آقای رسایی عزیز! مراقب باش برادر
1- ترم های اولی که وارد رشته سیاست شدیم همیشه استاد روابط بین الملل مان که حسابی عاشق نظریات «نئو رئالیستی» بود به ما می گفت: «بچه ها! یادتان باشد همیشه سیاست و تصمیم گیری های سیاسی آن چیزی نیست که در مقابل دوربین می رود و شما آنها را می بینید و بر اساس آن تحلیل می کنید. برای مثال یقین داشته باشید وقتی اعضاء 1+5 در یک میز و در مقابل ایران می نشینند و حرف می زنند، قبل از آمدن به جلسه، همه توافقات و تصمیمات در میز و جلسه ای دیگر و توسط افرادی دیگر گرفته شده و اینها فقط بازگو کننده آن تصمیمات هستند.» از این منظر، «امر سیاست» دارای «پشت پرده»ای است که فهم آن به مراتب مهم تر از خود اصل ماجرا است. بنابراین پی بردن به «پشت پرده» اتفاقات، بنابراین بر اساس این دیدگاه یکی از وظائف اصلی هر سیاستمداری، شناخت موضوعات پشت پرده است.
دقت در مشی سیاسی و اجتماعی پیشوایان دین در مرتبه اول، و بزرگان و علمای اسلام در مرتبه دوم نیز موید مراعات این بزرگواران بر چنین مسأله ای است. برای مثال دقت کنید در رفتار سیاسی رسول (ص) و حضرت امیر (ع) برای برخورد با جریان نفاق موجود در جامعه آن روز.

بعد از انقلاب اسلامی نیز همواره مشی و روش رهبران انقلاب اسلامی بر همین منوال بوده است. حضرت روح الله و سیدنا القائد به عنوان بالاترین و آگاه ترین شخص موجود در کشور، نه تنها هیچ گاه سعی نکردند دست به افشاگری ماجراها و اتفاقات موجود بزنند بلکه همیشه توصیه بر این داشتند که اگر هم مسأله و مشکلی وجود دارد باید به صورت خصوصی به آن شخص گفته شود. تصور کنید اگر یک صَدُم اطلاعات و اخبار محرمانه ای که این بزرگواران داشته و دارند را یکی از این حضرات سیاسیون داشت، دست به چه «افشاگری»هایی نمی زد و چه «پشت پرده»هایی که رو نمی کرد. اما چنین روشی هیچ گاه مد نظر این بزرگوران نبوده و نیست. مگر در پاره ای مواقع. که آنجا هم اساسا نه روش به این صورت مرسوم بوده و نه بحث تسویه حساب های شخصی و خصومت های گروهی و جناحی در میان بوده است. که این ضرورت ها و مصالح نظام بوده که چنین ایجاب کرده است. البته درباره متدلوژی خارق العاده برخورد «ولیّ جامعه» با افراد و جریانات انحرافی، مباحث زیادی مطرح است که انشاءالله در مقاله ای دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

«يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوهى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هيچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقهمندم و معتقدم به مسئلهى تبيين. يعنى اصلاً جزو راهبردهاى اساسى كار ما از اول، مسئلهى تبيين بوده است. تبيين لازم است؛ اما اين معنايش اين نيست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنيم. مراقب باشيد. اين را همه بايد مراقب باشند.»
و در ادامه فرمودند:
«كار انقلاب از اساس با تبيين، روشنگرى، بيان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع ميشوند.»
5- و اما، چند وقتی است که از عمر تأسیس جبهه پایداری انقلاب اسلامی می گذرد. جبهه ای که با اقبال حضرات بزرگواری چون علامه مصباح یزدی - که درود خدا بر او باد و سایه اش مستدام - شکل گرفت. تأسیس این جبهه، بارقه ای در دل نیروهای حزب اللهی روشن کرد. بعضی از کارشناسان نیز از آن به عنوان رویش جدید انقلاب اسلامی در دهه چهارم انقلاب یاد کردند. که البته از جهاتی این حرف درست است و انشاءالله اگر این جبهه بتواند تا آخر در مسیر ولایت و انقلاب باقی بماند می توان شاهد رویش های جدید در سپهر سیاسی کشور شد. اما متأسفانه در این چند وقت، برخی از دوستان بزرگوار عضو این جبهه در مصاحبه ها و نوشته های خود مطالبی را عنوان می کنند که نه تنها به ضرر انقلاب اسلامی در ابتدا، و جریان اصولگرایی در مرتبه بعدی است بلکه حتی با معارف و آموزه های اسلامی نیز در تضاد است. برای مثال همین یادداشت اخیر جناب برادر بزرگوار و عزیزمان، حجت الاسلام رسایی در نقد عملکرد مهندس باهنر. آقای رسایی در این مطلب به ماجرای دیدار خصوصی خود و چند نفر از دوستانشان با آقایان لاریجانی و باهنر در زمان انتخابات 88 اشاره کردند که طبق گفته ایشان در آن جلسه آقای باهنر تلویحا در صدد حمایت از موسوی برآمد. این مطالب بلافاصله بازخورد وسیعی در رسانه ها و خصوصا سایت ها و رسانه های اپوزیسیون و ضد انقلاب داشت و از آن تعبیر به «افشاگری» و یا «دعوای میان اصولگرایان» کردند.
این که مواضع مهندس باهنر از چه قرار است امری است که امروزه بر کسی پوشیده نیست و همگان می دانند ایشان چه شخصیتی و با چه ویژگی هایی دارند اما بحث بر سر این عمل دور از انتظار آقای رسایی است که ایشان بنا بر چه ادلّه و منطق عقلی و شرعی، اجازه چنین کاری را به خود دادند؟ آیا ما مجاز به فاش کردن گفتار خصوصی اشخاص هستیم؟ آیا ما می توانیم برای رسیدن به هدف خود – حتی اگر حق باشد- از هر وسیله ای استفاده کنیم؟ آیا ما می توانیم رفتار اشتباه یک شخص را با یک رفتار اشتباه تر پاسخ دهیم و «آیا»های دیگری از این دست سوالاتی هستند که می توان از آقای رسایی پرسید. و اصلا تصور کنید اگر چنین رفتاری در بین سیاسیون و مسئولین کشور باب شود و این دوستان برای اثبات حق بودن خود حاضر به افشای دیدارهای محرمانه و آنچه در آن دیدارها و جلسات رخ داده، شوند، آیا دیگر در عالم سیاست این کشور، سنگ روی سنگ بند می شود؟!
از طرف دیگر در نقد عملکرد و مواضع اشخاص من جمله آقای باهنر، آن قدر شواهد و قرائن ظاهری و «جلوی پرده» وجود دارد که اساسا نیازی به افشا کردن رازها و دیدارهای خصوصی افراد نیست.

در پایان شاید شنیدن این خاطره درباره عملکرد ولایی یکی دیگر از اشخاص این جبهه بد نباشد. نگارنده توفیق داشت تا در دوره ای در خدمت جناب آقای حسینیان و دوستان مرکز اسناد انقلاب اسلامی مشغول به کار باشد. روزها و ماه های اولیه بعد از انتخابات 88 بود. هنوز آشوب ها و فتنه سبزها تمام نشده بود. اوج درگیری ها بود. در آن روزها هنوز ماهیت واقعی اشخاصی چون میر حسین موسوی برای مردم به خوبی نمایان نشده بود. در همان روزها، سندی از دوران نخست وزیری موسوی به دست مان رسید. این سند تا اندازه زیادی می توانست ماهیت موسوی را برملا کند. بنابراین با دوستان تصمیم گرفتیم این سند را در سایت مرکز اسناد منتشر کنیم. اما گفتیم برای انتشار آن از حاج آقا هم کسب تکلیف کنیم. وقتی از ایشان سوال پرسیدیم در کمال ناباوری ایشان گفتند به هیچ وجه مجاز به انجام این کار نیستید! استدلال ایشان نیز این بود که این کار نه «اخلاقا» درست است و نه «شرعا». او معتقد بود در مبارزه با حریف نباید از اصول غیر اخلاقی و غیر شرعی استفاده کرد. حسینیان آن روز اجازه نداد که آن سند برای یک هدف مقدس و در جهت کمک به انقلاب منتشر شود. اگر چه طرف مقابل، تمامی اصول اخلاقی و شرعی را بارها و بارها زیر پا گذاشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



شما مردم را چی فرض کردی. یادمان نرفته که رییس جمهور مهر پرور
در مناضره با اقای موسوی تمامی خطوط انسانی و ناموسی را درنوردید
بگم. بگم. بگم.
یقینا من حق این رو ندارم هر موقع هدفم بدست آوردن قدرت سیاسی باشه به بهانه ی مصلحت نظام هر چه در زندگی خصوصی طرف مقابلم هست رو در برابر دیدگان همه ی جامعه رونمایی كنم و هدفم تنها و تنها به هر نحو و به هر شكل ممكن فقط خراب كردن اون باشه...
بله عزیز جان اگر دعوی برتری دارید حداقل در این یك مورد پرده پوشی و رازداری نباشه كه ما در سوی دیگر دنیا دیدیم با چشمانمان منتخب شما رو و روش مناضرات سیاسی ایشون رو...
http://rasaee.ir/Titr2.php?ID=1185
حال شما با هدف قرار دادن عناصر بصیر سعی در تغییر جهت افکار عمومی دارید
توجه داشته باشید که اگر ذره ای صداقت در گفتارتان بود همانطور که خود در بالا توضیح دادید بدون نام مطلب را بیان میکردید یا پنین موضوعی را با خود ایشان که فرد بصیری است در میان میگذاشتید و یا حتی بدون ذکر نام جبهی پایداری بیان میکردید
نه اینکه بخواهید با این حرف ها همراستای امثال قالیباف ضربه ای حتی کوچک به جبه ی پایداری بزنید که البته نمی توانید
البته کشف های ما به اندازه ی کشف های شما هم بزرگ نیست که بطوری نامحترمانه به مخاطب خود تکه پرانی میکند