اعتقاد به نظام و ولایت رمز موفقیت ایرانیان است
بولتن نیوز: مرتضی کاظمیان، روزنامه نگار جریان فتنه که به خارج کشور رفته است، در مقاله ای با عنوان "جمهوری اسلامی، یقه سفیدها و شلوار سبزها" ، به تحلیل مسوولان و هواداران نظام جمهوری اسلامی پرداخته و آنها را دردو گروه غیر نظامی و نظامی تحلیل کرده است و معتقد است که این دو گروه به خاطر منافعی که دارند، در مقابل خواسته های جریان فتنه و مخالفان نظام ایستادگی می کنند و به آنها تن نداده اند.

کاظمیان در این مقاله در سایت خبری تحلیلی جرس، نوشته است: قدرت و مسوولیت در جمهوری اسلامی را نباید تنها به رهبری انقلاب و ولایت فقیه محدود کرد بلکه باید دو گروه عمده در سیستم قدرت و مسوولیت نظام را نیز مورد توجه قرار داد. گروه اول را که با عنوان یقه سفیدها نام گذاری کرده شامل مدیران ارشد نظام هستند که در نهادها و دستگاه ها و شرکت های مختلف مشغول به کارند و ادعا کرده که بخشی از مسوولان نظام برای دسترسی به پست، مسوولیت و درآمد اقتصادی، در دستگاه های اجرایی، شرکت های اقتصادی و صنعتی و... حضور دارند و بخش دیگری از حامیان نظام در سپاه و نیروهای نظامی و انتظامی حضور دارند و در مقابل فتنه گران ایستاده اند. بخش قابل توجهی از نخبگان و نیروهای کارشناسی جامعه را به برکت «رانت» ثروت و قدرت و ارتباطاتی که با حاکمیت دارند، بهکار گرفتهاند و از دانش آن ها برای تثبیت جایگاه اقتصادی و موقعیت اجتماعی خویش سود میجویند.
بهترین جوابی که در پاسخ باید گفت این است که آیا فکر نمی کنید، این که مدیران جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته سعی کرده اند از متخصصان دعوت به کار کنند تا خود را به بهترین دانش و تخصص روز مجهز کنند نشانه تعهد و اعتقاد آنها به کشور و نظام است؟ این که تحصیلات دانشگاهی و انواع تخصص ها را فراگیرند و خود را به زبان های خارجی و تکنولوژی روز مجهز کنند و از بهترین متخصصان داخل و خارج در شرکت ها و مجموعه های خود بهره ببرند، نشانه علاقه آنها به خودکفایی، استقلال و بالندگی نظام است یا نشانه تعلق به مقام و پول و لذت های دنیوی؟
کسانی که به قول شما، تلاش میکنند شمرده و متین و با لبخند سخن بگویند و برافروخته و عصبانی نشوند؛ سفر خارجی میروند، به زبانهای بینالمللی تسلط دارند و با همتایان غیرایرانی خود مذاکره و معامله میکنند و... چگونه ممکن است که بدون اعتقاد و فقط به خاطر قدرت و درآمد مالی و ... در محافل بین المللی حاضر شوند. بسیاری از مسوولان نظام جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته، جان خود را برای دفاع از میهن و نظام گذاشته اند و از همه دارایی های خود گذشته اند و لذا نباید به خاطر عده ای خاص که در هر مجموعه و نظام و کشوری پیدا می شوند وبرای کسب مقام و ثروت تلاش وکار می کنند، همه تلاش های 3 دهه اخیر را تلاش برای حفظ قدرت نامید.
انسان ذاتا به دنبال سود ودرآمد است و اگر مردم و جوانان کار می کنند و درآمد کسب می کنند نباید تمام آن را رانت وفساد نامید. ضمن این که دادگستری جمهوری اسلامی با ریشه های فسادحتی در مورد پدیده آقازاده ها به مقابله پرداخته است.اگر عده ای در ایجاد شرکت های پیمانکاری و ساخت و ساز کشور مشارکت داشته اند و به خاطر تحریم های آمریکا و حامیان آن، در جهت خودکفایی کشور و استقلال اقتصادی حرکت کرده و در بسیاری از زمینه ها موفق شده اند دانش و فناوری دنیای امروز را بومی کنند به خاطر عشق آنها به وطن و نظام بوده و همان طور که بسیاری از کشورهای در حال گذار، روند صنعتی شدن و توسعه را پیش گرفته اند، جمهوری اسلامی نیز روند توسعه را در برنامه ها و سند چشم انداز پیش گرفته است و از استعدادهای درخشان جوانان و نیروی انسانی آموزش دیده در قبل و بعد از انقلاب بهره برده است.
اگر امروز پیمانکاران موفقی مانند قرارگاه خاتم الانبیا رشد کرده اند و درپروژه های مختلف حضور دارند، به خاطر شکل گیری توان فنی و مهندسی کشور با مشارکت افراد متعهد و متخصصی است که دلسوز کشور بوده اند و از جان گذشتگی آنان در طول 8 سال دفاع مقدس اثبات شده است و بعد از جنگ در عرصه سازندگی و گسترش عدالت اجتماعی و تقویت بنیان های علمی و صنعتی حضور یافته اند.طبیعت جامعه روبه رشد و نظام جمهوری اسلامی در حال توسعه همین است که انواع شرکت ها، دانشگاه ها، موسسات تحقیقاتی و علمی و ... را شاهد باشیم.
براین اساس، چه افرادی که در عرصه اقتصاد وصنعت و سازندگی حضور دارند و چه کسانی که در صف نظامیان ومدافعان جمهوری اسلامی حضور دارند هر دو از یک خط مشی و ایدئولوژی سرمشق گرفته اند و اعتقاد آنها به نظام، ولایت و کشور باعث شده که در هر صحنه ای که هستند، موفق عمل کنند.هر جا لازم باشد لباس رزم می پوشند و در جبهه مقابله با دشمن حاضر می شوند و هر جا صلح و آرامش برقرار باشد در جهت ساختن کشور مشارکت می کنند و در عرصه های بین المللی حاضر می شوند.

کاظمیان در بخشی از مقاله خود نوشته است: «دموکراسی» در جایی که آنها ایستادهاند، واژهای است که ذیل نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه، نه تنها بیمعنی است بلکه مفهومی «غربی» و «دشمن» ساخته برای جلوگیری از پیشرفت ایران است.در این زمین نیز باید به نویسنده تذکر داد که نظام جمهوری اسلامی، یک نظام مردم سالار دینی است و طبق قانون اساسی، مقام معظم رهبری، شخص اول کشور و ناظر بر سایر قواست و تمام ارکان نظام مستقیم و غیر مستقیم توسط رای مردم انتخاب می شوند. بر این اساس، با در نظر گرفتن انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و شوراها و مجلس خبرگان، مشارکت مردم در انتخابات را شاهد هستیم و به طور متوسط سالی یک انتخابات داریم که نشانه حضور مردم است اما درکنار این مشارکت گسترده مردم، که هر سال بیشتر می شود ودر انتخابات ریاست جمهوری هم به اوج خود رسید، قوانین وعملکرد سه قوه و سایر نهادهای کشور مبتنی بر شریعت اسلام است و ولایت مطلقه فقیه بر آنها نظارت دارد.براین اساس، نظارت ولایت فقیه، به معنی در نظر نگرفتن مردم سالاری و مشارکت مردم نیست. بلکه مردم ایران به چارچوبی رای داده اند که اسلام مذهب رسمی است و قوانین کشور و مجریان کشور برمبنای آن عمل می کنند و نظام ولایت فقیه بر آن نظارت دارد.
در سایر نظام هایی که دموکراسی و صندوق رای مبنای انتخاب افراد و احزاب است، به نوعی اعتقاد به لیبرالیسم، سوسیالیزم یا هر مکتب فکری و ایدئولوژیک وجود دارد ودموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد . تفاوت جمهوری اسلامی با نظام هایی که صندوق رای مبنای انتخاب افراد و قوای کشور است این است که اسلام به عنوان مذهب اکثریت ملت ایران مورد توجه ارکان نظام و ملت ایران و ولایت فقیه است و تجربه سه دهه گذشته جمهوری اسلامی نشان داده که این رژیم سیاسی قادر به حفظ کشور، استقلال سیاسی و اقتصادی بوده و نام ایران را در جهان مطرح کرده است.
این که رسانه های دشمن و رقبای سیاسی، طور دیگری اخبار و تحلیل ها را ارائه می دهند، نمی تواند مبنای قضاوت باشد و باید از خود ملت ایران پرسید که چرا از نظام حمایت می کنند، شهید می دهند، مشارکت سیاسی و اقتصادی دارند و ... تا مشخص شود که نظام جمهوری اسلامی تا چه حد در جهت تحقق اهداف خود موفق بوده است و بدون حضور بیگانگان قادر به پیشبرد زندگی ملت ایران بوده است.
کاظمیان طوری سخن گفته که انگار تنها بخشی از حکومت قادر به انجام فعالیت های سیاسی، اقتصادی هستند و بقیه ملت امکان فعالیت ندارند اما مشارکت مردم، وجود 22 میلیون نفرنیروی کار، 2 میلیون کارمند، میلیون ها کسب وکار وشرکت و اداره، حضور بسیار بخش خصوصی، کاهش حضور دولت در اقتصاد و انواع شرکت و نهادهای خصوصی، تاکید رهبر انقلاب بر خصوصی سازی و اصل 44، حدود 3 میلیون سهامدار در بورس کشور و... به خوبی نشان می دهد که امکان فعالیت در همه عرصه های کشور توسط مردم وجود دارد.
اما نویسنده به گونه ای نوشته که انگار ایران مانند حزب کمونیست چین، روسیه و... تنها با فعالیت طیف کوچکی از مدیران وابسته به حکومت اداره می شود. ایشان اگر به نتایج انتخابات و مشارکت میلیون ها نفر در دولت، مجلس، قوه قضاییه، سپاه، ارتش، شرکت های دولتی و به چگونگی هزینه بودجه عمومی دولت توجه نماید، متوجه خواهد شد که تنها یک گروه کوچک به منابع عمومی دسترسی ندارند، بلکه هزینه حداقل یک میلیون نفر معلم در آموزش و پرورش و هزینه های آموزش عالی، نشان می دهد که بزرگترین بخش بودجه عمومی کشور یعنی حدود 10 تا15 هزار میلیارد تومان بودجه جاری به بخش آموزش کشور اختصاص می یابد که معادل 10 درصد بودجه عمومی است.

اگر قرار باشد نگاه انحصار طلب به این موضوعات داشته باشیم و شرکت در پروژه ها را مختص شرکت های خارجی، آمریکایی، و افرادی خاص در کشور بدانیم یا منتظر کسانی باشیم که کشور را ترک کرده اند، نتیجه ای جز رکود و عقب ماندگی نخواهد داشت. اما باحضور نهادها و افراد متعهد کشور، شاهد چهار برابر شدن تولید سرانه، دو برابر شدن سهم صنعت از تولید کشور و رشد سرمایه گذاری های بسیار بوده ایم.
نویسنده مقاله در جایی به مقابله حامیان نظام با جریان فتنه پرداخته و حساسیت آنها را مقابله با مردم تحلیل کرده است در حالی که باید از ایشان پرسید وقتی عده ای از فتنه گران گوش به فرمان منافقین و سران فتنه در خیابان ها مزاحم کسب و کار مردم می شدند، آیا انتظار داشتید که قانون با آنها برخورد نکند؟ چرا خود را مدافع و سمبل آزادی مردم تفسیر می کنید و کسانی که مقابل شما می ایستند و توهین شما در روز عاشورا را جواب می دهند دشمن آزادی معرفی می کنید؟
این چه تحلیل و قضاوتی است که حرف خود را عین آزادی می دانید و به کشورهای خارجی و رسانه های دشمن، واشنگتن و لندن پناه می برید و با دشمن همراهی می کنید اما اگر کسانی در وطن با جوسازی و جریان سازی و اغتشاش شما برخورد کند دشمن دموکراسی و آزادی معرفی می کنید؟
آیا هر کس با آمریکا همراه نباشد دشمن آزادی و دموکراسی محسوب می شود؟
این که بسیاری از افراد جریان فتنه به آمریکا و اروپا رفته اند و با کشف حجاب و رفتارهای مختلف، رسانه های آنها را شلوغ کرده اند نشان می دهد که حرف ونیت شما برای سربلندی ملت ایران تا چه حد واقعی است و حرف و عمل نیروهای دلسوز نظام تا کجا می تواند به سربلندی ملت ایران کمک کند؟ قضاوت با خوانندگان و مردم
نویسنده مقاله در پایان برای زنده کردن جریان مردم فتنه و جنبش سبز نتیجه گرفته که یا باید با نظام و یقه سفیدها و شلوار سبزها همراه شد ویا «همچنان» منتقد وضع موجود بود؛ از زاویهای انتقادی و اعتراضی، هرچند «در سایه»، پیگیر «گذار به دموکراسی» بود، «جنبش سبز» بهمثابهی اصلیترین و عمدهترین جنبش اجتماعی، جنبش ملی و اعتراضی به وضع موجود، و بهمثابهی «سرمایه اجتماعی»، در خور حمایت، تبلیغ و تقویت است.
این تحلیل نشان می دهد که ناامیدی جریان فتنه به شدت بالا رفته و فتنه گران به جای این که دعوت به انتخابات کنند و در فعالیت های اقتصادی و سازندگی کشور و مقابله با تحریم های آمریکا و... مشارکت کنند، به کنار نشستن و انتقاد کردن از وضع موجود دلخوش کرده اند و مردم را به جای این که به فعالیت و جنب و جوش دعوت کنند تا مشکلات خود را حل کنند و کشور را به روند توسعه هدایت کنند، از آنها می خواهند که در انتخابات شرکت نکنند و باد هوا بخورند و تنها به انتقاد کردن مشغول باشند.

باید از این خارج نشین ها سوال کرد شما که با حمایت های مالی دشمنان نظام ارتزاق می کنید چگونه انتظار دارید که ملتی بزرگ به حرف شما گوش دهد از کار و کسب و فعالیت بایستد و تنها انتقاد کند و نظام مردم سالار دینی که 30 سال است پایداری خود را همراه با مردم ایران نشان داده ....تنها بگذارند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


