نقاشی ایران تنها رنگ و لعاب جدیدی گرفته است
وی بر این باور است که طی سال های گذشته هیچ گونه نوآوری در هنر نقاشی صورت نگرفته و هرآنچه امروز در بازار هنر به مخاطب ارائه می شود، همان آثار 30 سال پیش است که با رنگ و لعاب بیشتری و توسط شاگردان هنرمندان دیروز و اساتید امروز خلق می شود.
نقاشی ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟
نقاشی ایران طی سال های گذشته به دو بخش بازار نقاشی که به طور معمول مردم با آن درگیر هستند و بخش دیگر هنری بوده که تنها قشر خاصی را درگیر می کند. برخی از گالری داران به عنوان بنگاه های اقتصادی هنر نیز معتقد هستند که فروش آثار هنری در وضعیت مناسبی قرار داشته و گروهی دیگر نیز معتقدند که بازار هنر بسیار نامناسب است.
برسی بازاری که مردم به عنوان مخاطب با آن مواجه هستند نشان می دهد که چندان پیشرفتی در خرید و یا فروش آثار هنری نداشته ایم. به عنوان مثال می توان گفت در بسیاری از گالری هایی که در سطح شهر فعال هستند همان آثاری را می بینیم که 20 یا 30 سال پیش به مخاطب ارائه می شود با رنگ و آب بهتری چرا که فن و دانش نقاش نسبت به گذشته بهتر شده است.

نقاشی یک فن است و اگر فن نبود افراد نمی توانستند آن را یاد بگیرند آنچه که در نقاشی به عنوان خلاقیت نام برده می شود همان هنری است که باید به آن دست یافت. نقاشی در هنرهای تجسمی به این دلیل خاص است که تنها بخشی از افراد جامعه توانایی درک آن را دارند به عنوان مثال یک اثر مفهومی مورد توجه تعداد کمی از افراد در یک نمایشگاه قرار گیرد و درصد بالایی از بازدیدکنندگان گاه نمی توانند رابطه مناسبی را با اثر برقرار کنند.
در بازار نقاشی، اکثرا تکرار کارهای نقاشی اساتید دیده می شود و شاگردان از اساتید خود تقلید می کنند و هیچ تازگی از نظر ارائه آثار جدید دیده نمی شود. اگر تغییری هم طی سال های گذشته رخ داده است تنها با ورود مدل های اروپایی بوده و آن هم تغییر تنها در چهره های نقاشی صورت گرفته و نمی توان گذر زمان و پختگی هنر را در آن دید. به عنوان مثال در گذشته نقاشی ها برروی سوژه فالگیر بود و امروز بیشتر تابلوی شام آخر مورد پسند قرار گرفته است. در بازار هنر افرادی که به صورت تخصصی کار می کنند ممکن است چندان موفق عمل نکرده و سال ها طول بکشد تا فرد بتواند آثار خود را به فروش رساند و جایگاه مناسبی را پیدا کند.
چرا هنرمندان فعال در بازار عمومی برای ارتقاء سطح سلیقه مخاطب آثار جدیدی را ارائه نمی دهند؟

البته تعدادی از هنرمندان و اساتید درجه یک در کشور وجود دارند که بسیار حرفه ای بوده و جایگاه خاصی در بازار نقاشی دارند که افراد بسیاری از آنها خرید می کنند، اما اگر بخواهیم وضعیت هنرمندان را ارزیابی کنیم، باید بگوییم که بخش اعظم هنرمندان نقاشی بیشتر در انتظار آن هستند تا ببینند چه اثری مورد علاقه و استقبال مردم قرار می گیرد تا آن کشیده و به بازار ارائه دهند.
متاسفانه پوسترهای چینی با کیفیت بالا کم کم جای آثار نقاشی در بازار عمومی را گرفته و مردم تمایل بیشتری برای خرید این آثار دارند چرا که قیمت آن بسیار کمتر است این در حالی است که با رونق چنین پوسترهایی هنرمندان کمتر توانایی مقابله با چنین پدیده هایی را دارند. آثار تابلو فرش نیز یکی دیگر از موانع موجود در رونق بازار نقاشی است. در واقع کسانی که نبض بازار را در دست دارند با وارد کردن تابلو فرش ها به بازارهای هنری تمامی تلاش خود را کردند تا این آثار فروش کمتری را داشته باشد، این در حالی است که مردم به دلیل قیمت بالای تابلو فرش نیز کمتر توانایی خرید این آثار را دارند.
هنر نقاشی همچنان مورد استقبال یک قشر خاص از جامعه بوده و کمتر دیگر اقشار جامعه از چنین هنری استقبال می کنند.
با توجه به اینکه دولت یکی از متولیان اصلی در بخش هنر در کشور است، چه راهکارهایی را برای حل مشکلات موجود ارائه داده است؟
زمانی که بحث نقاشی و نوع قیمت گذاری بروی آن پیش می آید، باید بدانیم که یک اثر نقاشی به تنهایی برای یک نقاش چقدر هزینه بر بوده و چه مدت زمانی را برای صرف خلق آن کرده است. قبل از سال نو بازار نقاشی در تهران برگزار شد که قیمت آثار هنرمندان 100 هزار تومان بود این در حالی است که قمیت دستمزد یک روز یک کارگر نزدیک به همین رقم است. البته نمی گویم چنین طرحی برای جذب مخاطب بد است، هرچند در این بازار افراد زیادی آثار هنرمندان را خریداری کردند، اما نوع قیمت گذاری آثار باید به گونه ای باشد که بتواند پاسخگوی هزینه تولید اثر برای هنرمند باشد.

یک هنرمند نقاش برای نقاش شدن نیازمند گذر زمان و عمر خود است، به همین دلیل است که نمی توان قیمت آثار هنری را به خصوص در بخش نقاشی پایین آورد.
اگر دولت به عنوان متولی هنر در کشور تمایل به حمایت از هنرمندان را داشته باشد، می تواند موسسه ای را تاسیس کرده و نقاشان را استخدام کرده و براساس توانایی و حرفه نقاش آثار آن را خریداری کنند.
آیا چنین طرحی منجر به تولید آثار سفارشی در کشور نمی شود؟
خیر در حال حاضر در بسیاری از کشورها چنین طرحی اجرا شده و موفق هم بوده است. البته در گذشته نیز چنین طرحی در کشور اجرا می شد. به عنوان مثال نقاشان آثار خود را به موسسه مربوطه نشان داده و مسئولان براساس نیاز بازار تعداد از آثار را مثلا به تعداد 15 تا از هر اثر سفارش داده و آن را به کشورهای دیگر برای فروش می بردند که این خود برای افزایش فروش و معرفی آثار هنرمندان ایرانی در خارج از کشور بسیار موثر بود.
دولت باید چنین بازاری را برای نقاشی ایجاد کند. متاسفانه هنرمندان تمام عمر خود را کار می کنند اما در آخر به دلیل شکل نامناسب بازار به جایگاه مناسبی دست پیدا نمی کنند و حتی فضای مناسبی برای ارائه آثار خود ندارند. بسیاری از هنرمندان از ناچاری مجبور هستند تا آثار خود را به شیوه های خود ارائه دهد. به همین دلیل دولت تا زمانی که هنرمند نگران اجاره خانه و دیگر مشکلات اقتصادی نباشد نمی تواند بگوید که قدمی برای حمایت از هنرمندان برداشته است. تا زمانی که هنرمندان نگران مشکلات اقتصادی خود باشند هیچگاه نمی توان انتظار خلاقیت از آنها داشت.
یکی از راه های حمایتی دولت از هنرهای تجسمی، تصویب قانون نیم درصد بودجه عمرانی سازمان ها و نهادها برای خرید آثار هنری است، از نظر شما این طرح تا چه اندازه موفق خواهد بود؟
با تخصیص نیم درصد بودجه عمرانی سازمان ها و نهادها برای خرید آثار هنری، می توانیم امیدوار باشیم که بازار هنرهای تجسمی به خصوص بخش نقاشی با تغییر زیادی همراه باشد تغییری که به سمت رشد خواهد بود.
اما مهمتر از تصویب این قانون، چگونه تخصیص دادن آن برای خرید آثار هنری است. این تخصیص نباید به گونه ای باشد که تنها عده کمی از هنرمندان در این طرح شرکت کرده و تنها آثار تعداد خاصی از هنرمندان خریداری شود.
با توجه به اینکه بودجه هنگفتی از اعتبارات عمرانی برای خرید آثار هنری اختصاص داده خواهد شد، برقراری عدالت برای خرید آثار هنری از هنرمندان بسیار با اهمیت است. در واقع با توجه به بودجه اختصاص داده شده، برنامه ریزی کرده تا از تمامی هنرمندان خرید شود.
عدالت در خرید آثار هنری سبب می شود تا تمامی هنرمندان بتوانند در یک سطح آثار خود را به فروش رسانند. البته انتظار نداریم که از تمامی هنرمندان خرید شود، بلکه باید از هنرمندان با صلاحیت استفاده کرد البته در این زمینه نیز باید تحقیق لازم را انجام دهند.
شما در رشته کاملا متفاوتی تحصیل کرده اید و در نقاشی ادامه فعالیت داده اید، این همه تفاوت و تغییر از کجا آمده است؟
نقاشی را از دوران کودکی و با کمک معلم اول ابتدایی خود یاد گرفتم، در واقع معلم من برای آنکه بتواند من را مهار کند، یک کاغذ نقاشی به من داده تا وقت خود را به جای شیطنت به نقاشی بگذرانم. این مسئله سبب شد تا اشتیاق من برای آموزش نقاشی افزایش پیدا کند، البته هیچ گاه معلم نقاشی نداشته و خود دست به یادگیری زدم. البته نمی توان بدون تلاش تبدیل به یک هنرمند شد. در واقع هنرمند با هر روشی که دست به یادگیری بزند تا به نتیجه و دانش اصلی دست پیدا نکند نمی تواند تبدیل به یک هنرمند واقعی شد.

به همین دلیل نمی توان یک هنرمند را تفکیک کرد که وی به صورت آکادمیک هنر نقاشی را فرا گرفته و یا به صورت خودآموخته اما متاسفانه امروز چنین تفکیک هایی در برگزاری نمایشگاه های نقاشی صورت می گیرد.
اما باید بدانیم تا زمانی که یک هنرمند به دانش واقعی در هنر نرسد نمی تواند در زمینه بصری جوابگوی مخاطب بوده و در نهایت مخاطب نسبت به اثر ارائه شده هیچ واکنشی نشان نمی دهد. و این دانش براساس تجربه بدست می آید. در واقع رسید به چنین دانشی به خود هنرمند بستگی دارد تا با پشتکار به این درجه دست پیدا کنند.
هنرمندانی مانند شما که بدون تحصیلات آکادمیک به هنر نقاشی روی آورده، با چه مشکلاتی روبرو هستند؟
متاسفانه افرادی مانند ما در زمینه ارائه آثار خود با مشکلاتی روبرو هستند. امروز برای یک نمایشگاه زدن اولین چیزی که می پرسند این است که تحصیلات دانشگاهی داریم یا خیر. این در حالی است که حتی قبل از تصمیم گیری به اثر هنرمند توجه نمی کنند. متاسفانه وجود مافیا در برگزاری نمایشگاه ها و یا بازارهای فروش آثار هنری سبب شده تا بسیاری از هنرمندان فرصت فروش آثار خود را نداشته باشند. این در حالی است که در بسیاری از نمایشگاه ها به دلیل قیمت بالای آثار هنری، بسیاری از مردم توانایی خرید آثار را ندارند.
یکی از مشکلات موجود در بخش هنر به خصوص آموزش، کم توجهی به انتخاب استادان هنری است، کم توجهی در این زمینه تا چه اندازه می تواند به هنر آسیب رساند؟
متاسفانه این روزها یکی از بزرگترین مشکلات در بخش آموزش، استاد سازی توسط موسسات هنری مختلف است. این مسئله یکی از دغدغه های من در زمینه آموزش نقاشی از سوی مردم است. در واقع بسیاری از مردم با اعتماد به موسسات آزاد، از افراد به عنوان مدرس آموزش نقاشی می گیرند، این در حالی است که بسیاری از این افراد به تازگی مشغول عمل تدریس شده اند. البته این مسئله ایرادی ندارد اما اینکه آموزشگاه ها بدون درنظر گرفتن سابقه فرد، وی را استاد خطاب می کنند باعث می شود تا مشکلات زیادی نه تنها برای هنرجو بلکه برای مدرس نیز ایجاد شود. در واقع یدک کشیدن نام استاد برای مدرسان و یا هنرمندان جوان بسیار سخت بوده و گاه نمی توانند انتظاری که جامعه از آنها دارند را نمی توانند برآورده کنند.
بسیاری از آموزشگاه های آزاد برای اینکه نمی خواهند به اساتید درجه یک هنری دستمزد بالا بدهند، از هنرمندان جوان به عنوان مدرس استفاده می کنند. این گروه از آموزشگاه ها هرچند هزینه بالایی را از هنرجو دریافت می کنند اما دستمزد کمی را به مدرسان جوان می دهند. این مسئله سبب می شود تا هنر به درستی به هنرجو آموزش داده نشود و هنرجو تنها هزینه گزافی را برای آموزش پرداخت کند. در حالی که با چنین هزینه ای حتی بسیاری از دروس هنری را به درستی آموزش نمی بینند. این نوع برخورد آموزشگاه می تواند به عنوان بی احترامی به اساتید واقعی در رشته هنر باشد چرا که این گروه عمر خود را برای رسیدن به مرحله استادی گذرانده و صلاحیت لازم برای آموزش دیگران را پیدا کرده اند.
البته استفاده از اساتید در آموزشگاه های آزاد نیز سبب می شود تا نه تنها هنرجو از آموزش درست استفاده کند بلکه آموزشگاه نیز از اعتبار لازم برخوردار خواهد شد. چنین مشکلاتی سبب شده تا وضعیت آموزش هنر را در کشور به نابودی کشانیم. متاسفانه وزارت ارشاد نیز به عنوان متولی آموزش هنر در کشور نیز توجهی در این زمینه از خود نشان نمی دهد. در واقع وزارت ارشاد به این دلیل که کمتر در زمینه آموزش ورود پیدا کرده نمی تواند بدون آگاهی از سطح دانش مدرسین نظارت لازم را داشته باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



خیابان پیروزی . دومین تابلو مینیاتورم را ضامن آهو
را قرار بود تمام کردم بیارم نشانتان بدهم. ازدواج کردم و مدتی از شما بی خبر بودم . تا اینکه شنیدم از انجا نقل مکان کردید. ضمن اینکه خبر شوک آور آقا زادتون را شنیدم تا مدتها یاد خاطراتی که ازشون می گفتید را با خودم مرور می کردم. یاد و خاطرشان گرامی روحشان شاد.
بابت تمام آموزشی که یکی از بهترین روزهای عمرم شاگردی شما بود سپاسگزارم هیچ وقت فراموشتان نمی کنم استاد من در مدت کوتاهی که شاگرد شما بودم خیلی چیزها از شما یاد گرفتم در پناه خدا باشید
انشاالله همیشه سلامت باشید
انتظار نداشتم با این کامنت رو به رو شم
از اتفاق من همون بچه چهار پنج ساله ام ☺️