قضیه دولت و مجلس و جهاد اقتصادی
من تا همین چند ماه پیش فکر می کردم که جهاد اقتصادی یک چیزی شبیه یک برنامه اقتصادی یا یک حرکت انقلابی برای از بین بردن معضلات اقتصادی یا یک چیزی توی این مایه هاست که با آن کشور دچار پیشرفت و توسعه اقتصادی می شود اما امروز فهمیدم که اشتباه می کردم و جهاد اقتصادی آن چیزی ست که من هیچ وقت فکرش را نمی کردم
البته بعدها به این فکر افتادم که شاید جهاد یک چیزی ست که با طرح های عمرانی و برنامه های اقتصادی دولت گره خورده و اقتصاد هم همان چیزی است که قرار بود سر سفره مردم بیاید و اگر تا به حال نیامده حتما پارچ به اندازه کافی تولید نکردیم وگرنه آقایان قول دادند و حتما عمل می کنند، اما چشم باز کردیم و دیدیم که فعلا این دولت خودش دچار یک جریان انحرافی شده که بدجور سر حلقش گیر کرده و باید یک لیوان آب بدهیم که پایین برود و به فرض اینکه آن "هزارمتر زمین را هم بدهند که در آن سبزی بکاریم" باید خودمان شروع کنیم و کوه ها را بکنیم و بریزیم توی دره و زمین تولید کنیم چون دولت بودجه اش بعد از 5 ماه تازه ابلاغ شد و رشد اقتصادی هم نداریم خواهشا در نزنید
این اواخر به ذهنم رسید که شاید جهاد اقتصادی شبیه همان لایحه ایست که به مجلس می برند و اگر تصویب نشد مجلس خودش طرح میدهد و تصویب می کند و دولت هم این وسط زبانم لال یک دفعه دیدی مجلس را که تا هفته پیش در راس امور بود تلپی می اندازد زمین و مجلس هم تشبیه بالکفار می کند و این وسط ما نفهمیدیم چطور این تیم انحرافی خودش در عرض نیم ساعت هفت وزارتخانه اقتصادی و صنعتی و بازرگانی را در هم ادغام می کند و می گذارد توی کاسه آقایان، حالا شما بیا و درستش کن حالا بیا و بگو یک کیلو هدفمندی چند سیر رشد اقتصادی داشت؟ حالا بیا و بگو اقتصاد این مملکت پویا نیست
شاید شک کنید و بگویید من آدم بدبینی هستم ولی باور کنید ما آدمهای بسته ای نیستیم و اصولا دیدمان تا انتها باز است یعنی اینطور نیست که مجلس و دولت از سر و کول هم بالا بپرند ما اجازه بدهیم کار همینطور روی زمین بماند، شما زاویه دیدتان را عوض کنید حتما خواهید دید که ما موفقیتها را هم اعلام می کنیم. نمونه اش همین آقای رحیمی و دوستان که روزی سه بار تا دسته با مفاسد اقتصادی برخورد می کنند و همین آقای سخنگو بدون اینکه به موهایش ژل بزند یا به ریشهایش خضاب بدهد ، نه در یک پارتی شبانه، نه در یک مهمانی بالای برج، بلکه وسط صدتا خبرنگار ابراز داشت "نستمع الی الغاز اقتصادنا الفاسده" (ترجمه: ای مفسدین اقتصادی بدانید و آگاه باشید که هرکجا بروید ما شما را خواهیم یافت و گوشهایتان را با دندانهای مان گاز خواهیم گرفت) ما که نه ولی همه مردم شاهد بودند پس از 33 سال بلاخره با رشادت این آقایان خواب این دانه درشت ها به کابوس مبدل شد و مقرر شد تحت هیچ شرایطی به اینها دست چک ندهیم!
شما را نمیدانم ولی با این اوضاع من فهمیدم که جهاد اقتصادی از دید مسئولین، تجلی یک حرکت عظیم و صد البته نمادین است که اولش ده تا جلسه و همایش و ستاد تشکیل می شود و نتیجه اینکه سراسر تیر برقها و سردر ادارات را بنر باران می کنند و در ادامه همین آقای توکلی که خودش یکی از مظاهر جهاد اقتصادی است و هر جا می رود با آن کمردرد مزمن، علیه دولت جهاد اقتصادی برپا می کند و خودش همه کاره این جلسات است اعلام می کند فلان کار را نکنید 70 درصد تورم دارد
البته شاید بگوئید حرف یک اقتصاددان یا یک نماینده مجلس یا یک رئیس مرکز پژوهش ها ملاک نیست و ملاک ما همین آقایانی هستند که یارانه ها را برداشتند و عوضش قول دادند نفت را پارچ و قیر را با دبه و گوشت و مرغ ماه مبارک را نصف قیمت سر سفر مردم بیاورند و همین ها مواظب قیمتها هستد که خدای نکرده به آنجای مردم فشار نیاید که یک وقت خودشان رسماً دست به کار بشوند و به اینها بفهمانند که جهاد اقتصادی یعنی اولویت دادن به مسائل اقتصادی نه گزارش دادن های الکی.
قبول کنید جهاد اقتصادی برای خودش مراحل مختلف دارد و اینطور نیست که یک شبه حمله کنیم و همه قله ها را فتح کنیم و یک پرچم بگذاریم آن وسط تا همه با آن عکس بگیرند. اینها فقط وجه سلبی قصه بود و اگر کار به جاهای ایجابی برسد خواهید دید که ما خیلی آدمهای جالبی هستیم و کلا همه چیزمان با همه چیز دیگرمان فرق می کند

من که اصلا حالم خوب نیست، یعنی راستش را بخواهید چند وقتیست که به همه چیز بدبین شدم و هر وقت اسم جهاد اقتصادی را می شنوم زیر پلکم تکان می خورد و انگار همین الان است که سازمان ملل اعلام کند تا دو سال آینده ما هم به عاقبت همین مردم سومالی و افغانستان دچار بشویم! به خدا تقصیر من نیست شما باشید چطور فکر می کنید؟ نمونه اش همین دو سال قبل که سال اصلاح الگوی مصرف بود اینقدر کالا وارد کردیم و ملت مصرف کردند که در طول سی و چند سال انقلاب بی نظیر بود و به لطف این، همه تولیدی های داخل به زایمان افتادند در عوض اینقدر بنر چاپ کردیم و به در و دیوار چسباندیم که تا همین الان هم کشور دچار کمبود تیر برق است و بنرها روی دستمان مانده
یا همین سال گذشته سال همت مضاعف و کار مضاعف بود نتیجه اش این شد که به خانواده ها دستور دادند آستین ها را بالا بزنند دو فرزند کم است و کشور در آینده به نیروی انسانی نیاز دارد شما تولید کنید ما به ازای هر نفر یک میلیون می دهیم! اما همت ها که مضاعف شد اعلام می کنند بودجه نداریم و فعلا یک دَ دَ دودویی بکنید که گریه نکنند
حالا متوجه شدید جهاد اقتصادی از دید این آقایان یعنی چی؟ حالا هی به من بگوئید بدبین و به خودتان بگوئید جهاد اقتصادی! خب با این وضعیت شما چه انتظاری از بنده دارید که به جهاد اقتصادی این آقایان خوشبین باشم؟ وقتی به جای کارآفرینی بیکار بدهکار تولید می کنیم و اصل نهادمند کردن روشها می شود روش چگونگی نصب بنر بر روی تیر برق، و رشد اقتصادی هم فعلا معلوم نیست داریم یا نه، در مقابل ده ها هزار اصل خدمت رسان را هم دیپورت کردیم به افغانستان و الان مشکل کارگر ارزان قیمت داریم و...
ما که بی خیال اینها شدیم یعنی چاره دیگری نداریم، ولی تا یادم نرفته بگویم که وزیر کار قول داد تا شش ماه آینده دو میلیون و پانصد هزار شغل ایجاد می کنیم! شما را به خدا یکی مرا نجات بدهد، وسط این همه بدبختی این دستاورد به این مهمی از کجا افتاد توی کاسه ما.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


