کد خبر: ۵۶۸۴۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گفت‎وگو با سیدمرتضی نبوی:

مطلق‎انگاری برخی اصول‎گرايان منشأ اختلافات است

اشکال دیگر برخی اصول‎گرایان که شاید جنبه فکر و ذهنی داشته باشد، مطلق‎انگاری است. یعنی هر طیفی خودش را مطلق می‎کند؛ به همین‎خاطر تحمل‎شان نسبت به سایر اضلاع کاهش می‎یابد. یعنی نقاط ضعف یکدیگر را بیش از حد بزرگ می‎کنند و خودشان را حق و طرف مقابل را باطل می‎دانند. این مطلق‎انگاری منشأ برخی اختلاف‎ها در جریان‎‎های اصول‎گرایی است. در حالی‎که اگر تحمل‎مان را در مسائل سیاسی و پذیرش سلایق گوناگون بالاتر ببریم، می‎توانیم بپذیریم در درون خانواده اصول‎گرایی نقاط ضعف و...
بولتن نیوز: نزدیک به یک دهه از عمر سیاسی جریان اصول‎گرا می‎گذرد؛ جریانی‎که موفقیت‎هایش از شورای شهر دوم شروع شد و با مجلس هفتم و دولت نهم پیگیری شد و کماکان نیز ادامه دارد. گرچه اصول‎گرایان در مقاطع حساس، بلوغ سیاسی خود را به رخ رقیب اصلاح‎طلب خود کشانده‎اند، اما به‎نظر می‎رسد، این جریان به‎عنوان یک جریان پویا و حافظ اصول نظام و انقلاب، برای ادامه بقای خود، نیاز به نقد از درون خانواده اصول‎گرایی دارد. بدین منظور گفت‎وگویی را با مهندس سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره‎‎های شاخص اصول‎گرایان در مورد چگونگی پیدایش جریان اصول‎گرا و نقد عملکرد این جریان انجام داده‎ایم:



حضرتعالی به‎عنوان یک چهره با سابقه و شاخص در میان اصول‎گرایان شناخته شده، اید، به‎عنوان اولین سؤال، توضیح مختصری در خصوص شکل‎گیری جریان موسوم به «جریان اصول‎گرا» در صحنه سیاسی کشور ارائه بفرمایید؟

شکل‎گیری جریان‎‎های سیاسی در کشور ما، برمی‎گردد به آستانه انتخابات مجلس سوم که جریان روحانیون مبارز، از دل روحانیت مبارز بیرون آمده و انشعاب پیدا کردند. عمدتا از همان‎موقع بود که در خانواده انقلاب دو جریان شکل گرفت که بعد‎ها تشکل‎‎هایی زیر نظر روحانیون مبارز بودند و برخی دیگر زیرنظر روحانیت مبارز، تشکل‎‎های زیر پوشش روحانیون مبارز به‎خاطر مواضع اقتصادی به جریان چپ موسوم شدند و رقیب خودشان را جریان راست نام گذاری کردند. بعد از رحلت امام، جریان چپ یا روحانیون مبارز در مواضع خودشان تجدیدنظر کردند و این تجدیدنظر باعث شد تا در سال 76 با شکل و شمایل دیگری وارد صحنه شوند. این جریان نسبت به ارزش‎‎های انقلاب، ارزش‎‎های دفاع مقدس و در سیاست خارجه نسبت به امریکا ستیزی و استکبارستیزی، در مورد ولایت فقیه در خط حضرت امام تجدیدنظر کرده بود و وقتی در انتخابات ریاست‎جمهوری سال 76 و بعد از آن در مجلس ششم پیروز شدند، به‎عنوان جریان اصلاح‎طلب نامگذاری شدند. در سال‎‎های آخر اصلاحات، جریان طرفدار روحانیت مبارز یا جریان راست و مجموعه نیرو‎های انقلاب احساس خطر جدی نسبت به اصل نظام و انقلاب کردند به همین‎خاطر برای حفظ انقلاب از گزند تحریف و استحاله، مجموعه نیرو‎های انقلاب در قالب شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب متشکل شدند و در مقابل جریان اصلاح‎طلب، خود را جریان اصول‎گرا نامیدند، چراکه اصول نظام را در خطر می‎دیدند و خواهان حفظ و بازگشت به اصول انقلاب بودند. جریان اصول‎گرایی که توسط شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب شکل گرفت، گسترده‎تر و در برگیرنده‎تر از جریان موسوم به راست سابق و طرفداران روحانیت مبارز بود. ظهور و بروز جریان اصول‎گرا، ابتدا در دومین دوره انتخابات شورای شهر بود که به اصطلاح به‎صورت چراغ خاموش حضور پیدا کرد که اولین پیروزی این جریان به‎حساب می‎آمد. بعد از آن هم در انتخابات مجلس هفتم با همان هماهنگی بین گروه‎‎های اصول‎گرا، توانستند اکثریت مجلس را در دست بگیرند. در انتخابات ریاست‎جمهوری سال 84، جریان اصول‎گرا نتوانست وحدت را حفظ کند و کاندیدا‎های متکثری داشتند که در نهایت سه کاندیدا به‎وجود آمد و متناظر با آن، بعد‎ها سه ضلع عمده در جریان اصول‎گرا شکل گرفت.

شورای هماهنگی نیرو‎های انقلاب، براساس چه شاخص‎‎هایی توانست وحدت و یک‎پارچگی میان نیرو‎های انقلاب را در آن مقطع زمانی به‎دست آورد که منجر به پیروزی مقابل اصلاح‎طلبان شد؟

بعد از حوادث 18 تیر سال 78 رهبر انقلاب، گروه‎‎های مختلف را در جلسات متعددی دعوت کردند و احساس خطر برای اصل نظام و انقلاب را برای آن‎ها مطرح کردند. در همان جلسات رهبری چهار اصل را برشمردنند و فرمودند که این چهار اصل متعلق به یک جریان نیست و اگر این اصول به خطر افتاد، همه باید از آن دفاع کنند. این اصول شامل: اسلام سیاسی: اسلامی که از آن مبارزه با ظلم و تشکیل حکومت اسلامی بیرون می‎آمد، اصل جایگاه رهبری و ولایت فقیه و اصل نظام جمهوری اسلامی بود، که در قانون اساسی در انتهای اصل 176 به‎عنوان آخرین اصل قانون اساسی آمده است. یعنی این‎ها موضوعاتی نیست که گروه‎ها بخواهند بر سر آن رقابت و یا اختلاف داشته باشند.

با توجه با شاخص‎‎هایی که بیان فرمودید ارزیابی شما از عملکرد جریان اصول‎گرا در طول این چند سال چگونه است؟ اگر بخواهید نقدی بر عملکرد این جریان داشته باشید، به چه مواردی اشاره خواهید کرد؟

در مجموع اگر بخواهیم قضاوت کنیم باید گفت جریان اصول‎گرا موفق بوده است. البته افت و خیز‎‎هایی بوده و عمکرد این جریان قابل نقد است، اما در کل با اهدافی که تعریف شده بود تا به امروز موفق عمل کردند، چراکه توانستند تهدید‎ها و خطراتی را که متوجه نظام و انقلاب بوده است، دفع کنند و همچنین توانستند با کارنامه قابل‎قبولی در دفاع از خط امام و آرمان‎‎های انقلاب، از راه‎برد‎های مقام معظم رهبری هم حمایت کرده و آن‎ها را محقق کنند. فراموش نمی‎کنیم که در دوران اصلاحات ارزش‎‎های ناشی از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی زیر سؤال قرار رفته و بیم آن بود که کم‎کم یک گفتمان لیبرالیستی و سکولاریستی جایگزین آن شود. اما در دوره دولت اصول‎گرا شاهد بودیم که مشکلات در صحنه سیاست خارجه، در مسائل هسته‎ای و در تحولات داخلی و مجموع اتفاقاتی که باعث شکاف بین دولت و ملت و ایجاد فاصله طبقاتی بود، مرتفع شد و گفتمان انقلاب و امام دوباره بازتولید شد و در سیاست خارجی هم اقتدار نظام ارتقاء پیداکرد. یک مزیت دیگری که اصول‎گرا‎ها از خودشان نشان دادند این است که اصول برای‎شان مهم‎تر از افراد، گروه‎ها و جریان‎ها است و همچنین نقد درون خانواده اصول‎گرایی در همین سال‎ها شکل گرفت. البته درون خانواده اصول‎گرا طیف‎‎های مختلفی به‎وجود آمد و از همین جا می‎توانیم وارد نقد‎های این جریان شویم. در بعضی مقاطع گروه‎‎های اصول‎گرا نتوانستند اختلاف سلایق و دیدگاه‎‎های خود را بارعایت اصول مدیریت کنند. به‎عنوان مثال یکی از نکات قابل‎نقد که در پرونده اصول‎گرایان ثبت شده است، در انتخابات سال 84 است که این جریان نتوانست به کاندیدای واحد برای ریاست‎جمهوری برسد. در انتخابات شورای شهر سوم هم اصول‎گرایان نتوانستند به وحدت برسند و لیست واحد بدهند که گروه طرفداران دولت در این انتخابات، در به وحدت نرسیدن اصول‎گرایان خیلی مؤثر بودند. در انتخابات مجلس هشتم هم گرچه به فرمولی برای لیست مشترک رسیدند، اما به محض این‎که وارد مجلس شدند و اکثریت مجلس را به‎دست آوردند؛ دعوا‎های درون خانواده اصول‎گرایان را آغاز کردند و یک مقدار از حداختلاف‎نظر فراتر رفته و اعتمادشان را نسبت به هم از دست دادند.

دلیل اصلی ایجاد اختلاف در دوره‎‎هایی که ذکر کردید چه بود؟

در مجلس که بر سر انتخاب هیأت رییسه بود. در سال 84 هم خیلی تلاش شد تا به یک کاندیدای واحد برسند. این هم ناشی از آن بود که افرادی که در هسته شورای هماهنگی بودند به‎خاطر مدیریت جمعی نتوانستند برای رسیدن به کاندیدای مشترک با هم تفاهم کنند و از همان‎جا عده‎ای طرفدار قالیباف و عده‎ای طرفدار لاریجانی و برخی نیزطرفدار آقای احمدی‎نژاد شدند. در کل گرچه جریان اصول‎گرا در مقاطعی بلوغ سیاسی از خود نشان داد و علی‎رغم اختلاف سلیقه‎ها به فرمولی واحد رسیدند، اما در عین‎حال حرکت‎‎هایی را از اصول‎گرایان شاهد بودیم که می‎توان اسمش را عدم بلوغ سیاسی گذاشت، ولی با این‎حال در مقایسه با جریان رقیب، بلوغ سیاسی بهتری را نشان دادند و هر طوری که بود اختلافات درونی خودشان را پنهان کردند.

اشکال دیگر برخی اصول‎گرایان که شاید جنبه فکر و ذهنی داشته باشد، مطلق‎انگاری است. یعنی هر طیفی خودش را مطلق می‎کند؛ به همین‎خاطر تحمل‎شان نسبت به سایر اضلاع کاهش می‎یابد. یعنی نقاط ضعف یکدیگر را بیش از حد بزرگ می‎کنند و خودشان را حق و طرف مقابل را باطل می‎دانند. این مطلق‎انگاری منشأ برخی اختلاف‎ها در جریان‎‎های اصول‎گرایی است. در حالی‎که اگر تحمل‎مان را در مسائل سیاسی و پذیرش سلایق گوناگون بالاتر ببریم، می‎توانیم بپذیریم در درون خانواده اصول‎گرایی نقاط ضعف و قوتی وجود دارد. نقاط ضعف یک فرد را نباید مطلق کرد و به همین‎خاطر آن را مردود و یا از خانواده اصول‎گرایی حذف کرد. همین موضوع مانعی شده است برای این‎که اضلاع اصول‎گرا نتوانند کنار هم بنشینند و به اجماع برسند. یکی دیگر از نقاط ضعف اصول‎گرایان ضعف رسانه‎ای این جریان است و در این عرصه نسبت به رقیب‎شان ضعیف‎تر ظاهر شده‎اند. رسانه‎‎های مکتوب و سایت‎‎های اصول‎گرا در مقایسه با رسانه‎‎های اصلاح‎طلب، در تبیین نظری مطالب‎شان ضعیف عمل کردند. حتی ناظران بین‎المللی هم به این نکته اذعان دارند که جمهوری اسلامی با توجه به عمقی که دارد، نتوانسته است در عرصه رسانه در سطح کشور‎های اسلامی و بین‎الملل جایگاه خود را به‎دست آورد. یکی دیگر از نقاط ضعف که شاید نشود به همه اصول‎گرایان تعمیم داد به‎روز نشدن در مقابل تغییر و تحولات بیرونی، محیطی، درونی و نسلی است که همین امر باعث شده است که بین نسل‎‎های قدیمی و جدید اصول‎گرا صمیمیت لازم وجود نداشته باشد.

برخی سیاسیون معتقدند با توجه به شاخص‎ها و درجات مختلف پایبندی افراد به آن‎ها، گستردگی دایره اصول‎گرایی را باید در انتخابات کمتر کرد، افرادی مانند آقای کوچک‎زاده معتقدند برخی از اصول‎گرایان در مجلس مانند آقای مطهری در عمل تابع ولی فقیه نیستند و حتی آقای لاریجانی را هم جزو این دسته می‎دانند، تحلیل شما دراین رابطه چیست؟

یک سری اصول و معیار که به آن‎ها اشاره کردیم ملاک کار است و همان‎طور که گفته شد، نقاط ضعف دیگر طیف‎‎های اصول‎گرا را نباید بر باطل بودن آن‎ها گذاشت. در مواردی رهبری برخی گروه‎ها و اشخاص را در دایره اصول‎گرایی می‎دانند، چراکه اصول‎گرایی طیف‎‎های گسترده‎ای دارد. در مورد عملکرد برخی افراد مثلا آقای لاریجانی، به‎عنوان رییس مجلس، برخی ایشان را خارج از دایره اصول‎گرایی می‎دانند و برخی دیگر معتقدند ایشان بهترین سمبل اصول‎گرایی است. حالا می‎خواهیم ببینیم برای انتخابات آیا می‎توان لاریجانی را در دایره اصول‎گرایی دانست یا خیر؟ این‎جا همان‎جاست که برای تشخیص، یک ملاک حکمت عملی قابل‎دسترس داریم. آیا نظام و رهبری در برخورد با لاریجانی رفتار خارج از ساختار می‎کند، ایشان را غیر اصول‎گرا می‎داند یا اصول‎گرا؟ این‎جاست که باید از برداشت‎‎های شخصی و گروهی خودمان خارج شویم تا بتوانیم به نتیجه و اجماع برسیم. البته بنده نمی‎خواهم بگویم که عملکرد آقای لاریجانی قابل‎نقد نیست و ممکن است ایشان در اوایل فتنه موضع‎گیری شفاف و روشنی نداشتند و بعد‎ها این کاستی را جبران کردند، ولی این موارد را نباید ملاک قرار داد و امثال ایشان را از خانواده اصول‎گرایی کنار بگذاریم.

اصول‎گرایان اصلی‎ترین شاخص را تبعیت از ولی فقیه در عمل می‎دانند و تفاسیر مختلفی از تبعیت در جریان اصول‎گرا مطرح می‎شود. مثلا برخی معتقدند کاری را انجام نمی‎دهند تا این‎که مشخص شود نظر رهبری در این‎خصوص چیست و برخی دیگر معتقدند ما سعی می‎کنیم طبق نظر رهبری کار کنیم، هرجا که اشکالی بود ایشان تذکر خواهند داد؟ تعریف شما از تبعیت در عمل از ولی فقیه چگونه است؟

اختلاف سلیقه در میان اضلاع اصول‎گرایی را در حالی‎که به اصول پایبند هستند، نمی‎توان منکر شد. قطعا دلایلی وجود داشته که اضلاع مختلف به‎وجود آمده‎اند. عده‎ای می‎گویند که ما باید کشف کنیم که نظر رهبری در موضوعات مختلف چیست و به‎نظر ایشان عمل کنیم. اشکال این تحلیل این است که هر کاری انجام شود، می‎گویند خواست رهبری بوده و این کار اشکال دارد چراکه ما علم غیب نداریم. نظر رهبری را در تمام موارد داشته باشیم و چه‎بسا اشتباهات ما به‎حساب رهبری گذاشته شود. تحلیل گروه دوم هم که می‎گویند ما کار خودمان را انجام می‎دهیم، هرجا اشتباهی بود رهبری تذکر می‎دهند هم غلط است، زیراکه رهبر انقلاب ملاک‎ها و اصولی را مشخص کرده‎اند که باید طبق آن عمل کرده و تصمیم‎گیری کنیم.

برخی سیاسیون اصلاح‎طلب معتقدند، اصول‎گرایان به‎خاطر اختلافات داخلی در انتخابات پیش‎رو هرگز به وحدت نخواهند رسید. تحلیل شما در این مورد چیست؟

تصور بنده این است که با توجه به تجربه دوره‎‎های گذشته و سازوکار 8 + 7 و نظرات اضلاع مختلف اصول‎گرا حداکثر ائتلاف ایجاد خواهد شد، اما این‎که در قالب اصول‎گرایی گروه دیگری خارج از لیست کمیته 15 نفره ظهور پیدا نکند، تضمینی نیست و شاید این اتفاق رخ بدهد.

برخی سیاسیون به حضور آقای لاریجانی در کمیته 15 نفره به‎عنوان یکی از رؤسای قوا و همچنین آقای قالیباف معترض هستند؟ آیا اعتراض این افراد درست است؟ به‎نظر شما دلیل حضور این دو نفر در این کمیته چه بوده است؟

بنده نمی‎توانم از طرف کسانی‎که این دو نفر را انتخاباب کرده‎اند اظهارنظر کنم، اما برداشت خودم این است که حضور آقای لاریجانی به‎عنوان رییس مجلس در این کمیته، نه منع قانونی و نه منع عقلی دارد. اشکال در این است که رؤسای قوا نمی‎توانند اعمال نظر کنند و حق را ناحق کنند و نمی‎توانند به‎عنوان مقام حکومتی در انتخابات شرکت کنند. حتی در دوران اصلاحات نیز آقای خاتمی زمانی‎که رییس‎جمهوری بودند، با صراحت گفتند که اگر به این لیست مشارکت رأی ندهید، نمی‎توانم کار کنم. در خصوص این‎که چرا شش نفر از تشکل‎ها هستند و این دو نفر هم شرکت کردند، شاید توجیه آن این باشد که آقای قالیباف ظرفیتی دارد و آقای لاریجانی هم همین‎طور و اگر این افراد نبودند مجموعه اصول‎گرایی محدود‎تر می‎شد.

یکی از نقاط ضعف در وحدت اصول‎گرایان وزن‎کشی سیاسی است که منجر به سهم‎خواهی می‎شود. آیا سهم‎خواهی اضلاع اصول‎گرا در انتخابات، به نوعی نادیده گرفتن شاخص‎‎های اصول‎گرایی به‎حساب نمی‎آید؟ تأثیر سهم‎خواهی در فرآیند وحدت چگونه خواهدبود؟

سهم‎خواهی در حیقت یک روش عملی است، چراکه شما خیلی وقت‎ها برای پیاده کردن اصول در عمل دچار مشکل خواهید شد. به‎عنوان مثال در انتخابات مجلس هشتم که سه ضلع به توافق رسیدند تا هرکدام 10 نماینده معرفی کنند، در حالی‎که اصل برای انتخاب افراد شایسته‎سالاری است. در مدل کنونی

8 + 7 هم هدف این است که سهم‎خواهی کنار گذاشته شود و بر اساس شایسته‎سالاری افراد انتخاب شوند. انتظار این است که بعد از فتنه 88، اصول‎گرایان لیستی را ارائه کنند که در آن چهره‎‎هایی باشند قابل‎دفاع، کارآمد و شایسته برای قانون‎گذاری و چهره‎‎هایی متفاوت انتخاب شوند.

چشم‎انداز وحدت اصول‎گرایان چطور ارزیابی می‎کنید؟

تجربه نشان داده است گرچه ممکن است یک مقدار با کندی به نتیجه برسند، اما احساس می‎شود این بلوغ سیاسی را تجربه کرده‎اند که در موارد حساس به وحدت برسند و بنده نیز درخصوص موضوع وحدت میان اصول‎گرایان خوش‎بین هستم.

رضا سیفی/ نشریه پنجره


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین