پرسپوليس از كجا ضربه ميخورد؟
اين شرايط اين روزهاي پرسپوليس است. تيمي كه سرمربياش را حبيب كاشاني منصوب كرد و بازيكنانش با نظر حميد استيلي بسته شدند، حالا در مسيري افتاده كه تداعيكننده ضعيفترين پرسپوليس تاريخ است

كسب تنها 13 امتياز از 11 بازي و تجربه كردن رتبههاي كمسابقهاي چون هفدهم، پانزدهم، سيزدهم و يازدهم جدول در اين 11هفته، بحران را چنان به پيشاني يكي از پرطرفدارترين تيمهاي باشگاهي ايران و آسيا سنجاق كرده كه حالا مديرعاملي چون رويانيان كه خود را مدير بحران ميداند يا اسطورهاي چون علي پروين هم در خارج كردن اين تيم از شرايط كنوني ماندهاند.
اين وسط اعضاي هيات مديره و كميته فني باشگاه هم چون نظرات متناقضي دارند بيشتر از آنكه در جهت آرامش تيم قدم بردارند باعث تشديد اين شرايط بحراني شدهاند تا يك نقطه اميدواري براي همه آنها وجود داشته باشد؛ گذشت زمان و كسب چند پيروزي احتمالي براي خروج از بحران.اما آيا دلايلي كه تا به امروز مانع نتيجه نگرفتن پرسپوليس شدهاند در ادامه اجازه خواهند داد اين تيم رنگ آرامش را به خود ببيند؟
«جامجم» در گفتوگو با برخي از كارشناسان و مربيان اين دلايل را بررسي ميكند تا شايد كمكي باشد براي مديريت باشگاه كه اين روزها سخت به دنبال راهي براي برونرفت تيم از بحران است.
حميدرضا صدر:كادر فني، بازيكنان، تماشاگران و مديريت، از نظر او در ناكامي اخير پرسپوليس نقش دارند. اين كارشناس فوتبال به «جامجم» گفت: «وقتي بازيكنان در قوارههاي پرسپوليس نيستند و كادر فني آنقدر جوان است كه حضور در پرسپوليس اولين تجربه بزرگ آنها به شمار ميرود، يا زماني كه تماشاگر با بيتابي خود آرامش را از تيم سلب كرده و مديريت با تصميمات خود به بحران در باشگاه دامن ميزند پيدا كردن مقصر اصلي ناكاميهاي پرسپوليس هم دشوار ميشود.»
صدر با باتلاقي توصيف كردن فضاي پرسپوليس در چند سال اخير افزود: «در همه جاي دنيا تيمهاي بزرگ و پرطرفدار زمينهساز شكوفايي بازيكنان ميشود، اما در پرسپوليس نه تنها طي چند سال گذشته هيچ ستارهاي متولد نشده كه حتي بازيكنان مطرح هم در اين تيم از استانداردهاي خودشان فاصله ميگيرند كه البته اين موضوع از سوءمديريت در اين تيم نشات ميگيرد.»
او با رد اين موضوع كه فشارهاي رسانهاي و شعارهاي تماشاگران باعث پايين آمدن توانايي كادر فني و بازيكنان پرسپوليس شده است، ادامه داد: «شما فرض كنيد كه هواداران پرسپوليس از ابتدا تا انتها تيمشان را تشويق كنند. آيا در اين تيم بازيكني را سراغ داريد كه بعد از دقيقه 60 توانايي دويدن داشته باشد؟ من در اين 11 هفته نديدم كه چند پاس ساده بين بازيكنان پرسپوليس ردوبدل شود. قرمزها دائم روي دروازه حريفانشان سانتر ميكنند، اما هنوز براي من مشخص نيست كه چه كسي در اين تيم ضربه سر ميزند؟ چرا كسي در مورد اين همه ضربه آزادي كه براي اين تيم از دست ميرود، حرف نميزند؟ من فكر ميكنم بايد آناليز دقيقي از تعداد پاسهاي بازيكنان پرسپوليس و ميزان دوندگي آنها داشت تا به دليل اصلي ناكامي اين تيم پي برد.»
اين كارشناس فوتبالي با اشاره به اينكه هيچ بازيكني در پرسپوليس نيست كه نقش ناجي را ايفا كند، خاطرنشان كرد: «پرسپوليس با اين بازيكنان به آرامش نميرسد، اما براي كسب نتايج خوب هم نياز به چهار يا پنج بازيكن تاثيرگذار هست كه فعلا قرمزها از داشتن چنين بازيكناني هم محروم هستند. اين تيم نه مثل استقلال ستاره دارد، نه مثل نفت تهران داراي تيمي هماهنگ است و نه همانند صباي قم از بازيكنان جنگنده و باانگيزه در تركيب خود بهره ميبرد.»
علي اصغر مديرروستا: او معتقد است در ناكامي يك تيم، كادر فني فقط تا حد مشخصي تقصير دارد و اينطور نيست كه فكر كنيم با رفتن سرمربي همه مشكلات تيم بحرانزده حل ميشود.
مديرروستا كه سابقه دوستي طولانيمدتي با استيلي دارد، در پاسخ به اين سوال كه دليل اصلي ناكامي اين فصل پرسپوليس را كداميك از چهار گزينه كادر فني، بازيكنان، تماشاگران و مديريت ميداند، گفت: «از نظر من تماشاگران بيتاب پرسپوليس كه از همان هفته نخست عليه كادر فني و بازيكنان شعار دادند، بيشترين نقش را در نتايج ضعيف اين تيم ايفا كردند. اين شعارها كادر فني و بازيكنان را به حاشيه ميبرد و باعث كاهش تمركز آنها هنگام مسابقه ميشود. البته هواداران پرسپوليس هم حق دارند بعد از يازده هفته كه از ليگ برتر ميگذرد نسبت به نتايج ضعيف تيمشان معترض باشند، اما آنها اين حقيقت را هم بايد بپذيرند كه حتي 2 هفته هم به استيلي فرصت ندادند كه با آرامش به فكر رفع نقاط ضعف تيمش باشد.»
مديرروستا با اشاره به اينكه كليد بازگشت پرسپوليس به شرايط آرماني داشتن آرامش است، ادامه داد: «حمايت مديريت از حميد استيلي در اين شرايط واقعا باارزش است، اما شايد بهتر باشد تماشاگران پرتعداد پرسپوليس هم از اين تصميم مديرعامل الگوبرداري كنند و به جاي بيتعصب خواندن كادر فني و بازيكنان از آنها حمايت كنند. مطمئنا اگر آرامش وجود داشته باشد با گذشت 3 يا 4 هفته آرامش همه چيز همانطور كه هواداران ميخواهند پيش خواهد رفت.»
مجيد نامجومطلق: به اعتقاد وي، پرسپوليس از جايي ضربه خورد كه در اواخر فصل قبل دعواهاي رسانهاي علي دايي و حبيب كاشاني شروع شد و شرايط طوري پيش رفت كه تماشاگران پرسپوليس از همان بازي اول به خاطر نحوه روي كار آمدن استيلي به او اعتراض كردند. در اين شرايط تيم به سمتي رفت كه استرس سراسر وجود پرسپوليس را گرفت و طبيعي است كه استيلي در اين وضعيت بيتقصير است.
قاسم پناهگر ميگويد:به نظر من از راس تا پايه هرم پرسپوليس در شكلگيري اين وضعيت مقصرند، منظورم از راس هرم سيستم ادارهكننده اين باشگاه است كه در سالهاي اخير به جاي منطق، رويكرد تعارف را در انتخاب مديرعامل و كادر فني خود مورد توجه قرار داده است.
طبيعي است در اين وضعيت وقتي يك تيم ابزار لازم يعني ستارگان بزرگ به حد كافي در اختيار ندارد به چنين وضعيت دردناكي گرفتار ميشود. ضمن اين كه من اين سوال را از پرسپوليسيها دارم كه كميته فني باشگاه چه كمك فني به استيلي كرده است؟
جلال چراغپور: او اعتقاد دارد وضعيت فعلي پرسپوليس برآمده از يكسري عوامل به هم مرتبط است، مهمترين نكته در تيمهاي پرطرفداري چون پرسپوليس به عنوان يك مولفه تاثيرگذار، تماشاگران هستند. تماشاگراني كه نقش يك تيغ دولبه را بازي ميكنند يعني هم ميتوانند در صورت رضايت از بازي تيمشان به همه اجزاي تيم انگيزه اوج گرفتن را تزريق كنند و هم در صورت عدم رضايت از تيم استرس را بر پيكر تيم بپاشند. اين يك قاعده كلي در فوتبال دنياست و ما هم از آن مستثني نيستيم و وقتي تيم در چنين وضعيتي گرفتار ميشود كنترل آن بسيار دشوار است، درست مثل وضعيتي كه پرسپوليسيها در آن گرفتار آمدهاند.

چراغپور دومين عامل را نقش بازيكنان دانست و افزود: پرسپوليس غير از چند سال اخير همواره با ارائه فوتبال تهاجمي در همان 10، 12 دقيقه اول كار حريفان را يكسره ميكرد و در چنين وضعيتي موج سنگين تماشاگران بر حريف غالب ميشد، چون آنها از تيمشان راضي بودند. اتفاقي كه در سالهاي اخير خبري از آن نيست اين هم به خاطر شكلگيري يك پروسه است كه آرام آرام در ليگ ما شكل گرفت و بازيكنان مطرح منهاي استقلال و پرسپوليس، جذب تيمهاي متمول و با امكانات شدند تا قطبهاي جديدي در فوتبال ايران شكل بگيرد.
وي مدرن شدن واقعي را راهي اجتنابناپذير براي فوتبال ايران بيان كرد: «گذشت آن دوراني كه خبري از انفجار اطلاعات نبود و مردم از مسائل روز دنيا بيخبر بودند، امروز همه فوتبال روز دنيا را ميبينند و پرسپوليس نيز چاره ندارد جز آن كه به علم روز مسلح شود، شك نكنيد نتايج درخشان بلاژويچ در مس اتفاقي نيست و فوتبال ما بايد ياد بگيرد كه با لگد زدن به بطري آب و توهين، به جايي نخواهد رسيد، فوتبال بايد علمي شكل بگيرد.
چراغپور با بيان اين كه متاسفانه برخي مربيان جوان فقط اداي مدرنيته را درميآورند، گفت: ما مربياني چون ياوري و كربكندي در فوتبال داريم كه ادعايي هم ندارند و به شكل سنتي كار خود را پيش ميبرند، اما برخي ديگر ادعاي مدرنيته دارند؛ ادعايي كه فقط يك اداست، چون آنها همان نگرش سنتي را دارند كه با ابزار روز بيان ميكنند. دوران سنتي بازي كردن در فوتبال به پايان رسيده است و بايد فوتبال را كه شامل اجراي دستورات ساده و در عين حال عميق است به بهترين شكل و علمي به نمايش گذاشت. حميد استيلي هم از جمله همين مربيان است. بنابراين پرسپوليس براي رهايي از اين وضعيت بايد نگرشي نو و علمي را مورد توجه قرار دهد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


