کد خبر: ۶۰۶۶۹
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
سلسله مباحث بولتن نیوز پیرامون جنگ هشت ساله (3)

انقلاب اسلامی و جنگی که تمام نشد...

این اهمیت وقتی معلوم می‌شود که نسل‌های بعد از جنگ، از ما بپرسند: "چرا جنگ شد؟" در جواب به این چرایی، اگر شما نگاه‌تان به تاریخ رسمی و کلیشه‌شده باشد، احتمالاً خواهید گفت: عراق سودای قدرت داشت و می‌خواست رهبر دنیای عرب شود و ... به همین دلایل به ایران حمله کرد. اما اگر در ادامه از شما بپرسند: پس چرا همۀ دنیا به او کمک کردند؟...
سرویس تاریخی بولتن نیوز: اگر از اکثر ما بپرسند که جنگ تحمیلی از کی شروع شد و سرانجامش به کجا انجامید، قریب به اتفاق ما در پاسخ خواهیم گفت که 31 شهریور 59 جنگ آغاز شد و خرداد سال 67، با پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام (ره) این جنگ ویرانگر به پایان رسید. این تواریخ، آنچیزی‌ست که به طور رسمی و کلیشه‌ای توسط اکثر نهادهای آموزشی ما تبلیغ می‌شوند و تلقی رایج در بین اذهان عمومی پیرامون مقولۀ فوق همین چیزی است که گفته شد. اما آیا تا به حال شده به قول "فراساختارگرایان" نسبت به بدیهیات ذهنی‌تان (از جمله تاریخ آغاز و پایان جنگ تحمیلی) تردید کرده و فکر کنید احتمال دارد خیلی از چیزهایی که در نزد شما به عنوان گذاره‌های طبیعی، غیرقابل‌انکار و تغییرناپذیر نقش بسته، دروغین و یا اشتباه باشند و باید نسبت به آنها تجدید نظر کنید؟

                                                

در طول کار کردن بر روی یک پروژۀ تاریخ شفاهی بود که پی بردم آنچه به ما در فضای رسمی در مورد ابتدا و انتهای جنگ تحمیلی گفته‌اند درست نیست. نه اینکه دروغ گفته‌اند، نه، اما اشتباه گفته‌اند. به عبارت دیگر، در طول مصاحبه‌هایی که با رزمندۀ مذبور داشتم و با قرار گرفتن نسبی در فضای آن روزهای ایران متوجه شدم که جنگ دنیا با ما و حتی جنگ عراق با ما خیلی زودتر از 31 شهریور 59 شروع شد و اینکه می‌گویند این جنگ با پذیرفتن قطع‌نامه تمام شده، اصلاً حرف درستی نیست. و اما دلایل این ادعا:

کیست که در روزهای اوایل انقلاب حضور داشته یا پیرامون آن مطالعه کرده باشد و نداند که تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب، در غرب کشور درگیری‌ها شروع شد و قرار بود که به بهانۀ استقلال کردها، قسمتی از پیکر این مملکت کنده شود. حتماً آنهایی که لب مرز زندگی می‌کردند یادشان هست که چند ماه قبل از تاریخی که برای آغاز جنگ گفته‌اند، شاهد درگیری‌ها و نفوذ جسته و گریختۀ عراق به داخل خاک ایران بودیم. آیا مرصاد را از یاد برده‌اید؟ تاریخ این عملیات به چند روز بعد از پذیرفتن قطع‌نامه برمی‌گردد. نکته‌ای که برای من جالب بود اینکه یکسری از نیروهای ما تا چند ماه و حتی تا یکی-دو سال بعد از تاریخ رسمی پایان جنگ، در مرزها حضور داشتند و بین ایشان و نیورهای عراقی درگیری‌هایی هم به وجود آمده.

                                          

در نتیجه اگر هدف از حملۀ عراق به ایران را از پا درآوردن انقلاب اسلامی تازه پیروز شده، اشغال ایران و پایان دادن به استقلال آن بدانیم، باید بگوییم که این اهداف در قالب عملیات‌های مختلف دیگری و به اشکال گوناگونی دنبال شده و این تاریخ هشت ساله، تنها بخشی از پروژۀ مذبور است. پس جنگی که در آن ابرقدرت‌ها قصد نابودی ایران اسلامی را داشتند از چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شروع می‌شود (مثل ماجرای طبس) و تا چند سال، در شکل‌های دیگری ادامه پیدا می‌کند. (مثل درگیری‌های مختلف با منافقین. حتی درگیریی‌های این چند وقتۀ نیروهای نظامی ایران با جدایی‌طلبان غرب کشور را نیز می‌توان ادامۀ این پروژه دانست) در ضمن، حتی جنگ ما با عراق نیز دقیقاً از 31 شهریور 59 شروع نشده و دقیقاً در خرداد 67 پایان نیافته. نکتۀ جالب دیگر اینجاست که در قرارداد 598، عنوان شده که بین ایران و عراق "صلح دائم" برقرار نشده بلکه از لفظ "آتش‌بس" استفاده شده است. حتماً آنهایی که اطلاعاتی از علوم استراتژیک و قواعد حقوق بین‌الملل دارند، فرق این دو لفظ را به خوبی متوجه می‌شوند.

اما کار ما با آغاز و پایان جنگ به همین‌جا ختم نمی‌شود. اگر بخواهیم نگاهی عمیق‌تر به نزاع دنیای استکبار با جمهوری اسلامی داشته باشیم (حق هم همین است که اینگونه نگاه کنیم) باید آغاز این نزاع را از دوران شکل‌گیری نهضت اسلامی توسط حضرت امام (ره) بدانیم. آیا غیر از این است که ردپای این دشمنان انسانیت، در شهادت شهدای انقلاب اسلامی کاملاً هویداست؟ آیا می‌توان از نقش امریکا و انگلیس در سرکوب انقلابیون قافل شد؟ پس جنگ استکبار با انقلاب اسلامی نه از 31 شهریور 59 و حتی نه از چندین ماه قبل از این تاریخ که از آغاز نطفه‌ بستن نهضت خمینی کبیر شروع شده و جنگ عراق با ایران، صرفاً یکی از نمودهای تداوم این خصومت است.

این مسئله دقیقاً در مورد پایان جنگ نیز صادق است. وقتی امام (ره) در فرمان پذیرش قطع‌نامه، از آغاز جنگ دیگری سخن می‌گوید که جنگ پابرهنگان با استعمارگران است، چگونه ما می‌توانیم از پایان جنگ سخن بگوییم و تغییر شکل این خصومت را به مثابه اتمام آن تلقی کنیم؟ وقتی رهبر انقلاب از همان سال‌های 68 و 69، به پدیدۀ تهاجم فرهنگی اشاره می‌کند و آنقدر همه گوش نمی‌کنند که به جنگ فرهنگی (جنگ نرم) می‌رسیم، آیا می‌توان منکر تداوم جنگ ابرقدرت‌ها با انقلاب اسلامی باشیم؟

شاید بپرسید: چه فرقی می‌کند که جنگ از کی شروع شد و به چه سرانجامی رسید؟ اینکه ما آغاز جنگ را 31 شهریور 59 بدانیم و یا ریشه‌های آنرا آنقدر به عقب برده که سرکوب مردم در 15 خرداد 42 را سرمنشأ جنگ معرفی کنیم، چه فرقی به حال مملکت و مردم ایران اسلامی دارد؟ و یا این همه بحث بر روی پایان جنگ و تردید در مورد این خاتمه، چه حاصلی دارد؟ در جواب باید گفت: اتفاقاً این تفکیک‌ها خیلی مهم است و فرق است بین جنگ ایران و عراقی که از سال 59 شروع شد با جنگی که از سال‌ها پیش آغاز شده و در آن سال، صرفاً رنگ عوض می‌کند.

                                                

این اهمیت وقتی معلوم می‌شود که نسل‌های بعد از جنگ، از ما بپرسند: "چرا جنگ شد؟" در جواب به این چرایی، اگر شما نگاه‌تان به تاریخ رسمی و کلیشه‌شده باشد، احتمالاً خواهید گفت: عراق سودای قدرت داشت و می‌خواست رهبر دنیای عرب شود و ... به همین دلایل به ایران حمله کرد. اما اگر در ادامه از شما بپرسند: پس چرا همۀ دنیا به او کمک کردند؟ چرا امریکای لیبرال که از نظر ایده‌ئولوژیک با عراق کمونیست مشکل داشت، پشت سر وی ایستاد؟ چرا کشورهای اسلامی به ایران اسلامی کمک نکردند؟ چرا این جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ عراق که می‌دانست از آن مقطع به بعد دیگر نمی‌تواند توفیقی پیدا کند زیرا شیب جنگ به سمت پیروزی ایران بود، باز به آن ادامه داد؟ چرا سربازان ما به رهبری امام (ره) صحبت از نفوذ به خاک عراق می‌کردند؟ و سوالات دیگر، جوابی نخواهید داد مگر اینکه عمق تاریخی جنگ را به عقب‌تر از تاریخ رسمی عنوان شده ببرید.

از سوی دیگر، اگر ما قائل به پایان جنگ باشیم، چه طور می‌توانیم در مقابل سوالاتی که از ما در مورد "مرصاد" و "منافقین" و "تحریم‌های اقتصادی" و "ترورها" و "تلاش‌های جدایی‌طلبانه" و "تهاجم فرهنگی" و "جنگ نرم" پرسیده می‌شود بیاستیم و جواب صحیح بدهیم؟ اگر ما بپذیریم که جنگ تمام شده، نسل امروز و نسل‌های بعدی را با چه توجیهی باید به میدان نبرد امروز ببریم و به ایشان ثابت کنیم که تنها میدان عوض شده، وگرنه جنگ همانی‌ست که بود؟ آیا می‌توان از پایان جنگ در خرداد 67 سخن گفت و در عین حال دیگران را از گرایش به سمت خوش‌گذارنی‌های این دنیایی و تلاش برای کاخ‌نشینی و تجمل‌گرایی بر حذر داشت و از ایشان بخواهیم در "جنگی که هست" مثل "جنگی که بود" آمادۀ جنیگدن باشند؟ آیا غیر از این است که فضای فرهنگی کشور ما به این دلیل تغییر کرد که خیلی از بزرگان ما و به تبع ایشان، خیلی از مدیران این مملکت گفتند که دیگر جنگ تمام شده و باید دنبال آرامش و رفاه بود؟ آرامش و رفاهی که تنها روی کاغذ وجود داشت و در کنه خود، حکم له شدن اقشار مستضغف بود، یعنی همان‌هایی که با چنگ و دندان این سرزمین را حفظ کردند و بعد از آن دچار ازخودبیگانگی برخی از انقلابیون قدیم شده بودند.

                                              

پس می‌بینیم که این تغییرات تاریخی به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت، چه تأثیرات مهمی دارد و حتی می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. اما راه چاره چیست؟ و چگونه می‌توان جلوی این انحراف را گرفت؟ به نظر می‌رسد یکی از اصلی‌ترین کارهایی که باید انجام بگیرد تا ما را از ابتلا به این اشتباه نجات دهد آن است که جنگ ایران و عراق را مقطعی از مجموعۀ تاریخ انقلاب اسلامی بدانیم و مقدمات انقلاب را مقدمات جنگ و تداوم آنرا که همراه با مشکلات دیگر و شاید شدیدتری بود، ادامۀ جنگ معرفی کنیم. به عبارت دیگر مشاهده می‌شود که اغلب بین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آن ارتباط معنایی لازم برقرار نمی‌شود و بدون مقدمۀ لازم، افراد را با جنگ پیوند می‌دهند. در حالی که تاریخ جنگ، دفعی و یکهو نبوده و مراحلی طی شده تا به این نقطه رسیده.

پس لازم است تا دفاع مقدس را بخشی از روند انقلاب اسلامی بدانیم، نه مقطعی مستقل از آن و در ادامه، روند انقلاب اسلامی را نه به مثابه یک پروژۀ تمام شده که به عنوان یک رودخانۀ جاری تلقی کنیم که یک بار هم از پیچ جنگ با عراق گذشته و در آینده به سراغ پیچ‌هایی دیگر رفته و خواهد رفت که نمودهای دیگر نزاع ابرقدرت‌ها کذایی با انقلاب اسلامی است. به عبارت اخری، اگر انقلاب اسلامی را تمام شده معرفی کنیم، مجبوریم پروندۀ جنگ را نیز در خرداد سال 67 بسته شده ببینیم، در حالی که انقلاب ادامه دارد و این یعنی، نبردی بی‌پایان که یک روز به شکل گلوله است و روز دیگر به سیمای رسانه.

سیدمجتبی نعیمی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
هاشمی
|
UNITED KINGDOM
|
۱۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
1
3
یا الله، شرمنده این عکس ها، مشکل اساسی نیروهای وفادار به نظام و انقلاب، 1- واردشدن به فاز مسئولیت پذیری و نترسیدن از بدنامی است. 2- قرارگرفتن در وضعیت تهاجمی است 3- انسجام و سازماندهی در تصمیم سازی و تصمیم گیری 4- ارتقاء قابلیت بازی خوانی دشمن و بازی نویسی است 5- خارج شدن از سادگی ذاتی و خوشبینی مهلک به نیروهای نفوذی به ظاهر خودی ( چریک های سیاسی /اقتصادی/فرهنگی دشمن)
به هر حال راهی که انقلاب اسلامی در مسیر نیروهای وفادار قرارداه است، طراحی انقلاب جهانی است و این صرفا با حفظ و تعمیق دکترین ولایت فقیه و ارگان های انقلابی مانند سپاه است.
پارمدا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۹
0
2
1 هفتس دارم دنبال جواب تحقیقام میگردم هنوز پید نکردم اه!اینجا هم جوابم نبوووووووووود!تحقیق سال سوم راهنمایی درس امادگی دفاعی 2 تا از جنگ های دفاعی مردم ایران قبل از انقلاب اسلامی!!
فهیمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۰
0
1
اینجا هم جوابم نبوووووووووود!تحقیق سال سوم راهنمایی درس امادگی دفاعی 2 تا از جنگ های دفاعی مردم ایران قبل از انقلاب اسلامی!!
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین