کد خبر: ۵۹۴۶۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سالروز شهادت؛ شير دره پنجشير

احمد شاه مسعود عمر کوتاه اما پر ماجرايي داشت. حداقل نيمي از چهل و هشت سال عمرش در جنگ و گريزهاي چريکي گذشت، شکست و پيروزي‌هاي زيادي را تجربه کرد و تا زنده بود يکي از عناصر مهم در تب و تاب‌هاي سياسي افغانستان به شمار مي رفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، شبكه خبري بي.بي.سي در ساگرد ترور احمد شاه مسعود، اسطوره مقاومت در افغانستان و شير دره پنجشير آورده است:

« در افغانستان کمتر چهره سياسي را مي توان يافت که افکار عمومي در مورد نقش و جايگاهش در زمان حيات و يا بعد از مرگش توافق نظر داشته باشند؛ مسعود نيز از اين قاعده مستثني نيست.

وي براي عده‌اي قهرمان ملي است و براي عده‌اي ديگر، يکي از عوامل اصلي جنگ‌هاي داخلي دهه 90 که در نتيجه آن کابل ويران شد و هزاران تن در جريان اين جنگ‌ها کشته شدند.

هر قدر بيشتر به اين تصوير کلي و سياه و سفيد مسعود خيره شويم، شناخت کمتري از وي بدست مي آيد ولي اگر عملکردش را در شرايط مختلف بررسي کنيم، متوجه مي شويم که افغانستان در واقع سه چهره متفاوت از احمدشاه مسعود مي شناسد. به عبارت ديگر افغانستان سه احمد شاه مسعود داشته است.

نخستين باري که مسعود بر سر زبان‌ها افتاد، زماني بود که گروهي از مجاهدين وابسته به جمعيت اسلامي به رهبري برهان الدين رباني را در دره پنجشير رهبري مي کرد.

نيروهاي شوروي و دولت کابل بارها حملات سنگيني را سازماندهي کردند تا دره پنجشير را فتح کنند، ولي علي رغم اينکه يکي دوبار نيروهاي دولتي و شوروي‌ها تا عمق دره پنجشير رفتند، قله‌هاي اين دره صعب العبور همواره در اختيار مسعود و سربازانش ماند.

قله هاي دشوارگذار دره صعب العبور پنجشير همواره در اختيار مسعود و سربازانش ماند.

دره پنجشير و قله‌هاي بهم پيوسته‌اش، همانقدر که با ذات جنگ چريکي و جنگجوياني که از تاکتيک‌هاي جنگ و گريز چريكي استفاده مي کردند موافق بود، به همان اندازه براي افسران و صاحب منصبان شوروي و ارتش افغانستان که ارتش منظم را سوق و اداره مي کردند، محل نامناسب و دردسر ساز بود.

شايد به همين دليل است که نام مسعود و پنجشير هميشه با هم مي آيند.

طبيعت خشن، سخت و دشوارگذار پنجشير که در عين حال مشرف به پايتخت نيز بود، در شهره کردن نام مسعود تاثير کمي نداشت.

مسعود فرماندهي بود که نيروهايش بيش از هر فرمانده ديگر بر کابل مشرف بودند و بر بزرگراه سالنگ که کابل را به شمال افغانستان و در نهايت به قلمرو شوروي آن زمان وصل مي‌کرد، مسلط.

اقدامات مسعود در سالهاي جنگ نيز عجيب و خبرساز بود، مثلا مسعود در اوج جنگ با شوروي ها در تير 1361 با ژنرالان روسي آتش بس دوساله امضا کرد.

اين آتش بس را تقريبا همه گروه‌هاي مجاهدين، خيانت مسعود به جهاد و مردم افغانستان تلقي مي کنند و همه اما و اگرهاي ديگري که در مورد رابطه مسعود با شوروي‌ها مطرح مي شود از همين جا آب مي خورد.

اما صالح محمد ريگستاني، از ياران نزديک وي که در زمان مرگ احمدشاه مسعود، وابسته نظامي افغانستان در مسکو كه کتابي در مورد مسعود نوشته، آتش بس مسعود با شوروي‌ها را يک تاکتيک جنگي مي داند که به باور وي مسعود با استفاده از يک فرصت دو ساله، جبهه‌هاي مقاومت عليه شوروي‌ها در سراسر مناطق شمال را گسترش داد.

منتقدان مسعود مي گويند سالهاي جنگ، از او يک رزمنده کارکشته ساخت، نه يک سياستمدار مدبر.

آنگونه که ريگستاني در کتابش (مسعود و آزادي) نوشته، مسعود در زماني که با شوروي‌ها آتش بس کرده بود، تشکل نظامي "شوراي نظار" را ايجاد کرد.

شوراي نظار بعدها تکيه گاه اصلي مسعود شد و فرمانده مسعود با آنکه رسما عضو جمعيت اسلامي به رهبري برهان الدين رباني بود، اما در عمل نقشه‌ها و برنامه‌هاي فردي‌اش را بيشتر از طريق شوراي نظار پياده مي کرد و جمعيت اسلامي براي مسعود، بيشتر از يک پوشش سياسي و تمسک سمبوليک براي رابطه رسمي با رباني، نبود.

چهره هايي که مسعود پس از خود بجا گذاشت، همه از اعضاي برجسته شوراي نظار بودند: يونس قانوني، رئيس پيشن مجلس، مارشال قسيم فهيم، معاون اول حامد کرزاي، عبدالله عبدالله، وزير خارجي پيشين، عطا محمد نور، والي بلخ، امرالله صالح، رئيس پيشين امنيت ملي و بسم الله خان محمدي، وزير کشور، از برجسته ترين آنها هستند.

در بهار 1372 شمسي نيروهاي تحت رهبري مسعود از شمال وارد کابل شدند و بخش‌هاي مهم شهر از جمله ارگ رياست جمهوري را تسخير کردند.

همزمان نيروهاي حزب اسلامي به رهبري گلبدين حکمتيار از شرق و نيروهاي حزب وحدت به رهبري عبدالعلي مزاري از سمت غرب وارد پايتخت شدند و کابل عملا در دست نيروهاي مختلف افتاد.

رهبران مجاهدين در پيشاور توافق کردند که ابتدا صبغت الله مجددي براي سه ماه بعنوان رئيس جمهور موقت وارد کابل شود و قدرت را در دست گيرد و پس از آن قدرت را براي شش ماه به برهان الدين رباني رهبر جمعيت اسلامي واگذار کند.

اگر گلبدين حکمتيار را در رديف رهبران مجاهدين قرار دهيم که چنين نيز بود، احمدشاه مسعود ارشد ترين فرمانده مجاهدين بود که بعنوان وزير دفاع دولت مجاهدين معرفي شد و عملا رهبري نيروهاي فاتح مجاهدين را در دست گرفت.

وقتي دوره شش ماهه رياست جمهوري برهان الدين رباني تمام شد، او مانند صبغت الله مجددي کنار نرفت و "شوراي حل و عقد،" تشکيل داد و دوره رياست جمهوري‌اش را تمديد کرد. اين مساله سبب شد تا گلبدين حکمتيار از دولت خارج شود و به اين ترتيب جنگ داخلي آغاز شد.

صالح محمد ريگستاني که در خاطراتش از مسعود از وي به عنوان "مرشد" و "پدر" نيز ياد مي کند، در بخشي از کتابش تحت عنوان "اشتباهات مسعود" درگير شدن وي در چند جبهه جنگ را از اشتباه‌هاي وي مي داند.

منتقدان مسعود به اين باورند که مسعود مي توانست از ادامه جنگ داخلي و در نتيجه ظهور گروه طالبان جلو گيري کند. اما موافقان مسعود افزون خواهي رقباي مسعود از جمله، حکمتيار، مزاري و دوستم را عامل ادامه جنگ داخلي مي دانند.

ادامه جنگهاي داخلي، افغانستان را تکه تکه کرد که هر بخش و تکه آن حتي کابل پايتخت در کنترل يک گروه بود.راه‌ ها نا امن بود، هيج سلطه مشروع و مسلط بر تمامي افغانستان وجود نداشت و هيچ فرد يا نهادي نمي توانست از کسي حساب بگيرد. در چنين گير و داري بود که طالبان علم سفيد صلح بر دوش، از شهرک مرزي اسپين بولداک در مرز پاکستان سر برآوردند. به سرعت مناطق مختلف افغانستان را در نورديدند و کابل را فتح کردند.

مسعود به جاي اول بازگشت، پنجشير، و دوباره در هيات يک فرمانده که عليه نظام و گروهي که کابل را در کنترل داشتند مقاومت مي کرد. مسعود اين بار با همه گروه‌هايي که در کابل عليه آنها مي‌جنگيد، جبهه واحدي را عليه طالبان تشکيل داد. در اين جبهه که بعدا به ائتلاف شمال معروف شد، تنها گلبدين حکمتيار حضور نداشت.

مسعود در پايان عمر، روزهاي سختي را تجربه کرد. حلقه محاصره او از سوي طالبان روز به روز تنگ و تنگتر مي شد اما او تنها يک راه را در پيش گرفته بود: مقاومت و جنگ.

از وي فراوان نقل شده است که "به خدا سوگند حتي اگر به اندازه‌ي كلاهم جاي ماندن در اين سرزمين داشته باشم، مي‌مانم و مقاومت مي‌كنم"

سرانجام مسعود در نهم سپتامبر2001 ميلادي، دو روز قبل از حادثه يازدهم سپتامبر، حادثه‌اي که افغانستان را متحول کرد، در يک حمله انتحاري از سوي دو فرد عرب تبار کشته شد.

هيچ کسي نمي داند که اگر مسعود زنده بود، در افغانستان بعد از يازدهم سپتامبر، چه نقشي بازي مي کرد؟»

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین