محمدنصرتی/متاهلم،فردوسی پورنابودم کرد!
"وطن امروز" :
مرتضي رضايي: وقتی با نصرتی تماس میگیریم از رای صادر شده باشگاه پرسپولیس مطلع بود. کاملا مشخص است که در این چند روزه فشار زیادی را تحمل کرده است. مطبوعات، رسانهها، رادیو و تلویزیون آنقدر گفته و نوشتهاند که کمتر کسی است نداند نصرتی و شیث رضایی چه کاری انجام دادهاند. هر جا میروی بلوتوثها روشن است. فقط کافی است در جمع عمومی دهان باز کنی و بگویی صحنه را ندیدهای!50 نفر به شما پیشنهاد میدهند: «فیلمش را دارم میخواهی؟» هیچکس عملی را که این دو بازیکن انجام دادهاند قبول ندارد و همه هم آن را تحریم کردهاند اما... . نصرتی که همیشه همه او را در زمره بازیکنان بااخلاق قرار میدادند خواسته یا ناخواسته وارد بازیای شده که اعتبار چند سالهاش را به باد داده است. به قول استیلی، او جرات نمیکند از خانه خارج شود و سرش را بالا بگیرد. جرات نمیکند بگوید من همان نصرتی هستم که گل صعود ایران به جامجهانی را به بحرین زدم و هرگز یک بار هم به کمیته انضباطی نرفتهام. این گفتوگو دقایقی پس از اعلام رای باشگاه پرسپولیس با نصرتی گرفته شده است. در جواب دادن تردید داشت اما سرانجام سکوتش را شکست و گفت: «چه کار کنم؟ دارم داغون میشوم».
باشگاه پرسپولیس رای خودش درباره شما و شیث را صادر کرد.
خبرش را شنیدم. نمیدانم در این باره باید چه بگویم.
برخی پیشکسوتان ورزشی حتی در رشتههای دیگر در بیانیهای درخواست تخفیف مجازات را برای تو کردهاند.
همه آنها لطف دارند. خدا بزرگ است. فکر میکنم عزت دست خداست.
بازیکنان تیمملی هم توماری امضا کردهاند و از تو حمایت کردهاند.
من با همه آنها همبازی بودهام و همه میدانند که اخلاق من چطوری است. ما هم خدایی داریم. عادل فردوسیپور مرا نابود کرد اما نمیداند از آن طرف خدایی هم وجود دارد.
اما رای نهایی کمیته انضباطی روز یکشنبه صادر میشود. به نظر آنها نرمش باشگاه را نخواهند داشت.
من خدا را دارم. سابقه من مشخص است.
چه نظری درباره رای باشگاه داری. فکر میکنی این رای عادلانه باشد؟
نمیدانم چه چیزی باید بگویم اما یکنفر نیامد از خود من در این زمینه سوال کند. باور کنید من هیچ قصد و غرضی نداشتم. چون یک سر این قضیه شیث است همه فکر میکنند اتفاقی افتاده است.
قضیهای که اتفاق افتاده ذهن همه را به این سمت برده که این حرکت نشأت گرفته از شوخیهای بیجا در تمرینات است.
به والله، به والله من از این شوخیها با کسی ندارم. من مجرد نیستم و یک فرد متاهل هستم. چرا باید از این کارها بکنم. هر کسی به زعم خودش یک چیزی نوشته است. هیچوقت با کسی از این شوخیها نداشته و ندارم.
حالا فکر میکنی انتهای این ماجرا به کجا میرسد؟
نمیدانم، فقط این را میدانم که خدای من هم بزرگ است.
مرتضي رضايي: وقتی با نصرتی تماس میگیریم از رای صادر شده باشگاه پرسپولیس مطلع بود. کاملا مشخص است که در این چند روزه فشار زیادی را تحمل کرده است. مطبوعات، رسانهها، رادیو و تلویزیون آنقدر گفته و نوشتهاند که کمتر کسی است نداند نصرتی و شیث رضایی چه کاری انجام دادهاند. هر جا میروی بلوتوثها روشن است. فقط کافی است در جمع عمومی دهان باز کنی و بگویی صحنه را ندیدهای!50 نفر به شما پیشنهاد میدهند: «فیلمش را دارم میخواهی؟» هیچکس عملی را که این دو بازیکن انجام دادهاند قبول ندارد و همه هم آن را تحریم کردهاند اما... . نصرتی که همیشه همه او را در زمره بازیکنان بااخلاق قرار میدادند خواسته یا ناخواسته وارد بازیای شده که اعتبار چند سالهاش را به باد داده است. به قول استیلی، او جرات نمیکند از خانه خارج شود و سرش را بالا بگیرد. جرات نمیکند بگوید من همان نصرتی هستم که گل صعود ایران به جامجهانی را به بحرین زدم و هرگز یک بار هم به کمیته انضباطی نرفتهام. این گفتوگو دقایقی پس از اعلام رای باشگاه پرسپولیس با نصرتی گرفته شده است. در جواب دادن تردید داشت اما سرانجام سکوتش را شکست و گفت: «چه کار کنم؟ دارم داغون میشوم».
باشگاه پرسپولیس رای خودش درباره شما و شیث را صادر کرد.
خبرش را شنیدم. نمیدانم در این باره باید چه بگویم.
برخی پیشکسوتان ورزشی حتی در رشتههای دیگر در بیانیهای درخواست تخفیف مجازات را برای تو کردهاند.
همه آنها لطف دارند. خدا بزرگ است. فکر میکنم عزت دست خداست.
بازیکنان تیمملی هم توماری امضا کردهاند و از تو حمایت کردهاند.
من با همه آنها همبازی بودهام و همه میدانند که اخلاق من چطوری است. ما هم خدایی داریم. عادل فردوسیپور مرا نابود کرد اما نمیداند از آن طرف خدایی هم وجود دارد.
اما رای نهایی کمیته انضباطی روز یکشنبه صادر میشود. به نظر آنها نرمش باشگاه را نخواهند داشت.
من خدا را دارم. سابقه من مشخص است.
چه نظری درباره رای باشگاه داری. فکر میکنی این رای عادلانه باشد؟
نمیدانم چه چیزی باید بگویم اما یکنفر نیامد از خود من در این زمینه سوال کند. باور کنید من هیچ قصد و غرضی نداشتم. چون یک سر این قضیه شیث است همه فکر میکنند اتفاقی افتاده است.
قضیهای که اتفاق افتاده ذهن همه را به این سمت برده که این حرکت نشأت گرفته از شوخیهای بیجا در تمرینات است.
به والله، به والله من از این شوخیها با کسی ندارم. من مجرد نیستم و یک فرد متاهل هستم. چرا باید از این کارها بکنم. هر کسی به زعم خودش یک چیزی نوشته است. هیچوقت با کسی از این شوخیها نداشته و ندارم.
حالا فکر میکنی انتهای این ماجرا به کجا میرسد؟
نمیدانم، فقط این را میدانم که خدای من هم بزرگ است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



مقصر اصلی خود شیث و نصرتی هستند و در رده بعدی اخبار 20.30 هست که اول از همه این تصاویرو نشون داد و جنجالیش کرد و بعد هم اخبار های بعدی
فردوسی پور هم چون اونها نشون دادن مجبور شد دربارش حرف بزنه وگرنه که به بی غیرتی متهمش میکردین
شماها دیگه کی هستین؟
با این حرف نصرتی معلومه که آدم درستی نیست و قضاوتش الکیه
بنابراین کسی که راحت تهمت میزنه هرچی هم سرش اومده حقشه
نظرمو منتشر کن
آقای نصرتی شما که از این موضوع اطلاع داشتید پس چگونه سرنوشت خود را به انجام یک چنین حرکت زشتی سپردید؟
در ضمن آدمی وقتی در اوج قرار دارد با سقوط ضربه ای سنگین را متحمل میشود
چون آقایان استیلی و مهدوی کیا به آمریکا گل زدند و دل هزاران ایرانی شاد شد پس برای حرکات غیر ورزشی دستشان باز است
یا آقای خداداد عزیزی با گلی که به استرالیا زد میتواند مجوز حرکات غیر اخلاقی بگیرد؟!!!
و در عین حال بهتر است بدانیم نقطه مقابل خطا در مواردی خاص بخشش است در در همه حال و عرف آن تنبیه خطاست.
در غیر اینصورت باید منتظر بدتر از اینها باشیم
و بدانید که آقای فردوسی پور گلوی مشترک همه فوتبال دوستان با همه سلیقه هاست که همیشه و همه جا رشد نظام بیمار و ضعیف فوتبال را خواسته.
پس همانطور که گفته اید به خدا توکل کنید.و خدا برای همه بزرگو قادر است.
اگه یه استقلالی این کارو میکرد عادل اینهمه روش زوم نمیکرد
مثل گیر دادنش به رویانیان ، در حالیکه مدیرعامل استقلال هم غیر فوتبالیه
جهان با این فراخی تنگت آید
من نمی گم کار اشتباهی نبوده اتفاقا خیلی خیلی هم زشت بوده اما شما که اینقدر خدا خدا می کنید وقتی هنوز نمیدونید دقیقا چه اتفاقی افتاده چرا آبروی یه ملت را می برید...
شیس و نصرتی چه کاری را انجام دادند؟
منتظر جواب هستم.
هر كه نان از عمل خويش خورد. درست است كه عزت دست خداست اما انسان خليفه الله است و مختار، وقتي كسي جز خودش را نمي بيند، خدا را نمي بيند، دوربين ها را نمي بيند، مردم را نمي بيند چگونه از خدا عزت مي خواهد؟؟
آنقدر با ریش سفیدی مسائل راحل کردیم که به این مشکلات رسیدیم.
حالا می خواهیم چیزی نگوییم از ترس حرکات بازیکنان حرفه ای با خانواده پای تلویزیون هم ننشینیم وبه خاطر خدا مشکلی برای قراردادهای ملیونی آنان درست نکنیم. اگر قرار است مجازاتی در کار نباشد باید در دادگهها برای هیچ کسی حکمی صادر نشود چون همه خانواده وآبرو دارند.
تازه نمی دونستی و این طومار و نوشتی !!!!!!!!!!!!
در يكي از شهرستانها شخصي كه با كاميون نخاله جا به جا مي كرده است وقتي كه مي خواهد نخاله را خالي كند به خاطر اينكه سيم برق فشار قوي به اتاقك كاميون برخورد مي كند راننده بيچاره هر دو دست و هر دو پاي خود را از دست مي دهد . آيا او هم مي تواند بگويد من سيم برق را نديدم . يا زمان را به عقب برگرداند و سالم شود !!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر دو نفر بايد از فوتبال اخراج شوند تا درس عبرت براي ديگران باشد.
سرمستي بازيكنان فوتبال بخاطر زيادي درآمدشان است كه هر كدام براي يك فصل حدود 500.000.000 تومان مي گيرند .
این جریان خالی کردن نخاله را میشود کامل تر تعریف کنی ؟
همشهری: مرد جوان که در حادثهای عجیب دچار برقگرفتگی شده بود، دستها و پاهایش را از دست داد اما با تلاش و امید، به زندگیاش ادامه میدهد.
حالا 2سال از آن حادثه میگذرد؛ از روزی که برق فشار قوی، زندگی رضا را دگرگون و او را برای همیشه خانهنشین کرد. ماجرا در یک روز بارانی رخ داد؛ روزی که رضا مثل همیشه سوار کامیون شرکت شده بود تا محموله آسفالت گرم را برای انجام عملیات راهسازی به منطقه اطراف اندیمشک در استان خوزستان منتقل کند. پدرش میگوید: «رضا راننده کامیون بود و در شرکت راهسازی کار میکرد.
مسئولان شرکت به رانندگان گفته بودند که بعد از خالیکردن محموله آسفالت، باید با بیلهایی که در اختیار داشتند قسمت خارجی ماشین را از سنگریزهها کاملا تمیز کنند تا هنگام برگشت، سنگریزه در جاده پرتاب نشود و خطری برای بقیه ماشینها بهوجود نیاورد. آن روز هم رضا بعد از خالیکردن آسفالت در گوشهای از جاده توقف کرد تا قسمت بیرونی ماشین را تمیز کند.»
مرد جوان، کامیون را در محلی متوقف کرد که نزدیک سیمهای برق بود. او دکمه بالابر کمپرسی ماشین را فشار داد و بعد با بیلی که در اختیار داشت سرگرم تمیز کردن ماشین شد. نزدیکی سیمهای برق به قسمت کمپرسی کامیون، هوای نمناک و وجود یک بیل دسته فلزی در دستان رضا، ناگهان حادثهای را رقم زد که هیچکس تصور آن را نمیکرد.
پدر رضا ادامه میدهد: «وقتی پسرم با بیل دسته فلزی مشغول تمیز کردن سنگریزهها از پشت کامیون بود، ناگهان به خاطر القای برق فشار قوی توسط کابلها به کامیون و تماس بیل فلزی با آن، پسرم دچار برقگرفتگی شد و بعد از پرت شدن به کنار جاده، از هوش رفت. او چند دقیقهای در همین شرایط بود تا اینکه همکارانش متوجه شدند و رضا را به بیمارستان انتقال دادند.»
درمان طولانی
دستها و پاهای رضا به خاطر برقگرفتگی سیاه شده بود و او به بیمارستانی در اهواز منتقل شد. از همان زمان تلاش پزشکان برای درمان او شروع شد اما شدت سوختگی بهحدی بود که کاری از دست کسی ساخته نبود. پدر او میگوید: «وقتی همسر پسرم تماس گرفت و ماجرا را تعریف کرد، سراسیمه راهی اهواز شدم. 3روز طول کشید تا توانستم با مسئولیت خودم پسرم را با هواپیما به اصفهان ببرم و در بیمارستان سوانح سوختگی بستری کنم. بیشتر از 2ماه رضا در این بیمارستان بستری بود و پزشکان همه تلاششان را کردند تا بافتهای از بین رفته او را ترمیم کنند اما موفق نشدند. عفونت ناشی از سوختگی داشت همه بدن پسرم را میگرفت و برای همین پزشکان چارهای نداشتند جز قطعکردن دست و پای پسرم.»
شکایت
از همان زمان زندگی جدید مرد جوان شروع شد. همسر و 2 فرزند او در اندیمشک زندگی میکردند و رضا بهشدت دلتنگ آنها شده بود. در این میان پدر رضا با مراجعه به دادسرا از مقصران احتمالی این حادثه شکایت کرد. طبق شکایت او اداره برق به خاطر عبور دادن کابلهای برق در ارتفاع کم و شرکت راهسازی به خاطر عدمپیشبینی تجهیزات ایمنی لازم برای کارمندانش به دادسرا فراخوانده شدند و رسیدگی به این پرونده شروع شد. مرد میانسال ادامه میدهد:
«در جریان رسیدگی به پرونده ما، کارشناسان دادگستری 2بار شرکت راهسازی و اداره برق را در این حادثه مقصر شناختند اما با اعتراض آنها به این نظریه، هیات کارشناسی برای بار سوم هم در این زمینه تحقیق کرد و این بار پسرم مقصر شناخته شد. پس از آن مجبور شدم به خاطر تامین هزینه درمان پسرم، خانهام را بفروشم و خودم حالا اجارهنشین هستم. از طرفی عفونت دارد وارد کلیههای رضا میشود و باید درمان او ادامه پیدا کند و این در حالی است که دانشکده توانبخشی تهران برای پروتز دست و پای رضا فاکتور 100میلیونی صادر کرده.
با این حال من از کمک کردن به پسرم خسته نشدهام و تصمیم دارم تا آخر عمرم دست و پای او شوم و نگذارم غم و غصه او را از پای درآورد.»
براساس این گزارش، رضا 38ساله دارای یک پسر دبیرستانی و دختربچه دبستانی است و هماکنون درمان او توسط پزشکان ادامه دارد. چندی پیش دختر دبستانی رضا،در پاسخ به پرسش مهر رئیسجمهور که پرسیده بود اگر جای من بودید چه میکردید، در نامهای به رئیسجمهور نوشته بود که ای کاش میتوانستید دست و پای پدرم را به او برگردانید تا لااقل یکبار دیگر بتواند مرا در آغوش گیرد.
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی تو و من
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
موفق باشید.
کار صدا و سیما زشت تر
و کار فردوسی پور بی ادبانه