کد خبر: ۵۹۴۶۲
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گفتگوی خواندنی با مهدي طالقاني به مناسبت سالگرد آيت الله طالقاني

در نماز جمعه پدر، كسي با كفش نماز نمي خواند

آقای خوئینی‌ها علیه محمد منتظری حرف می زند و می‌گوید باید این کار بشود که دکتر سحابی با گریه می‌گوید این کار را نکنید، دشمن‌سازی نکنید، ما اول انقلاب هستیم و لذا قرار بود این قضیه در مجلس خاتمه پیدا کند که خوئینی‌ها پایش می‌ایستد. بعد آدم می‌فهمد که چقدر محمد منتظری به قضایا آگاهی داشته است. بنده شخصاً دید خوبی نسبت به آقای خوئینی‌ها ندارم چون اولاً سوابق مبارزاتی روشنی از او نداریم. ما فقط در قضیه سفارت امریکا او را دیدیم...

بولتن نیوز: مرحوم آیت الله طالقانی از آن دست افرادی است که متاسفانه نگرش جامعی پیرامون ابعاد فکری و عملی ایشان به درستی انجام نشده است. در دوم خرداد و تا اکنون طیف اصلاح طلبان و ملی- مذهبی ها سعی داشته و دارند تا ایشان را منتسب به دستگاه فکری خود کنند. در حالی که مرحوم طالقاتی فراتر از این خط و خطوط ها است. چنانچه رهبر انقلاب در وصف ایشان چنین می گویند:

آقای طالقانی اهل فکر نو بر محور دین و با تمرکز بیشتر بر روی قرآن و نهجالبلاغه [بود]؛ یعنی ایشان اصلاً اینجوری بود. لکن همهی ابعاد شخصیت آقای طالقانی بُعد روشنفکری دینی نیست. یک بُعد مهم بُعد مبارزه است. خیلیها روشنفکر بودند اهل مبارزه نبودند؛ روشنفکر دینی هم بودند اهل مبارزه نبودند؛ همان خصلت عمومی تقریباً [همهی] روشنفکران دیروز و شاید بعضاً امروز ما در آنها هم بود که من یک وقت از یک نمایشنامهای نقل کردم آقای روی ایوان [را] که پائین نمیآید توی مردم نمیآید با متن قضیه کار ندارد با میدان کار ندارد، بالای ایوان مینشیند تماشا می کند حرف می زند! خب خیلی از روشنفکرهای دینی اینجوری بودند [اما] آقای طالقانی نه، اهل عمل بود؛ یعنی توی میدان بود، احساس درد می کرد حقیقتاً؛ این را ما که با ایشان معاشر بودیم – رفت و آمد می کردیم- می دیدیم، محسوس بود در ایشان، واضح بود که آدمی اهل درد بود و میخواست مبارزه کند؛ لذا تبعات مبارزه راهم قبول کرد [و به] زندان افتاد؛ هیچ اظهاری از آقای طالقانی بالواسطه [یا] بیواسطه نقل نشد؛ [البته] من هیچوقت با ایشان همزندان نبودم، اما همزندانهای ایشان هم نقل می کنند؛ خود ما هم دیدن ایشان می رفتیم – گاهی از مشهد که من میآمدم، روزهای ملاقات می رفتم زندان قصر – از پشت میلهای صحبت می کردند؛ دائم روحیه می دادند.

شاید برای آشنا شدن بیشتر با مواضع و تفکرات موحوم طالقانی، گفتگویی که ویژه نامه رمز عبور با فرزند ایشان، مهدي طالقاني انجام داده خالی از لطف نباشد:


چرا هرسال دو مراسم براي مرحوم طالقاني برگزار مي شود؟ يكي در حسينيه ارشاد و يكي در مسجد هدايت؟

ما که در مسجد هدایت مراسم میگیریم آن را به نام اصولگرایان میشناسند و حسینیه ارشاد را به نام اصلاحطلبان میشناسند در صورتی که پدرم فراجناحی بود یعنی در جناحبندیهای امروزی نمیگنجید، باید بالاتر نگاه کنیم و دیدمان را فراتر کنیم ما که مسجد هدایت را مخصوص اصولگرایان نمیدانیم یعنی هر کس که علاقهمند به آیتالله طالقانی است میتواند در این مراسم شرکت کند و این جناحبندیها کار خودشان است نه ما.

 


اوایل انقلاب منافقین و ملیگرایان از نام ایشان به نفع خودشان استفاده میکردند و لقب پدر طالقانی را به ایشان داده بودند. فکر میکنید رویه امروز در مصادره طالقاني چگونه است؟

در انتخابات مجلس خبرگان تمام جناحها کاندیدای اولشان آیتالله طالقانی بوده است به همین خاطر است که ایشان در تهران نماینده اول میشوند و فاصلهشان با نماینده دوم بسیار زیاد است یعنی همه جناحها پدرم را قبول داشتند. منتهی این وسط تعداد بسیار نادری افراد جاهطلب، زیادهخواه و حسود داشتیم که خوشبختانه الآن دستشان برای مردم رو شده است، آنها برای آیتالله طالقانی مشکلساز میشدند.

پدرم به دلیل اینکه نیازهایی که آن افراد داشتند را نداشت و واقعاً رسالت را بر دوش خودش احساس میکرد و آن رسالت را از 1318 که برای اولین بار دستگیر میشوند به عهده گرفته بود به چیز دیگری فکر نمیکرد.

 

آیتالله طالقانی در آخرین نمازجمعه خودش گفت من شوراها را دائماً داد میزنم، امام هم تأیید کرده ولی اجرایی نمیکنند، چرا؟

به خاطر اینکه برخی فکر میکنند اگر شوراها باشند پس خودشان چکاره میشوند. همین افراد بعداً میگفتند منافقین با آیتالله طالقانی نزدیکی داشتند در حالی که خودشان بسیار بیشتر با منافقین ارتباط داشتند و تحت لوای مذهبي بودن همه کاری که خواستند میکردند در صورتی که اولین موضع علیه منافقین را آیتالله طالقانی گرفت و گفت که میخواستم آنها را به راه راست بکشانم منتها آنها عناد کردند.

 


استفاده از نام طالقانی و قرار گرفتن پشت نام طالقانی به چه منظور صورت میگیرد؟

این فاصله انداختن کوچک کردن طالقانی است. طالقانی را باید فراجناحی ببینیم، طالقانی در خانهاش باز بود و از ارمنی و جهود گرفته تا شیعه و سنی به خانهاش رفتوآمد داشتند، این مصادره کردنها خیانت به طالقانی است.

 

شاید مهمترین نقش را اعظم طالقانی این وسط بازی کند، کسی که تفکر پدرش را اصلاحطلبانه میداند.

از فضل پدر من را چه حاصل؟ بنده پدرم آیتالله طالقانی است، بنده نظراتم مشخص است، اعظم خانم هم نظراتش مشخص است، او من را اصولگرا میداند ما هم به او میگوییم اصلاحطلب اما اصلاً اینها چه ربطی به آیتالله طالقانی دارد؟ طالقانی 10 فرزند دارد که به قول خودش هر کدامشان یک سازی میزنند. اعظم خانم هم ساز خودش را میزند و با گفت وگوها و مصاحبههایش چنین نقشی را ایفا میکند.

 

در آخرین خطبه آیتالله طالقانی، ایشان گفتند: هرکس جلوی نظام قرار بگیرد حذف میشود؟ آیا این گفته نوعی تهدید علیه قدرتطلبان بود؟

بله، آیتالله طالقانی روایتی از امام علی(ع) نقل میکنند با این مضمون که هرکسی که جلوی انقلاب اسلامی بایستد هلاک میشود که مردم هم شعار میدهند و یا باز روایتی میخوانند که هرکس به رأی خودش اتکا کند نابود میشود.

 


آیا این نوعی پیشبینی نظام بود؟ چون بعید به نظر میرسد آیتالله طالقانی در این خصوص حرفی برای گفتن نداشته باشد؟

شما اگر به سخنرانیهای آیتالله طالقانی توجه کرده باشید میبینید که ایشان بسیار به قرآن مجید استناد میکردند؛ یعنی آیات و روایتی را میخواند و بعد تفسیر میکرد و واقعاً تفسیرهایی که داشت آیندهنگری بود و مسائل روز را دنبال میکرد.

عدهای بعد از انقلاب فکر کردند هرکس حتی آن فردی که مثلاً در بیمارستان دربار پرستار بوده را باید با خشم انقلابی اعدام کرد. آیتالله طالقانی همیشه عدالت و برخورد عادلانه را مدنظر داشت و میگفت این افراطهاست که آینده خطرناکی دارد. همان زمان 2 نفر از سران رژیم را آوردند دفتر آیتالله طالقانی که یکی از آنها آزمون بود. یکی از آقایانی که در دفتر حضور داشت با مشت کوبید به صورت آزمون، آقا این صحنه را دید و بشدت با آن آقا برخورد کردند و گفتند شما به چه حقی قبل از دادگاهی شدن متهم او را میزنید. ضمناً دادگاه مجازاتش را معلوم میکند نه شما، یکبار دیگر «نیکپی» شهردار سابق تهران را آوردند دفتر آقا، برادرم یک مشت زد در صورت او، باز آقا دید و با اصرار از نیکپی خواست که همین کار را با برادرم بکند و انگار نه انگار که پسرش است. به هرحال پدرم بسیار دیدش باز بود و میدانست که چه اتفاقاتی خواهد افتاد و خط نفاق در آینده چگونه گریبانگیر نظام خواهد شد.

اعتقاد پدرم این بود که هیچ وقت نمیشود با خشونت خط نفاق را از بین برد. چند سال پیش آقای حدادعادل آمد طالقان برای سخنرانی در مراسم سالگرد ارتحال پدر، در راه برگشت ایشان گفت اگر آیتالله طالقانی چند سال بیشتر در قید حیات بود خیلی اتفاقات در کشور نمیافتاد.

 


آیتالله طالقانی بسیار درمورد منافقین و خط نفاق پنهان دوراندیشی داشت. ایشان میگفت باید اینها کنترل شده فعالیت کنند و حتی به صورت تشکل عمل کنند، مانند چپها که مردم ماهیت آنها را شناختند و جذبشان نشدند.

منافقین بدنه ناآگاهی داشت که عدهای بچههای کمسن و سال توسط بزرگان و سرکردههای گروهها اغفال شده بودند، همین حالا هم همینطور. به اعتقاد من اینها ارزش ندارند که اصلاً بخواهید بها بدهید. مادرم فوت کرده بود، در سایتها نوشته بودند که سران مجاهدین در مراسم تدفین همسر آیتالله طالقانی شرکت کردند و با مأموران درگیر شدند و از اینجور مزخرفات. خط نفاق خودش را رو میکند، مثل گروهک مجاهدین که مردم فهمیدند اینها دلسوزشان نیستند.

آیتالله طالقانی امیدواریاش این بود که با اینها صحبت شود اگر که معلوم شد معاند هستند به مردم معرفی شوند و همین کار را هم درخصوص گروهک منافقین و چپها در نماز جمعه کرد. مثلاً ابتدای انقلاب تحت لوای حمایت از کارگران و اقشار مختلف صداهایی بلند میشد که آیتالله طالقانی جلویشان میایستاد، چون میدانست اینها از روی دلسوزی نیست و میگفت آقایی که دست خودت پینه نبسته و غلط ميكني از کارگر صحبت میکنی.

یادم هست در سنندج عدهای میخواستند پادگان را بگیرند و آشوب به راه بیندازند، پدرم رفت آنجا و شورایی از جناحهای مختلف درست کرد که شهر را اداره کنند که همین باعث آرام شدن اوضاع شد، اینجا پیشگیری کرد، در قضیه گنبد یا جنوب همین کار را کرد.

 

اگر این خط نفاق در ردههای مسئولیتی و یا حتی ریاست جمهوری را میگرفتند چه برخوردی باید میشد؟ یعنی آیتالله طالقانی اجازه میداد این افراد نامزد شوند؟

ما در قانون اساسی چنین مواردی را پیشبینی کردهایم. مگر در مورد بنیصدر چنین کاری نکردیم؟ رؤسای جمهور قبلی ما همگی هم علیهالسلام نبودهاند.

ما در قانون اساسي قوانين كنترلي داريم. بنابراین قوانین برای برخورد وجود دارد. باید زودتر جلوی مسائل را گرفت. آیتالله طالقانی قبل از اینکه این شرها و فتنهها شعلهور شود سعی میکرد جلویشان را بگیرد و صدقیت این کار را در قضیه کردستان میبینیم. یا در قضیه دستگیری خود آیتالله طالقانی که ایشان به دلیل یکسری ناراحتیها از برخوردهای خودسرانه به شمال میروند منافقین میخواهند از آب گلآلود ماهی بگیرند و بیانیه میدهند که در حمایت از آقای طالقانی تظاهرات میکنیم و از این جور حرفها که پدرم میروند خدمت امام و جلوی این فتنه را میگیرند و شر را خفه میکنند اما اگر منطق کارساز نشد باید در رسانهبرای مردم شفافسازی کرد.

 

عدهای يكي از نمازجمعه هاي اخير تهران را با خطبههای آیتالله طالقانی قیاس میکنند، به نظر شما وجه مشترک این دو خطبه برای مقایسه چیست؟

هیچ ربطی ندارند، فقط از نظر تعداد جمعیت عدهای حرفهایی زدند که باید بگویم اولاً خطبههای آیتالله طالقانی در زمانی ایراد میشد که ایران 25 میلیون جمعیت داشت و در تهران 4 میلیون نفر زندگی میکردند که 2 میلیون نفر آنها در نماز جمعه شرکت میکردند نه از این جمعیت 15 میلیونی تهرانی که با کلی تبلیغات چند نفر با کفش میآیند نماز میخوانند. زمان آیتالله طالقانی چه کسی با کفش نماز میخواند که مقایسه میکنند حتی آقا شعار وسط خطبهها را هم نادرست میدانستند و اشکال شرعی وارد میکردند یعنی کاملاً مسائل شرعی نماز جمعه رعایت میشد. آنهایی هم که آمدند نماز جمعه آقای هاشمی برای نماز نیامده بودند برای حرفهای خودشان آمده بودند.

 


درباره درگذشت زود هنگام آيت ا... طالقاني در حالي كه شش ماه از انقلاب گذشت، چه نظري داريد؟

من معتقدم اگر آیتالله طالقانی بود راه به جاه طلب‌‌ها نمیداد که به جاه طلبي‌‌هايشان برسند همان طور که این کار را هم کرد منتها شانسی که آنها آوردند این بود که پدرم زود فوت کرد و پیشگیری شد که البته گفتند طالقانی را کشتند و آن را انداختند گردن برخی بزرگان مثل شهید بهشتی که اگر هم کشته باشند کار شهید بهشتی نبوده بلکه کار افرادی بوده که طالقانی را سد راهشان میدیدند ولو الان جایش نیست که بگویم. به هر حال همین جاهطلبیها کار دستشان داد، من موقعی از پدرم سؤال کردم که آقا اگر بنده فکر کنم که میتوانم کاری را خوب انجام بدهم و خودم را به مسئولان معرفی کنم و مثلاً بگویم در بخش صنایع تواناییام بیشتر است این رسالت برگردن من هست. حالا اگر گفتند نه و ما یک نفر را پیدا کردهایم که بهتر از شماست تکلیف من چیست؟

گفتند: رسالت از گردن تو برداشته شده است و مسئولیت نداری و مسئولیت پذیرفتن در مملکت اسلامی جز گرفتاری چیز دیگری ندارد. از خدا بخواه که مردم این مسئولیت را به تو ندهند و یا بردارند.



این جاهطلبیها به قیمت کشته شدن جوانها تمام شد، شیفتگی و تشنگی قدرت کار دست افراد داد. اما به نظر باید از طریق شیوههای امام خمینی (ره) جلوی این توطئه را میگرفتیم. مثلاً بسیاری از روحانیون ما حمله به سفارت امریکا را تأیید میکنند. آقای مهدوی کنی گفتند که مخالف بودند و همین داستان گروگانگیری و رفتن به سفارتخانه با تدبیر امام به نفع ما تمام شد وگرنه که با رهبری موسوی خوئینیها دانشجویان چند بار حمله میکنند به سفارتخانه امریکا، اما امام همیشه کارهایی میکرد و تصمیماتی میگرفت که همه را شگفتزده میکرد و مثلاً اگر گروهی کاری میکرد که میخواستند از آن سوء استفاده کنند امام می رفت بالاتر حرکت میکرد و آن را خنثی میکرد.

مثلاً در خصوص حمله به سفارت آمريكا هم همین گونه بود و گفتند این انقلاب دوم بود و گفتند مجلس در خصوص گروگانها نظر بدهد. در مجلس مرحوم محمد منتظری مباحثی را مطرح کرد. آقای خوئینیها علیه محمد منتظری حرف می زند و میگوید باید این کار بشود که دکتر سحابی با گریه میگوید این کار را نکنید، دشمنسازی نکنید، ما اول انقلاب هستیم و لذا قرار بود این قضیه در مجلس خاتمه پیدا کند که خوئینیها پایش میایستد. بعد آدم میفهمد که چقدر محمد منتظری به قضایا آگاهی داشته است. بنده شخصاً دید خوبی نسبت به آقای خوئینیها ندارم چون اولاً سوابق مبارزاتی روشنی از او نداریم. ما فقط در قضیه سفارت امریکا او را دیدیم.

بنابراین باید به گونهای عمل میشد که قضایای اخیر به نفع کشور تمام شود. این را هم بگویم تا زمانی که پدرم زنده بود این افراد سعی کردند بروند سفارت امریکا ولی نتوانستند ولی بعد از فوت آقا رفتند. خیلی اتفاقات افتاد و آنها تلاش کرده بودند. امام هم جلوی سوء استفادهها را میگرفت.


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۰
6
2
تناقضات واضح اين اقا را نمي فهميد
امین
|
VENEZUELA, BOLIVARIAN REPUBLIC OF
|
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
1
2
سلام
به این آقا که جرأت نکرده یا یادش رفته خود را معرفی کند ، بفرمایید یکی دو نمونه از تناقضات را بفرماید تا استفاده کنیم !!!
یاعلی
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین