جهاني (Joint Worldwide lntelligence Communications System) دسترسي داشت و در اواخر سال 2009 ويدئوي هليكوپتر آپاچي (Apache) را پيدا كرد. او به لامو گفت: "در نگاه اول، اين طور مي نمود كه چند نفر توسط هليكوپتري هدف گلوله قرار گرفته اند. مسأله بزرگي نبود ... حدود20-30 مورد ديگر هم وجود داشته است، اين طور نيست؟ ولي يك نكته در اين خصوص برايم عجيب مي نمود و آن اين واقعيت بود كه ويدئوي مزبور در دفتر يك افسر عمليات مشترك هوايي زميني پيدا شد. لذا، آن را تماشا كردم.
تايلر واتكينز، نامزد سابق مَنّينگ، به خبرنگاران گفت كه در ژانويه 2010 كه تعطيلات خود را در بوستون مي گذراندم، مَنّينگ گفت كه اطلاعات حساسي به دست آورده است و قصد افشاي آن را دارد. در همان ماه، مَنّينگ به گونه اي در فيس بوك ظاهر مي شد كه گويي از بابت چيزي نگران است. به گزارش روزنامه ديلي تلگراف، او] تايلر[ نوشت: "برادلي مَنّينگ اين نبرد را دوست نداشت. خيلي چيزها و خيلي زود از دست مي رود." او افزود كه بعد از آن كه نامزد سابقش او را درباره یبدی جنگ موعظه كرد، خشمگين شد.
روز 18 فوريه، ويكي ليكس نخستين مطلبي را كه ادعا مي شود توسط مَنّينگ ارائه شده است، انتشار داد و آن يك تلگرام دولتي مورخ 13 ژانويه 2010 بود كه از سفارت ايالات متحده در ركياويك (Reykjavik) ايسلند ارسال شده بود و اكنون به عنوان سند ركياويك 13 معروف است. مَنّينگ در گپ (چت) اينترنتي خود اين سند را سند آزمايشي (سند تست) ناميد. در تاريخ 15 مارس، ويكي ليكس گزارشي 32 صفحه اي منتشر ساخت كه در سال 2008 توسط وزارت دفاع امريكا و راجع به خود سایت ويكي ليكس نوشته شده بود.
روز 29 مارس، ويكي ليكس مشخصات كادر سياسي وزارت خارجه امريكا در ايسلند را انتشار داد.
روز 5 آوريل، ويكي ليكس ويدئوي هليكوپتر آپاچي مربوط به حمله هوايي ژوئيه 2007 به بغداد را منتشر ساخت كه گفته مي شود مَنّينگ آن را در ماه فوريه در اختيارشان گذارده بود. ويكي ليكس آن را ويدئوي "آدمكشي غيرمستقيم" خواند. اين ويدئو مخاطبان گسترده اي را جذب كرد.
روز 25 ژوئيه، ويكي ليكس اسناد جنگ افغانستان و در ماه اكتبر اسناد جنگ عراق، خاطرات و گزارش هاي نظامي داخلي را انتشار داد. همچنين گفته مي شود كه مَنّينگ تعداد 251287 تلگرام وزارت خارجه امريكا را كه توسط 260 سفارت و كنسولگري در 180 كشور نوشته شده بود در اختيار ويكي ليكس گذارد . اين تلگرام ها توسط آسانژ در اختيار چندين سازمان خبري قرار داده شد. هزاران فقره از آنها در مراحل مختلف منتشر گرديد. اولين سند (ركياويك 13) در فوريه 2010 توسط ويكي ليكس انتشار يافت. سندهاي بعدي از 29 نوامبر به بعد به ترتيب توسط نيويورك تايمز، اشپيگل، گاردين، ال پائيس، و ديگران به چاپ رسيد. ويكي ليكس اظهار داشت كه اين بزرگترين مجموعه اسناد طبقه بندی شده بود كه تا به حال به قلمرو عمومي درز كرده است.
اخراج، گپ زدن هاي با ادريان لامو
مَنّينگ در روز 7 مه 2010، بعد از آن كه مشتي به صورت يك افسر زن كوبيد تنزل مقام يافت و گفت كه قرار است اخراج شود.
روز 20 مه، با ادريان لامو، هَكِر زبردست سابق كه در سال 2004 به جرم ورود غيرمجاز به شبكه كامپيوتري نيويورك تايمز محكوم شده بود، تماس گرفت. در همان روز، بعد از آن كه لامو در بيمارستان بستري و عارضه نارسايي ريوي اش مشخص شد، كوين پولسن (Kevin Poulsen) شرح حال وي را در مجله (Wired) منتشر ساخت.
پولسن که اکنون گزارشگری می کند، خود از هَکِرهای سابق است که طی سالهای متمادی بارها از لامو به عنوان منبع استفاده کرده است.
به گفته لامو، مَنّینگ در تاریخ 20 مه بعد از مشاهده مطلبی از لامو در باره ی ویکی لیکس، چندین ایمیل رمزگزاری شده برایش ارسال کرد. لامو گفت در عین حال که قادر به رمزگشایی ایمیل ها نبود، پاسخ آنها را داد بدون آن که بداند گیرنده اش کیست یا توان خواندن محتوای آن را داشته باشد. او از فرستنده ایمیل دعوت کرد که با همدیگر یک گپ اینترنتی داشته باشند. مَنّینگ باز هم ایمیل هایی ( همچنان رمزگذاری شده ) برایش فرستاد. لامو گفت بعدها این ایمیل ها را بدون ان که توانسته باشد آنها را بخواند، در اختیار اف بی ای گذارده است.
طی یک رشته گپ های اینترنتی که در فاصله 21 تا 26 مه انجام گرفت، مَنّینگ ( با استفاده از ابزار ""Bradass 87 ) از قرار معلوم به لامو گفت که مطالب طبقه بندی شده ای افشا کرده است. او خودش را به عنوان "تحلیل گر اطلاعات امنیتی ارتش، مأمور خدمت در بغداد شرقی" معرفی کرد و گفت که قرار است بزودی به خاطر "اختلال انطباق پذیری و سازگاری" به علت "اختلال جنسیتی" (عدم احترام به افسر همکار زن) از کار برکنار شود.
درست ده دقیقه بعد وی از لامو پرسید: "چنان چه بیش از 8 ماه فرصت می داشتید که هفته ای هفت روز و روزی 14 ساعت به شبکه های طبقه بندی شده دسترسی داشته باشید، چه می کردید؟ "لامو (خبرچین اف.بی.آی) به او گفت: "من یک روزنامه نگار و یک کشیش هستم. شما می توانید این اظهارات را اعتراف یا مصاحبه ای که هرگز منتشر نمی شود، تلقی کنید و از قدری حمایت حقوقی برخوردار شوید." مَنّینگ به لامو گفت که خود را منزوی حس می کند. و همه کانال های پشتیبانی عاطفی خویش ... خانواده، دوستان وهمکاران مورد اعتماد ... را از دست داده و دچار سردرگمی شده است.
نمونه چت های مَنّینگ :
22 مه، ساعت 11:49:02 بامداد(منینگ): در بیابان هستم و گروهی مردان ساده، بی سواد و پرحرارت دور و برم را گرفته اند... و تنها جایی که در آن احساس امنیت می کنم همین ارتباط اینترنتی ماهواره ای است...
11:49:51 بامداد: (مَنّینگ) و من با افشا کردن ابهام جنسیتی خود، دچار دردسری شده ام ... این افشاگری باعث از دست رفتن شغلم و افتادن به ورطه فراموشی ام شده است...
11:58:33 بامداد(مَنّینگ): و کمتر کسی از آن خبر دارد، و در میان این گرفتاری مشهود، این دردسری است که خودم به وجود آورده ام و هنوز هیچ کس از آن خبر ندارد..
12:15:11 بعد از ظهر(مَنّینگ) : سؤال فرضی: چنان چه دوره ای طولانی، بر شبکه های طبقه بندی شده تسلط داشتید ... مثلاً به مدت 8 ماه ... و مطالب باور نکردنی و حیرت انگیز می دیدید ... چیزهایی که به قلمرو عمومی مربوط می شد نه به سروری (Server) واقع در اتاق تاریکی در واشنگتن دی سی ... چه می کردید؟
12:26:09 بعد از ظهر(مَنّینگ): بگذارید بگویم شخصی که کاملاً او را می شناسم به شبکه های طبقه بندی شده ایالات متحده نفوذ پیدا کرده و به داده هایی مثل آنچه که عنوان شد دست یافته و آنها را از طریق اینترنت به کامپیوتر یک شبکه بازرگانی انتقال داده ... داده ها را جدا کرده، فشرده ساخته و رمز گذاری نموده و آنها را در اختیار استرالیایی دیوانه ی سپید مویی گذارده است که ظاهراً نمی تواند مدتی طولانی در یک کشور بماند = ل ...
12:31:43 بعد از ظهر: مردک دیوانه سپیدموی = جولیان آسانژ...
او گفت که حدود جشن شکرگزاری در نوامبر 2009 کمک به ویکی لیکس را آغاز کرد و آن هنگامی بود که ویکی لیکس پیام های صفحه بندی شده مرتبط با 11/9 (یازدهم سپتامبر) را منتشر کرده بود. او گفت متوجه شد که پیام های مزبور از یک پایگاه اطلاعاتی NSA (سازمان امنیت ملی) واصل شده است و به لامو گفت که از بابت دست به کار شدن،احساس خوبی به او دست داده است. او به لامو گفت که هیلاری رودهام کلینتون، وزیر خارجه، و چندین هزار دیپلمات سراسر جهان یک روز صبح که از خواب برخیزند و ببینند که مجموعه وسیعی از اسناد سیاست خارجه طبقه بندی شده به شیوه ای قابل جستجو (Search) در دسترس همگان قرار دارد، قلب شان از کار خواهد افتاد... هر جا که یک پست آمریکایی وجود داشته باشد... رسوایی دیپلماتیکی برملا خواهد شد..." لامو پرسید چه نوع مطالبی و مَنّینگ جواب داد: " هوم... زد و بندهای سیاسی جنایی ... نمونه (ورزیون) های پشت پرده ی روابط عمومی از رخدادها و بحران های جهان ...
نمونه چت های مَنّینگ :
23 مه، 1:11:54 بعد از ظهر: (مَنّینگ) و ... من به دلایل عجیب، معتقدم که افشای آنها حائز اهمیت است...
1:12:02 بعد از ظهر: (مَنّینگ) در واقع این کار تحولاتی به وجود خواهد آورد.
1:13:10 بعد ازظهر: (مَنّینگ) من صرفاً نمی خواهم که بخشی از آن ... دست کم در حال حاضر ... باشم... آمادگی اش را ندارم ... اگر به این خاطر نبود که عکس هایی از من ... به صورت یک پسر ... در رسانه های سرتاسر دنیا منتشر شود ... از این که بقیه عمرم را در زندان بگذرانم یا اعدام شوم، ابایی نداشتم.
1:39:03بعد از ظهر: (مَنّینگ) آنچه را که برایت اعتراف می کنم نمی توانم باور کنم.
او به لامو گفت که CD - RW های حاوی آوازهای لیدی گاگا (Lady Gaga) را پاک کرده و اسناد داونلود شده را جایگزین آنها ساخته است:
نمونه چت های مَنّینگ :
25 یا 26 مه، 2:12:23 بعد ازظهر: (مَنّینگ)... مجموعه عظیمی از داده ها بود ... که به واسطه عوامل متعدد ... اعم از فیزیکی و تکنیکی و فرهنگی ... فراهم آمده بود ...
2:13:02 بعد ازظهر: (مَنّینگ)... نمونه کاملی از این که چطور کار اطلاعات امنیتی انجام ندهیم.
2:14:21 بعد ازظهر: (مَنّینگ) در حالی که سرگرم پاک کردن چیزی بودم که ممکن است بزرگ ترین افشاگری تاریخ آمریکا باشد، به آواز لیدی گاگا گوش می دادم ...
2:17:56 بعد ازظهر: (مَنّینگ) سرورهای ضعیف، ضبط ضعیف، امنیت فیزیکی ضعیف، ضد جاسوسی ضعیف، تحلیل های نا دقیق علایم ... یک طوفان کامل ...
2:22:47 بعد ازظهر: (مَنّینگ) اگر من طینت بدخوی داشتم چه می شد.
2:23:25 بعد ازظهر: (مَنّینگ) همه اش را به روسیه و چین می فروختم و ثروت کلانی به هم می زدم؟
2:23:36 بعد ازظهر: (لامو) چرا این کار را نکردی؟
2:23:58 بعد ازظهر: (مَنّینگ) چون که به قلمرو عموم مردم تعلق داشت.
او اظهار امیدواری کرد که افشای داده ها به بحث ها و مناظرات و تحولات در سطح جهان منجر شود. او گفت:
"واکنش به ویدئوی حمله هوایی به بغداد به وی امید بخشیده است. گزارش CNN جامع بود... تویتر ترکاند ..."
او ادامه داد: " دوست دارم مردم حقیقت را ببینند... صرف نظر از این که کی هستند ... زیرا بدون اطلاعات نمی توان به عنوان یک توده تصمیمات آگاهانه گرفت."
ساعاتی بعد در همان روز، اظهار داشت که رویدادی که بیش از هر چیز وی را تحت تأثیر قرار داد مربوط به زمانی بود که 15 زندانی سیاسی توسط پلیس فدرال عراق به خاطر چاپ مطالب ضد عراق دستگیر شدند. ارتش از او خواست که تحقیق کند و آدم های بد را شناسایی کند. او این موضوع را به افسر فرمانده خود گزارش کرد ولی گفت که دوست ندارد هیچ چیزی در این مورد بشنود. او گفت افسر مزبور جواب داد که باید پلیس عراق را در یافتن زندانیان سیاسی بیشتر ، یاری دهد. مَنّینگ گفت که وضعیت را درک کرد. او افزود : " من به صورتی فعال درگیر چیزی شده بودم که کاملاً مخالفش بودم ... "
رویکرد لامو به FBI ، انتشار جزئی گزارش های گپ (چت)
لامو به مجله Wired گفت که در گذشته به ویکی لیکس پول داده است، و گفت که گرفتن تصمیم مراجعه به مقام های مسئول کار ساده ای نبوده است. او گفت که فکر می کرد جان مردم در خطر است: " مَنّینگ در منطقه جنگی بود و در واقع می کوشید تا آن جا که میتواند اطلاعات طبقه بندی شده را جمع آوری کند و در اختیار عموم قرار دهد."
لامو گفت که در جریان گپ اینترنتی با مَنّینگ به وی گفته است که می تواند منبع خبر را اعلام نکند و او ناشناس باقی بماند. ولی اندکی بعد از اولین گپ خود، نزد مأموران پلیس فدرال رفت.
جاناتان وی لاست (Jonathan V. Last) نوشت که لامو آن چه را که مَنّینگ به او گفته بود با چت ابر(Chet Uber) از گروه داوطلبان Project Vigilant که در خصوص جرایم اینترنتی تحقیق می کند، در میان گذاشت. و از قرار معلوم چت ابر از لامو خواست که به FBI مراجعه کند.
روز 25 مه، لامو با افسران CDI ارتش و اف بی آی دیدار کرد. این ملاقات در یک قهوه خانه ی Starbucks در نزدیکی خانه اش در کالیفرنیا انجام گرفت و در آن جا وی گزارش های آن گپ اینترنتی را به آنان نشان داد. لامو در 27 مه نیز با آنان ملاقات کرد و در این جا بود که به او گفتند که مَنّینگ روز قبل در عراق دستگیر شده است.
خبر دستگیری مَنّینگ روز 6 ژوئیه توسط کوین پولسن، گزارشگر مجله Wired که شرح حال لامو را در روز 27 مه نوشته بود، انتشار یافت. دانیل دومشایت برگ از این خبر به عنوان بدترین لحظه ی تاریخ ویکی لیکس یاد می کند. Wiredحدود 25 درصد گزارش گپ اینترنتی را روزهای 6 و 10 ژوئن منتشر ساخت و اضافه کرد که بقیه مطلب هم به حریم خصوصی مَنّینگ ربط پيدا مي كند و اطلاعات نظامي حساس را به مخاطره مي اندازد.
ايلن ناكاشيما (Ellen Nakashima) از واشنگتن پست چكيده ي اين گزارش ها را در تاريخ 10 ژوئن انتشار داد ، و در 19 ژوئن نشريه Boing Boing چيزي را كه به گفته خودش كامل ترين نمونه ي مطلب بود، منتشر ساخت.
گلن گرينوالد (Glenn Green Wald) در دسامبر 2010 در سايت Salon نوشت كه عدم انتشار گزارش هاي مزبور در واقع يكي از بدترين رسوائي هاي ژورناليستي آن سال بود. او اضافه كرد كه پولسن و Wired در پنهان ساختن حقيقت مربوط به اين دستگيري نقش داشتند. او گفت كه آنها با اين كار خود عملاً همكار دراز مدت پولسن يعني ادريان لامو – و نيز تحقيق كنندگان دولت – در مورد ادعاهاي مربوط به بررسي دقيق اظهارات مَنّينگ، را مورد حمايت و حفاظت قرار دادند و به لامو امكان دادند كه گزارش بخش اعظم اين داستان را در دست گيرد و اظهارات مَنّينگ را هر طور كه دلش بخواهد مطرح سازد. ايوان هانسن (Evan Hansen) سردبيرWired، نوشت كه گزارش هاي مزبور شامل برخي اطلاعات شخصي حساس بود كه هيچ ربطي به ويكي ليكس پيدا نمي كرد و انتشار آنها هيچ نفعي نداشت. Wired سرانجام در27 ژوئيه 2011 گزارش هاي مزبور را به طور كامل انتشار داد.
دستگیری و اتهامات :
مَنّینگ در روز 26 مه 2010 دستگیر شد و ابتدا در یک بازداشتگاه نظامی در کمپ اریفجان (Arifjan) در کویت نگهداری شد. در تاریخ 5 ژوئیه طبق قانون دادگاه نظامی (Uniform Code of Military Justice) به جرم نقض مواد 92 و 134 قانون مزبور محکوم شد.
جرایم مزبور عبارت بود از" انتقال داده های طبقه بندی شده به کامپیوتر شخصی خود و افزودن نرم افزار غیرمجاز به یک سامانه کامپیوتری طبقه بندی شده در ارتباط با افشای ویدئوی مربوط به یک حمله ی هلیکوپتری در عراق در سال 2007" و مخابره، انتقال و ارائه اطلاعات دفاع ملی به یک منبع غیرمجاز و افشای اطلاعات طبقه بندی شده مرتبط با دفاع ملی در حالی که می دانست اطلاعات مزبور ممکن است به ایالات متحده زیان برساند." این جرایم در فاصله 19 نوامبر 2009 و 27 مه 2010 به وقوع پیوسته بود. او همچنین از جمله کسانی بود که بعداً در ماه دسامبر در احضاریه تویتر اسمشان ذکر شد، و آن هنگامی بود که دولت آمریکا کوشید به حساب (account) های تویتر شماری از افراد درگیر، دست پیدا کند.
روز اول مارس 2011، تعداد 22 فقره جرم دیگر نیز وارد شد که موارد زیر از آن جمله اند: کسب غیرقانونی مطالب طبقه بندی شده به منظور انتشار در اینترنت با علم به این که اطلاعات مزبور ممکن است به دست دشمن بیافتد؛ انتقال غیرقانونی اطلاعات دفاعی، فریبکاری؛ و کمک به دشمن.
شبکه CBS گزارش داد که اتهامات جدید مشتمل بود بر افشای گزارش های مربوط به جنگ عراق و افغانستان، و 250 هزار تلگرام وزارت خارجه به گزارش شبکه خبری ABC News در این اتهامات آمده بود که مَنّینگ تعداد 380 گزارش مربوط به عراق و 90 گزارش مربوط به افغانستان انتشار داده است. در مجموع، CBS اعلام داشت كه مَنّينگ به افشاي بيش از نيم ميليون سند و دو ويدئو متهم است.
دادستان ها به وكلاي حقوقي مَنّينگ گفتند كه براي او تقاضاي اعدام نخواهد كرد، هر چند اتهام كمك به دشمن از جرايم كبيره است. آنان گفتند كه در صورت محكوميت، با زندان ابد، تنزل مقام و دريافت پائين ترين مرتبه دريافت حقوق، بركناري، مفتضحانه و از دست رفتن كمك هزينه ها مواجه خواهد بود.
زندانی شدن در پايگاه كوانتيكوQuantico تفنگداران دريايي
روز 29 ژوئيه 2010، مَنّينگ از كويت به پايگاه كوانتيكو تفنگداران دريايي، ويرجينيا، انتقال يافت و تا آوريل 2011 تحت حفاظت شديد و طبق ماده جلوگيري از آسيب رساني در آن جا باقي ماند. در اين پايگاه، در سلولي 12 در 6 فوتي، بدون پنجره، داراي يك تختخواب، توالت، روشويي نگهداري مي شد. غذايش را نيز درون همين سلول صرف مي كرد. به نوشته واشنگتن پست، اين بازداشتگاه داراي 30 سلول بود كه در يك طرح U شكل، كنار هم دريف شده بود، و اگر چه زنداني ها مي توانستند با همديگر حرف بزنند، اما همديگر را نمي توانستند ببينند. اين مطالب به نقل از ديويد كومبز(David Coombs) ، و كيل حقوقي وي، كه از دادستان هاي سابق ارتش و عضو ارتش ذخيره ايالات متحده بود، ارائه شده بود. ديويد كومبز در دسامبر 2010 اظهار داشت كه نگهبانان افرادي كارآزموده بودند و سعي نمي كردند به مَنّينگ تعدي كرده و آزار و اذيت و مزاحمتي برايش به وجود آورند. او اجازه داشت روزانه تا يك ساعت با غل و زنجير از سلول خود بيرون آمده و پياده روي كند. پس از آن كه يك دستگاه تلويزيون در راهرو سلول ها نصب شد،مي توانست مدت هاي محدودي به تماشاي آن بنشيند. اجازه داشت يك جلد كتاب يا مجله در سلول خود داشته باشد. به گفته لي و هاردينگ، او درخواست كرد كتاب نقد خردناب، اثر امانوئل كانت(1781) در اختيارش گذارده شود ولي بدون ابزار نوشتاري؛ هر چند در مواقعي همين ابزار نيز در اختيارش قرارداده مي شد. در هنگام ديدار با كساني كه به ملاقاتش مي آمدند، غل و زنجير به پا مي داشت.
ماده «جلوگيري از آسيب رساني»كه در مورد مَنّينگ اجرا مي شد، يك درجه خفيف تر از «زير نظر بودن مداوم» است. طبق ماده مزبور نگهبانان بايد هر پنج دقيقه يك بار به او سر بزنند و در طول روز هم حق خوابيدن ندارد. وكيل حقوقي اش گفت كه صبح ها بين ساعت 5 ( و در روزهاي آخر هفته از ساعت 7) تا ساعت 8 حق خوابيدن ندارد، و چنانچه بخوابد، بيدارش مي كنند كه بنشيند يا بايستد. او موظف بود كه همواره در معرض ديد باشد، از جمله در شب ها و لذا نمي توانست از ملحفه يا پتو استفاده كند. بالش او دردرون تشك روي تختخوابش تعبيه شده بود. پتويش نيز طوري بود كه قابل پاره شدن يا تكه تكه شدن نبود.
در 2 مارس 2011،به او گفته شد كه وكيل حقوقي طبق اصل 139 درخواست كرده است كه وي از وضعيت تحت تدابير شديد حفاظتي و «جلوگيري از آسيب رساني»(زير نظر بودن مداوم) خارج شود اما با اين درخواست موافقت نشد. وكيل مَنّينگ گفت كه وي يك بار به نگهبانان خود گفت كه قصد آسيب رساندن به خود را دارد. اين كار را مي تواند با كمر بند لاستيكي زير شلواري يا با دمپائي لاانگشتي اش انجام دهد. اين امر موجب شد كه وادارش كنند كه بدون لباس بخوابد و در بازرسي صبحگاهي هم بدون لباس ظاهر شود، كه به گفته وكيل نامبرده، نهايت تحقير بود، هر چند از حدود 10 مارس به بعد، روپوشي در اختيارش مي گذاشتند كه با پيچيدن آن به دور خود، بخوابد. در پاسخ به اين رويداد، روان شناس زندان گفت كه در مورد خودكشي او كمترين احتمال وجود دارد.
نامه مَنّينگ از زندان
در تاريخ 10 مارس 2011، وكيل مَنّينگ نامه يازده صفحه اي وي را منتشر ساخت. اين نامه درواكنش به تصميم ارتش امريكا مبني برمحمول شدن ماده «جلوگيري از آسيب رساني » در خصوص مَنّينگ نگاشته شده بود. در اين نامه، وي نوشت كه در ماه ژانويه مدت سه روز «تحت نظارت مداوم» قرار داشته و بدون لباس البته به استثناي لباس زير – و عينك طبي _ نگاهداري شده است. او گفت كه نبود عينك وي را ناگزير مي ساخت كه چون جايي را نمي ديد مدام در يك جا نشسته باشد. در اين نامه،او اظهار عقيده كرد كه اين اقدام به تلافي تظاهرات روز قبل طرفدارانش در بيرون زندان انجام گرفت. او اظهارداشت كه اندكي پيش از شروع وضعيت تحت نظارت مداوم،«نگهبانان به آزار و ايذاي او پرداختند و دستورات ضد و نقيض به او مي دادند و مثلا يكي از او مي خواست كه به طرف چپ بچرخد و ديگري عكس آن دستور مي داد. او همچنين نوشت كه ازو مي خواستند كه بدون لباس بخوابد و براي بازديد صبحگاهي نيز بدون لباس بايستد.«نگهبان گفت كه در حالت راحت باش بايستم يعني دستانم پشت سرم قرارداشته و پاهايم به اندازه شانه هايم باز باشد. به همين حالت ايستادم. مدت 3 دقيقه به همين حالت بودم كه مسئول ارشد انتظامات زندان سررسيد... نگاهي به من انداخت... لحظه اي مكث كرد و سپس به طرف سلول زنداني بعد رفت. از اين كه همه افراد به بدن لخت من خيره شده بودند، ناراحت شدم ... مَنّينگ نوشت روپوشي كه براي پوشيدن هنگام شب به او داده بودند زبر و ناراحت بود و نپوشيدن اين لباس هم جرم به حساب مي آمد.
شكايت از بابت زندان، پاسخ دولت
شرايط بازداشت وي نگراني بين المللي را برانگيخت. ديويد هاوس، متخصص رايانه، كه اجازه يافته بود ماهي دوبار به ملاقات مَنّينگ برود در دسامبر 2010 گفت كه تحول مَنّينگ از يك جوان با هوش و بدل شدن به فردي ظاهرا گيج كه در برقراري ارتباط مشكل داشت را شاهد بوده است.
دنيس كوسينیچ(Dennis Kucinich)، نماينده دموكرات و دانيل الزبرگ(Daniel Ellsberg)افشا، كننده گزارش پنتاگون و از همكاران داوطلب ويكي ليكس، رفتار با مَنّينگ را به آن چه در زندان ابوغريب در عراق صورت گرفته بود، تشبيه كرد. الزبرگ نوشت كه اين رفتار به «شكنجه عدم تماس» منتهي شد با اين هدف كه روحيه اش تضعيف شود و پاي ويكي ليكس و جوليان آسانژ را به ميان بكشد.
يك سخنگوي پايگاه كوانتيكو در ژانويه 2011 اظهار داشت كه ادعاهاي مبني بر بدرفتاري، چرند است و مَنّينگ بدان جهت تحت تدابير شديد حفاظتي نگهداري مي شود كه فرار وي مي تواند خطر امنيتي ملي به بارآورد.اين سخنگو گفت كه مَنّينگ مي توانست با نگهبانان و زندانيان سلول هاي ديگر حرف بزند، هر چند امكان ديدار ساير زندانيان را نداشت. او مي توانست روزي يك ساعت سلول خود را ترك كرده و ورزش كند، دوش بگيرد، تلفن بزند، با وكيل خود صحبت كند، و در روزهاي آخر هفته با دوستان و خويشاوندانش كه به ملاقات مي آمدند، ديدار نمايد. جف مورل(Jeoff Morrell) سخنگو و جه جانسون (Jeh Johnsom) مشاور كل پنتاگون در فوريه 2011 از كوانتيكو بازديد كردند تا شرايط زندان را بررسي كنند.مورل گفت كارآزمودگي پرسنل زندان وي را به شدت تحت تأثير قرارداده است. او افزود كه رفتار با مَنّينگ و وضعيت اقامت وي در زندان مناسب است. او گفت «تنها چيزي كه هست اين است كه طراحي ساختمان زندان به گونه اي است كه هر فردي محدود به سلول خودش مي باشد. روزانه سه وعده غذاي مناسب به زنداني داده مي شود. وي ملاقاتي دارد و نامه دريافت مي كند. مرتبا مورد معاينه پزشكي قرار مي گيرد و با وكيل خود صحبت مي نمايد. او به تلفن دسترسي دارد. و با او هم درست مثل ساير زندانيان برخورد مي شود.
جوآن اي مندز(Juan E.Mendez) گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد شكنجه، در حدود ژانويه 2011 گزارش در خصوص مَنّينگ تسليم وزارت خارجه آمريكا كرد و در آوريل همان سال دولت را به كلي گويي در پاسخ به درخواستش متهم كرد. درخواست او اين بود كه به طور خصوصي و به دور از چشم نگهبانان، ديداري با مَنّينگ داشته باشد. او ابراز عقيده كرد كه مَنّينگ به شدت افسرده و سرخورده است.
عفو بين الملل شكايتي عليه ايالات متحده صادر كرد و از دولت انگليس خواست كه با توجه به اين که مَنّينگ از طريق مادر ولزي اش اصالتا شهروند انگليسي به حساب مي آيد. به دفاع از او مداخله نمايد. در ماه مارس،سفارت انگليس در واشنگتن مراتب نگراني خود را به وزارت خارجه امريكا ابلاغ كرد؛ مسأله مَنّينگ توسط ان کلوید(Ann Clwyd) نماينده حزب كارگر در پارلمان انگليس، كه ويلزي تبار است، در اين پارلمان مطرح شد. و در آوريل، مادر مَنّينگ خواستار آن شد كه مقامات كنسولي انگليس با وي در زندان ديدار كنند،خود مَنّينگ از دولت انگليس تقاضاي كمك نكرده است و وكيل او گفته است كه مَنّينگ خودش را شهروند انگليس نمي داند.
در ماه مارس،فيليپ جي كرولي(Philip J. Crowley) سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، در برابر گروهي از حضار، رفتار با مَنّينگ را خنده آور، داراي نتيجه منفي و احمقانه خواند. وي دو روز بعد، ظاهرا تحت فشار كاخ سفيد،استعفا داد. اظهارات وي، كه نظر شخصي توصيف شده گزارشگران را بر آن داشت كه از رئيس جمهور اوباما بخواهند كه در كنفرانس خبري خود درباره بازداشت مَنّينگ اظهار نظر كند. او جواب داد:«در واقع من از پنتاگون پرسيده ام كه آيا دادرسي هاي انجام گرفته در خصوص محكوميت زندان وي درست بوده و آيا استانداردهاي هاي اساسي ما رعايت شده است يا خير آنها از اين بابت به من اطمينان خاطر دادند كه همه چيز به درستي رعايت شده است. من نمي توانم وارد جزئيات نگراني هاي موجود بشوم ولي بخشي از اين نگراني ها به امنيت جاني خود سرباز مَنّينگ نيز مربوط مي شود. او بعدها گفت كه مَنّينگ نقض قانون كرده است.
در ماه آوريل،تعداد 295 محقق با امضاي نامه اي كه در نشريه New YorK Review Of Books انتشار يافت به شرايط بازداشت مَنّينگ اعتراض كردند. از جمله امضا كنندگان مي توان به يوچاي بنكلر(Yochai Benkler) ، لاورنس ترايپ(La wrence Tribe) از دانشكده حقوق هاروارد و براس اكرمن (Bruce Ackerman) از دانشكده حقوق ييل (Yale) اشاره كرد. در اين نامه آمده بود كه شرايط زندان با مفاد قانون اساسي آمريكا مغايرت دارد، مخصوصا با متمم هشتم ممنوعيت مجازات ظالمانه و غيرعادي، و تضمين متمم پنجم عليه مجازات بدون محاكمه، همچنين در اين نامه مي خوانيم كه اگر شرايط موجود ادامه يابد ممكن است به مورد نقض قانون جزا عليه شكنجه منتهي بشود: روال كار به گونه اي است كه به مختل ساختن احساسات يا شخصيت مي انجامد.
زندانی شدن در فورت ليون ورث
در روز 20 آوريل 2011، پنتاگون مَنّينگ را به مركز تأديبي منطقه اي مشترك ميدوست(Midwest Joint Regional Correctional Facility) انتقال داد كه مركز جديدي در فورت ليون ورث، كانزاس، است كه از لحاظ تدابير امنيتي در مرتبه متوسط قرار دارد. دستور جلوگيري از آسيب رساني لغو شد، لباس هايش شب ها از تنش درآورده نمي شد، و در سلولي با پنجره بزرگ اقامت داده شد و رختخواب مناسبي هم در اختيارش قرار گرفت. او مي توانست با بازداشتي هاي پيش از محاكمه معاشرت نمايد، هر وقت كه بخواهد بنويسد، لوازم شخصي اش را مثل كتاب و نامه همراه خود داشته باشد.
دوستان و حاميان
شبكه حمايت برادلي مَنّينگ (BMSN)در ژوئن 2010 توسط مايك گوگولسكي(Mike Gogulski)، يك آمريكايي مقيم اسلواكي، تشكيل شد. ديويد هاوس، دوست مَنّينگ،نيز در تأسيس آن نقش داشت. اين شبكه توسط گروه تشجيع براي مقاومت (Courag to Resist)كه از مخالفان جنگ در درون ارتش حمايت مي كرد، هماهنگ مي شد. چندين شخصيت فرهيخته به هيأت مشاوران آن پيوستند كه دانيل الزبرگ از آن جمله بود. او يكي از 30 معترضي است كه در مارس 2011 در مقابل پايگاه كوانتيكو بازداشت شد؛ مايكل مور(Michael Moore) فيلمساز كه مبلغ 5 هزار دلار كمك مالي كرد؛ ري مك گاورن (Ray Mc Govern)، تحليل گر سابق سيا؛ و آن رايت (Ann Wright)، سرهنگ بازنشسته ارتش هم از شخصيت هاي مزبور هستند. در ايالات متحد، كانادا، هلند و ايرلند گردهم آيي هايي صورت گرفت و تا ژانويه 2011 اعانه هاي گردآوري شده جهت دفاع از مَنّينگ به بيش از 100 هزار دلار رسيده بود كه 15100 دلار آن از ويكي ليكس بود.
گروه هَكِر (موسوم به) بدون نام(Anony Mous) در مارس 2011 تهديد كرد كه با حمله اي اينترنتي؛ فعاليت هاي مخابراتي كوانتيكو را مختل ساخته و اطلاعات مربوط به پرسنل آن را بر ملا خواهد ساخت گروه مزبور اين عمليات را عمليات براديكال (Operation Bradical) ناميد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


