ایالات متحده در جیب اسراییل است
1- جوزف دیس، رییس سوییسی مجمع
عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرده که مجمع عمومی ابتدا به ساکن نمیتواند
طرح تشکیل کشور فلسطین را مطرح کند و این موضوع نیازمند مصوبهی شورای
امنیت است. به عقیدهی شما علت این سنگ اندازیها چیست؟
فکر
میکنم میتوان گفت تقریباً تمام جهان از طرح تشکیل کشور فلسطین در سازمان
ملل حمایت میکنند، به جز ایالات متحدهی آمریکا و تعداد محدودی از
کشورهایی که آمریکا توانسته آنها را تحت کنترل درآورد. اما تحلیلگران یا
تاریخشناسانی نظیر دکتر «پاپ» هم هستند که مدتهای مدیدی است که از
مسألهی فلسطین حمایت کرده و به مخالفت با اقدامهای سازمان ملل پرداخته و
آن را مخالف راه حلهای دموکراتیک میپندارند. بنده هم حامی تشکیل یک
جامعهی دموکراتیک در فلسطین هستم و معتقدم وضعیت فعلی، وضعیتی اضطراری است
و زمان خلع ید اسراییل از فلسطین فرا رسیده و جلوگیری از فرسایش حقوق
فلسطین دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. دبیر کل سازمان ملل متحد «بان کی
مون»، طی روزهای اخیر گفته است که به رسمیت شناختن فلسطین از سوی جامعهی
جهانی فرا رسیده است.
«محمود عباس» هم چند بار تأکید کرده است که
حتی با وجود وتوی آمریکا، طرح را مستقیماً به شورای امنیت میفرستد؛ گرچه
اوباما و فشار مضاعف ایالات متحده و تهدیدهای کنگره مبنی بر قطع حمایتهای
مالی فلسطین و حتی بسته شدن دفتر آن در آمریکا مطرح گشته است. اما محمود
عباس این روزها شجاعتی را از خود نشان داده است که به واقع تعجب برانگیز
است؛ اعتدال در رفتارش، تعادل در لغاتی که به کار میرود، استقامتش بر روی
تصمیمی که گرفته است، همه شگفت انگیز است. بنده او را تحسین میکنم و در
عین حال معتقدم این اوج تلاشهای سیاسی او در جایگاهش است.
به
نظر میرسد فلسطین توانسته است اغلب آرای اجلاس عمومی را جذب نماید تا آن
چه را که تحت اختیارات اجلاس عمومی است، کسب نماید. این اجلاس میتواند
وضعیت تشریفاتی سافو سازمان آزادی بخش فلسطین را که با مخالفت آمریکا و
اسراییل مواجه میشوند، تضمین نماید و به نظر میرسد در صورت مطرح شدن این
درخواست، در اجلاس تأیید خواهد شد.
2- ایالات متحده به
طور رسمی اعلام کرده است که درخواست تشکیل کشور مستقل فلسطینی را وتو
میکند. ارزیابی شما از این رفتار و واکنش آمریکا چیست؟
در
حال حاضر ایالات متحده در جیب اسراییل است. کنگره میترسد و تنها دغدغهی
اوباما، انتخابات شدن مجدد در ریاست جمهوری 2012م. است. برای رسیدن به این
مقصود هم میداند که نیازمند رأی یهودیان و حمایتهای مالی آنها از
کمپینهای انتخاباتیاش است. البته ابتکارهای اوباما در سیاست خارجی، همه
را تحت تأثیر خود قرار داده است. در عین حال رفتار و گفتار او نشان میدهد
که کوچکترین اطلاعی از تاریخ روابط و دعوای اسراییل و فلسطین ندارد. اما
فراموش نمیکنم که اوباما در کمپین سال 2008م. در نشست «آیپک» حضور پیدا
کرد و گفت که اورشلیم باید به طور انحصاری مرکز پایتخت اسراییل بماند.
نمیتوانم
بپذیرم که چرا دولت ایالات متحده، برنامهی هستهای ایران را تا این حد
جدی گرفته است. شاید بازرسی آژانس از تأسیسات ایران کامل و جامع نباشد اما
هیچ گاه مدرکی نیز در دست نبوده که نشان دهد ایران به دنبال برنامهی
سلاحهای هستهای است. فکر میکنم 3 سال پیش بود که برآورد اطلاعات ملی
آمریکا- یکی از 16 نهاد امنیتی مرتبط با دولت آمریکا- به این نتیجه رسیده
است که ایران از تلاش برای رسیدن به سلاح هستهای دست کشیده است؛ حتی
پیشتر از زمانی که دولت وقت پاکستان به ریاست «پرویز مشرف» به دنبال
سلاحهای پیشرفته بود. حتی معتقدم برنامهی هستهای ایران از نظر اسراییل
یک خطر آنی محسوب نمیشود. اسراییل بیشتر نگران این است که نابودی «صدام
حسین»، فرصت را برای نفوذ بیشتر ایران در منطقه فراهم کرده باشد.
ایران حزب الله لبنان را از نظر مالی و تسلیحاتی حمایت میکند و حزب الله تنها مخالف نظامی حقیقی اسراییل در منطقه است و هر چیزی که جایگاه ایران را تضعیف نماید، موجب تضعیف حزب الله نیز خواهد شد. اگر اسراییل بتواند حملهی ایالات متحده به ایران را رقم بزند و دولت حاکم را ساقط کند؛ احتمالاً حزب الله نیز منهدم خواهد شد. خوشبختانه اوباما هنوز این برنامه را نپذیرفته است. اما دولت اوباما میترسد با دولت «نتانیاهو» به ناسازگاری برسد و رأی دهندگان یهودی و حامیان مالی خود و مسیحیان صهیونیست را از دست بدهد. شاید ندانید که مسیحیان صهیونیست بیش از 400 سال قدمت دارند، حتی پیش از زمانی که در اواخر قرن نوزدهم میلادی یهودیان صهیونیست به وجود بیایند. نوشتههای رهبران مذهبی مسیحی که حامی مهاجرت یهودیان به فلسطین بودهاند نیز در سال 1500 میلادی وجود دارد. حتی ناپلئون نیز از حامیان مهاجرت یهودیان بوده است.
3- آیا اگر دولتی پس از قطعنامهی سازمان ملل شکل گیرد، واقعی، مستقل و مؤثر خواهد بود؟
به
نظر بنده فلسطین تنها دولت «عضو ناظر» خواهد بود. اسراییل به هر وسیلهای
تلاش میکند مقابل کشور مستقل فلسطینی بایستد. اسراییل به طور قطع شیوهی
خود را تغییر نداده و شهرکسازی را نه تنها متوقف نمیکند بلکه آن را تشدید
خواهد کرد. احتمالاً هیچ چیز به یک باره تغییر نخواهد کرد. اما دولت
فلسطین میتواند از ظرفیتهایی که پیشتر نداشته استفاده کند. برای مثال به
دنبال کیفر رفتارهای جنایتکارانهی اسراییل در دادگاه بین الملل باشد؛
کاری که پیشتر نمیتوانست آن را انجام دهد.
یکی دیگر از
تفاوتهایی که ایجاد میشود این است که نتانیاهو دیگر نمیتواند بگوید
مناطق اشغال شدهی کرانهی باختری و اورشیلم، مناطق مورد نزاع هستند نه
مناطقی که غیرقانونی تصرف شدهاند. نتانیاهو و مجاهدان توسعهی شهرکسازی
او، حتی تشخیص نمیدهند که این مناطق اشغال شدهاند. اگر تنها مناطق اشغال
شده مورد نزاع واقع باشد، اسراییل نیازی نمیبیند که در مذاکرهها امتیازی
را واگذار کند و اعلام تشکیل کشور فلسطین، اشغال و شهرکسازی و تخصیص
گذرگاهایی به یهودیان را از منظر جامعهی بین المللی غیرقانونی کرده و
شهرکسازی را نقض حاکمیت فلسطین اعلام میکند.
نتانیاهو و دیگر
افراطیون حامی شهرکسازی به خصوص «گوش شالوم»، مشروعیت سازمان ملل را
نمیپذیرند گرچه بنیانگذاران اسراییل از پذیرش قطعنامهی 181 شورای امنیت
در سال 1947م. که در آن اسراییل از نظر جامعهی بین الملل مشروع شناخته
میشد و استقلال اسراییل مورد تأیید قرار میگرفت، بسیار راضی و خوشحال
بود. به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین از سوی سازمان ملل باعث میشود عضو
ناظر بودن دولت فلسطین در سازمان ملل به عنوان نقص قوانین بین الملل از سوی
اسراییل و آمریکا محسوب شود. تعجب برانگیز نخواهد بود که اسراییل مقاومت
کند و تمام توان دیپلماتیک خود را برای مقابله با تشکیل کشور مستقل فلسطینی
به کار گیرد. اما به نظر بنده این کار اقدامی مثبت است که حداقل به
جهانیان ثابت میکند اوباما تا چه حدی تحت کنترل اسراییل قرار دارد.
4- در حال حاضر از نظر جغرافیایی فلسطین به دو بخش تبدیل شده است، غزه و کرانهی باختری. اسراییل به راحتی میتواند این نواحی را دچار مشکل کند. این نواحی جداگانه چگونه در قطعنامه به رسمیت شناخته خواهند شد؟
به
نظر میرسد اسراییل چندان به دنبال تسلط بر نوار غزه نیست. اغلب زمینهای
آبخیز و مزارع کشاورزی در کرانهی باختری قرار دارند و این سرزمینها از
نظر ادبیات، کتاب مقدس و افسانههای یهودیان ارزشمند هستند. از نظر
اقتصادی، دهها هزار متر مکعب ذخایر طبیعی گاز که در سواحل غزه وجود دارد
ارزشمند است و اسراییل نمیخواهد این منابع به دست فلسیطنیها بیفتد. حضور
ترکیه در این نواحی، از نظر اسراییل، چالشی در دسترسی به این منابع طبیعی
است.
5- قطعنامههای 181 و 242 از مشهورترین
قطعنامههای مرتبط با موضوع فلسطین هستند؛ آیا این قطعنامهها تأثیری بر
درخواست تشکیل کشور مستقل فلسطینی دارند؟
قطعنامههای
اجلاس عمومی سازمان ملل، اسناد سودمندی هستند. قطعنامهی نوامبر 1947م. که
سرزمین فلسطین را کم و بیش به اندازهی عادلانهای میان یهود و اعراب
تقسیم میکرد و اورشیلم را به سازمان ملل واگذار میکرد. این قطعنامه
نسخهای برای حل درگیریها میان اعراب و یهودیان در آن زمان بود. بنده
اطمینان دارم که نویسندگان قطعنامه به واقع تصور میکردند فرمولی را برای
حل منازعهای که تا به امروز ادامه یافته، پیدا کردهاند. قرار بود این
قطعنامه تمامی جناحها را راضی کند اما در عمل هیچ یک را راضی نکرد و حتی
پیش از آن که جوهر قطعنامه خشک شود، اعضای سازمان ملل با آن مخالفت کردند.
به نظر میرسد قطعنامه سندی است که حامی اقلیتهاست و تبعیض نژادی، قومی
و مذهبی را حذف کرده و حامی سرزمینهای مقدس و دسترسی همگان به این اماکن
است. واضح است که امروز هیچ اثری از این اسناد آزادیخواه در دست نیست.
تلاشهای
نویسندگان این سند برای ادغام دیدگاه روشنفکرانه با صهیونیستهای متعصب که
بر مبنای خود- برتر-بینی در داخل مرزهاست ناکام ماند. در این سند،
تاریخچهی صهیونیسم نیز نادیده گرفته شده بود چرا که تمام هدف صهیونیست
تصاحب تمامی سرزمینهای فلسطینی و انتقال اعراب به کشورهای اطراف بود.
اسراییل هرگز برای این قطعنامهها بهایی قایل نیست چرا که بی دلیل جنگ را
متحمل نشده است.
6- طی شش دههی گذشته، ثابت شده است که
اسراییل همواره به دنبال توسعهی اراضی خود بوده و به سرزمینهای فلسطینی
تجاوز کرده است. با این تاریخ فکر نمیکنید صلح با این رژیم بیمعناست؟
تاریخ
به خوبی به ما نشان میدهد که از زمان به قدرت رسیدن حزب «لیکود» در
اسراییل و به خصوص از زمان نخست وزیری نتانیاهو، نه اسراییل و نه نتانیاهو
قصد ندارند یک سانتی متر مربع از خاک فلسطین را به فلسطینیها واگذار
کنند.
پینوشتها:
[1] ـ William James Martin
[2] ـ New Orleans
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


