کد خبر: ۶۲۸۹۵
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

خاطرات من و شیخ قدرت

گاه نوشته های صفت الله صالحی
 
در سال ۶۴ حاج شیخ قدرت پس از تلاش بسیار با دادن پست مدیر کلی موفق به جذب یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی قزوین شده بود .
چند بار برای بنده و برادر عزیزم حاج مصطفی آزادی جانباز قبل از انقلاب و بعد از انقلاب پیغام فرستاد که مثلا مارا جذب کند، تا اینکه به پیشنهاد حاجی آزادی در سال ۶۵ یک روز به دیدار ایشان در کمیته انقلاب اسلامی رفتیم.
پس از احوالپرسی به وی گفتم شما بجای اینکه برای منافقین و چریکهای فراری از خلق پرونده سازی کنید، برعلیه حزب الهی ها مدرک جمع میکنید و از او خواستم پرونده مرا نشان دهد. گفت: بجان تو یکبرگ هم داخلش چیزی نیست و من هم به شوخی گفتم پس پرونده سازی کرده اید اما مدرکی بدست نیاورده اید!
(این را اینجا داشته باشید)

اوایل سال ۶۵ سازمان حج وزیارت که آنموقع زیر نظر وزارت ارشاد اداره میگردید آزمونی جهت انتخاب ناظرین کاروانهای حج در سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی بر گزار کرد و بنده هم با کسب رتبه تک رقمی که از طریق روزنامه های کشوری کیهان و جمهوری اسلامی جزء پذیرفته شدگان اعلام گردید انتخاب شدم.
و یک ماه بعد صبح روزی که به دیدن شیخ برویم رئیس اداره ارشاد وقت حاج آقا تبسمی به بنده که آنموقع مدیر امور اداری آبگینه بودم تماس گرفتند و گفتند تبریک میگویم که میخواهی حاجی شوی.
ه ایشان گفتم من سال ۶۱ حاجی شده ام گفت پس میخواهی حاجی حاجی شوی و آقای علیخانی لطف کردند و شما را هم جزء ناظرین قبول کردند.
بنده هم گفتم اگر قرار باشد در کل کشور ۱۰ نفر ناظر اعزام شود من یکی از آنها هستم وی گفت میدانید که اگر شیخ نخواهد نمیشود!
باورم نشد لیکن در دیدار باشیخ ایشان با دادن وعده و وعید که اگر شما دوست ما بشوید هر مسئولیتی بخواهید به شما میدهم و گفتند همین الان میخواهی تلفن بزنم برای بخشداری آبیک و یا معلم کلایه حکم بزنند؟! ما هم گفتیم ما دوست داریم که شما فقط بعنوان فرماندهی کمیته انجام وظیفه کنی! او هم بلافاصله گفت نه اینکه نمیشود! و پس از آن من گفتم الان در دنیا هر کشور انقلابی را میخواهند بد نام کنند میگویند از اسرائیل اسلحه خریده و شما هم اگر با یک حزب الهی دوست میشوی اعلام نکن و گرنه آن فرد پیش انقلابیون بد نام میشود .
بلافاصله با عصبانیت فریاد زد پاشید پاشید برید بیرون! شانس آوردید این حرفها را توی کمیته زدید اگر بیرون گفته بودی جائی می انداختمت که عرب نی نیانداخته باشد!!! 

۳ روز بعد از این دیدار اسامی ناظرین حج اعلام شد وبا کمال تعجب دیدم اسم من نیست بلافاصله شکایتی به رئیس حج و زیارت آقای رضائی نوشتم و رو نوشت آن را به آیت الله موسوی اردبیلی بعنوان رئیس قوه قضائیه(که در آن زمان نام دیگری داشت )و آقای موسوی خوئینیها ( یکی از ارکان فتنه۸۸ در حال حاضر)نماینده ولی فقیه در امور حج آن زمان دادم.
لیکن پس از یک هفته شیخ قدرت پیغام داد به صالحی بگوئید تلاش مذبوحانه نکند آن سه تا نامه را اصلش را برای بررسی به خود من داده اند ومن باور کردم مسئولین در آن زمان بدون دستور شیخ آب هم نمیخورند والان هم حق دارد هم خودش وهم سیاهی نامه پسرش بگویند زمان دکتر احمدی نژاد بدترین دولت هاست!!!  زیرا مثل آنموقع دستشان باز نیست تا در همه ارکان دولت و نظام دخالت داشته باشند و حکمرانی کنند.

منبع: مستند  گاه نوشته های صفت الله صالحی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
متين
|
UNITED KINGDOM
|
۱۳:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۲
3
4
حاج صفت الله نگفتي الان درد دين داري يا درد كانديداي مجلس شدن ! كداميك كه يك شيخ زندان كشيده دوران ستم شاهي را زير سوال مي بري و از خودت در مديريت بر شركت آبگينه دم مي زني
پاسخ ها
عبدالله
| ITALY |
۱۳:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۲
جناب آقای متین! قطعا شیخ شما درد دین نداره.ایشان امتحانش را در فتنه 88 پس داده و البته در میادین سخت تر.درضمن ملاک حال فعلی افراد است. اگه وقت کردی به ویلای شیختون در بوئین زهرا هم یک سری بزن.
خدادوست
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۳
0
1
خداوند انشاء الله درآن دنيا به حساب شيخ قدرت ها و دوستانشان مي رسد ودرقهر جهنم كه وعده خداست
مي اندازد. كه چقدر اين مردك به نظام بد كرده است .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۳
0
1
http://www.bultannews.com/fa/news/62900/نباید-برای-افزایش-مخاطب-به-هر-کاری-دست-زد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
1
0
این مردم هستند که تصمیم میگیرند اقای صالحی زیاد حرص نخور تو را هم میشناسیم
م .ن
علی
|
CANADA
|
۲۱:۵۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۲
0
1
ناگهان شخصی در مقابل مرحوم هجرتی نماینده مجلس وقت با تقوای قزوین در محل نماز جمعه حاضر میشود یک سیلی به صورت این بزرگوار میزند! و وقتی که دستگیر میشود.از او سوال میشود که چرا این کار را کردی ؟! می گوید من تیراهن برای ساخت منزلم میخواستم(ان وقت ها تیر اهن ...سیمان و..در اختیار دولت بود)
به من گفتند برو پیش شیخ قدرت از او بگیر !وقتی رفتم ودر خواستم را مطرح کردم .گفت باید توگوش یک امریکایی !!!!بزنی ومن هم گفنم این چیزی نیست میروم ومیزنم !!!وضارب گفته بود به خدا قسم وقتی اقای هجرتی را زدم نمی دانستم ونمی شناختم ایشان نماینده قزوین است!! البته شنیدم که ان مرحوم ضارب را بخشیده بود. پس در مورد شیخ وشیخیون حود حدیث مفصل بخوان
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین