نظام سرمايهداري در سراشيبي سقوط
پيام اصغرزاده
بحران اقتصادي يكبار ديگر گريبان كشورهاي غربي را گرفته است و باوجود اينكه گفته ميشد دوران رشد پس از بحران سال 2008 دوباره باز خواهد گشت اما وقوع دوباره اين بحران نشان داد كه نظام اقتصادي غرب خيلي بيشتر از اين دچار مشكلات اساسي است و به گفته برخي كارشناسان در حال سقوط است.
اين روزها مهمترين عناوين خبري به بحران اقتصادي غرب، اعتراضات مردمي در كشورهاي غربي، ادامه قيامهاي اسلامي ملل مسلمان و سردرگمي و عجز تحليلگران مسايل سياسي و اقتصادي از ارايه يك تحليل شفاف و روشن و پيش بيني از روندهاي آتي است.

شايد هيچگاه زمامداران انگليسي فكر نميكردند كه بعد از اعتراضات سال 1981 در زمان نخست وزيري خانم "تاچر " رويدادي مشابه البته با ابعادي بسيار وسيعتر، نظام سلطنتي بريتانيا را تهديد كند. پخش تصاوير لندن و برخي ديگر شهرهاي بريتانيا حكايت از عمق حادثه دارد.
نيك به خاطر داريم كه بهار امسال اعتراضات گسترده خياباني در مادريد، بارسلون و چند شهر ديگر اسپانيا همزمان با انتخابات شوراهاي شهر و شهرداريها و انبوه جوانان بيكار معترض به سياستهاي اقتصادي و تبعيضهاي اجتماعي و شكاف طبقاتي، حكايت از ايجاد روندي جديد در تحولات اجتماعي اقتصادي غرب داشت. اعتراضات مردمي در يونان، پرتغال و ساير كشورهاي اروپايي و حتي راهپيمايي ساكنان سرزمينهاي اشغالي در تل آويو گمانههاي خوشبينترين افراد را نيز به سوي شك و ترديد نسبت به ثبات اقتصادي اين دولتها رهنمون شد و مويد اين مطلب هم اخبار كسري بودجه و بحران بدهي برخي كشورهاي مهم منطقه يورو و عدم توانايي مالي اتحاديه اروپا در حل اين موضوع و به كارگيري سياستهاي رياضت اقتصادي، افزايش سن بازنشستگي، افزايش ماليات و هزينه هاي تحصيلي و خدمات بيمه اي و درماني و..از سوي اين كشورها بود.
در آنسوي اقيانوس اطلس نيز غول اقتصادي جهان از سال 2008 همزمان با روي كار آمدن دولت اوباما با چالشهاي اقتصادي بزرگي دسته و پنجه نرم كرده است. اولين آنها ورشكستگي بانكها و برخي صنايع بزرگ آمريكا بود كه با كمكهاي چند صد ميلياردي دولت برخي از آنها ظاهرا نجات يافتند و اين مسئله در حالي بود كه اعتراضات صنفي مردمي نسبت به وضع اقتصادي آمريكا برپا ميشد كه از مهمترين آنها در ايالت ويسكانسين اتفاق افتاد.
فدرال رزرو از سال 2008 در طي چند مرحله صدها ميليارد دلار به اقتصاد آمريكا پول تزريق كرده است تا شايد پيكر سنگين و كم رمق اقتصاد آمريكا اندكي جان بگيرد كه البته اين مسئله باعث كاهش ارزش دلار نسبت به ساير ارزها شده است. اما اعلام خبر سطح بالاي بدهي دولت آمريكا و احتمال ورشكستگي دولت همه را شوكه كرد و نهايتا بعد از يك چالش جدي، دو حزب جمهوريخواه و دمكرات توافق كردند كه به ميزان دو هزار و 400 ميليارد دلار به سقف بدهي دولت امريكا اضافه كنند و دولت موظف شد ظرف ده سال آينده اين بدهي را مستهلك كند كه كارشناسان نسبت به توان دولت براي انجام اين امر به ديده ترديد مي نگرند.
اتفاق اخير در اقتصاد آمريكا به مثابه آوار سنگيني بر ستونهاي لرزان اقتصاد اروپا و حتي ساير اقتصادهاي وابسته به آمريكا بود به گونه اي كه ظرف چند روز شاخص مهم بورسهاي معتبر دنيا مانند نيكي ژاپن، كوپسي كره جنوبي، آ اس اكس استراليا، كاك فرانسه و فوتسي انگليس وبرخي ديگر تا حدود 10 درصد سقوط كرد و قيمت طلا حدود يكصدوپنجاه دلار افزايش يافت و به ركورد حيرت آور 1816 دلار براي هر انس دست يافت.
كاهش رتبه اعتباري ايالات متحده توسط موسسه اعتبار سنجي استاندارد اند پور از 3آ به 2آ يكي ديگر از تبعات مسايل اخير اقتصادي آمريكاست كه خود اين مساله تبعات سنگيني بر اقتصاد آمريكا و بازارهاي سرمايه خواهد داشت به گونه اي كه برخي از تحليلگران مسايل اقتصادي معتقدند احتمال كاهش رتبه اعتباري فرانسه توسط سه موسسه معتبر موديز، استاندارد اند پور و فيچ بسيار زياد است. وضعيت ايتاليا نيز وخيم است و در اين ميان ارزش سهام بسياري از بانكهاي معتبر غربي سقوط قابل ملاحظهاي داشته است مانند سوسيته ژنرال فرانسه با14.7 درصد، كرديت اگريكل با 11.8 درصد، بي ان پي پاريباس با 9.5 درصد و باركيلز انگلستان با8.7 درصد و رويال بانك اسكاتلند با 8.7 و اچ بي سي با 5.3 درصد.
به راستي چه شده و غرب با آن همه ادعا و دانش و ثروت چگونه در ورطه چنين گرداب هولناكي افتاده است؟ آيا خون ميليونها بي گناهي كه در طي قرون اخير در مسير استعمار و كشورگشايي دول غربي ريخته شده به انتقام برخواسته است؟ آيا آه ميليونها مظلومي كه ثروتشان به تاراج تمدن غرب رفته و اينك فرزندان گرسنه آنها به كام مرگ ميروند گريبانگير شده است؟ آيا حقوق پايمال شده ميليونها انسان و يا درد و رنج ملت مظلوم فلسطين؟ آيا آه ميليونها كشته و زخمي و يتيم و بي سرپرست و آواره جنگهاي عراق و افغانستان و ويتنام و نيكاراگويه و پاناما و كره و... درگيرشده است و يا داد ميليونها برده اي كه تمدن غرب بر روي استخوانهاي خردشده آنها ساخته شده به سرانجامي رسيده است؟ شايد هم وجود روح تبعيض و اختلاف طبقاتي شديد در نظام سرمايه داري غرب به مسايل اخير دامن زده است.
آري آن روز كه بناي تفكر منحوس اومانيسم و اصالت لذت پايهريزي ميشد شمارش معكوس فروپاشي آن نيز آغاز شد هر چند كه اين شمارش معكوس چندصد سال به طول انجاميده است اما به نظر ميرسد كه تا پايان اين شمارش زمان چنداني باقي نمانده است و غرب به صورت مشهودي در سراشيبي سقوط قرارگرفته است. همانگونه كه رهبر فرزانه انقلاب امسال (1390) فرمودند كه موج بيداري اسلامي تا قلب اروپا به پيش خواهد رفت و در سخنان اخيرشان در جمع كارگزاران نظام بازهم تاكيد كردند كه مردم اروپا اگر بدانند كه اكثر مشكلات آنها از دست صهيونيستها و آمريكاست آنها هم واكنش نشان خواهند داد و اين به زودي اتفاق خواهد افتاد.
نگارنده: پيام اصغرزاده
كارشناس ارشد مطالعات استراتژيك
اين روزها مهمترين عناوين خبري به بحران اقتصادي غرب، اعتراضات مردمي در كشورهاي غربي، ادامه قيامهاي اسلامي ملل مسلمان و سردرگمي و عجز تحليلگران مسايل سياسي و اقتصادي از ارايه يك تحليل شفاف و روشن و پيش بيني از روندهاي آتي است.

شايد هيچگاه زمامداران انگليسي فكر نميكردند كه بعد از اعتراضات سال 1981 در زمان نخست وزيري خانم "تاچر " رويدادي مشابه البته با ابعادي بسيار وسيعتر، نظام سلطنتي بريتانيا را تهديد كند. پخش تصاوير لندن و برخي ديگر شهرهاي بريتانيا حكايت از عمق حادثه دارد.
نيك به خاطر داريم كه بهار امسال اعتراضات گسترده خياباني در مادريد، بارسلون و چند شهر ديگر اسپانيا همزمان با انتخابات شوراهاي شهر و شهرداريها و انبوه جوانان بيكار معترض به سياستهاي اقتصادي و تبعيضهاي اجتماعي و شكاف طبقاتي، حكايت از ايجاد روندي جديد در تحولات اجتماعي اقتصادي غرب داشت. اعتراضات مردمي در يونان، پرتغال و ساير كشورهاي اروپايي و حتي راهپيمايي ساكنان سرزمينهاي اشغالي در تل آويو گمانههاي خوشبينترين افراد را نيز به سوي شك و ترديد نسبت به ثبات اقتصادي اين دولتها رهنمون شد و مويد اين مطلب هم اخبار كسري بودجه و بحران بدهي برخي كشورهاي مهم منطقه يورو و عدم توانايي مالي اتحاديه اروپا در حل اين موضوع و به كارگيري سياستهاي رياضت اقتصادي، افزايش سن بازنشستگي، افزايش ماليات و هزينه هاي تحصيلي و خدمات بيمه اي و درماني و..از سوي اين كشورها بود.
در آنسوي اقيانوس اطلس نيز غول اقتصادي جهان از سال 2008 همزمان با روي كار آمدن دولت اوباما با چالشهاي اقتصادي بزرگي دسته و پنجه نرم كرده است. اولين آنها ورشكستگي بانكها و برخي صنايع بزرگ آمريكا بود كه با كمكهاي چند صد ميلياردي دولت برخي از آنها ظاهرا نجات يافتند و اين مسئله در حالي بود كه اعتراضات صنفي مردمي نسبت به وضع اقتصادي آمريكا برپا ميشد كه از مهمترين آنها در ايالت ويسكانسين اتفاق افتاد.
فدرال رزرو از سال 2008 در طي چند مرحله صدها ميليارد دلار به اقتصاد آمريكا پول تزريق كرده است تا شايد پيكر سنگين و كم رمق اقتصاد آمريكا اندكي جان بگيرد كه البته اين مسئله باعث كاهش ارزش دلار نسبت به ساير ارزها شده است. اما اعلام خبر سطح بالاي بدهي دولت آمريكا و احتمال ورشكستگي دولت همه را شوكه كرد و نهايتا بعد از يك چالش جدي، دو حزب جمهوريخواه و دمكرات توافق كردند كه به ميزان دو هزار و 400 ميليارد دلار به سقف بدهي دولت امريكا اضافه كنند و دولت موظف شد ظرف ده سال آينده اين بدهي را مستهلك كند كه كارشناسان نسبت به توان دولت براي انجام اين امر به ديده ترديد مي نگرند.
اتفاق اخير در اقتصاد آمريكا به مثابه آوار سنگيني بر ستونهاي لرزان اقتصاد اروپا و حتي ساير اقتصادهاي وابسته به آمريكا بود به گونه اي كه ظرف چند روز شاخص مهم بورسهاي معتبر دنيا مانند نيكي ژاپن، كوپسي كره جنوبي، آ اس اكس استراليا، كاك فرانسه و فوتسي انگليس وبرخي ديگر تا حدود 10 درصد سقوط كرد و قيمت طلا حدود يكصدوپنجاه دلار افزايش يافت و به ركورد حيرت آور 1816 دلار براي هر انس دست يافت.
كاهش رتبه اعتباري ايالات متحده توسط موسسه اعتبار سنجي استاندارد اند پور از 3آ به 2آ يكي ديگر از تبعات مسايل اخير اقتصادي آمريكاست كه خود اين مساله تبعات سنگيني بر اقتصاد آمريكا و بازارهاي سرمايه خواهد داشت به گونه اي كه برخي از تحليلگران مسايل اقتصادي معتقدند احتمال كاهش رتبه اعتباري فرانسه توسط سه موسسه معتبر موديز، استاندارد اند پور و فيچ بسيار زياد است. وضعيت ايتاليا نيز وخيم است و در اين ميان ارزش سهام بسياري از بانكهاي معتبر غربي سقوط قابل ملاحظهاي داشته است مانند سوسيته ژنرال فرانسه با14.7 درصد، كرديت اگريكل با 11.8 درصد، بي ان پي پاريباس با 9.5 درصد و باركيلز انگلستان با8.7 درصد و رويال بانك اسكاتلند با 8.7 و اچ بي سي با 5.3 درصد.
به راستي چه شده و غرب با آن همه ادعا و دانش و ثروت چگونه در ورطه چنين گرداب هولناكي افتاده است؟ آيا خون ميليونها بي گناهي كه در طي قرون اخير در مسير استعمار و كشورگشايي دول غربي ريخته شده به انتقام برخواسته است؟ آيا آه ميليونها مظلومي كه ثروتشان به تاراج تمدن غرب رفته و اينك فرزندان گرسنه آنها به كام مرگ ميروند گريبانگير شده است؟ آيا حقوق پايمال شده ميليونها انسان و يا درد و رنج ملت مظلوم فلسطين؟ آيا آه ميليونها كشته و زخمي و يتيم و بي سرپرست و آواره جنگهاي عراق و افغانستان و ويتنام و نيكاراگويه و پاناما و كره و... درگيرشده است و يا داد ميليونها برده اي كه تمدن غرب بر روي استخوانهاي خردشده آنها ساخته شده به سرانجامي رسيده است؟ شايد هم وجود روح تبعيض و اختلاف طبقاتي شديد در نظام سرمايه داري غرب به مسايل اخير دامن زده است.
آري آن روز كه بناي تفكر منحوس اومانيسم و اصالت لذت پايهريزي ميشد شمارش معكوس فروپاشي آن نيز آغاز شد هر چند كه اين شمارش معكوس چندصد سال به طول انجاميده است اما به نظر ميرسد كه تا پايان اين شمارش زمان چنداني باقي نمانده است و غرب به صورت مشهودي در سراشيبي سقوط قرارگرفته است. همانگونه كه رهبر فرزانه انقلاب امسال (1390) فرمودند كه موج بيداري اسلامي تا قلب اروپا به پيش خواهد رفت و در سخنان اخيرشان در جمع كارگزاران نظام بازهم تاكيد كردند كه مردم اروپا اگر بدانند كه اكثر مشكلات آنها از دست صهيونيستها و آمريكاست آنها هم واكنش نشان خواهند داد و اين به زودي اتفاق خواهد افتاد.
نگارنده: پيام اصغرزاده
كارشناس ارشد مطالعات استراتژيك
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


