کد خبر: ۵۸۵۲۲
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹
واکاوی بی بهره بودن ایران از پر رونق ترین صنعت جهان
در صنعت گردشگري، گزينه هاي فراواني براي جذب مشتري وجود دارد كه در كنار بازديد از اماكن سياحتي و تفريحي، افراد جهت رسيدن به آن مقاصد عازم سفر مي شوند.براي نمونه، گردشگري پزشكي، شكار، غواصي و... از جمله همين شاخه هاي پردرآمد است اما مهم تر و بنياني تر از همه اين ها . . .
بولتن نیوز : سال هاست كه هر وقت در جمع دست اندركاران و فعالان صنعت گردشگري مي نشينيم، همه از ابعاد مختلف آن داد نارضايتي سرمي دهند.
دراين بين حجم انتقادها و ضعف ها به حدي بالاست كه تاكنون هيچ گاه فرصت ارائه راهكار، حداقل در رسانه ها، براي صنعت پرپتانسيل و ناتوان گردشگري كشورمان فراهم نشده است.
صنعتي كه براساس سند چشم انداز 20 ساله رهبر معظم انقلاب تا سال 1404، بايد 20 ميليون گردشگر وارد كشور شوند و متأسفانه با سپري شدن شش سال از زمان طرح اين برنامه، هنوز شاهد تغيير چشمگيري در آمار گردشگران ورودي به كشور نيستيم و با توجه به تعداد ورودي هاي حبابي، بازهم شش سال از برنامه عقب هستيم.
به همين دليل نگارنده تصميم دارد با بررسي مشكلات جدي صنعت گردشگري كشورمان، دلايل وجود ضعف در اين بخش را موشكافي كند و بنا به تجربه اندك شانزده ساله خود در عرصه پردرآمدترين صنعت جهان، به اختصار ارائه راهكار جهت رفع مشكلات پايه اي آن بپردازد.

 

¤ روياي خصوصي سازي در صنعت گردشگري

يكي از آرزوهاي بخش خصوصي، تحقق رؤياي ديرينه واگذاري عنان كار از بخش دولتي به آنهاست كه عمدتا با هنرنمايي نامحسوس برخي افراد محقق نمي شود و نمونه بارز آن، تغيير ماهيت آژانس هاي مسافرتي دولتي و نظارت آنها به هتل هاي چهار و پنج ستاره سراسر كشور است.
دراين رابطه، وقتي آژانس هاي دولتي مي خواهند گردشگر جذب كنند، با تكيه بر دارايي هتل هاي شيك زنجيره اي شان، قيمتي به مراتب ارزان تر ارائه مي كنند و عملا نقش دفاتر خدمات مسافرتي و ديگر آژانس هاي فعال بي اثر مي شود. زيرا گردشگر خارجي خواهان قيمت ارزان تر با كيفيت مناسب است. نتيجه اينكه وقتي مشتري خارجي، گزينه تور ارزان با كيفيت بالا را پيش روي خود مي بيند، ديگر طرف فرصت اول نخواهد رفت.
بنابراين بدون پرداختن بيشتر به اين موضوع مي توان پيش بيني كرد كه در اين ميدان رقابت نابرابر، جايي براي رقابت سالم باقي نخواهد ماند اما بازهم با اين روش زمينه ورود بيشتر گردشگر به كشور فراهم نخواهد شد. زيرا زماني كه راهنماي تور همراه گروه از دستمزد كافي برخوردار نباشد، نمي توان انتظار بازده كاري بالا از او داشت درنتيجه اگر گردشگران را با اين شرايط در هتل 40 هزار ستاره هم اسكان دهيم، به دليل فقدان مديريت و صميميت در روحيه راهنماي تور و عملي نشدن وعده هاي برنامه، مسافران لذت سفر را درك نخواهند كرد و وضعيت هماني مي شود كه درحال حاضر مشغول تجربه تلخش هستيم.

¤ مي خواهيم با پيل بانان دوست شويم
 
يكي از اشعار معروف سعدي شيرازي كه گذشته از شعرهايش، يد طولايي هم در عرصه سفر دارد، بيت «يا مكن با پيل بانان دوستي/ يا بنا كن خانه اي در خورد پيل» مي باشد.
مراد از طرح اين بيت، تلنگري است بر صنعت هتل داري كشورمان كه متأسفانه هرگاه صحبت از ايجاد بنياني مستحكم براي بناي گردشگري شده، دست اندركاران سازمان مربوط، پرچم ساخت هتل هاي آنچناني را برافراشته اند.
براي درك بهتر اين ضعف عمده كشور عزيزمان كه قرار است تا 14 سال آينده 20 ميليون گردشگر واردش شوند، كافي است يك تجربه كوچك مسافرتي در ايام نوروز به شهرهايي نظير اصفهان، شيراز، يزد، كاشان و... داشته باشيد و ببينيد كه هيچ هتلي اتاق خالي براي مسافران تازه وارد ندارد. اين درحالي است كه درتعطيلات نوروز، بيش از دو ميليون گردشگر وارد شهرهاي نامبرده مي شوند.
 
حال تصور كنيد تعداد 20 ميليون گردشگر كه طي ماه هاي خوش آب وهواي فروردين، ارديبهشت تا اواسط خرداد و از اواسط شهريور تا مهر و آبان قرار است از جذابيت هاي طبيعي و تاريخي كشورمان لذت ببرند، چگونه قرار است در تعداد هتل هاي فعلي اقامت كنند.
به زباني ساده تر طي پنج سال فصول مفيد گردشگري شهرهاي داراي پتانسيل جذب بازديد كننده، قرار است ماهيانه چهار ميليون مسافر خارجي را پذيرا باشند. حال اگر بخواهيم دو تا سه ميليون مسافر ايراني را نيز در فروردين و شهريورماه به اين آمار بيفزاييم، متوجه ضعف خودمان در صنعت هتل داري خواهيم شد.
نگارنده اين سطور معتقد است بهترين روش براي جبران خلأ اتاق و هتل، نه صرف هزينه هاي كلان براي ساخت هتل هاي چهار و پنج ستاره و هتل هاي تخيلي هفت ستاره است كه مي توان اين عقب ماندگي را با ايجاد خانه هاي سنتي يا مدرن ايراني جبران كرد.
 
                            
به اين ترتيب كه با صدور مجوز براي خانه هايي با 20 تا 30 متر فضا مي توان زمينه را براي اشتغال حداقل 20 نفر در هر واحد 10 اتاقه فراهم آورد و با تعدد اين گونه مراكز اقامتي ارزان و استاندارد، هم آمار بيكاران كشور را به نحو چشمگير كاهش خواهيم داد هم اينكه انگيزه گردشگران ترسيده از جو ملتهب نشان داده شده توسط رسانه هاي غربي را با قيمت پايين آرام كرده و آنها را تشويق به سفر مي كنيم.
اين تجربه كه در شهرهايي نظير يزد و كاشان جواب داده و نام بسياري از هتل هاي مورد تأييد خانگي و سنتي آن شهرها نيز در كتاب هايي نظير «لونلي پلنت» منعكس شده، مي تواند راهكار مناسبي براي ساخت سريع و بدون حاشيه مراكز اقامتي باشد.

¤ جذب گردشگر غذا را فراموش كرده ايم
 
در صنعت گردشگري، گزينه هاي فراواني براي جذب مشتري وجود دارد كه در كنار بازديد از اماكن سياحتي و تفريحي، افراد جهت رسيدن به آن مقاصد عازم سفر مي شوند.
براي نمونه، گردشگري پزشكي، شكار، غواصي و... از جمله همين شاخه هاي پردرآمد است اما مهم تر و بنياني تر از همه اينها كه مخرج مشترك تمام بخش ها به حساب مي آيد، تهيه غذاي گردشگر و داشتن گروه هايي با همين نام است.
باور كنيد پس از دو هزار و پانصد روز سفر كاري در سراسر ايران، تعداد رستوران هايي كه غير از كباب كوبيده و برگ، جوجه كباب، كباب بختياري و مرغ چيز ديگري براي پذيرايي ارائه كنند، به تعداد انگشتان دو دستم نرسيده و تصور كنيد گردشگري بخواهد 20 روز در كشورمان بماند و هر روز يكي دو تا از اين ليست غذاي تكراري را بخورد.
 
اين درحالي است كه در كشورهايي نظير مصر و مالزي، بخشي از گردشگرانشان، صرفا براي استفاده از غذاهاي محلي به آنجا سفر مي كنند و سهم ما در اين ميان هيچ است.
حال جالب اينجاست كه مديران رستوران هايي كه با آنها در اين مورد وارد بحث شده ام، احتمال خرابي ديگر غذاها را عامل حذف غذاهاي سنتي از ليست خود اعلام كرده اند. غافل از اينكه با نگهداري يك سبزي كوكو خرد شده در يخچال و بلافاصله افزودن دو تخم مرغ به آن براي ساخت ساندويچ ارزان كوكوسبزي، ممكن است نهايتا 10 دقيقه وقت لازم باشد يا ساخت حليم بادمجان كه كباب كردن بادمجانش پنج دقيقه و تفت دادن سير و نعنا و تزيين آن دو دقيقه زمان خواهد برد، به راحتي مي تواند طبع مسافر خارجي را از خوردن غذاهاي تكراري نجات دهد.

¤ سرويس هاي حمل و نقل ضعيف
بدون شك يكي از وسايل مورد نياز براي پيشبرد صنعت گردشگري، رسيدگي به سرويس هاي حمل و نقل درون و برون شهري اعم از جاده اي و ريلي و هوايي است.
در اين مبحث قصد پرداختن به سيستم هوايي كشور را نداريم كه عذر ضعفش به دليل وجود تحريم هاي ناعادلانه كشورهاي غربي عليه ايران اسلامي موجه است اما كافي است يك بار با قطارهاي خطوط مختلف به مسافرت رفته باشيد.
ب
ه هر ايستگاه كه مي رسيد و قطار متوقف مي شود، تابلوهاي ايستگاه هاي قطار عمدتا ناواضح هستند و بستگي دارد بخت با شما يار باشد يا نه كه كوپه تان مقابل تابلوي رنگ و لعاب رفته نام ايستگاه بايستد تا موفق به تشخيص مكان شويد.
گذشته از اين، سيستم اعلام ايستگاه ها درون قطار كه به طور كلي تعطيل هستند و از بيرون هم كه بخواهيد متوجه نام مكان توقف شويد، صداي بلندگو آن قدر ضعيف است كه براي انسان هاي سالم هم شنيدن آن سخت است و نمي دانيم قرار است بر سر مسافر خارجي كه به زبان شيواي فارسي آشنايي ندارد چه بيايد.
گذشته از اين موارد، نحوه پذيرايي از مسافران در كوپه هاي قطار و رستوران ها هم قابل قبول نيست زيرا عمده بوفه ها پس از مراجعه 30 مسافر به آنها، خالي از مواد خوراكي مي شوند و شايد اين ضعف بزرگ براي گردشگر خودي عادي شده باشد، اما به هيچ وجه براي مسافر خارجي پذيرفتني نخواهد بود.
مسئله ديگر در مورد قطارها، وجود سرويس هاي بهداشتي كه ظاهرا به دليل تراز نبودن كف آنها، پس از سه چهار ساعت به درياچه اي آلوده تبديل مي شوند و مسئولان امر بايد براي يافتن راهي براي رفع اين معضل، تلاش كنند.

                               

¤ تابلوهاي گمراه كننده
خدا نصيب نكند اگر براي اولين بار به شهري وارد شويد و تجربه ورود به جاهاي تاريخي و گردشگري آنجا را هم نداشته باشيد و بخواهيد با تكيه بر تابلوهاي راهنما آن هم اگر وجود داشته باشند، مكان مورد نظرتان را پيدا كنيد. عمده تابلوها براساس خيابان هاي قديمي شهر نصب شده اند و از دو چهارراه كه براي رسيدن به مكاني با تابلو عبور مي كنيد، سر چهارراه سوم علامت مورد نيازتان غيب مي شود و اگر بخواهيد توقفي براي پرسش آدرس هم داشته باشيد، صداي بوق و اعتراض راننده هاي پشت سري امانتان را مي برد. اسم شهر خاصي را نمي برم كه سراسر ايران با چنين معضلي روبه روست و تصور كنيد گردشگر داخلي يا خارجي را كه بخواهد با وسيله نقليه شخصي خودش به گشت وگذار در كشور عزيزمان سپري كند.
در اين زمينه شايسته است شهرداري ها و شوراي شهرهاي مختلف براي حل اين معضل هرچه سريع تر اقدام كنند.

¤ معضل جذب گردشگر و تنبلي آژانس هاي مسافرتي وتبليغ منفي

ساليان سال است كه هر وقت با برخي ايرانيان آن سوي آب ها براي جذب گردشگر وارد مذاكره مي شويم، جواب تكراري «اي بابا، ايران بيايند چه كنند؟» را مي شنويم.
شايد باورتان نشود، اما بزرگ ترين معضل كمبود گردشگر ايران اسلامي، خودباختگي همين تعداد معدود ايراني است كه موج تبليغات منفي عليه كشورمان را بلندتر مي كنند. زيرا تجربه نشان داده است كه هنگام مذاكره با افراد معقول هموطن، ميزان جذب گردشگران خارجي به كشور در حد قابل ملاحظه اي بوده است كه نگارنده اين تجربه را در كارنامه كاري خود دارد.
از طرفي ديگر، بي برنامگي آژانس ها كه ناشي از بلاتكليفي موضوع تبليغ در رسانه هاي خارجي است، مانع از انتشار آگهي در رسانه هاي مكتوب كشورهاي غربي مي شود و حتي در كشورهاي اسلامي نيز اثري از آثار تبليغ براي سفر به ايران اسلامي به چشم نمي خورد.
حال نگاهي بيندازيد به روزنامه هاي داخلي كشورمان و مقاصد گردشگري را بنگريد و اگر همين تعداد آگهي براي سفر به ايران در روزنامه هاي آنها ديديد، سلام بنده را نيز به سفارش دهنده آنها برسانيد.
دردناك تر از همه اينجاست كه عمده مديران آژانس هاي مسافرتي داخلي، تورهاي خروجي را به تورهاي ورودي ترجيح مي دهند و گويا از حل مشكلاتي كه گوشه اي از آنها در بالا آمده بود، خسته و نااميد شده اند.

¤ صدور مجوز دفاتر خدمات مسافرتي براي غريبه هاي صنعت

يكي ديگر از مشكلات عمده در زمينه جذب گردشگر، صدور مجوزهاي آژانس هاي مسافرتي بند الف كه علاوه بر فروش و اجراي تور قادر به فروش بليت هواپيما و قطار نيز هستند و بند ب كه مختص اجراي تور است براي افراد ناآشنا با صنعت گردشگري است.
براي نمونه، شرط صدور مجوز بند الف كه سال هاست متوقف مانده و بند ب نيز همه كساني كه سابقه كار در يك آژانس مسافرتي را دارند، مي توانند تقاضايش را به مراجع ذي صلاح بدهند غير از راهنماي تور!
براي درك بهتر اين موضوع بهتر است صدور مجوز آژانس را با صدور مجوز روزنامه مقايسه كنيم.در قانون است كه فرد متقاضي آژانس بايد حداقل سه سال سابقه كار در آن مكان را داشته باشد اما راهنماي توري كه از نزديك با گروه در تماس است، نمي تواند درخواست مجوز كند و دقيقاً مثل اين است كه بگويند در يك روزنامه همه مي توانند درخواست انتشار روزنامه كنند به غير از خبرنگاران و مترجمان و نويسنده هاي تحريريه آن و نتيجه آن مي شود كه كار به دست غير اهلش بيفتد و قطار از ريل اصلي خود خارج شود.

¤ مشكل دلخوشي به آمار تخيلي ورود گردشگر
 
از طرح سند چشم انداز 20ساله، حدود شش سال است كه گذشته و با حسابي سرانگشتي درحال حاضر بايد حداقل سه ميليون و سيصد وسي وسه هزار گردشگر به صورت سالانه وارد كشور شوند. آيا تاكنون موفق به رسيدن چنين ركوردي شده ايم؟ آيا آژانس مسافرتي تا لحظه مخابره اين گزارش از جايزه صادراتي 20دلار يا 20يورو بابت ورود هر گردشگر بهره برده است و بودجه اي كه معادل 66ميليون و 666هزار و ششصدوشصت دلار يا يوروست از كجا تأمين شده است كه حضرات ادعاي 300 برابر شدن تعداد ورود گردشگر به كشور را نسبت به سال 84 هجري شمسي كرده اند؟... خدا مي داند.
اما واقعيت در اينجا نهفته است كه بايد يك مرجع كليدي اقدام به انتشار آمار كند تا ورود هر رهگذر و كارگروه و هيئت همراه سياسيون خارجي را در كمبود گردشگر ورودي به كشورمان به ديده گردشگر نبينيم و بتوانيم در برنامه ريزي هاي آينده خود، برآوردي دقيق در جهت رسيدن به نتيجه اي مطلوب داشته باشيم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین