کد خبر: ۶۴۳۵۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

جمهوری آذربایجان؛ فرصت ها و تهدیدها

ج. محمدزاده

امروزه دولتها علی رغم اهمیت پیدا نمودن سازمانها و نهادهای بین المللی هنوز هم بعنوان مهمترین بازیگران نظام بین المللی محسوب می شوند ، رویدادهای مهم جهان توسط دولتها شکل می گیرد و بیشترین نفوذ و تاثیرگذاری را در عرصه نظام بین المللی ایفا می کنند.

لذا دولتها در ایجاد و گسترش روابط خود در نظام بین المللی تلاش می کنند ابتدا روابط خود را با سایر دولتهای موثر افزایش دهند . لازمه ارتباط با دیگر بازیگران بین المللی مخصوصا بازیگران حوزه پیرامونی شناخت ماهیت و پتانسیل آنها می باشد. جمهوری اسلامی ایران بدلیل آن که در یکی از مناطق پنجگانه استراتژیک جهان واقع شده و هم چنین به لحاظ اهداف ، علایق ،منافع جهانی و نیز چالشها و تهدیدات موجود ، جزو کشورهایی است که به شدت نیازمند شناخت کشورهای پیرامونی خویش و دیگر کشورهای مهم بازیگر صحنه نظام بین الملل هستند.

یکی از کشورهای پیرامونی جمهوری اسلامی ایران ، جمهوری آذربایجان می باشد که به لحاظ جغرافیایی ، تاریخی ، دینی ، فرهنگی ، زبانی و ... دارای اشتراکات زیادی با کشورمان می باشد و همین وجوه مشترک بستر مناسبی را برای حضور سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران فراهم ساخته است. علی رغم اینکه  جمهوری اسلامی ایران از جمله اولین کشورهایی بود که استقلال سیاسی ، اقتصادی و ... جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت و تلاشهای خود را جهت ایجاد و گسترش مناسبات با آذربایجان آغاز نمود و در طول سالهای اخیر  قراردادهای مهم سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی بین مقامات دو کشور رد و بدل شده اما به نظر می رسد که یک نوع بی اعتمادی نسبت به یکدیگر در دو طرف وجود دارد و همین بی اعتمادی باعث شده است با وجود مشترکات فراوان بین دو کشور و تمایل ظاهری دو کشور به افزایش مناسبات دو جانبه ، سطح مبادلات دو طرف تا سال 2010 میلادی بنا به اعلام رسمی دستگاههای رسمی از مرز 800 میلیون دلار نگذرد رقمی که با توجه به  1000 کیلومتر مرز آبی و خاکی  دو کشور چندان چشمگیر و قابل توجه نیست . دلیل بی اعتمادی طرفین به یکدیگر چیست؟ موانع افزایش همکاریهای دو جانبه کدام است؟ و ... سئوالاتی است که همواره مورد توجه کارشناسان منطقه بوده و همواره بدنبال راه حلی برای عبور از این موانع هستند.جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لحاظ ماهیت و هویت ایدئولوژیکی خود در تقابل با قدرتهای بزرگ و در راس آنها آمریکا قرار گرفت و همین تقابل ایدئولوژیکی باعث شد که ضدیت با نفوذ و توسعه موقعیت آمریکا در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس توجه مقامات جمهوری اسلامی ایران را به سوی خود جلب نموده و سبب شود که کشورهای پیرامونی دیگر در اولویتهای بعدی سیاست خارجی کشور قرار بگیرند و نگاه به منطقه قفقاز و از جمله جمهوری آذربایجان از آن جمله بود.

 به جهت همین نگاه استراتژیک به منطقه خاورمیانه و خلیج فارس ، منطقه استراتژیکی قفقاز و آذربایجان ، جایگاه خود را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از دست داد و یا حداقل در اولویتهای درجه چندم قرار گرفت.نکته بعدی که در خصوص موانع موجود در مورد نگاه جمهوری اسلامی ایران به آذربایجان می توان اشاره کرد این است که به نظر می رسد علی رغم اینکه بین نهادهای فعال در عرصه آذربایجان سیاست مدونی تهیه شده است اما در مقام اجرا یک نوع پراکندگی و عدم وحدت رویه بین نهادهای موثر جمهوری اسلامی ایران در آذربایجان دیده می شود. مهمترین اقدام  موثر در کمک به افزایش نفوذ و روابط با جمهوری آذربایجان ؛ باز تعریف موضوع آذربایجان در سطح مسئولین عالی نظام و تعریف استراتژی مناسب و پرهیز از رفتارهای جزیره ای در خصوص این کشور مهم شیعی است چراکه جمهوری اسلامی ایران نمی تواند بدون توجه به این کشور شیعه نشین در جهان اسلام موفق عمل نماید .

 

همگرایی مسئولین نظام و توجه آنها نسبت به موضوع آذربایجان هم می تواند ما را به اهداف عالی خود در منطقه قفقاز برساند که دارای موقعیت استراتژیکی و زمینه ساز دسترسی ایران به روسیه و اروپا می باشد و هم به اهداف خود در جهان اسلام نزدیک سازد چرا که جمهوری آذربایجان علی رغم اینکه دارای نظام سیاسی لائیک می باشد اما مردمی با اکثریت مسلمان و شیعه دارد .البته در خصوص فعالیت مستقل نهادهای ذیربط در کشورآذربایجان برخی از کارشناسان آن را از نقاط قوت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قلمداد می کنند و اعتقاد دارند که معمولا کشورهای جهان امروز در روابط خود با دیگر بازیگران بین المللی از یک الگو پیروی نمی کنند بلکه با اتخاذ الگوهای مختلف در کشورها بدنبال رسیدن به منافع خود و تحقق آنها هستند. باید گفت که فعالیت با الگوهای گوناگون در کشورها در شرایطی جزو نقاط قوت محسوب می شود که اولا نهادهای مختلف بازی همدیگر را بپذیرند و در ثانی سناریوی تعریف شده خود را در تقابل یا تضعیف سناریو دیگر نهادها و دستگاههای ذیربط تعریف نکرده باشند.

 

نکته مهم دیگری را که باید در خصوص روابط دو کشور مد نظر قرار داد موضوع ملاحضات امنیتی می باشد. جمهوری آذربایجان به لحاظ موقعیت استراتژیکی خود - مجاورت با جمهوری اسلامی ایران و روسیه ، داشتن دسترسی به اروپا ، مجاورت با دریاچه خزر و پتانسیل های انرژی این کشور و منابع غنی نفت و گاز  و ... - همواره محلی برای رقابتها و منازعات قدرتهای بزرگ بوده است و هرکدام از قدرتهای بزرگ منطقه ای و بین المللی برای رسیدن به منافع خود تلاش می کنند نفوذ و سیطره خود را بر این جمهوری افزایش دهند.

 

در سالهای اخیر روسیه ، آمریکا ، ترکیه ، رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران از موثرترین بازیگران در عرصه جمهوری آذربایجان بوده اند. حضور و نفوذ وسیع قدرتهای فرا منطقه ای می تواند آسیبهای امنیتی جدی را علیه امنیت ملی کشورمان فراهم سازد. موضوع دیگری که در خصوص روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان باید مد نظر قرار گیرد این است که جمهوری اسلامی ایران در مقابل جمهوری آذربایجان هیچ وقت از سیاست تهاجمی بهره نبرده و همواره   با اتخاذ رویکرد خویشتندارانه ، در صدد ایجاد یک نوع آرامش و همکاری، در روابط دو کشور می باشد. موضوعاتی که می توانست جمهوری اسلامی ایران به لحاظ تاریخی آن را به خوبی تبیین کند و از ظرفیتهای تاریخی آنها بهره برداری کند همواره از کنار موضوعات فوق بدلایل نا مشخصی و یا توجیه ناپذیر به سادگی عبور کرده و اکنون آذربایجان آن موضوعات فرصت ساز برای ایران را به موضوعاتی تهدیدآمیز علیه ایران تبدیل می نماید.

 

 مسئله پیوند جغرافیایی کشور در سالهای نه چندان دور که با قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای گسسته شد ، مسئله قومیت آذری از جمله موضوعاتی است که جمهوری اسلامی ایران به خاطر نپرداختن و کم توجه نمودن نسبت به آنها ، آذریها را بصورت کاذب در مقام برتر قرار داده وآنها امروز تصورات خیالی خود را در قالب تاریخ به نسل آینده خود منتقل می کنند و با تحریف تاریخ و حمایت از پان آذریسم خود را صاحب اصلی منطقه آذربایجان و آذریها می دانند حتی الهام علی اف در کنفرانس اتحاد ترکها در باکو ، خود را رهبر 50 میلیون ترک در جهان معرفی می کند. به نظر می رسد اگر جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای اخیر بر اساس شاخصهای اصلی سیاست خارجی خود « عزت ، حکمت و مصلحت » از پتانسل های خود برای تبیین موقعیت تاریخی دو کشور استفاده می کرد امروز آذریها ، از دو موضوع فوق بر علیه امنیت ملی ما بهره برداری نمی نمودند.

 

هرچند که جمهوری اسلامی ایران بارها توانمندی خود را در این سناریوهای نخ نما به اثبات رسانده است.در کنار عدم استقبال و توجه جمهوری اسلامی ایران به اهمیت این جمهوری تازه به استقلال رسیده ، یک نوع بی علاقگی و عدم تمایل از طرف آذری به جمهوری اسلامی ایران هم وجود دارد و احساس می شود که مقامات آذری نزدیک شدن به ایران را بعنوان یک تهدید علیه حاکمیت خود ارزیابی کنند.نکته اول در بی انگیزه گی مقامات آذری نسبت به افزایش همکاریها و مناسبات با جمهوری اسلامی ایران از احساس خطری است که مقامات آذری از عواقب پیوند ملت دو کشور نسبت به خود دارد. ملتی که دارای وجوه مشترک فرهنگی ، تاریخی ، مذهبی و زبانی هستند و بالاخص که زمانی نه چندان دور در کنار هم و تحت حاکمیت یک حکومت زندگی می کردند. آذریها گمان می کنند گسترش روابط دو کشور باعث افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در این کشور شده و نظام سیاسی خاص حاکم بر این کشور می تواند زمینه ساز به خطر افتادن دولت لائیک این کشور شود لذا ترجیح می دهند هم رعایت حقوق همسایگی کنند و از تهدید شدن جمهوری اسلامی ایران علیه خودشان جلوگیری کنند و هم مانع افزایش مناسبات دو ملت شوند .

 

مصداق بارز این نمونه عدم موافقت دولت آذربایجان برای لغو روادید بین دو کشور است علی رغم اینکه لغو روادید چند سالی است که از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.  بنابراین بدبینی شدید آذریها نسبت به ایران باعث شد که ایران اسلامی همواره بعنوان یک تهدید برای آذریها تلقی شود و سیاست ایران هراسی در کنار اسلام هراسی در جمهوری آذربایجان حاصل همین دیدگاه منفی نسبت به ایران است به گونه ای که در آذربایجان کسی به مقام و منصبی نمی رسد مگر اینکه تابلوی ضد ایرانی بودن را با خود یدک بکشد. نکته دوم در عدم تمایل آذریها نسبت به گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران به ماهیت نظام سیاسی این کشور بر می گردد و مقامات آذری گسترش روابط با نظام سیاسی جمهوری اسلامی را تهدیدی جدی علیه خود تلقی می کنند لذا اختلافات ایدئولوژیکی موجب بی اعتمادی آذریها نسبت به جمهوری اسلامی ایران شده و آنها را به سمت غرب محوری در اتخاذ سیاستها سوق داد. غرب که به سهولت و با کمترین هزینه  نیازمندیهای تکنولوژیکی ، نظامی ، مخابراتی ، کشاورزی و ... آذربایجان محتاج به کمک کشورهای دیگر را تامین می کرد زمینه ساز گرایش آذریها به سمت غرب شد و ایران اسلامی علی رغم داشتن پتانسیل های مختلف علمی ، تکنولوزیکی از عرصه رقابت با غربیها بازماند و بدین ترتیب هم آذربایجان به اهداف خود در تعامل با غربیها رسید و هم غربیها که دنبال فرصت برای حضور در این منطقه مهم بودند به منافع خود با کمترین هزینه رسیدند.

 

آذریها در طول سالهای اخیر تلاش نموده اند از گسترش روابط خود با غربیها و صهیونیستها بعنوان اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند و با نزدیکی هر چه بیشتر به رژیم صهیونیستی هم از لابی صهیونیستها برای حل مناقشه قره باغ استفاده کنند و هم با نزدیک نمودن اسرائیل به مرزهای جمهوری اسلامی ایران از نقش و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز بالاخص آذربایجان ممانعت بعمل آورد.موضوع سوم در ابراز تردید آذریها نسبت به جمهوری اسلامی ایران ، موضوع مناسبات ما با جمهوری ارمنستان است که آذریها از این موضوع همواره بعنوان محملی برای واگرایی در روابط فیما بین بهره برداری نموده اند.  آذریها که در موضوع مناقشه قره باغ اختلافات دراز مدتی را با ارمنی ها دارند گسترش مناسبات ایران با ارمنستان را بر نمی تابند لذا بدنبال انتقام گیری از ایران و باز گذاشتن دست صهیونیستها در کشورشان علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.

 

آذریها مدعی اند تنها دلیل اشغال 20 درصد اراضی این کشور توسط ارمنستان ، حمایتهای سیاسی ، اقتصادی و ... جمهوری اسلامی ایران از ارمنستان است ادعایی که واقعا ادعا است و پژوهش تاریخی در موضوع مناقشه دو طرف نشان می دهد که اگر حمایتهای جمهوری اسلامی ایران از آذربایجان در طول جنگ قره باغ نبود قطعا بسیاری از نقاط دیگر آذربایجان الان در اشغال ارمنستان بود و جمهوری اسلامی ایران با کمک به آوارگان جنگ ، سابقه خوشی را در اذهان ملت آذربایجان از خود به جا گذاشته است. اما مقامات آذری با تحریک احساسات افکار عمومی در رسانه های خود در خصوص روابط ایران با ارمنستان ، به ملت خود چنین القاء می کند که ادعای حمایت معنوی جمهوری اسلامی ایران از مسلمانان ادعایی بیش نیست و مقامات ایرانی با تفکر شئوونیسم فارسی تلاش می کنند با کمک ارامنه از قدرت گیری آذریها در جمهوری آذربایجان در کوتاه مدت و از اتحاد آذریهای جهان در بلندمدت جلوگیری کنند. اما غافل از آن هستند که روزی عدم صداقت و رفتار منافقانه حاکمان با ملتها ، زمینه ساز سقوط آنها خواهد بود. اگر برای آذریها روابط ایران با ارمنستان اینقدر ناراحت کننده است چرا آنها در خصوص روابط روبه گسترش روسها با ارمنی ها همواره ساکتند و هیچ واکنشی  نه از سوی دولت و نه از سوی مردم نسبت به آن وجود ندارد؟! روابط پنهان تجاری برخی از وزرای دولت آذربایجان با دولت ارمنستان چگونه توجیه پذیر است؟ آنجا که کمال الدین حیدر وزیر حوادث امور غیر مترقبه آذربایجان با وزیر دفاع این کشور  « صفر ابی اف »مافیای قاچاق انرژی به ارمنستان تشکیل داده و در تامین انرژی مورد نیاز ارمنستان با یکدیگر رقابت می کنند و مقامات ارمنستان لباس و شراب مورد نیاز آذربایجان را تامین می کنند.

 

هیچ یک از آذریها آن را نمی بینند و عکس العملی نشان نمی دهند.  بازی بیلیارد الهام علی اف با سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان در مسکو به بهانه شرکت در جلسه حل مناقشه قره باغ چگونه از سوی آذریها توجیه می شود؟! آنها نسبت به رقابت اقتصادی اعضای دولتشان با ارمنی ها ساکتند اما همواره در خصوص موضوع روابط ایران با ارمنستان سناریو سازی می کنند. فرافکنی دولتمردان آذری از کوتاهی های خود در احقاق حقوق از دست رفته شان در بحران قره باغ برای همیشه نمی تواند افکار عمومی را نسبت به خود بی تفاوت نگه دارد همچنانکه امروز بیداری ملتها در کشورهای مختلف عربی موید این موضوع است که رفتار غیر صادقانه با ملتها روزی موجب خروش آنها برای ساقط نمودن حاکمان زورگو خواهد بود. آذریها به جای اینکه هموراه روابط ایران با ارمنی ها را تقبیح کنند سعی نمایند کوتاهی ارتش آذربایجان و در راس آنها دولتشان را در بازپس گیری سرزمینهای اشغال شده خود جبران کنند. نتیجه اینکه بررسی مولفه های موثر در مناسبات دو کشور حاکی از آن است که هر کدام از طرفین در نگاه به پیرامون خود ، مسائلی را مورد توجه قرار می دهند که هر کدام از آنها به نوعی برای دو کشور مهم ارزیابی می شود و نمی تواند به سادگی از حاشیه آن عبور کند.

 

اما بنظر می رسد که فقدان استراتژی اجرایی در خصوص جمهوری آذربایجان در طول سالهای اخیر باعث شده است کشوری که می توانست بعنوان یک فرصت برای جمهوری اسلامی ایران باشد و ایران از قبل آن بتواند هم موقعیت خود را در منطقه قفقاز مستحکم کند و هم از مردم مسلمان این کشور حمایت لازم و قاطع را بنماید امروزه بر اثر بی توجهی و اقدامات جزیره ای به تهدید بالقوه علیه ایران تبدیل شود. آذربایجان از هر جهت در مقایسه با ارمنستان اهمیت فوق العاده ای دارد و می تواند برای جمهوری اسلامی ایران یک شریک استراتژیک محسوب شود و این در اظهارات مسئولین نظام به وضوح قابل مشاهده است و شکی نیست که با تحقق اظهارات مقامات ایرانی در خصوص افزایش روابط با آذربایجان ، افکار عمومی آذربایجان را به بهانه ارتباطات معمولی و کم سطح با ارمنستان از دست نمی دهیم و فضای سنگین ایران ستیزی و شوونیسم فارسی برداشته می شود. مسئولان آذری باید به این مسئله هم توجه داشته باشند که روند رو به گسترش روابط آذربایجان با اسرائیل نه تنها به حل مسائل مبتلا به آنها کمک نخواهد کرد از طرف دیگر این روابط ناقض مرزهای تعیین شده در چهارچوب استراتژیک سیاست خارجی ایران است و این امر سبب می شود ایران با رویه ای که در سیاست خارجی خود دارد هیچ گاه به آذربایجان به مثابه یک « متحد استراتژیک » ننگرد.

 

 دولتمردان آذری باید توجه کنند که بیداری اسلامی در کشورهای عربی و اسلامی در حال گسترش و سرایت به سایر مناطق جهان  است و هر روز بر دامنه تحولات عدالت خواهانه از سوی ملتها حتی در کشورهای غربی افزوده می شود و مطمئن باشند که داشتن روابط حسنه با دولت آمریکا و صهیونیستها نمی تواند نجات بخش دولتها و حاکمان باشد بلکه بهترین الگو تلاش برای ائتلاف با کشورهای منطقه و استفاده از ظرفیتهای کشورهای منطقه برای رسیدن به حقوق خود هستند.بنظر می رسد مقامات دو کشور آذربایجان و جمهوری اسلامی ایران باید با تحلیل واقع بینانه از مسائل بین المللی و سیاست های دراز مدت قدرت های غیر منطقه ای در منطقه قفقاز در رویه های سیاست خارجی خود تجدید نظر کرده ، نگذارند مسائل حاشیه ای در سطح روابط دو کشور تاثیرات منفی داشته و گرو کشی متقابل از یکدیگر امنیت منطقه را تهدید کند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین