چرا بنی صدر خائن نیست؟
بولتن نیوز - سپهر حجازی : «بنی صدر» و ماجرای دوران ریاست جمهوری او از جمله نقاط عبرت آموز تاریخ انقلاب اسلامی به شمار می آید که با وجود گذشت سه دهه از آن روزگار همچنان در مرکز توجهات قرار دارد.
این برهه از تاریخ معاصر از ابعاد گوناگون قابل بررسی است اما مطلبی که این روزها با توجه به فرا رسیدن هفته دفاع مقدس مجددا بعضی از فرماندهان و مسئولان جنگ مطرح ساخته اند، بحث خیانت یا عدم خیانت ابوالحسن بنی صدر در ایام جنگ تحمیلی است.
سردار محسن رشید - از اعضای دفتر سیاسی سپاه پاسداران در دوره دفاع مقدس – از جمله همان فرماندهان است که در روزهای اخیر در مصاحبه با یکی از رسانه ها در مورد خیانت بنی صدر اینگونه نظر داده است:"اگر اندکی دقیقتر به موضعگیریها و سخنان مسوولان در تابستان ۵۹ نگاه کنیم هیچ موضع جدی و رسمی مبنی بر محکومیت تجاوزات عراق به کشور وجود ندارد. به عبارتی دستگاه سیاسی و دیپلماسی کشور در همان ماههای ابتدایی تجاوز به مرزها هیچ تحرکی در راستای محکوم کردن و ممانعت از وقوع جنگ از خود نشان نمیدهد، جز بنیصدر که در ۲۴ مرداد ۵۹ و آن هم بعد از حملات پیاپی عراق به مناطق مرزی ایران میگوید: «به نیروهای مسلح دستور داده شد تا به عراق مجال ندهند» ما دیگر هیچ اظهارنظری از هیچ یک از مقامات مسوول نمیبینیم."

سردار رشید در ادامه می افزاید:"بدون تردید بنیصدر میخواست ما در جنگ پیروز شویم، اما روشهای او روشهای درستی نبود. در مورد اینکه آیا بنیصدر خائن بود یا نه، نگاه افرادی که او را خائن بالفطره میدانند یک نگاه افراطی است. به نظر من از وقتی که بنیصدر در حوزه سیاست داخلی با سازمان مجاهدین خلق علیه حاکمیت پیوند برقرار کرد عمل او خیانتکارانه است. میخواهم بگویم که خیانت بنیصدر در حوزه داخلی است نه در حوزه جنگ. هر چند که در حوزه جنگ مدیریت مقبولی نداشت. حالا بعضیها این عدم مقبولیت روشها را دال بر خیانت او میدانند که به نظر من این طور نبود. بنیصدری که در جبهه جنگ ترک (پشت) موتور مینشست و به خطوط مقدم سر میزد نمیتواند خائن باشد. من یقین دارم که بنیصدر میخواست در جنگ پیروز شویم، ولیکن میخواست از پیروزی در جنگ، برای پیروزی جناح خود در داخل حاکمیت بهره بگیرد. دوست داشت در جنگ پیروز شود تا در تهران حرف اول را بزند و رقبای خود را منزوی کند. خوب این اسمش خیانت جنگی نیست."
در مجموع می توان عملکرد بنی صدر را در دوران ریاست جمهوری به دو قسمت تقسیم نمود: 1- عملکرد بنی صدر در امور داخلی به عنوان رئیس قوه مجریه 2- عملکرد بنی صدر در مسائل جنگ به عنوان فرمانده کل قوا(البته در مقطعی کوتاه) و بر این اساس در مورد او به قضاوت نشست.
1- عملکرد بنی صدر در امور داخلی به عنوان رئیس جمهور
شاید بتوان در مورد خیانت بنی صدر در این حیطه کاری به قطعیت سخن به میان آورد؛ او که با فریب اذهان عمومی و نسبت دادن خود به معمار کبیر انقلاب توانسته بود رای بسیاری را به خود جلب نماید در دوران ریاست بر قوه مجریه گویی کاری جز هوچی گری، در افتادن با نیروهای حزب الهی انقلابی و... نداشت.

بنی صدر در آن روزها با صراحت تمام دست در دست منافقین(مجاهدین خلق) نهاد و همواره در تجمعاتی که او به عنوان سخنران حضور داشت، بیشترین طرفداران او از اعضای منافقین بودند.
او هشدار امام راحل را در مورد پرهیز از دنیادوستی جدی نگرفت و رفته رفته بر انحرافش افزوده گردید. یکی از ماموران سیا در گزارش خود در مورد توصیف شخصیت بنی صدر می نویسد: « اگرچه او به خميني احترام ميگذارد، اما او رامصون از خطا نميداند... او جاهطلبي سياسي دارد...».فرار بنی صدر در همان زمان مهر تایید متقنی بر نهایت خیانت او بود.
2- عملکرد بنی صدر در مسائل جنگ به عنوان فرمانده کل قوا
تشکیک در خیانت بنی صدر در همین حیطه کاری او قرار گرفته است؛ گروهی از فرماندهان جنگ(مانند دریابان شمخانی، سردارصفوی و...) بر این باورند که عمل بنی صدر در مدیریت جنگ را نمی توان خیانت خواند بلکه تصمیمات و اعمال در حوزه نظامی تنها نشان از سوء مدیریت، نادانی و بد فهمی او از مسایل نظامی دارد. اما گروه دوم(افرادی مانند سعیدقاسمی و...) عملکرد بنی صدر را خیانتی عالمانه و برنامه ریزی شده به حساب می آورند.
در مورد استدلال گروه اول باید اذعان داشت که بنی در مسایل نظامی بسیار خودپسند بود و هرگز به نظرات دیگران- بخصوص نیروهای حزب اللهی- هیچ وقعی نمی نهاد و در بسیاری از موارد با عدم پشتیبانی از نیروهای سپاه مانع بزرگی بر سر راه پیروزی سپاه و نیروهای اصیل انقلابی بود.
همچنین پیروزی در میدان نبرد و کارزار بیش از آنکه برای هر کسی مفید باشد برای شخص بنی صدر فوائد فراوانی را در برداشت چرا که او با احراز پیروزی به افتخارات خود می افزود و بدین ترتیب از فشار و قدرت چانه زنی بیشتری در برابر نیروهای خط امام برخوردار می شد.

برای مثال سر لشگر فيروزآبادي در همین خصوص در مورد نحوه حمله عراق به سوسنگرد و مقابله رزمندگان با آن چنین می نویسد:" پس از تغيير استراتژي عراق، آنها در روزهاي 20 و 21 و 22 آبانماه از طريق توپخانه و بالگردهايشان سوسنگرد را مورد هدف قرار دادند و روز 23 آبان مقام معظم رهبري در جلسه شوراي عالي دفاع به دنبال تصويب مصوبهاي بودند تا بنيصدر براي مقابله با عراق در سوسنگرد اقدام كند ولي بنيصدر در آنجا اولين اقدام خائنانه خود را نمايش داد و گفت: "من دارم مسئله سوسنگرد را حل ميكنم " و جلسه را به پايان رساند به همين دليل در روز 24 آبان مقام معظم رهبري بدون حضور بنيصدر جلسهاي را برگزار كردند و طرح آزادسازي سوسنگرد تبيين شد. روز 25 آبان مقام معظم رهبري با بنيصدر صحبت كردند و درخواست كردند تيپ 2 لشكر 92 زرهي در عمليات آزادسازي شركت كند و بنيصدر هم گفت: "شما به آنجا برويد و من هم دستور ميدهم". ولي شب عمليات فرمانده لشكر كه شهيد فلاحي بود گفت بنيصدر دستور داده تا تيپ 2 فردا بدون اجازه او وارد عمليات نشود و...»
از این دست موارد در مورد بنی صدر و پشت پا زدن به نیروهای سپاه فراوان وجود دارد که این مسئله نشان از بدفهمی او از امور نظامی دارد.
اما گروه دوم نیز استدلال های در خور توجهی دارند:
اول اینکه از یک سو دوستی بلافصل بنی صدر با منافقین و مسعود رجوی کاملا محرز است و از سوی دیگر همکاری منافقین با حزب بعث به اثبات رسیده است و این امکان وجود دارد که منافقین با همکاری بنی صدر می توانستند به اسناد مهمی دست یافته و آن را در اختیار حزب بعث قرار دهند.
دومین دلیلی که در اثبات خیانت عالمانه بنی صدر وجود دارد، ارتباط او با سازمان سیا و ارائه مشاوره اقتصادی به آمریکایی هاست.معصومه ابتكار از دانشجويان تسخيركننده لانه جاسوسي در اين زمينه در كتاب " تسخير " مي نويسد: "يكي از اين اسناد در مورد فردي بود كه سازمان سيا از او با عنوان1 LURE. SD نام مي برد. در دي ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئيس پايگاه سيا در تهران، هفت سند درباره اين فرد پيدا كرديم. نخستين سند به تاريخ 27 جولاي 1979 به گزارش هاي فردي به نام SD ROTTER كه بعدها معلوم شد قشقايي است، مربوط مي شد. وي مقامات سيا را به تماس با شخص ديگري با عنوان SD LURE ترغيب مي كرد. در اين سند شماره تلفن او ذكر شده بود. با كنترل اين شماره تلفن متوجه شديم متعلق به منزل جناب بني صدر است! سند ديگر از او به عنوان يك منبع اطلاعاتي و بالقوه نام مي برد. يكي از مأموران سيا با اسم رمز گاي رادرفورد در پاريس تحت پوشش يك تاجر به او نزديك شده بود. SD LURE موافقت كرد كه دوباره در تهران با او ملاقات كند.

در اسناد لانهي جاسوسي بنيصدر با اسم رمز SD LURE خطاب شدهاست.سازمان سيا براي نزديك شدن به بنيصدر، از پوشش مسايل اقتصادي استفاده كرد و مأموري با اسم رمز راتر فورد ـ با اسم حقيقي ورنون كاسين ـ را كه در مسايل اقتصاديتبحر داشت به عنوان يك تاجر مهم آمريكايي به وي معرفي نمود و بنيصدر درملاقاتهاي اوليه، خواستار تداوم اين ديدارها ميشود. اين اقدامات يك ماه قبل ازپيروزي انقلاب اسلامي و در پاريس صورت ميگيرد."
بنابر اعترافات يكي از گروگانها به نام تام آهرن ـ رئيس قرارگاه سيا در تهران ـ يكي ازجاسوسان سيا كه خود را نمايندهي يك كمپاني تجاري معرفي كرده بود، در حوالي 29مرداد 1358، به تهران آمد و بين 3 تا 5 بار با بنيصدر ملاقات ميكند. در آخرين جلسه، بنيصدر با پيشنهاد دريافت حقوق ماهيانه هزار دلار، به عنوان مشاور اقتصادي شركتتجاري تحت پوشش سيا موافقت ميكند.
آهرن در پاسخ به اين سؤال دانشجويان كه آيا بنيصدر ميدانست طرف مقابل وي يك مأمور سيا است ميگويد: "قرار نبوده كه به بنيصدر در اين مرحله گفته شود، كه طرف مقابل سيا ميباشد،لذا به وي گفته نشده بود؛ اما يك مسأله بود كه ميتواند به وي اين برداشت راداده باشد كه عبارت است از: نحوهي پيشنهاد ماهيانه (دريافت) هزار دلار كهبدون انجام ترتيبات معمولي تجاري مورد پيشنهاد و توافق قرار گرفت وميتوانست بيانگر آن باشد كه مسأله به اين سادگيها نيست."
علاوه بر دو دلیل ذکر شده، بعضی از تصمیم ها و عملکردهای بنی صدر بسیار مشکوک بود؛ برای مثال پس از حادثه طبس او دستور امحاء بقایای ادوات نظامی آمریکایی ها را صادر می نماید که این عمل او چیزی فراتر از یک بدفهمی از مسائل نظامی به نظر می رسد. صفارهرندي در مورد نقش بني صدر در ماجراي طبس می گوید: "هنوز پرونده ماجراي طبس در اين زمينه گشوده نشده است. اقدامات مشكوكي در اين حادثه رخ داد كه مسووليت آن متوجه بني صدر بوده است و بايد اين پرونده گشوده شود و مورد بررسي قرار گيرد."
در ماجرای دیگری شهيد «محمد تقي ابراهيمي»(از همرزمان شهید چمران) هم چنین می گوید:" اوايل جنگ وقتي بنيصدر براي بازديد به منطقه رفته بود، من متوجه مكالمه تلفني او با عراقيها شدم و اين مسئله را به دكتر چمران گزارش دادم كه باعث مشاجره شهيد چمران با بنيصدر شد."

به هرحال به نظر می رسد با توجه به دلایل یاد شده، پیرامون خیانت عالمانه بنی صدر تاکنون دلیل و سند محکمی ارائه نشده است اما می بایست به نکته توجه داشت؛ اول اینکه با پذیرش نظر گروه اول در مورد«بد فهمی» بنی صدر، شائبه خیانت از وی پاک نمی شود چرا که زمانی که شخصی در راس مصالح مملکتی قرار می گیرد و با تکروی بی مورد و به قیمت از دست دادن بخش عمده ای منابع مادی و معنوی کشوری انقلابی سعی در ارضای نفسانیت خویش دارد، بی گمان صفتی جز «خیانت» در خور او نیست؛ حال عالمانه یا جاهلانه باشد. اما به هر حال نکته ای که در این میان مطرح است این است که به نظر می رسد نادانی شخص بنی صدر اصلی ترین دلیل او در مسئله تصمیم هایش در خلال جنگ تحمیلی است . وی که از ساده ترین قدرت تصمیم گیری برخوردار نبوده است تنها بر اساس هوس خود تصمیم گیری می کرده است و کار را به جایی رهبری می کرده است که منافع خود را تقویت کند .
دومین نکته برآمده از تحلیل بالا این است که اگرچه دلایل قائلان به خیانت عالمانه بنی صدر به طور کامل قابل اتکا نیست اما هر 3 دلیل اقامه شده از نقاط گره خورده تاریخ معاصر به شمار می آید که جای بررسی دارد و همچنان اتهام خیانت جاهلانه بنی صدر در امور مربوط به جنگ تحمیلی به قوت خود باقی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



استفاده از سیستم پول پوت رجوی چه توجیهی دارد؟
چماقداران وابسته به بنی صدر و قضیه امجدیه چگونه توجیه میشود؟
عدم همکاری بنی صدر با سپاه و ندادن سلاح به داوطلبان چه توجیهی دارد؟
من بصیرتم ضعیف شده لطفا منو راهنمایی کنید من معنی خیانت را نم فهمم یا اینکه واژه خیانت معانی دیگری دارد/
واقعا متاسفم برای محسن رشید با این تحیل آبکی و در خصوص بنی صدر بر اساس نظر اکثریت مطلق رزمندگان از خائنین به دوران دفاع مقدس و از عوامل سازمان سیا بود که با نیرنگ و فریب به درون انقلابیون نفوذ و خیانتهای بیشماری را در حق رزمندگان دوران دفاع مقدس به نام خود به ثبت رسانید.بهتر است شما از رزمندگانی که همراه حاج احمد متوسلیان و رزمندگان حاضر در خرمشهر سوال می فرمودید و سری هم به کتاب دا می زدید در ضمن آقای رشید به هیچ وجه مورد وثوق رزمندگان نیست ایشان در موارد مختلف دچار تحلیهای غلط استراتژیک شده اند که دوستان سپاه به خوبی به آن واقفند.
بزرگ نمایی اشتباهات افراد هم بزرگترین ضربه را به نظام زده و میزند . بنی صدر هم مانند بسیاری از خواص بی بصیرت بود که در مواقع اضطراری جنگ و درگیری های شدید گروهک ها و البته تند روی گروههای بی بصیرت فشار هم خاکی بر چشمان خواص شده است .
بنی صدر یک انسان جایز الخطاست . مانند هزاران خواص دیگر که کم اشتباه نکردند . اما کلمه خائن شایسته مسئولین جمهوری اسلامی نیست .
خائن داخلی یا خارجی معنی نمی دهد. او با خیانت خود در اوایل جنگ و نرساندن مهمات و نیرو افراد زیادی را در جبهه ها به خاک و خون کشاند
چرا به ایشان خائن می گویی ای خائن!
مردم آگاه باشند
اینست تعهد رسانه ای؟؟؟؟!!!
1-علت طرح این مسئله ازسوی بولتن نیوز چیست؟
2-ایاخاطرات شهداوایثارگران دفاع مقدس درخصوص عدم تحویل سلاح ازطرف بنی صدربرای دفاع ازمال وجان وناموس وخاک ملت همه دروغ است؟
3-رای نمایندگان وقت که هرکدام وزنه سنگینی دربه ثمررسیدن انقلاب وادامه ان بودند(که اکثرشان شهدای گرانقدراین کشورمیباشند)ازروی جهل وجربود؟
4-پس فرمایشات امام راحل ان معمارکبیرانقلاب اسلامی درمورداین شخص هم لابدازنظرشمااشتباه یاازروی جربوده است؟
5-چرابولتن باطرح مصاحبه های خیالی قصدتطهیرافرادمعلوم الحال ضدانقلاب خائن فراری رادارد؟
6-همه میدانیم جوانان امروزدرانزمان یانبوده اند یااگربوده اند کم سن وسال بوده اند چراباطرح این مسائل سعی درتنویرافکارعمومی وتشویش وتشکیک اذهان جوانان این کشورراداریدایااین اب دراسیاب دشمن ریختن نیست؟
برادران وخواهران عزیز همه ازجمله شمانشریه وزین بولتن خوب میدانیدکه بامصاحبه یک یاچندنفراین افراددرمقابل چشمان ملت فهیم وباخرد وازاده ایران تطهیرنمیشوندکه هیچ بلکه جنایات وخیانتهای اینگونه افرادبیش ازپیش دراذهان زنده خواهدشد0
امروزملت ایران بجای مطرح کردن این تفاله هانیاز به خدمت وابادانی کشور ورفع فقر ازمملکت داردوبجای مطرح کردن ونبش قبر مردگان سیاسی وخائنین مطرودملت وامام راحل وشهدا درنشریه وزینتان ازمصائب ومشکلات مردم و پی گیری بااسناد ومدارک جهت حل مشکلات معیشتی واجتماعی واقتصادی ملت شریف وغیورایران بپردازیدتاانشالله مرضی الی الله وخلق الله باشد0
سردار رشید سردار رشید است شاید بیشتر نه کمتر!
سردار رشید را فقط خدا،امام،رهبر معظم وبچه های جنگ میشناسن نه تو امثال تو پس مودب باش!
در کجا بودید وقتی جنگ بود
عرصه بر شیران عالم تنگ بود
وقت جنگ آمد تماشا گر شدید
صلح آمد لاله پرپر شدید!
با تمام احترام به برادران سردار ولی ظاهرا مقام این بزرگواران این تصور را برایشان پیش آورده که عارف به تمام مسائل هستند و مشکل بزرگ دفاع مقدس در بحث حوادث مربوط به آن این است که تنها چند نفر منبع این مسئله معرفی میشوند و سخن و حرف انان حجت ، واقعیت این است که آن موقع ها شاید همین برادر گرامی اصلا خط و خطوط سیاسی را درست و جسابی از هم نمیشناخت و سخنان ایشان در واقع براورد الان ایشان است البته یک نکته را هم نباید فراموش کرد و آنهم ژست متعادل بودن و ریلکس که دارد به عنوان یک روش در میان بعضی از این دوستان رواج پیدا میکند البته بردارمان جناب رشید که بچه دزفول هستند و در خوزستان بودند باید خیلی مسائل را کنار هم بگذارند تا بتوانند رای به خائن یا غیر خائن بودن وی بگذارند البته جناب شمخانی هم که آن نامه را اول جنگ نوشت نمیخواهد بگوید منظور و مخاطبش کی بود ......البته در برنامه دیروز امروز فردا وقتی از ایشان همین مطلب سوال شد سعی در فرافکنی نمود ولی جهت اطلاع دوستان عرض کنم که اگر ایشان قصد خیر داشتند و تنها بلد نبودند چرا وقتی در هفته اول خرمشهر سقوط نکرد و علائم سقوط هم هنوز نه تنها آشکار نبود بلکه دشمن در بیرون دروازه های شهر گرفتار شده بود نیروی و تجهیزات نظامی نفرستاد ؟ چرا هفته دوم که هنوز در انتهای هفته دشمن پیشروی کوچکی نموده بود بازهم نیرو تجهیزات نفرستاد ؟ خودش که به خرمشهر امد و دید ! ایا گزارشات ارتش و سپاه به روئیتش نرسید ؟ همان گزارشاتی که قبل از شروع تهاجم سراسری ارسال میشد ؟ نه عزیزان بیائید قبول کنید که شما در تمامی زمینه ها تخصص ندارید و شاید آن موقع حتی شناخت ظاهری هم از وی نداشتید .
تا زمانی که مرجع افراد محدود باشند همین است و در واقع تاریخ جنگ و دفاع الان دارد با دیدگاه های افراد محدودی تدوین میشود که نتیجه آن همین است که میشود . ایا این بزرگواران از اینکه وی بورسیه دفتر فرح پهلوی بود اطلاع دارند ؟ و دانش آموخته دانشگاه سوربن و شاغل در آن کشور بودند مطلب بسیار است برای اثبات خیانت وی ولی نه با قرائت کلیشه ای از خیانت وی بلکه نکاتی که باید با دید جرم شناسانه به آن نگاه کرد .