کد خبر: ۵۷۵۵۴
تعداد نظرات: ۱۸ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
بررسی تاریخی اولین شهید محراب

شهادت اولین نمازگزار اسلام در خانه خدا+ عکس محراب شهادت

بار خدایا من نخستین كسی هستم كه به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است و هیچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا(ص)، و نیز فرموده‌اند: «من هفت سال پیش از آن كه كسی با پیامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.» (1)

 جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت: سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست.

بار خدایا من نخستین كسی هستم كه به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است و هیچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا(ص)، و نیز فرموده‌اند: «من هفت سال پیش از آن كه كسی با پیامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.»


نمایی از مسجد کوفه و خانه حضرت امیرالمومنین(ع)

در نماز علی(ع) سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازی كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگی می‌شد كه گوشش نمی‌شنید، چشمش نمی‌دید و زمین و آسمان و مافیها از خاطرش محو می‌شد! نمازی كه در آن از خوف خدا بر خود می‌لرزید و رنگ از رخسار مباركش می‌پرید. اصولاً معنای نماز را باید در نماز علی (ع) جست و معنای خوف را باید از چهره رنگ پریده او دریافت و خدا را باید از چشم او دید.

نقل است كه پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی(ع) ، یكی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «می‌خواهم علی(ع) را برایم توصیف كنی!» ضرار كه حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود لب به سخن گشود: «شبی علی(ع) را در محراب عبادتش دیدم كه از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود می‌پیچید و به سان غمزدگان می‌گریست و می‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدین جا رسید، معاویه گریان شد!


محراب و منبر مسجد کوفه در گذشته

علی(ع) كه اولین نمازگزار پس از پیامبر(ص) است و ركعت به ركعت نمازش و تكبیر به تكبیرش دیدنی و شنیدنی است، آخرین نمازش نیز شنیدنی است، هر چند كه قلم از توصیف عاجز باشد و بیان از تعریف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بیرون می‌آمد و به آسمان می‌نگریست؛ باز می‌گشت و با خود می‌گفت: «به خدا قسم این همان شبی است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزیمت كه رسید، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (س) كه میزبان حضرتش بود و از این رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علی (ع) شد و از ایشان درخواست كرد تا شخص دیگری را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: «از قضای الهی نمی‌توان گریخت.» پس گام در ركاب قضای الهی نهاد و به راه افتاد.


محراب شهادت حضرت امیرالمومنین(ع) در گذشته

در بین راه چند مرغابی به حضرت نزدیك و گویی مانع از رفتن ایشان شدند، اما شهادت علی(ع) ، گویی بی بازگشت‌ترین قضای الهی در آن لیلة‌القدر خدایی بود. این رفتن دیگر بازگشتی نداشت و علی(ع) دیگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و این آخرین حربه زمینیان برای بازداشتن علی (ع) از رفتن بود. علی (ع) از در كه گذشت، زمینیان دیگر از او دست شستند. و علی (ع) كسی نبود كه از شهادت بگذرد كه سالیان سال است به انتظار چنین شبی نشسته...

كوچه‌ها را یكی پس از دیگری جا می‌گذاشت تا این كه به مسجد رسید. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دمید، بر بام مسجد رفت و آخرین اذان خود را در آن شهر پر از حیله و نیرنگ، ارزانی زمینیان نمود و این آخرین اذانی بود كه علی (ع) بر ماذنه مسجد كوفه فریاد زد!

... و علی (ع) برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود و شمشیری در زیر جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است... قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمان‌ها از سنگینی آن فرو ریزند و اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم كه در زیر جامه‌ات چه پنهان كرده‌ای... .»


محراب و منبری که امروز در مسجد کوفه نصب شده است

پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علی (ع) به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود، چون بید به خود می‌لرزید ... علی (ع) سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثیف ابن ملجم به شدت می‌تپید ... علی (ع) سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دوید ... شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد. باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد و فرق علی (ع) تا سجده‌گاه شكافته شد و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.» و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست. پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد، علی مرتضی توسط نگون بخت‌ترین انسان‌ها كشته شد.

منبع: برنا نیوز

 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
رضا
|
United States
|
۰۵:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
0
27
جانم به فدایت مولا
ferimani
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
0
0
صداي جبرئيل را چه كسي شنيد؟
آشنا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
0
15
علی قله ای دست نیافتنی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
1
11
نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت*متحیرم چه نامم، شه ملک لافتی را
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
آفرین آفرین آفرین
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
0
6
شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
0
5
شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۱
0
6
یا علی یا علی یا علی یا علی یا علی یا علی یا علی
امید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۱
0
5
ابر مرد تاریخ
ahmad karimi
|
Switzerland
|
۰۱:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
0
4
قربونت برم الهي يا علي ...
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
0
3
احسنت به قلم و شعر والای شهریار که علی را آنگونه که هست ستوده است :
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا .....
پریسا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
0
1
علی ای همای رحمت تو چه
ایتی خدا را...........
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
0
1
جانم به فدای مولایم حضرت علی(ع)
nashenas
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
0
1
خدا وكيلي مرده
سنی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۳
0
1
سلام داستان این لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار را می دانید در جنگ خیبر بود که در آن زمان جوانی خوش صورت و شجاع و با غیرت و قوی بود علی (ع) را می گویم وقتی از سپاه کفار پهلوان قدرشان عمرو عبدود از سپاه مسلمانان حریف می خواست و رجز می خواند و می گفت ای مسلمانان مگر شما نمی گویید ما کشته نمی شویم بلکه شهید می شویم و به بهشت می رویم بیایید که کلید بهشت در دستان من است شما را مجانی بهشتی میکنم حریفی نبود حضرت علی سر بلند کرد و چندین بار از پیامبر (ص) اجازه میدان خواست اما ایشان می فرمودند که صبر کن تا سومین بار که صبر علی (ع) به پایان رسید و به پیامبر عرض کرد من به جنگش می روم پیامبر که دید علی (ع) بر تصمیم خود مصمم است به او اجازه داد وقتی حضرت علی به میدان رفت عمرو گفت برو پسرم تو خیلی جوانی هنوز آرزو داری برو نمی خواهم تو را بکشم حضرت علی فرمود من برادر زاده و پسر تو نیستم و چون به ما توهین کرده ای حقت را کف دستت می گذارم عمرو عصبی شد آن دو چنان جلو رفتند که کله ی اسبهایشان به هم چسبید نا گاه حضرت چنان ضربه ای به او زدند که ما بین دو کتفش از هم باز شد مسلمانان که خیلی از عمرو حساب می بردند و شجاعت علی را دیدند با هم فریاد زدند که لا فتی الا علی لا ... در روایاتی هم هست که وقتی درهای خیبر را کند ملایکه این جمله را عرض کردند اما در ادبیات ایران باذل مشهدی این روایت اولی را به نظم در آورده و محمد صدیق منشاوی قاری برجسته مصری در کتاب خلفا این روایت اولی را آورده است الله اعلم
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۰۶
0
0
سلام بر شیرخدا اول مظلوم عالم.دوباره دلم هواتو کرده و بدجور بغض گلومو چنگ میزنه مولا......
عبداله
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۳
0
0
اشهدان امیرالمو منین علی واولاد المعصومین حجج الله
عبداله
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۸
0
0
اشهدان امیرالمومنین علیا"واولاد المعصومین حجج الله
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین