درسهایی که باید از رهبر انقلاب آموخت


ایشان در ادامه به مطالب برخی از نشریات روزانۀ کشور و رسانهها اشاره کرده و میفرمایند: «بنده روزها ده بيست تا روزنامه را معمولاً همين طور يك مرورى ميكنم. بعضى از روزنامهها هر روزى چهار تا، پنج تا تيتر دارند كه هر كدام از اين تيترها كافى است دل يك آدم ضعيف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! اين كار را دوست ميدارند. حالا اغراض سياسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نميدانيم؛ كسانى را متهم نميكنيم؛ اما اين واقعيت است، اين غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقعبينى است؛ موجب نااميدى است.»

البته دعوت ایشان به رعایت انصاف در تحلیل شرایط کشور سابقۀ طولانی دارد و هر وقت موضوع کلام ایشان در مورد چنین مسائلی بوده، به تذکر در این باره مبادرت ورزیدهاند. اما با وجود این تذکرات پیدرپی همچنان شاهد برخی بیانصافیها هستیم که اولاً از سوی برخی مسئولین و رسانههای خودی صورت میگیرد و ثانیاً همیشه رنگ و بوی سیاهنمایی ندارد و گاه معطوف به نوعی خوشبینی مبتذل است. جالب قضیه آنجاست که این بیانصافیها در شرایطی رخ میدهد که خیلی از همین افراد مدعی ولایتپذیری هستند و این رفتارشان با آن ادعا مطابقت ندارد.
یکی دیگر از نقاط برجستۀ کلام رهبری، نظر ایشان پیرامون وضعیت اعتماد عمومی مردم نسبت به نظام و مسئولین کشور است. ایشان وجود اعتماد عمومی بالا نسبت به نظام را یکی از نقاط مثبت و قوت جمهوری اسلامی دانسته و در این باره میفرمایند: «كمتر كشورى در دنيا وجود دارد كه اعتمادى را كه مردم ايران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حكومتى خود داشته باشند. دليل اين اعتماد هم همين پديدههاى روشنى است كه جلوى چشم همه است. باز يك عدهاى اينها را نمىبينند، هى دم از بىاعتمادى مردم ميزنند؛ نخير، مردم به نظام اعتماد دارند.»

گفتنی است پس از ماجراهایی که به خاطر فتنۀ 88 بوجود آمد، نه تنها دشمنان نظام و سران فتنه بلکه برخی از روشنفکران، مسئولین و خواص مردود دائماً بر طبل از بین رفتن اعتماد مردم نسبت به جمهوری اسلامی کوبیدند و نظام را متهم به تلاش برای دامن زدن بر افزایش شدت آن کردند. در آن شرایط بود که پرده از حقیقت فتنۀ سبز برداشته شد و با گستاخیهای ایشان در عاشورای حسینی، مردم متوجه شدند که دعوا بر سر انتخابات و افراد نیست و این اصل دین و انقلاب است که مورد تهاجم قرار گرفته و به همین دلیل حماسۀ نه دی را خلق کردند. حماسهای که رهبر انقلاب از آن به عنوان یکی دیگر از شواهد اساسی وجود اعتماد ملی نسبت به نظام یاد میکنند و میفرمایند:
«علاوه بر اين، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، بمجرد اينكه مردم احساس كردند حركتى كه شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نيست، آن حركت عظيم را از خود نشان دادند. اينجور نبود كه فقط جوانهاى پرشور به ميدان بيايند؛ همه آمدند. حادثهى نهم دى يك حادثهى عجيبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اينها نشان دهندهى اعتماد مردم است. متأسفانه ميشنويم همين طور در اظهارات مصلحتجويانه، مكرر ميگويند: آقا اعتمادِ از دست رفتهى مردم را برگردانيد! كدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع ميكنند؛ اينها نمونههايش بود كه عرض كرديم.»
هرچند آنهایی که چشم و گوششان را بر حقیقت بسته بودند، یا این حماسه را ندیدند و یا تفسیر غلطی از آن کردند اما تلاششان برای القای بیاعتمادی در کشور همچنان ادامه یافت تا این روزها که به انتخابات مجلس نزدیک میشویم و شاهد اوجگیری این القائات هستیم. این خواص مردود در آستانۀ انتخاباتی دیگر و اثبات مجدد وفاداری مردم به اسلام و انقلاب و نظام، به منفیبافی متوسل شده و دائم هشدار میدهند که انتخابات آینده از رونق اندکی برخوردار خواهد بود و علتش حوادث بیجوابی است که در غائلۀ فتنۀ سبز بوجود آمده. ما منتظر میمانیم و در روز رأیگیری، نصرت الهی را که به آن وعدۀ قطعی شدهایم خواهیم دید.
سومین موضوع مهم در بین مباحث طرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب، اشاره به یکی از ضعفهای موجود در بین مسئولین جمهوری اسلامی است که شاید از این منظر تازگی داشته باشد. ایشان با اشاره به نداشتن تعصب گروهی و خویشاوندی در ارزیابی اعمال و افراد مختلف به وجه تازهای از این نوع تعصبات اشاره کرده و آنرا شبیه «رفتارهای قبیلهایِ» معرفی میکنند و میفرمایند:
«ميل به رفتارهاى قبيلهاى در ميدان سياست، در ميدان اقتصاد، از ديگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبيلهاى معنايش اين است كه تخطئه يا تأييدى كه نسبت به كار كسى ميكنم، ناشى نباشد از ماهيت عمل او؛ ناشى باشد از نحوهى ارتباط او با من. اگر از قبيلهى ما كسى كار خطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبيلهى مقابل اگر همان كار را انجام داد، اين قابل پيگيرى و تعقيب ميشود. كار خوب اگر از كسى كه مربوط به قبيلهى ماست، انجام گرفت، قابل تحسين و تشويق باشد؛ اگر از قبيلهى ديگر بود، نه. رفتار قبيلهاى اين است. اين رفتار، اسلامى نيست، انقلابى نيست. ما متأسفانه اينگونه رفتار را در ميان خودمان داريم. نميگويم همهگير است، فراگير است؛ اما وجود دارد.»
از آنجا که این نظام به علت قدمت تاریخیاش وارد مقولۀ فرهنگ شده و در آن خود را بازتولید کرده، در دورانهای مختلف تاریخی حتی در دوران متأخر و معاصر به اشکال مختلف خود را بروز میدهد و یکی از اساسیترین شاخصههای آن برقراری "ساختار مبتنی بر رابطه" در جامعه است که در زبان عامیانه به آن "پارتیبازی" میگویند. اینکه رهبر انقلاب در توضیح این قضیه از لفظ "رفتارهای قبیلگی" استفاده میکنند نشاندهندۀ عمق نگاه ایشان به مسائل سیاسی-اجتماعی موجود است که بر همۀ پیروان ولایت لازم است تا در جهت تفسیر و عمل به آن کوشا باشند.
همانگونه که در ابتدا نیز گفته شد، در این نشست موضوعات مختلفی از سوی رهبر انقلاب مطرح شد که بحث دربارۀ هر کدامشان به مجالی مناسب برای شرح درخور آن نیازمند است. اما به علت کمبود جا به همین موارد اشاره میکنیم و مابقی کار را به دیگران میسپاریم و در این مسیر امیدواریم تا نه تنها گوش شنوایی برای این رهنمودها داشته باشیم بلکه همتی برای اجرای این نکات در ما بوجود بیاید و ولایتپذیری ما صرفاً در مقام حرف نباشد. انشاءالله
سید مجتبی نعیمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


