کشورهای غربی و آمریکا که فشارهای مالی و شکستهای نظامی فراوانی را در جریان دخالتهای نظامی و جنگ افروزی در عراق، افغانستان، پاکستان و غیره متحمّل شده و تحت فشار افکار عمومی جهانیان و مردم آمریکا برای پایان دادن به جنگ میباشند، تصمیم گرفته تا در جبهه ای دیگر و از طریق دست نشانده ها و بازیگران خود در منطقه مانند سران سعودی و اتّحادیۀ عرب به اهداف خود در بحرین و سوریه دست یابد.
سرويس بين الملل تعامل نيوز- با شکل گیری
موج سوم بیداری اسلامی در نقاط استراتژیک و حسّاس خاورمیانه، روند شکل
گیری خاورمیانۀ جدیدِ اسلامی شتاب بیشتری گرفته است. بازگشت مردم به هویت
دینی، احیای عزّت و کرامت انسانی، ایستادگی در برابر فرهنگ غرب، تأکید بر
تحقّق عدالت اجتماعی و مردمسالاری معطوف به هویت دینی و اعتقادیِ برخاسته
از جامعه، مبارزه با وابستگی کشور به نظام سلطۀ جهانی و فقر معیشتی و
بیکاری ماهیّت این قیامها را تشیکل میداد.
استکبار
جهانی که بیش از همیشه منافع خود در منطقۀ خاورمیانه را در خطر احساس
میکرد برای حفظ مهره های کلیدی خود و بالتّبع حفظ منافع رژیم غاصب
صهیونیستي، سیاستهای یک بام و دو هوای خود را کلید زد.
در
این میان برخی کشورها مانند مصر، سوریه، یمن، فلسطین و لبنان از دیرباز از
اهمیّت سیاسی، امنیّتی و استراتژیک برخوردار بوده اند. لذا آمریکا وقوع
انقلاب در این مناطق را به معنی از دست دادن هم پیمانان منطقه ای خود
میدانست.
سقوط
حسنی مبارک را میتوان سقوط مهمترین و کلیدی ترین عنصر مزدور غربیها در
حسّاس ترین نقطۀ ژئوپلیتیک برای غرب به شمار آورد. آمریکا که برخی از
بازیگران کلیدی خود را از دست داده و برخی دیگر را در آستانۀ سقوط میدید،
برای کاهش سرعتِ رو به پیشرفت روند اسلام خواهی و بیداری و البتّه برای
منحرف کردن افکار عمومی جهانیان و از جمله شهروندانش از بحرانهای اقتصادی و
مشروعیّتی خود سناریوهایی مانند ترور سفیر عربستان و رژیم صهیونیستی توسط
ایران و گزارش سیاسی آمانو دربارۀ برنامۀ هسته ای ایران را در دستور کار
خود قرار داد.

آمریکا
همچنین برای جبرانِ از دست دادن برخی عناصر کلیدی خود در منطقه، فشار بر
اتحادیۀ عرب برای تعلیق عضویّت سوریه در این اتحادیه را آغاز کرد تا شاید
بتواند به برخی تحرّکات سیاسی موجود در سوریه کمک و آنها را تشدید نماید.
مقایسه ای کوتاه میان آنچه سبب تعلیق عضویّت سوریه در اتّحادیۀ عرب گشت با
آنچه پس از قرارداد کمپ دیوید بین اتّحادیۀ عرب و مصر اتفاق افتاد، سیاسی
بودن این تصمیم را آشکار میسازد.
در آن زمان، پس
از انعقاد پیمان کمپ دیوید که بین کشورهای عرب شکافی عمیق بوجود آورد و
مصر را از صف مقدّم جبهۀ کارزار علیه اسرائیل جدا و او را در کنار رژیم
اشغالگر صهيونيستي قرار داد. مقرّ اتّحادیۀ عرب در 1977 از قاهره به تونس
انتقال یافت و کشورهای عرب تصمیم گرفتند مصر را از اتّحادیه اخراج کنند،
ولی مجدّدا از سال 1984-1983 مصر به تدریج با کشورهای عرب روابطش را بهبود
بخشید، طوری که مجدّدا اواخر دهه 1980 به اتّحادیه بازگشت و مقرّ اتّحادیه
نیز در 31 اکتبر 1990 به قاهره انتقال یافت.
اکنون
در حالیکه برخی از مردم سوریه به ساختار سیاسی این کشور مانند تک حزبی
بودن و محدود بودن آزادی مطبوعات اعتراض دارند و خواهان برخی اصلاحات در
این زمینه ها و همچنین آزادی احزاب و ساختاری بهتر در عرصۀ سیاسی کشور
میباشند و بشّار اسد نیز با این اصلاحات و مطالبات کنار آمده، برخی
آشوبگران مسلّح که مورد حمایت آمریکا و غرب میباشند در حال ایجاد درگیری و
اختلاف و ایجاد فضایی ناامن و متشنّج در عرصۀ کشور سوریه میباشند.
اتّحادیۀ
عرب که هیچ دستاورد موفّقیّت آمیزی را در کارنامۀ خود نمیبیند و
کارکردهایش طی سالهای گذشته به بازیچه و آلت دستِ کشورهای غربی بودن و از
جمله آمریکا خلاصه میشود، همانطور که در جریان دخالتِ نظامیهای سعودی و
کشتار مردم شیعه در بحرین هیچ موضع گیری انجام نداد و در قبال کشتار مردم
یمن سکوت کرد و در لیبی هم با جریان غربی و ناتو همراهی نمود، در قبال
سوریه و فشار آمریکا برای تعلیق عضویّت سوریه در این اتّحادیه نیز کوتاه
آمد تا در اجرای سیاستهای املاءشدۀ غرب بیست بگیرد.
سیاستهای
در پیشگرفته شده توسط اتّحادیه عرب بیش از هرچیز به جای اینکه از
جوششهای مردمی حمایت کند، در راستای مقابله با ملّتهای عربی بوده است. چرا
درحالیکه قرار بود اتّحادیه عرب نشست دورهای خود را در ماه مارس گذشته در
عراق برگزار کند، عربستان و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با برگزاری
این نشست در بغداد مخالفت کردند و فرصت رسیدگی به اوضاع حقوق بشر در بحرین
را از بین بردند؟ زیرا دولت عراق قصد داشت موضوع مظلومیّت ملّت بحرین را در
نشست مطرح کند.
اتّحادیۀ
عرب که با هدف دفاع از منافع کشورهای عربی شکل گرفت، بیشتر در راستای حفظ و
تأمین منافع کشورهای غربی گام برمیدارد. لذا کشورهای غربی و آمریکا که
فشارهای مالی و شکستهای نظامی فراوانی را در جریان دخالتهای نظامی و جنگ
افروزی در عراق، افغانستان، پاکستان و غیره متحمّل شده و تحت فشار افکار
عمومی جهانیان و مردم آمریکا برای پایان دادن به جنگ میباشند، تصمیم گرفته
تا در جبهه ای دیگر و از طریق دست نشانده ها و بازیگران خود در منطقه مانند
سران سعودی و اتّحادیۀ عرب به اهداف خود در بحرین و سوریه دست یابد.