خيزش بلند يمن بعد از بازگشت صالح
کیهان:
روز پنجشنبه هفته گذشته علي عبدالله صالح بعد از چندين هفته از عربستان به يمن بازگشت. مراجعت او از يك سو با تشديد برخورد نظامي با مردم و از سوي ديگر با گسترش تظاهرات عليه بقاياي رژيم حاكم بر اين كشور توام گرديد. بازگشت صالح به صنعا سؤالاتي را در فضاي سياسي پديد آورد ولي نطق تلويزيوني او كه بطور مستقيم پخش شد بسياري از اين سؤالات را پاسخ داد اما در عين حال گمانه زني هاي جديدي هم درپي آورد. او در تلويزيون به يمني ها گفت كه به جاي تظاهرات خياباني يكي از دو راه را برگزينند. يا به داوري و فرمول هيات شوراي همكاري خليج فارس به رياست عربستان تن دهند و يا مستقيما به گفت وگو با حكومت روي آورند و فرمول «انتخابات پيش از موعد» را قبول كنند. اين در حالي است كه نتيجه هر دو طرح يكي است. براساس هر دو طرح، رژيم صالح- عليرغم آنكه با مخالفت حداكثري شهروندان اين كشور مواجه است- مشروعيت داشته و مي تواند انتخابات زودهنگام را برگزار كند و آماده است تا نتيجه انتخابات را هرچه باشد بپذيرد. در واقع بازي فعلي شوراي همكاري و صالح بازي كسب مشروعيت است.
براساس نظر و داوري شوراي همكاري و در واقع عربستان، اقدامات خياباني و استفاده از انقلاب براي ايجاد دگرگوني بايد كنار گذاشته شود و هر تغيير بايد بر مبناي داوري و سازوكار عربستان سعودي صورت گيرد يعني تغييرات حداقلي و كنترل شده. نكته ديگر در طرح عربستان حفظ ساختارهاي فعلي و از جمله حفظ خاندان الاحمر در قدرت است كه در واقع حفظ رژيم را در پي دارد و تغيير نه در بنيان هاي حاكميت بلكه در ظواهر و افراد آن هم نه بطور گسترده بلكه محدود اتفاق مي افتد. در طرح عربستان جنبش مردمي بصورتي تجزيه شده - يعني با منها كردن دو گروه بزرگ جنوبي ها و الحوثي ها- مورد پذيرش محدود قرار گرفته اند از اين رو شريك شدن اين دو گروه در حكومت از نظر سعودي ها- و غربي ها- خط قرمز به حساب مي آيد.
صالح در مصاحبه خود مي گويد اگر داوري شورا- و در واقع عربستان- را قبول نداريد با نمايندگان حكومت بطور مستقيم مذاكره كنيد و به «انتخابات قبل از موعد» برسيد. خب اين پيشنهاد از پيشنهاد قبلي خطرناك تر است چرا كه متضمن پذيرش مشروعيت نظام ديكتاتوري صالح است و دست آخر هم به بقاي حاكميت فعلي منجر مي شود. زمان انتخابات قطعا زودتر از شش ماه آينده نخواهد بود. در اين شش ماه نظام صالح با مشكل داخلي مواجه نخواهد بود و اين در حالي است كه همه سرمايه مخالفان او تشكيل اجتماعات بزرگ است و اگر ميدان و خيابان از اينها گرفته شود ديگر قدرتي ندارند كه بتوانند حكومت صالح را وادار به پذيرش برگزاري انتخاباتي مشاركتي در زمان توافق شده بنمايند. پس حكومت صالح تثبيت شده و مخالفان به خانه رانده شده و يا حداكثر صاحب چند كرسي در پارلماني بي اختيار شده اند.
اما جالب تر اين است كه همين حالا كه از قدرت صالح چيزي باقي نمانده و تسلط او محدود به جنوب صنعاست، تك تيراندازان او روي پشت بام ها در كمين انقلابيون نشسته و هر جنبنده اي را كه از خيابانها و كوچه هاي اطراف به «ميدان تغيير صنعا» - محل اصلي تجمع مخالفان- برود، هدف شليك تير خود قرار مي دهند تا عددي به جمعيت مخالفان افزوده نشود. از سوي ديگر رژيم صالح آب و برق اين ميدان و خيابانها و كوچه هاي منتهي به آن را قطع كرده تا افراد متفرق گردند. البته اين ترفندها تاكنون اثر مثبتي براي رژيم فروپاشيده صالح دربر نداشته است. شايد بتوان مهمترين پژواك اين اقدامات را در اين عبارت خلاصه كرد: «صالح مصمم به حفظ قدرت است.»
اما در خصوص تحولات يمن ابهاماتي وجود دارد. تو ضيحات زير مي تواند تا حدي به رفع اين ابهامات كمك كند:
1- علي عبدالله صالح پس از سقوط قذافي مامور شد تا با بازسازي نيم بند حكومت خود براي مدتي بر سر كار بماند تا از اين طريق- تزريق روح يأس در مردم كشورهايي نظير عربستان- مانع برپايي انقلاب هاي جديد در كشورهاي حساس خاورميانه شوند. اگر تحولات دو ماه اخير يمن و ليبي را كنار هم بچينيم مي بينيم كه صالح پيش از قذافي سقوط كرده بود و شرايط او بسيار بدتر از قذافي بود اما در حالي كه قذافي سقوط كرد صالح به صنعا بازگشت در عين اينكه همين الان هم آنچه در دست قذافي است از آنچه در دست صالح است بيشتر مي باشد. سهم فعلي صالح از حدود 500000 كيلومترمربع خاك يمن فقط جنوب صنعا با مساحتي كمتر از 500 كيلومترمربع است در حاليكه قذافي همين الان بر دو شهر ليبي سيطره دارد. غرب و عربستان به چنين فرد و حكومتي چه اميدي مي توانند ببندند جز اينكه از صالح و حكومت فروپاشيده او يك علامت بسازند و اگر بتوانند ميليون ها معترض را كه عامل فرار صالح بوده اند، به خانه بفرستند يعني در واقع در اين ماجرا آمريكا و عربستان يك بازي رواني را طراحي كرده و به اجرا گذاشته اند.
2- انقلاب يمن از آغاز ذو وجوه بود و اين وجوه در عين تعامل با هم به «وحدت» نرسيده اند. جنوبي هاي يمن كه سه پنجم سرزمين و حدود 22درصد جمعيت اين كشور را به خود اختصاص داده اند به بيش از بخش جنوبي نظر ندارند و كم نيستند كساني از آنان كه «انفصال جنوب از شمال» را دنبال مي كنند. حوثي هاي يمن كه بخش عمده شمال يمن را در اختيار دارند هم قدرت تاريخي خود را در «صعده» و نه صنعا جستجو مي كنند. از سوي ديگر با توجه به سابقه درگيري هاي قبيله حاشد و طايفه الحوثي، ورود فعال حوثي ها به صحنه حذف رژيم صالح، قبيله حاشد كه مركزيت آن در استان «عمران» مي باشد را حساس مي كند و اين سبب متحد شدن دوباره خاندان الاحمر حول محور مبارزه با حوثي ها مي شود با توجه به اين كه «مبارزان صعده» براي رسيدن به صنعا بايد از عمران بگذرند، احتمال بروز درگيري خونين ميان دو طرف در صورتي كه حوثي ها اصرار داشته باشند كه كار صالح را يك سره كنند، وجود دارد. اين ملاحظه حوثي ها را تا حد زيادي منفعل گردانيده و صحنه را براي بازي صالح باز گذاشته است. يكي ديگر از محورهاي مبارزه با رژيم صالح سران قبايل و عشيره ها و خاندان ها بودند كه به طور كلي در ذيل دو قبيله بكيل- در جنوب- و حاشد در شمال قرار مي گيرند. خبرهاي فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد عربستان براي جدا كردن آنان از مبارزين پول فراواني ميان سران قبايل توزيع كرده است كما اين كه حرف هاي زيادي در مورد روابط شيخ صادق و علي محسن الاحمر- دو چهره اصلي حاشد- با عربستان سعودي مطرح شده و به احتمال بسيار زياد صحت هم دارد مبلغ پول هاي واگذار شده از سوي عربستان به اين دو از مرز چند ميليارد دلار فراتر مي رود. رفتار اين روزهاي علي محسن الاحمر و بي تحركي او در قبال تك تيراندازان گارد ويژه رياست جمهوري به فرماندهي پسر عبدالله صالح احتمال توافق ملك عبدالله با علي محسن و شيخ صادق را تقويت مي كند البته نبايد گمان كرد كه اين دو نقش مهمي در تجمعات عليه صالح داشته اند ولي به هر حال نوع رفتار رئيس قبيله حاشد مواضع قبيله محسوب مي شود.
3- جوانان انقلاب يمن كه از جنوبي ها و حوثي ها به دليل عدم ورود فعال به حمايت از جوانان صنعا گلايه مند هستند از توانايي لازم براي تجزيه و تحليل مسائل عاجز مي باشند و از اين رو در بعد هدايت درست حركت مشكلاتي دارند. به عنوان مثال در حالي كه آنان براي ريشه كن كردن رژيم استبدادي كنوني به ميدان آمده اند اما روز پنجشنبه هفته گذشته روز آغاز رژيم جمهوري و پايان نظام امامت را بي آن كه از ريشه و اساس آن باخبر باشند، جشن گرفتند و اين روزي است كه رژيم صالح آن را به روز ملي يمن تبديل كرده و صالح سخنراني سالانه خود را در اين روز ايراد مي كند كما اين كه ورود دوباره او به صنعا و سخنراني اش كه مستقيما از تلويزيون يمن پخش شد به همين روز موكول گرديد. مجموعه اين ها نشان مي دهد كه انقلاب يمن در «مرحله چه نمي خواهد» يعني براندازي حكومت ديكتاتوري صالح و روابط گذشته يمن با آمريكا و عربستان- شفاف است اما در «مرحله چه مي خواهد» دچار عدم شفافيت است و اين عدم شفافيت صالح را به آينده اميدوار كرده است.
4- از آنجا كه طيف هاي داخلي يمن روي مسئله سقوط حكومت علي عبدالله صالح توافق دارند و اختلافاتشان به مرحله پس از سقوط صالح برمي گردد، ورود صالح به صنعا و درگيري شديد نيروهاي نظامي تحت امر فرزند او بار ديگر مخالفان صالح را دور هم جمع مي كند و اين مي تواند به توافق پيرامون اداره تحولات پس از سقوط صالح نيز منجر شود چرا كه گروه هاي مخالف صالح طعم اين اختلافات و خطري كه مجموعه آنان و دستاوردهايشان را تهديد مي كند را در فاصله فرار صالح به رياض تا بازگشت او چشيده اند. خبرهاي 7 روز اخير حوثي ها و جنوبي ها حكايتگر آن است كه اين همگرايي دوباره آغاز شده است. دو روز پيش عبدالمالك الحوثي اعلام كرد كه بازگشت صالح خط قرمز آنهاست و آنان با همه توان در مقابل آن خواهند ايستاد. يكي از رهبران جنوبي ها نيز گفت ما پيماني را براي مذاكره با جوانان صنعا تعيين كرده ايم. در همان حال با توجه به اعلام قبلي همپيماني بزرگان قبيله حاشد با نيروهاي انقلاب ادامه سكوت شيخ صادق و علي محسن امكان پذير نيست عدم سكوت آنان موقعيت طرح عربستان را در معرض خطر قرار مي دهد. با اين وصف مي توان گفت صالح و پشتيبانان منطقه اي و بين المللي چشم خود را بر حجم عظيم مخالفت ها با صالح بسته اند و اين به معناي نفي حقيقت نيست چرا كه چشم هاي بسته ملك عبدالله حقيقت را محو نمي كند.
5- سياست خارجي ما و تحرك دستگاه هاي مختلف جمهوري اسلامي در اين فضا نقش تعيين كننده اي ايفا مي كند در اين عرصه اقدامات عمومي ما كه در قالب ادبيات «ديپلماسي عمومي» پذيرفته شده است مي تواند گره گشا باشد و اين در حالي است كه در سوي ديگر ماجرا، بعضي از كشورها طي 6-5 سال گذشته در دستگاه رسمي ديپلماسي خود نهادي تحت عنوان ديپلماسي عمومي ايجاد كرده اند و بدون پرده پوشي اقدامات خود را در راستاي همگرا كردن نخبگان كشورها با اهداف سياست خارجي سامان داده اند، موثرتر است. اين در حالي است كه اين كشورها در نزد همه ملت ها «استعمارگر»، «متجاوز»، «سلطه طلب» و... خوانده و ديده مي شوند و حال آن كه ايران در چشم انداز منطقه اي كشوري پشتيبان ديده مي شود.
سعدالله زارعي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


