هفت اشتباه بزرگ دختران مجرد
سیماب:
اشتباهاتی است که دختران جوان مرتکب
می شوند و سبب می شود که همیشه تنها بماند.
متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن
هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و ... در سال هاى اخیر
سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده
است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته،
آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم
چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد. این فرایند در
حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده
سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته
و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب
بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در
دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند.
پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این
وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه
اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام
شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که
بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه
عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده،
این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به
عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!
اشتباه شماره 1:
آنها پا به فرار میگذارند
بارها و بارها مشاهده کردهایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها
خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق میافتد، آنها پا به فرار میگذارند و از
او دور میشوند. به هرحال، اگر دختران ما بخواهند نتیجهای از روابط خود بگیرند و
امید به تشکیل زندگی داشته باشند، باید این رفتار خود را کنار بگذارند. هنگامی که
شما با مردی مناسب ازدواج میکنید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برای شما
دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربهاش را نداشتهاید. اما حالا زمان آن رسیده
است که این دشواری را تحمل کنید.
به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید.
این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید. سعی كنید
از این حس زیبا، یعنی شناختن شخصی مناسب که واقعاً به شما علاقهمند است و دوست
دارد شما را آنگونه که هستید بشناسد، لذت ببرید.
اشتباه شماره 2:
تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند
برخی از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد نابهنجار در زندگیشان
خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او
خود داشته باشند . به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در
زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده از او به همسرش بوده
اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی
منفی بنگرند . در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد . اگر
چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را رعایت کند و اخلاق یکی از
شاخه های اصلی دین است، اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از زیر سئوال
بردن اعتقادات دینی نیست.
اشتباه شماره 3:
آنها مردان مناسب را نادیده میگیرند
این موضوع را بارها و بارها دیدهایم كه وقتی یک دختر مجرد باور میکند که هیچ
مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه میگذارد. ما
به همه کسانی که فكر میكنند همه مردان خوب ازدواج کردهاند پیشنهاد میكنم كه این
احساس را کنار بگذارند و به جای آن ، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید
همیشه منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با ناامیدی آینده خود
را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.
اشتباه شماره 4:
ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند
تعجب نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را برای ازدواج از
روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب می کنند . به عنوان مثال چنین می
گویند: "وای ببین دختران فامیل با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی
کرده اند، آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟ این طوری همیشه
احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟"
نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود
معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما
را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.
اشتباه شماره 5:
آنها باور کردهاند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است
دختران زیادی هستندک به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان عاشق شدن، ازدواج
و بچهدار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچهدار شدن، پیشبینی
شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیشبینی است، كه البته این
نکته مثبتی است.
دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر میاندازند، اما واقعیت
این است که ما هیچوقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسبترین زمان
زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمیکند، اما
اگر شما واقعاً میخواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما
نمیدهد که بچههای خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما
برآوردهشدنی نیست. میتوانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده دهید.
اشتباه شماره 6:
تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند
برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به نوعی بدبینی و احتیاط فوق
العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری
و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر
شنیدن وقایع آزارنده از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل
برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کاراگاه
عمل کنیم .
اشتباه
شماره 7 :
آنها اجازه میدهند
که کار حسابی مشغولشان کند
خانمی كه
وضعیتش در بالا اشاره شد به شدت در كارش غرق شده بود و موفقیت در کار را در اولویت
همه مسایل دیگر زندگی می دانست. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیتهای فراوان، همه
درها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگیاش در کار خلاصه شده
بود. مشکلی که خیلی از دختران مجرد دچارش هستند. بعضی دختران فکر میكنند اگر مردی
به آنها علاقهمند شده است، حتما مشکلی در او وجود دارد. این افكار باعث میشود که
مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یکبار به آنها فرصت داده
باشند تا به خواستگاری بیاید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من اعتقاد دارم اگر پدر و مادر هریس به دنیا نباشند بهتر از فرزند می توانند برای او همسر انتخاب کنند. انتخاب یک پدر و مادر حاصل سالها تجربه است .
اولا هریس نه و حریص !!! ثانیا از بولتن به خاطر عدم درج کامنتم در دفعه اول خیلی شاکیم واسه همین مجددا می فرستمش و تا نذارین نمایش عمومی هی می فرستم. ثالثا قطعا با شما موافقم در زمینه تجربه والدین اما خود فرد است که زندگی خواهد کرد نه والدین. البته تجربه یک نظرسنجی هم نشان داده تا حدودی حق با شماست که از خانم هایی که پرسیدن ملاک شما برای همسر آینده تان چیست در پاسخ وضع مادی برایشان در اولویت بوده و شرایط خانوادگی و تعلق طرف مقابل به مسائل مذهبی و ... در رده های بعدی قرار گرفته است. خدا وکیلی تجربه دوستانتون و اقوام و آشناهاتونو توی این زمینه لحاظ کنین به همین نتیجه می رسین.
اما وقتی از آقا پسرهای گل می پرسن ملاک شما برای انتخاب همسرتان چیست می فرمایند: زیبایی در اولویت اول و تعلق طرف مقابل به مسائل مذهبی و ... در اولویت بعدی که این نشان از گم شدن معنویت در میان خیل عظیمی از جوانان است البته نباید در این زمینه سیاه نمایی کرد و هستند دخترخانم ها و آقا پسرهایی که با اولویت قراردادن مسائل خانوادگی و مذهبی زندگی خوش و بابرکتی رو دارن.
لازم به ذکر میدونم که بگم اسلام دین زیبادوستیه و اصلا اشکالی نداره که در کنار رعایت مسائل بالا (مذهبی و خانوادگی) با همسری ازدواج کرد که هم زیبا باشه و هم از لحاظ مالی تأمین باشه و یکی از این دو مورد مذکور و یا هر دوی اونا رو داشته باشه. اما باید تأکید کرد که این دو مورد جزء موارد شاید به تعبیر بعضی ها لازم باشن اما به هیچ وجه کافی نیستند.
من خودم هم مثل خیلی از پسرای جوون عاشق زیبایی بوده و هستم و البته خواهم بود اما نه هوس بازی و شهوت رانی و ... و سعی خواهم کرد که مثل خیلی از این پسرای جوون پاک دل و نظرپاک باشم. ولی وقتی تجربیات دیگران را می بینم و می شنوم.............. ببخشید که وقتتون رو با توصیف وشرح حال تجربه تلخ اما کارآمدم گرفتم اما در پایان اینو بگم و خلاص که به این نتیجه رسیدم که باید در تعریف خودمون از همسر آینده به شدت تجدید نظر کنیم و با چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یه گردو (منظور گردی سر معشوقه) فورا عاشق و دلداده کسی نشیم و دل قرص و محکمی همراه با درست ترین و صحیح ترین انتخاب ها و موفق ترین زندگی ها رو داشته باشیم انشاء ا... .
یا علی
به نظر من نسل جديد به سمتي خارج از فرهنگ ما سوق پيدا كرده.
يا بايد به سمت فرهنگ برگرديم يا فرهنگمونو به سمت خودمون برگردونيم.
پس چه پسر چه دختر بايد يا پيدا كنن يا بشينن پيدا شه.
والسلام
به نظرم نکاتی رو که با عنوان اشتباه دختران اشاره کردید استفاده از تجربیات هستند.اگر دختران امروز ما تمایلی به ازدواج ندارند تنها به دلیل بالارفتن سطح توقعات مالی اونها نیست.موضوع اصلی رفتار و منش پسرانی هستش که از شخصیت های سنتی خود دست بردار نیستند و نمیتوانند طرز زندگیشان را به روز کنند.به نظر من این پسران هستند که خواهان زن زیباروی مانکن پولدار هستند که البته شاغل هم باشد و از سوی دیگر میخواهند همچون پدران خود درزندگی مشترکشان دستور صادر کنند و یک زن فرمانبردار هم در خدمتگذاریشان باشد.اگر پسران بتوانند کمی مدرن فکر و عمل کنند و طرز فکر سنتی خود را تغییر دهند قطعا هیچ دختری دست رد به سینه شان نخواهد زد.