امام حسن (ع) نوري در ظلمت جهل زمانه
محمد منصوري
امامان شيعه را نور واحد خوانده اند كه در زمان ها و مواقف مختلف ظهور كرده
و تجلي يافته اند .براين اسا س در ظلمتهاي دنيوي و در موقعيت هاي متفاوت
حضور يكي از ائمه هدا و اركان هدا همان روشن شدن خورشيدي بوده است كه به
كار زمانه مي آمده و نياز امت اسلامي بلكه انسان تشنه حقيقت برآورده مي
كرده است . اگر در زمان امير مومنان رشادت و تدبير و انزوا و حاكميت مرضي
حضرت حق بوده است وي به آنها قيام كرده و نور هدايت را در اين موقعيت ها
تابانده است . اما چرخ زمانه مي گردد و هر آن اقتضايي دارد و برآوردن نيازي
را طلب مي كند ، مكتبي چون تشيع كه براساس تعاليم ناب محمدي شكل گرفته
است بايد بتواند براي هر زما ومكان و موقف و شرايطي الگويي برتر و كامل
ارايه كند و به بندگان خدا راه را از چاه باز نمايد . اكنون در كوفه و پس
از قريب 25 سال از رحلت محمد (ص) راد مردبزرگ اسلام وصي و جانشين او در
محراب مسجد كوفه جام شهادت را نوشيده است و امت اسلامي بيش از هر زمان
ديگري با بدسگالي ها و تفرقه ها و خود محوري ها قدرت طلبي ها و دنيا خواهي
ها روبرو است . امام حسن مجتبي بعنوان وصي علي (ع) از مردم بيعت گرفته
وبايد كشتي طوفان زده امت جدش را از غرق شدن ابدي نجات دهد و به هر صورت
هست چراغ هدايت را روشن نگهدارد .وي در برابر دشمني سياس و زبردست و در
برابر مردمي نادان و سست مايه سخت ترين شرايط را در پيش دارد وبايد بيش
از آنكه به فكر حكومت و خلافت باشد در تدبير حفظ اسلام و كيان مسلمين بكوشد
.معاويه از شام لشگري گران تهيه ديده و به جنگ كوفه مشتت روانه شده است .
او كوفه و مردمانش را در جنگ سفين آزموده است و با وجود حضور شخصيت برتر
اسلام يعني علي (ع) توانست با خدعه و نيرنگ اراده و هوش كوفيان را در هم
كوبد و حتي تا تحقير آنها پيش رود اكنون در غياب وصي پيامبر (ص) بسيار
بهتر خواهد توانست كه آنان را سياست كند و سلطنت خويش را به خيال خود در
ميان فرزندان بني اميه همشيگي كند . امام حسن (ع) ابتدا تلاش كرد تا مردم
را از دسيسه هاي معاويه آگاه و آنان را به جنگ با فساد و خود سري هاي او
وادارد ، اما خيلي زود مشخص شد كه مردم پيرامونش حتي از زمان پدر بزرگوارش
ضعيقتر ، جاهل تر و سست تر شده اند وبا چنين مردمي رفتن به ميدان جنگ و
جهاد جز هديه يك پيروزي آسان به دشمن نيست . امام همام در چنين موقعيت
خطيري دست به شجاعتي ديگر برد و باب صلح را باز كرد تا معاويه منافق و دو
رو را بيش از گذشته رسوا نمايد و زمينه را براي قيامي خونين و ماندگار در
تاريخ فرا هم نمايد . شايد در مقابل لقمه آساني كه معاويه تصورش را مي كرد
مي تواند آن را در دهان گذارد و خيال خويش را براي هميشه از كوفه راحت
نمايد پذيرفته شدن صلح از سوي امام حسن (ع) غير مترقبه و غافلگيرانه بود
ولي به هرجهت او نمي توانست علي رغم ميل باطني خود از صلح و تدبير امام حسن
(ع) بگريزد . لذا شرايط مهم امام را پذرفت و بر صلح با او صحه گذاشت . با
اين صلح امام حسن (ع) فرصت پيدا كرد تا به كار تبين سيره پدر و جدبزرگوار
خويش بپردازد و زمينه ابدي شدن تشيع علوي فراهم نمايد . امام حسن (ع) بهتر
ين كار و تدبير را در آن زمان پيشه گرفت و نشان داد كه امامان ما نه براي
صلح يا جنگ يا هر موقعيت ديگر كه براي انتشار مباني اسلام و حفظ مواريث
ارزشمند رسول خدا گام برمي دارند و به ما مي آموزند كه بيش از هر تمايل
ديگري در فكر حفظ آرمان هاي بزرگ الهي باشند و در اين راه نه از سختي جنگ
به هراسند و نه از آساني ظاهري صلح بيم به خود راه دهند . تولد دومين نور
آسمان امامت و ولايت بر همه آزادگان و شيعيان جهان مبارك باد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


